llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
صفحه 23 از 24 نخستنخست ... 13192021222324 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 221 تا 230 , از مجموع 238
  1. #221
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,856      تشکر : 51,133
    162,288 در 45,400 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ضريح گمشده

    عشق من پاييز آمد مثل پار
    باز هم ما با ز مانديم از بهار

    احتراق لاله را ديديم ما
    گل دميد و خون نجوشيديم ما

    بايد از فقدان گل خونجوش بود
    در فراق ياس مشكي پوش بود

    ياس بوي مهرباني ميدهد
    عطر دوران جواني ميدهد

    ياس ها يادآور پروانه اند
    ياس ها پيغمبران خانه اند

    ياس ما را رو به پاكي مي برد
    رو به عشقي اشتراكي مي برد

    ياس در هر جا نويد آشتي ست
    ياس دامان سپيد آشتي ست

    در شبان ما كه شد خورشيد ياس
    برلبان ما كه مي خنديد ياس

    ياس يك شب را گل ايوان ماست
    ياس تنها يك سحر مهمان ماست

    بعد روي صبح پرپر مي شود
    راهي شب هاي ديگر مي شود

    ياس مثل عطر پاك نيت است
    ياس استنشاق معصوميت است

    ياس را ايينه ها رو كرده اند
    ياس را پيغمبران بوييده اند

    ياس بوي حوض كوثر ميدهد
    عطر اخلاق پيمبر ميدهد

    حضرت زهرا دلش از ياس بود
    دانه هاي اشكش از الماس بود

    داغ عطر ياس زهرا زير ماه
    ميچكانيد اشك حيدر را به چاه

    عشق محزون علي ياس است و بس
    چشم او يك چشمه الماس است و بس

    اشك مي ريزد علي مانند رود
    بر تن زهرا :گل ياس كبود

    گريه اري چون ابر چمن
    بر كبود ياس و سرخ و نسترن




    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  2. تشكرها 5


  3. #222
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,856      تشکر : 51,133
    162,288 در 45,400 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    گريه كن حيدر كه مقصد مشكل است
    اين جدايي از محمد مشكل است

    گريه كن زيرا كه دخت افتاب
    بي خبر بايد بخوابد در تراب

    اين دل ياس است و روح ياسمين
    اين امانت را امين باش اي زمين

    گريه كن زيرا كه كوثر خشك شد
    زمزم از اين ابر ابتر خشك شد

    نيمه شب دزدانه در مغاك
    ريخت بر روي گل خورشيدخاك

    ياس خوشبوي محمد داغ ديد
    صد فدك زخم از گل اين باغ ديد

    مدفن اين ناله غير از چاه نيست
    جز تو كس از قبر او اگاه نيست

    گريه بر فرق عدالت كن كه فاق
    مي شود از زهر شمشير نفاق

    گريه بر تشت حسن كن تا سحر
    كه پر است از لخته خون جگر

    گريه كن چون ابر باراني به چاه
    بر حسين تشنه لب در قتلگاه

    خاندانت را به غارت مي برند
    دخترانت را اسارت ميبرند

    گريه بر بي دستي احساس كن
    گريه بر طفلان بي عباس كن

    باز كن حيدر تو شط اشك را
    تا نگيرد با خجالت مشك كن

    گريه كن بر ان يتيماني كه شام
    با تو ميخوردند در اشك مدام

    گريه كن چون گريه ابر بهار
    گريه كن بر روي گل هاي مزار

    مثل نوزادان كه مادر مرده اند
    مثل طفلاني كه اتش خورده اند

    گريه كن زيرا كه گل ديده اند
    ياس هاي مهربان كوچيده اند

    گريه كن زيرا كه شبنم فاني است
    هر گلي در معرض ويراني است

    ما سر خود را اسيري مي بريم
    ما جواني را به پيري مي بريم

    زير گورستاني از برگ رزان
    من بهاري مرده دارم اي خزان

    زخم آن گل در تن من چاك شد
    آن بهار مرده در من خاك شد

    اي بهار گريه بار نا اميد
    اي گل مايوس من ياس من

    احمد عزيزي



    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  4. تشكرها 5


  5. #223
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,856      تشکر : 51,133
    162,288 در 45,400 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    اللهم صل علي فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها
    و سر مستودع فيها بعدد ما احاط به علمك



    به پایان آمد این دفتر
    حکایت همچنان باقی ست


    والسلام علی من اتبع الهدی



    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  6. تشكرها 5

    منتظر یوسف زهرا (19-10-1391), یاس بهشتی (20-10-1391), سالک (19-10-1391), سابحات (21-10-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (24-02-1391)

  7. #224
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,549      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض





    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  8. تشكرها 4


  9. #225
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,549      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بهشت ارغوان

    قصه ناتمام صديقه طاهره ،

    حضرت فاطمه زهرای مرضیه عليها السلام



    نویسنده : کمال سید (ادیب و نویسنده مشهور عرب)

    مترجم : استاد سید ابوالقاسم حسینی (متخلص به ژرفا)





    Purple Paradise

    Unfinished Tales Sedighah Taherah

    She Fatima PBUH



    Author: Sayyid Kamal , Arabic-renowned scholar and author

    Translator: Prof. Syed A. Hussaini , known as depth






    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  10. تشكرها 3


  11. #226
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,549      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    فصل 1


    «خديجه» ناگهان از جا برخاست. احساسى شگفت در جانش تراويد:

    احساسى سرشار از شادمانى و آرزو؛ همانندِ نورى در تاريكى...

    با خود انديشيد: «اين موج سبكبار شادى از كدام سو مى آيد؟».

    و هر چه انديشيد، به پاسخى روشن دست نيافت.

    اينك، چندى بود كه هر چه پيرامون او مى گذشت

    سراسر حُزن و اندوه بود و تلخى و نوميدى را ارمغان مى آورد.

    او به چشم خود مى ديد كه چگونه مردم «قريش» همسرش را مى آزارند،

    به او ستم مى كنند، به ريشخندش مى گيرند...

    و دروغگويش مى شمارند؛ او را كه راستگويى اَمين بود.

    لحظه اى با خود گفت: «شايد اين، نشانه ى يك باردارى ديگر است؛

    باردارى بهارانِ امّيد و زندگى!» امّا چگونه؟

    مگر پيش از اين، «عبداللّه» و «قاسم» با پَركشيدنى زود هنگام،

    او را در اندوهى ژرف رها نكرده بودند؟

    و به راستى كه اين غم همانند زخمى هميشه تازه، بر جانش نشسته بود...

    ناگاه به خود آمد: نه! او اميدوار بود.

    در ژرفناى جان خود، اميد را حس مى كرد

    كه همانند شكوفه اى بهارى، رو به شكفتن و بالندگى دارد.

    اين باردارى، امّا، چيز ديگرى بود. احساس مى كرد سبك شده است،

    گويى در آستانه ى پرواز است. آرامشى خاص در وجودش جريان داشت؛

    همچون جوشيدن و جارى شدن چشمه اى زلال و خوشگوار...

    و اين، با احساسى ديگر نيز درآميخته بود:

    هاله اى از نور، به زلالى و نَرمى، پيرامون چهره اش در گردش بود...

    اين باردارى نشانه اى ديگر هم داشت:

    جز خرماىِ تَر و انگور، دلش هواى چيز ديگرى نداشت!



    Chapter 1


    "KHadijah" suddenly stood up. Travyd sense of amazement in her life:

    Feel full of joy and hope, the light in the dark ...

    Thought: "This wave of carefree joy which comes hand?».

    And you thought the answer was not clear.

    Now, while they were passing around him

    Grief was over the bitterness and disappointment bring.

    His own eyes see how the "Quraish" hurt his wife,

    Wronged him, they are mock ...

    And Drvghgvysh count; him faithful who had passed.

    Moment and said, "Maybe this is another sign of a pregnancy;

    Pregnancy springtime of hope and life, "but how?

    But before this, "Abdullah" and "G." The Early Prkshydny,

    He had left a deep sorrow?

    And indeed sad that such injuries are always fresh, was sitting on her life ...

    Suddenly came to her, 'No! He hoped.

    The depth of his soul, he felt hope

    Like a flower that spring is going to flourish and flourish.

    The pregnancy, however, was something else. Felt light is

    As if on the verge of flight. Sessions were conducted in a calm;

    Boiling and flowing like a fountain of clear and tasty ...

    And this was mixed with the emotions of others:

    A halo of light, purity and tenderness, was working on his face ...

    The pregnancy was another sign:

    More than dates and grapes, he weather was something else!






    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  12. #227
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 6,574      تشکر : 18,749
    23,006 در 6,417 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا


    غروب غربت مادر سفر بس است بیا


    بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع


    به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا



    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll



  13. #228
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 6,574      تشکر : 18,749
    23,006 در 6,417 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بر مزار غربت



    تهاجمِ خزانِ ناپاک به آبادیِ غزل های زهرایی؛ جان گدازتر از این تصویر، حادثه ای دیگر برای شاعران نبوده است.

    درست در لحظه ای که همه چیز با سپیدی خو گرفته است، شب، با تمام پلیدی اش تو را در بر می گیرد.

    می خواهی فریاد بکشی؛ اما اجازه در خود سوختن داری و بس. دنیا از دیدِ آگاهان، مکان شکر و تسلیم است.

    چشم فرو می بندی و با خود می گویی: تکلیف ما با این جگر کباب شده چیست؟ و اشک هایت سرازیر می شود؛ همان دسته گل های زخم؛ یکی یکی بر مزار غربت.

    خدایا! کجا باید شمعی روشن نگه داشت؟

    این غم های آسمانی در کدام نقطه و گِرد کدام تربت فرود آیند؟ این خود، داغ دیگری است و تحملی دیگر بایدش.
    دنیا چرا این بوی اندوه را از خود دور نمی کند؟

    امان از تو ای نقطه پایانِ تلخ، ای آخر خط شکستن!

    اُف بر همه بی رحمی هایی که خودشان را پهلوی بانوی نحیف رسانده اند! با این حُزن، همه گل های جوان، به سپید مویی رسیده اند.

    سیمای عشق، شکستگی اش از روز آشکارتر است. امروز زبانی جز گریه به کار نمی آید.

    جز هق هقی آهسته، زمزمه ای در باغ آینه ها نیست.

    جز رویش نغمه های جان سوز در گلشن یاد «ام ابیها»، به چشم نمی خورد.


    شما بیائید ای منظومه های فراق!

    مصیبت عمیق است و هر دلی برای خود «بیت الاحزانی» دارد. در محفلی، شعری، لحظه ای... همه برای آن است که غریب بگرییم و عقده ها بگشاییم.

    اما مگر برای این زخم، مرهمی آمده است؟

    امروز با توام ای حال و هوای بقیع!

    دلم تنگ است و در اشک سفر کرده ام.

    دلم هم سو با کبوترانت، مرثیه هایی انبوه دارد.

    ناله های زهرایی دارد و شعله شعله، روضه های مفصّل.

    دلم طاقت ندارد به جانب بغض بچه های علی، پر بگشاید
    .
    خیلی از آه ها را به شعر درآورده اند؛

    اما خانه آتش گرفته علی، چیز دیگری است که شاید هیچ مرثیه ای آن را نسروده باشد.

    لحظه های من تا به حال مدینه نرفته اند.

    اما غم های امروز آن قدر زیاد است که به آسانی هر دلی را به آن دیارِ انس راهی می کنند؛

    دیاری که می دانم جای جای آن از مظلومیت و معصومیت زهرا روشن است. مدینه سرتاسرش از یاد زهرا آکنده است.

    دیگر سراغ «مزاری» را نباید گرفت.

    امروز نه تنها من، که تمام واژه هایی که در اشکِ سوگ و شطّ خون شناورند، می پرسند:

    چرا کنار هجده سالگی، این همه رنگ سیاه ماتم؟ یعنی هجده سال، این اندازه طولانی است با آن همه رنج های متراکم؟

    در این دنیا اما چیزی بعید نیست.

    مگر فاطمه، «ریحانة النبی» نبود؟ چرا حکایت کبودی بازو؟ مگر علی جان پیامبر نبود؟ چرا تنها و گوشه نشینش خواستند؟ چرا...
    امروز نمی دانم چه باید گفت وقتی که خودِ داغ، در خانه علی تکلّم نمی کند؛

    وقتی علی تمام هستی اش از دست می رود و او نمی تواند حتی به راحتی بگرید.

    نمی دانم چه باید خواند که شب و اختفا، با سکوتِ خود حرف ها را زده اند.

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

    محمد کاظم بدرالدین
    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll



  14. #229
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,549      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در اين حال و هوا، خديجه جامه ى بيرونى اش را به تن كرد.


    اينك همسرش انتظارش را مى كشيد؛

    و نيز پسر عموى جوان همسرش كه چون سايه اى هوادار و همراهش بود.

    آن گاه، هر سه به سوى «كعبه» روان شدند؛

    كعبه: قبله ى شوق دلها؛ سَرايى كه «ابراهيم» براى خداى خويش ساخته بود.

    اكنون كعبه سايه ساران گسترده اش را نثار زمين مى كرد.

    سكوت، گرداگرد كعبه دامن گسترده بود.

    تنها، زمزمه ى دو مرد به گوش مى رسيد كه كنار «زمزم» نشسته بودند.

    يكى از آن دو، ناگاه به درِ «صفا» خيره شد.

    منظره اى كه مى ديد، برايش شگفت مى نمود:

    مردى پديدار شد كه چهل تا پنجاه ساله به نظر مى رسيد،

    با بينى برآمده و چشمان درشت و سياه.

    گويى ماه بود كه بر زمين مى خراميد.

    سوى راست او، نوجوانى همانند شيربچّه اى راه مى سپرد؛
    و از پى آن دو، زنى كه گيسوان و اندامش را پوشانده بود.

    آن سه به سوى «حجر أسود» رهسپار شدند

    و پس از لمس كردن و بوسيدن آن،

    هفت بار پيرامون كعبه طواف گزاردند.

    آن گاه مرد گوشه اى ايستاد. سپس نوجوان،

    سوى راستش و زن، از پى او ايستادند.



    In this mood, Khadija was wearing his outer garment.


    Now we take expected his wife;

    And his young cousin and fellow fan who was like a shadow.

    Then, ards the three "Kaaba" were flowing;

    Shrine: hearts delight of Qibla, a house that "Abraham" was built for the gods themselves.

    Now would Ka'bah earth curses under his broad Saran.

    Silence, had flourished around the Kaaba.

    Only two men were heard whispers that the "Zamzam" sit.

    One of them, suddenly to the "fun" was amazing.

    A scene which saw him he was amazing:

    Forty to fifty year old man appeared who seemed

    With big eyes and a swollen nose and black.

    It was as if the earth Khramyd months.

    His right hand, teenagers as a way Shyrbchh died;
    And the following two, which woman's hair and shape was covered.

    Towards the three "black stone" was left

    After touching and kissing it,

    Gzardnd circumambulation around Kaaba seven times.

    Then a man stopped at a corner. Then Teenager

    His right hand and a woman stood up from her basement.








    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  15. #230
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,549      تشکر : 113,237
    41,698 در 11,103 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض







    آن مرد سيه چشم آواز برآورد: «اللّه اكبر».

    از پى او، نوجوان و زن نيز ندا دادند: «اللّه اكبر».

    مرد، با آن چهره ى تابناك، به ركوع و سجده رفت؛ و زن و نوجوان نيز چنين كردند.

    بر كناره ى زمزم، مرد تازه وارد زمزمه كرد:

    - اين، شيوه اى است كه ما تا امروز چيزى درباره اش نشنيده ايم.

    مردى از «بنى هاشم» كه صداى او را مى شنيد، گفت:

    - آن مرد، برادرزاده ى من، «محمّد» فرزند «عبدالله» است.

    آن زن، همسر اوست؛ و آن نوجوان، «على» فرزند «ابوطالب».

    اكنون، در سراسر جهان، جز اين سه تَن كسى نيست كه خداوند را به اين شيوه عبادت كند.

    در همين حال، خشم بر چهره ى مردان پيرامون، سايه افكنده بود؛

    مردانى كه اين گروه كوچك را زير نظر داشتند تا آن گاه كه كعبه را ترك گفتند

    و در وراىِ ديوارهاى خانه ها نهان شدند.



    Estimate the black guy singing "Allahu Akbar."

    He was a teen and the woman who cried "Allahu Akbar."

    The man with a bright face, bowing and prostrating to go, and women and children were similar.

    On the edge of Zamzam, the new man whispered:

    - This is the way that we've heard so far nothing about it.

    Man of "Bani Hashim," which she heard his voice, said:

    - That man is my nephew, "Muhammad" son of "Abdullah" is.

    Wife owned, and the teen, "Ali" child "Abu Talib".

    Today, throughout the world, except for the three who does not worship God in this way.

    Meanwhile, the anger on the faces of the men around, was a shadow;

    This small group of men who thought that they left the Kaaba

    And were hidden behind the walls of houses.






    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  16. تشكرها 2


صفحه 23 از 24 نخستنخست ... 13192021222324 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •