llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
صفحه 18 از 24 نخستنخست ... 8141516171819202122 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 238
  1. #171
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فصل 32

    «ابوعايشه»، سرشار از ترديد و سردرگمى،

    همانند انسانى كه راه خود را گم كرده باشد،

    پيش و پس مى شد

    و با حساب سنجى يك تاجر كارورزيده،

    زير و بالاى كار را مى سنجيد. پيش خود گفت:

    - گيرم «بنى هاشم» به نبوّت اكتفا كنند

    و خلافت را به طوايف ديگر قريش بسپارند،

    امّا با سفارش ها و وصاياى پيامبر

    كه در سينه ها و قلب ها جاودان مى مانَد، چه مى كنند؟

    او غرق انديشه هاى خود بود

    و دوستش دزدانه به او مى نگريست.

    نگاهش لبريز از عزم و اراده اى استوار بود

    كه جز «جرّاح» كسى آن را درنمى يافت.

    اينك، «ابوحفصه» همانند طوفانى سركش

    و سيلى نيرومند مى نمود

    و در ژرفناى جانش شعله ى كلماتى كه روزى مردى يهودى

    بر زبان را نده بود، زبانه مى كشيد:

    - تو پادشاه عرب هستى.

    «عمر» در اين رؤيا غوطه مى خورد،

    كه «عويم» و «معن» فرارسيدند.

    ابوحفصه بانگ زد: - چه شده است؟

    اينك، مجال درنگ نبود.

    وقت، به سان ابر مى گذشت.

    هر سه مرد با هم روان شدند.

    اگر از دور، آنها را مى ديدى،

    درمى يافتى كه بلايى بزرگ بر سرشان فرود آمده است.

    با شتاب و سراسيمه، راه را پشت سر نهادند.

    پيامبر هنوز جامه پيچيده، در بستر،

    با زبان سكوت سخن مى گفت؛

    با زبانى شگفت كه تنها

    گوش هاى هوشيار آن را درمى يابند.


    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  2. #172
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مردانى از «اوس» و «خزرج»،

    از بيمِ آينده، گرد هم آمده بودند؛

    و مردانى از قريش

    به سوى «سقيفه ى بنى ساعده» مى شتافتند،

    در حالى كه پيامبر آنها را

    با زبان سكوت ندا مى داد.

    گويى اكنون در «عينين»،

    غنائمى دلاويز و وسوسه انگيز

    از دور جلوه مى كردند

    و تيراندازان سنگر خويش را رها مى ساختند؛

    و پيامبر آنها را فرامى خواند.

    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  3. #173
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آن سه مرد به سقيفه پاى نهادند.

    چهره ها رنگ پريده و نزار مى نمودند

    و زردى بر آنها سيطره يافته بود.

    رشته ى كار از دستشان بيرون رفته بود.

    «ابوحفصه» در آستانه ى انفجار بود،

    اگر ابوبكر پا در ميان نمى نهاد:

    - اى عمر! درنگ كن.

    اكنون، مدارا سزاوارتر است.

    آنگاه، ابوبكر به آرامى

    با اوس و خزرج سخن گفت:

    - اى انصار! چه كسى فضل ديانت شما

    و پيشينه ى ارجمندتان

    در يارى اسلام را انكار مى كند؟

    خداوند شما را به يارى دين و پيامبر خود برگزيد

    و هجرت رسول را در ميان شما مقدر ساخت.

    بيشترين همسران و اصحاب پيامبر هم از شمايند.

    سپس، تير خود را به هدف نشاند:

    - ما اميرانيم و شما وزيرانيد.

    «حبّاب» به اعتراض برخاست

    تا زير بار اين خوارى نرود:

    - خير! از ما اميرى و از شما نيز اميرى!



    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  4. #174
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    عمر براى هجوم برخاست:

    - هرگز! هيچ گاه دو نفر در يك جاى نمى گنجند.

    به خدا سوگند! عرب هرگز نمى پذيرد

    كه شما امير باشيد،

    در حالى كه پيامبرشان از غير شماست.

    امّا عرب باكى ندارد كه اميرش

    از همان خاندانى باشد كه پيامبر

    و صاحب اختيارشان از آن بوده است.

    هرگاه نيز عربى از اين امر سرباز زند،

    ما مى توانيم در برابرش دليلى آشكار

    و دستاويزى استوار ارائه كنيم.

    او كه اينك وجودش را حماسه

    و دليرى پيروزمندانه اى فراگرفته بود،

    سخنش را چنين پى گرفت:

    - هيچ كس نيست كه در ولايت و رهبرى محمّد

    و نيز در اين كه ما نزديكان و خويشان اوييم،

    با ما جدال كند، مگر آن كه ياوه گو باشد

    يا در راه گناه گام بردارد

    يا بخواهد خود را به هلاكت بيفكند.

    حبّاب، خمشگينانه پاسخ داد:

    - اى انصار! اميرى خود را در اختيار گيريد

    و به سخن اين فرد گوش نسپاريد،

    زيرا آنان مى خواهند سهم شما را بربايند.

    اگر از خواسته ى شما سرباز زدند،

    از اين وطن برانيدشان.

    ما به اميرى، سزاوارتر از آنانيم.

    با نيروى شمشير ما بود كه عرب به اين دين سرسپرد.

    در اين هنگامه، او نيز در چنگال

    غيرت و حماسه گرفتار شده بود.

    از اين رو، بر تهديدات تند و تيز خود افزود:

    - من شيرزاده اى هستم در آشيان شير.

    به خدا سوگند! هر كس از سخن من سربپيچانَد،

    بينى اش را با شمشير درهم مى كوبم.

    عمر مهيّا شد تا با نرم زبانى

    همراه با صلابت، اين طوفان را فروبنشانَد:

    - آنگاه، خداوند تو را هلاك خواهد ساخت.

    - بلكه تو را هلاك خواهد ساخت.


    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  5. #175
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مردى از خزرج برخاست

    تا پرچم سفيد را برافرازد:

    - ما نخستين كسانى بوديم

    كه خدا و رسولش را يارى كرديم

    و با مشركان به جهاد برخاستيم،

    امّا در پى بهره ى دنيايى نيستيم.

    همانا محمّد از قريش بود و قوم او

    در اين امر سزاوارترند.

    اى انصار!

    تقواى خدا را پيشه سازيد

    و با آنان به مخالفت و جدال برنخيزيد.

    عمر نفسى به آسايش كشيد

    و در انتظار ماند تا قلعه ها فروريزند.

    حبّاب با سرافكندگى فرياد زد:

    - به پسر عموى خود حسد ورزيدى!

    - به خدا سوگند! چنين نيست.

    من بيزارم از اين كه با مردمى

    در حقّ خدا دادشان به ستيز برخيزم.

    آنگاه، ابوبكر دست به كار شد

    تا نخستين ثمره ها را برچيند.

    به عمر و «ابوعبيده» اشاره كرد و گفت:

    - من يكى از اين دو تَن را به اميرى مى پسندم.

    با هر يك كه خود مى خواهيد، بيعت كنيد.

    به شيوه اى كه پيدا بود اتّفاقى نيست،

    عمر برخاست و انكارورزانه گفت:

    - پناه بر خدا!

    تو برترين مهاجرى. دست پيش آر!

    ابوبكر دست پيش آورد

    و بدينسان سيب در دست او افتاد!

    مردى از خزرج به پا خاست و با او بيعت كرد؛

    آنگاه، مردى از اوس...

    و چنين شد كه قلعه ها و حصارها فروريختند.

    و اين گونه بود كه نخستين گام نابخردانه

    در تاريخ اسلام برداشته شد.




    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  6. #176
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    حبّاب سخت برآشفته شد،

    همانند انسانى كه جنون به او روى آورده باشد.

    ابوبكر، مداراگرانه به او روى نمود:

    - اى حبّاب! آيا از من بيم دارى؟

    - از تو نه! امّا از آن كه پس از تو خواهدآمد، آرى.

    - اگر چنين شد، تو و يارانت صاحب اختيار خواهيد بود،

    زيرا بند طاعت ما بر گردن شما افكنده نمى شود.

    - هيهات اى ابوبكر!

    آنگاه كه من و تو رخت بربنديم،

    كسى خواهد آمد

    كه ما را خوار و زبون خواهد ساخت.

    ابوعبيده با نرم زبانى گفت:

    - اى انصار! شما نيز داراى فضليد،

    امّا همانند ابوبكر و عمر و على

    در ميان شما يافت نمى شود.

    «زيد» كه نام على او را برانگيخته بود، به سخن آمد:

    - ما منكر فضيلت آنها كه نام بردى، نيستيم.

    امّا در ميان ما نيز كسانى يافت مى شوند،

    همچون: بزرگِ انصار «سعد بن عباده»،

    پيشواى عالمان «سعد بن معاذ»،

    و «خزيمه»ى ذوالشهادتين

    . از آنان كه نام بردى نيز يكى هست

    كه اگر در پى خلافت باشد،

    هيچ كس با او ستيز نخواهد كرد.

    - او كيست؟

    - على بن أبى طالب...

    به خدا سوگند!

    تنها هنگامى انصار در سقيفه گردآمدند

    كه بوى خيانت شبانگاهى را استشمام كردند.


    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  7. #177
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فصل 33

    روز دوشنبه هم گذشت.

    اكنون، اندوه همچون كلاغى افسانه اى،

    بال و پر خويش را بر سرِ زمين گسترده بود.

    فاطمه، ماتمزده، سرش را به سينه اى تكيه داده بود

    كه ديگر نسيم به زيارتش نمى آمد.

    فاطمه در حال گوش فرادادن

    به آواز سكوت پيامبرانه بود.

    سكوت، زبانى دارد كه تنها

    قلب ها آن را مى شنوند

    و عقل ها به آن گوش فرامى دهند.

    چشمانى كه پنجره ى نور بودند،

    اكنون پلك بر هم نهاده اند.

    دستانى كه گهواره ى هستى بودند،

    اينك فروآويخته اند.

    روحى كه تاريخ و انسان را ساخته بود،

    به دوردست كوچيده است

    و اين سيّاره ى پر هياهو را

    در ميان تيرگى ها و سختى ها رها كرده است.



    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  8. #178
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سرانجام، لحظه ى فِراق فرارسيد.

    انسان آسمانى،

    جامه ى زمينى اش را فرونهاد

    تا به جهان سرشار از نور بكوچد.

    زمينيان، واژه هاى پيامبر را شنيدند

    كه به آسمان نگريست و ندا داد:

    - هموست برترين دوست!

    اى خاموشى گزيده!

    سكوت تو رساتر از همه ى زبان هاى دنياست

    و سكون تو آواى حق را

    در جهانِ باطل پژواك مى بخشد.

    به راستى كه زمين سخت لرزيد

    و پايه ى آن رَدا از جاى كنده شد؛

    ردايى كه باد در برابرش

    سر تسليم فرود مى آورد؛

    ردايى كه جامه ى زرنگار يمانى را

    از هم مى دريد؛

    ردايى كه پيامبر،

    آن واپسين پيامبر را در خود فرامى گرفت،

    و نيز مردى را كه در همه چيز

    جز نبوّت همانند «هارون» بود،

    و هم بانويى را كه سرور دختران «حوّا» بود،

    و دو نواده را كه آخرين نوادگان رسول در تاريخ بودند.


    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  9. #179
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    على، در برابر كالبدى زانو زده بود

    كه روح بزرگش جزيره را روشن ساخت

    و اينك، هنوز پرتو آن نور

    بر پيشانى سردش مى درخشيد،

    همانند خورشيدى كه

    روى به سوى شفق داشته باشد.

    اكنون، پشت ديوارهاى خانه اى كه

    اندوهى جاودانه بر آن سايه افكنده بود،

    فرياد مردان، همچون باد زرد،

    در هوا مى پيچيد؛

    فريادى كه تا مسجد فاصله اى نداشت،

    همان مسجدى كه تنها يك ديوارِ در حال فروريختن،

    آن را از خانه جدا مى كرد.

    مردى از بنى هاشم پيش آمد

    و با خود اخبار سقيفه را آورد:

    باد، هجوم خيز و ويرانگر خواهد وزيد

    و هيچ چيز و هيچ كس را بر جا نخواهد نهاد.

    على پرسيد:

    - انصار چه گفتند؟

    - گفتند: «از ما اميرى و از شما نيز اميرى!»

    - چرا اين گونه در برابرشان

    استدلال نكرديد كه پيامبر سفارش كرد:

    «به نيكوكارانِ انصار احسان ورزيد

    و از بدكارانشان در گذريد.»؟

    - با اين سخن چگونه مى توان

    در برابر آنان استدلال كرد؟

    - اگر امامت در ميان ايشان جارى بود،

    هرگز پيامبر چنين سفارشى درباره ى آنان نمى كرد.

    اندكى درنگ ورزيد و سپس پرسيد:

    - قريش چه گفتند؟

    - گفتند: «ما همچون درختى از ريشه ى محمّديم.»

    على با اندوه نجوا كرد:

    - درخت را دستاويز ساختند

    و ثمره ى آن را تباه كردند.


    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  10. #180
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,839      تشکر : 57,673
    171,696 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    «هارون» ايستاده بود

    و با سرگشتگى

    به ريگزاران «سينا» مى نگريست

    و مشتاقانه انتظار بازگشت برادرش را مى كشيد.

    «موسى» روى به سوى كوه داشت:

    - اى موسى!

    چه چيز تو را واداشت

    تا از قومت پيشى گيرى؟

    - آنها همانهايند كه از پى من روان اند.

    اى پروردگار من!

    به سوى تو شتافتم تا خشنود گردى.

    - ما قومت را پس از عزيمت تو آزمايش كرديم

    و «سامرى» گمراهشان ساخت.


    موسى، خشمگين و اندوهناك بازگشت

    و لوح هاى آسمانى را با خود بازآورد.

    «هارون» در برابر طوفان ايستاده بود

    و گوساله در ميان پرستندگان خود نعره مى زد.

    هارون مِهرورزانه گفت:

    - شما با اين گوساله آزموده شده ايد

    و پروردگارتان خداى رحمان است.

    از پى من بياييد و فرمانبردارم باشيد.

    - ما هرگز از پرستش آن دست بر نمى داريم

    تا موسى نزدمان بازگردد.


    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




صفحه 18 از 24 نخستنخست ... 8141516171819202122 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •