llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
صفحه 20 از 24 نخستنخست ... 10161718192021222324 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 238
  1. #191
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فصل 36

    بر گستره ى زمين و در جغرافياى هستى،چه كوچك است «فدك».

    امّا چه بزرگ است و پهناور بر نقشه ى تاريخ.
    «سامرى» شتافت تا پيش پاى گوساله زانو زند.

    بتهاى عرب، چشمان سنگى خود را گشودند و ابلهانه خيره ماندند.

    در چشمان «اسخريوطى» برق نيرنگ درخشيد،

    همو كه به فرزند «مريم» خيانت ورزيد.

    «بنى اسرائيل» به «هارون» هجوم آوردند

    و پروانه ها به نهانگاه خويش گريختند.

    آنگاه، باد زمهرير همچون گرگى ديوانه، زوزه سرداد.

    «فاطمه» در برابر طوفان قامت افراشت و فرياد برآورد:

    - «يوسف» را نكشيد!

    - او را در عمق تاريك چاه نيفكنيد!

    - به فرزند «مريم پاك دامن» خيانت نورزيد...

    گوساله را در برابر خدا به پرستش نگيريد...

    هارون را نكشيد!

    - بگذاريد پروانه ها در امواج نور شناور باشند...

    شعله ها را خاموش نسازيد...

    زمين را از بار گناه گرانبار نكنيد...

    بگذاريد «هابيل» رمه ى خويش را به سلامت بچراند!



    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  2. تشكر

    مدير اجرايي (20-02-1391)

  3. #192
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فاطمه ايستاده بود

    و به افق دوردست كه از سختى ها و حوادث بزرگ نشان داشت، مى نگريست.

    او همچنان پيش روىِ طوفان چراغ افراشته بود،

    به اين اميد كه صحرا و تاريخ را روشن سازد.

    زود است كه كارزارى سخت درگيرد و همه چيز را نابود كند؛

    كارزارى شگفت كه سلاح آن صبر و سكوت شكسته بالانه است.

    «على» بايد «ذوالفقار» را كنارى نهد و با سكوت فرياد كند؛

    با سكوتى كه در تاريخ طنين مى اندازد.

    و «فاطمه» بايد پس از ساليانى عبادت و زارى در محراب،

    اكنون سلاح سخن در دست گيرد.

    فاطمه برخاست.

    از محراب سكوت سر بر آورد

    تا در برابر كسانى كه «فدك» را در تاريكى شب به سرقت بردند،فرياد كند؛

    مبادا آينده و تاريخ را در روشنايى روز به سرقت برند.

    فاطمه آمد تا ميراث خويش را بخواهد.

    تنها سلاح او، قامت درختان فدك بود:

    - ميراث من از پدرم «رسول الله» را بازده!

    «ابوبكر» پاسخ داد:

    - از پدرت شنيدم: «ما پيامبران هيچ ميراثى به جا نمى گذاريم.»

    - پس چگونه «داود» براى «سليمان» ميراث نهاد؟

    و چگونه «زكريّا» گفت: «او از من و خاندان يعقوب ارث مى بَرَد»؟

    - من، خود، از پيامبر شنيدم: «ما پيامبران هيچ ميراثى به جاى نمى گذاريم.»

    «عايشه» و «حفصه» نيز بر اين سخن گواه اند.

    - سبحان اللّه! پدرم هرگز از كتاب خدا رويگردان نبود

    و با احكام آن مخالفت نمى ورزيد.




    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  4. تشكر

    مدير اجرايي (20-02-1391)

  5. #193
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    شعله ى انقلابى در قلب فرزند فاطمه زبانه كشيد.

    او كه هنوز كودكى بود،

    رداى مردى را كه در ميراث مادرش با او در افتاده بود، كشيد

    و فرياد برآورد:

    - از منبر پدر من فرودآ و بر منبر پدر خويش بنشين!

    مرد، زيركانه پرسيد:

    - اين سخن را چه كسى به تو آموخته است؟

    كودك به سكوت پناه برد.

    مرد ديگربار به سراغ همان بهانه رفت كه اينك نيكو آموخته بود.

    فاطمه، گل خوشبوى پيامبر را به سينه چسباند

    و در آنان كه ميراث پدرى اش را ربوده بودند، خيره شد:

    - چنين نيست. نفس شما كارى را در نظرتان آراسته است.

    اكنون براى من «صبر زيبا» بهتر است

    و خداست كه درباره ى آنچه مى گوييد، بايد از او يارى خواست.

    [يوسف/18:«... سولت لكم انفسكم

    امرا فصبر جميل والله المستعان على ما تصفون.]

    فاطمه آن جا را ترك گفت

    و بدينسان پرسشها برانگيخت

    و نشانه هاى سؤال را پراكند.

    خليفه، اندوهگينانه نزد دوستش به سخن درآمد:

    - آيا سزاوارتر نيست كه فدك را به او بازگردانيم؟

    من از دختر محمّد بيم دارم.

    «ابوحفصه» به او دليرى بخشيد و گفت:

    - دوست من؛ نترس!

    از پس اين غبارِ تيره، آفتاب برخواهد زد.

    اين، تنها اندكى به طول مى انجامد

    و آنگاه، همه چيز پايان مى يابد ،

    گويى كه هيچ چيز رخ نداده است.

    سپس آهسته دست بر شانه ى او نهاد.

    به راستى كه خوب مى دانست چگونه در دل او راه پيدا كند:

    - نماز بگزار... زكات بپرداز!

    نيكى ها، بدى ها را مى شويند.

    در ميان اين همه نيكوكارى، از يك گناه كارى بر نمى آيد.





    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  6. تشكر

    مدير اجرايي (20-02-1391)

  7. #194
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    چهره ى ابوبكر به شادمانى شكفت و گفت:

    - عمر! اندوهى را از من زدودى.

    آنگاه، خليفه به فرياد آمد

    ، در حالى كه اراده اى استوار كلماتش را بُرندگى مى بخشيد

    و مرگ و تباهى را مى پراكند:

    - آگاه باشيد كه اگر مى خواستم،

    زبان مى گشودم و اگر زبان مى گشودم،

    پرده ها را مى دريدم.

    امّا سكوت ورزيدم تا اين سرا را ترك گفت...

    از دخترى يارى مى جويند و زنان را برمى انگيزند!

    امّا من پرده درى نمى كنم و دست و زبان نمى گشايم،

    مگر در برابر كسى كه سزاوار باشد.

    «امّ سلمه» كه زنى نيكومنش بود،

    به اعتراض برخاست:

    - آيا با فاطمه بايد اين گونه سخن گفت؟

    او بانويى بهشتى و هَمْشُمار «مريم» است.

    او در دامان پيامبر پرورش يافته

    و فرشتگان دستگردانش كرده اند.

    آيا مى پندارى رسول خدا ميراثش را بر او حرام ساخته است؟





    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  8. تشكر

    مدير اجرايي (20-02-1391)

  9. #195
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فاطمه به خانه بازگشت.

    اندوه، همچون پرنده اى شكسته بال،

    بر خانه هاى مدينه فروافتاده بود.

    فاطمه به محراب پناه برد تا از آسمان،

    روح و حيات و نور بجويد و از عناصر زمين،

    اين زمين گرانبار از خون آدمى، تن برهانَد.

    مى خواست به جهان ديگر بپيوندد؛

    جهانى كه در آن از رنج و عذاب نشانى نباشد.

    در جستجوى خانه اى بود از ياقوت

    كه در آن نه دردى باشد و نه مصيبتى.

    او همچنان در پى مادر مى گشت.

    آن شب، فاطمه به محراب پناه برد و ناليد:

    - پروردگار من!

    برايم در بهشت خانه اى بساز و رهايى ام بخش!

    لحظه اى چشمانش بر هم آمدند:

    آبشارى از نور نبوّت جريان يافت.

    با شور و شوق، آواز داد:

    - پدر جان،

    اى رسول خدا!

    آسمان از ما پيوند بُريده است.

    بال هاى فرشتگان آهسته فرود آمدند

    و بسترى از نور، آسمان را گستراند.

    فاطمه به جهان ملكوت پاى نهاد

    و رفت تا در عالَم نور شناور گردد.

    فرشتگان صف آراسته بودند

    و باغستان ها پُر درخت مى نمودند.

    جويباران، زندگى را جارى مى ساختند

    و بانوان سيه چشم بهشتى در ميان درختان،

    جاودانه در تكاپو بودند.

    يكى از آنان به فاطمه خطاب كرد:


    - خوش آمدى اى بهشتى بانوى آدمى پيكر!




    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  10. تشكر

    مدير اجرايي (20-02-1391)

  11. #196
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فاطمه در جهانى شفّاف و رنگين گام مى نهاد.

    به جويبارى روان اشاره كرد كه موج هاى سپيدش،

    شكن در شكن پيش مى تاختند و گرداگرد قصرى جريان مى يافتند،

    قصرى برپا در آغوش انبوه درختان كه نور از هر سو آن را در دامان گرفته بود.

    بانوى بهشتى گفت:

    - اين «فردوس» است؛

    جايى كه بهترين فرزند آدم، «محمّد»، در آن مى آسايد.

    - پدرم كجاست؟

    آبشارى از نور محمّد جريان يافت.

    جامه اى از ابريشم به تن داشت،

    به رنگ بهار.

    فاطمه پيش دويد.

    شكيبايى اش را يكسره از دست داد.

    احساس كرد كه به دامان مادرش بازمى گردد؛

    به جهانى كه وابسته ى آن است:

    - بنگر كه خداوند برايت چه فراهم كرده است.

    دردهاى تو پايان يافته اند

    و هنگام آسودگى ات فرارسيده است.

    بنگر كه پارسايى و زُهدت

    چگونه بهشتى پديد آورده است

    كه پهنه اش به گستردگى آسمان هاست.

    بنگر كه آن بستر تنيده از الياف خرما

    چگونه به سَريرى از حرير تبديل گشته است.

    بنگر كه گرسنگى و كم جامگى ات

    چگونه در چهره ى ميوه ها و خوشه هاى در دسترس

    و جامه هايى از ديباى زرّين و ابريشمين جلوه كرده است.

    بنگر كه اشك هايت،

    جوى هاى شير و عسل جارى ساخته اند.

    بنگر كه حجره ات قصرى شده است...

    بنگر كه تاريكيهاى زمينى ات آبشارانى از نور گشته اند.

    ناگاه، فاطمه به خود آمد.

    به زمين بازگشت تا با آن وداع كند

    و واپسين كلماتش را پيش از كوچ هميشگى بر زبان براند.

    بازگشت تا «خانه ى اندوه» را به پا كند؛

    جايى كه زمينِ گرانبار از رنج و اشك و درد در آن بگريد.





    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  12. تشكر

    مدير اجرايي (20-02-1391)

  13. #197
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فصل 37



    فاطمه مقنعه را گرد سر و گردن پيچيد،

    جامه و رداى خود را بر تن افكند

    و به فرمان خدا بر پا خاست.


    از خانه ى او تا مسجد چند گام بيش نبود.

    با گام هايى استوار پاى در راه نهاد:

    گويى محمّد است كه بازگشته

    تا از نو راه نيكو زيستن را به انسان بياموزد

    و او را به سرچشمه ى روشنايى و جاودانگى رَهنمون گردد.

    فاطمه در حلقه اى از زنان و دختران

    به مسجد پاى نهاد تا پيام خود را به امّت و تاريخ ابلاغ كند.

    از وراى حجاب، ناله مى كرد؛

    ناله هايى هماواى «هابيل».

    پيش از مرگ، رنج هاى «آسيه» و اندوه «مريم»

    و سوز و گداز «يوكابد» او را در بر گرفته بود.

    مهاجران و انصار مى گريستند

    و دل هاى سنگواره مى لرزيدند

    و به نرمى مى گراييدند.

    دختر واپسين پيامبر و همسر بنيانگذار بلاغت عرب،

    زبان به سخن گشود:

    «ستايش از آنِ خداست به خاطر نعمت هايى كه بخشيده است؛

    و سپاس شايسته ى اوست براى انديشه ى پاكى كه در دلها آفريده است.

    درود باد او را بر نعمت هاى گسترده اى كه در آغاز بخشيد

    و عطاهاى فراوانى كه عنايت كرد و احسانى كه پياپى نثار نمود؛

    نعمت هايى كه از شمار افزون اند و سپاس گفتنشان بيرون از توانِ انسان است

    و انديشه ى ما از دريافتن نهايتِ آنها ناتوان است.

    [الحمدلله على ما انعم والشكر على ما الهم و الثناء بما قدم من

    عموم نعم ابتداها و سبوغ الاء اسداها و تمام منن اولاها

    جم عن الاحصاء عددها و ناى من الجزاء امدها

    و تفاوت عن الادراك ابدها.]






    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  14. تشكر

    مدير اجرايي (20-02-1391)

  15. #198
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    من گواهى مى دهم كه جز «اللّه» خداوندى نيست،

    همان كه يگانه و بى اَنباز است.

    خداوند، بندگىِ بى آلايش را ترجمان اين گواهى قرار داده

    و دلها را پايبند اين اعتقاد ساخته

    و چراغِ اين انديشه را در عقل انسان برافروخته است.

    چشمان نمى توانند او را ببينند،

    زبان ها نمى توانند او را وصف كنند،

    و گمان ها نمى توانند چگونگى اش را دريابند.

    او هستى را از هيچ پديد آورد

    و آن را بدون الگو گرفتن از نمونه اى آفريد؛

    با قدرت خويش جهان را شكل داد

    و با خواست خود، آن را پيدا ساخت.

    [و اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشريك له

    كلمه جعل الاخلاص تاويلها و ضمن القلوب

    موصولها و انار فى التفكير معفولها الممتنع

    عن البصار رويته و من الالسن صفته و من

    الاوهام كيفيته. ابتدع الاشياء لامن شى ء كان

    قبلهاوانشاها بلااحتذاءامثله امتثلها كونها بقدرته

    و ذراها بمشيتيه.]

    و نيز گواهى مى دهم كه پدرم، «محمّد»، بنده و فرستاده ى خداست.

    خداوند پيش از آن كه او را بفرستد، وى را برگزيد

    و پيش از آن كه برگزيند ، او را ناميد

    و پيش از آن كه برانگيزد، او را انتخاب كرد.

    و اين، هنگامى بود كه آفريدگان از ديده ها نهان بودند

    و پشت پرده ى بيم نگران بودند و در نهايت نيستى سرگردان بودند.

    [و اشهد ان ابى محمد عبده و رسوله اختاره قبل ان ارسله و سماه قبل

    ان اجتباه و اصطفاه قبل ان ابتعثه اذ الخلائق بالغيب مكنونه و بستر

    الاهاويل مصونه و بنهايه العدم مقرونه.]





    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  16. #199
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    خداوند او را برانگيخت تا كار خود را پايان بخشد

    و سرنوشت جهان را جريان بخشد

    و آينده ى پيش بينى شده ى آن را به گردش اندازد.

    آنگاه، او ديد كه هر گروهى دينى برگزيده،

    در روشنايى شعله اى پناه گرفته،

    بتى را مى پرستد و مردم با آن كه خدا را مى شناسند،

    او را ناديده مى انگارند.

    سپس، خداوند با نور پدرم، محمّد،

    تاريكى جهان را روشن ساخت

    و دلها را از تيرگى پرداخت

    و پرده هاى برابر چشمان را برانداخت.

    از آن پس، با مِهر و انتخاب و اشتياق و ايثار،

    او را نزد خويش بُرد.

    [ابتعثه الله اتماما لامره و عزيمه على امضاء

    حكمه و انفاذا لمقادير حتمه. فراى الامم فرقا

    فى اديانها عكفا على نيرانها و عابده لاوثانها

    منكره لله مع عرفانها. فانار الله بابى محمد

    ظلمتها و كشف عن القلوب بهمها و جلى عن

    الابصار غمهما.ثم قبضه الله اليه قبض

    رافه و اختيار و رغبه و ايثار.]

    بدينسان، محمّد از رنج اين جهان آسوده گشت

    و همنشين فرشتگان نيك كردار و بهره مند

    از خشنودى پروردگار آمرزنده

    و همدم خداوند شوكتمند شد.

    درود خدا و مِهر و بركتش نثار پدرم

    كه امانتدار خدا و بهترين بنده و برگزيده ى او بود.»

    [محمد من تعب هذه الدار فى راحه قد خص بالملائكه

    الابرار و رضوان الرب الغفار و مجاوره الملك

    الجبار صلى الله على ابى و امينه و خيرته من

    الخلق و صفيه و السلام عليه و رحمه الله و بركاته.]

    تاريخ در برابر اين واژه هاى آسمانى شگفتى زده شده بود.

    گويى آن بانوى بهشتى به زمين فرود آمده بود

    تا پرتوى از ستارگان آسمان را برايش ارمغان آورَد.


    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  17. #200
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,551      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فاطمه لحظه اى خاموش گشت

    و نيروى خويش را گردآورد

    تا نخل را بجنبانَد،

    باشد كه خرماى تازه چيده برايش فروبارَد:

    «مردم! بدانيد كه من فاطمه ام و پدرم محمّد بود.

    اين را پيشتر گفتم و ديگر بار نيز مى گويم.

    نه سخنم بيهوده است و نه رفتارم ستمگرانه.

    همانا پيامبرى از ميان شما به سويتان آمد

    كه رنج شما برايش دشوار بود و اميد داشت

    كه ايمان بياوريد و بر مؤمنان مِهربان و غمخوار بود.

    اگر او را گرامى شماريد و بشناسيد،

    مى دانيد كه پدر من بود نه پدر زنان شما؛

    و برادر و پسر عموى من بود نه برادر همسران شما.

    و به راستى، دل چه نيكو از او آرام مى گرفت.

    [ايها الناس! اعلموا انى فاطمه و ابى محمد.

    اقول عودا و بدوا و لااقول ما اقول غلطا

    و لاافعل ما افعل شططا.

    لقد جاءكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم

    حريص عليكم بالمومنين رووف رحيم.

    فان تعزوه تجدوه ابى من دون نساءكم

    و اخا ابن عمى دون رجالكم و لنعم المعزى اليه.]

    او رسالت خويش را به مردم رساند

    و آنان را از عذاب ترساند.

    از طريقه ى مشركان دورى جُست،

    بر پشت آنان تازيانه فرود آورد،

    و ايشان را به رنج و اندوه افكند؛

    در حالى كه مردم را با روشى حكيمانه

    و اندرزى نيكو به سوى راه پروردگارش فرامى خواند.

    همو بود كه بتها را ريشه كن ساخت

    وسران شرك را درهم شكست،

    تا آن كه جمعشان ازهم پاشيد ورو به گريز نهادند.

    [فبلغ الرساله صادعا بالنذاره ماثلا عن مدرجه المشركين

    ضاربا ثبجهم اخذا بانطامهم داعيا الى سبيل ربه بالحكمه

    و الموعظه الحسنه يجف الاصنام و ينكث الهام حتى

    انهزم الجمع و ولوا الدبر.]




    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


صفحه 20 از 24 نخستنخست ... 10161718192021222324 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •