سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12

موضوع: زندگینامه شهید فهمیده

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    30
    نوشته
    4,962
    تشکر
    3,978
    مورد تشکر
    6,271 در 2,898
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : زندگینامه شهید فهمیده

    خبر شهادت حسین فهمیده
    صدای جمهوری اسلامی ایران با قطع برنامه های خود اعلام می کند که نو جوانی سیزده ساله با فداکاری زیر تانک عراقی رفته آن را منفجر کرده و خود نیز به شهادت رسیده است . امام قدس سره در پیامی که به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صادر می کنند، جملات معروف خود را پیرامون او می فرمایند:
    رهبر ماآن طفل سیزده ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ تر است، با نارنجک ، خود را زیر تانک دشمن انداخت وآن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.
    به این ترتیب و با این کلمات ، حسین و فداکاری و شجاعت او جاودانه شد. بقایای پیکر شهید حسین فهمیده دربهشت زهرا، قطعه 24، ردیف 44، شماره 11، به خاک سپرده می شود.
    چند عکس از حسین فهمیده::
    امضاء

  2. تشكر

    نرگس منتظر (19-08-1388)

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    شماره عضویت
    1747
    نوشته
    28
    تشکر
    17
    مورد تشکر
    103 در 26
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    توجه شهید حسین فهمیده

    یک دانش آموز ،یک دست کوچک

    اینجامزار حسین فهمیده است؛قطعه ی24شماره11بهشت زهرا(س)که به نام موقعیت شهید نامیده می شود.نسیم ملایمی چهره ات را می نوازد. به اینجا که می رسی حس غریبی داری شاید از خود بپرسی آیا در آن لحظه که حسین به سمت تانک ها می رفت درهای گشوده بهشت را دییده بود که آن چنان با گام های استوار و مصمم پیش می رفتچه چیزهایی را دیده بود و فهمیده بود و درک کرده بود که حتی با پای زخمی خود را به آن سمت می کشید و دردی را حس نمی کرد؟آیا فرشتگان الهی را نظاره کرده بود که در گوشش صدای «اقبل و لا تخف انک من الآمنین»را زمزمه می کردند.«آری بیا و نترس که تواز ایمن شدگان هستی»و آیا ان لحظه که ضامن نارنجک ها را با دست های کوچکش کشید و خود رابه زیر تانک انداخت نوازش های مادرش را آرزو کرده بود؟
    ...................
    مجله شمیم یاس،آبان89،ص41.




  4. تشكرها 3

    مدير اجرايي (26-07-1390), نرگس منتظر (15-10-1390), شهیده (27-07-1390)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی