╣◄*►╣  نگرشی بر قرائت عاصم به روایت شعبه   ╣◄*►╣ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
╣◄*►╣  نگرشی بر قرائت عاصم به روایت شعبه   ╣◄*►╣
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    تحلیل قرائی و اثر آن بر تفسیر

    1- در قرائت « اَحصنَّ » اِسنادِ فعلِ « اِحصان » به « فَتَیات » داده شده است. « احصان » در این قرائت به معنای « اسلام » یا « عفاف» است. ( فاذا اَسلمنَ یا فاذا عَفَفنَ ) و یا به معنای حفظ عفاف از رهگذر ازدواج است. ( فاذا اَحصن انفسهن بالتزویج ).

    بر اساس این قرائت در هریک فرضهای سه گانه، حد زنا برای کنیز، نصف حد زنا درمورد زنان آزاد است ( پنجاه ضربه ). یکی از مؤیدات این قرائت آن است که بنا بر اجماع فقها، چنان چه کنیزی زنا نمایــد ( خواه شوهر داشته باشد یا نه ) نیمی از حد زنای زنان آزاد بر او جاری می شود. ترجمه ای که در تفسیر منهج الصادقین آمده مطابق این قرائت می باشد: «پس آن هنگام که ایشان نگاه دارنده اند فروج خود را از حرام» [کاشانی، 1347ش، ج‏3، ص3].
    در قرائت « اُحصِنَّ » اِسنادِ فعلِ « احصان » به زوج یا ولیّ و مالک کنیز داده شده است. در این صورت مفهوم آیه چنین است: « فاذا احصنهن الازواج بالتزویج، او فاذا احصنهن الاولیاء بالنکاح، فزنین، فعلیهن نصف ما علی الحرائر من المسلمات». ابن عباس، سعید بن جبیر، مجاهد و قتاده « احصان » را به معنای « تزویج » دانسته اند [طوسی، 1409 ق، ج 3، ص 171].

    قدر مشترک دو قرائت، لزوم رعایت پاکدامنی و عفاف کنیزان و زنان مملوک است. این پاکدامنی و عفاف، ممکن است به سبب « ازدواج » یا « اسلام » باشد. البته مسئله ازدواج تنها عامل پاکدامنی نیست و چه بسا کنیزانی بدون شوهر، که عفاف خویش را حفظ نموده اند.



    ╣◄*►╣  نگرشی بر قرائت عاصم به روایت شعبه   ╣◄*►╣
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 20-12-1390 در ساعت 14:58
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكر


  3. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    توجیه قرائت «حافظا» آن است که خداوند «خیر الحافظین» است و عبارت «فالله خیر حافظا» در پاسخ برادران یوسف است که برای اطمینان دادن به یعقوب درباره بنیامین گفتند «و انا له لحافظون» .

    نکته دیگری که می‌توان در تأیید قرائت «حافظا» به آن توجه نمود، عبارت «و هو ارحم الراحمین» است. «حافظ» با «راحم» مطابقت دارد. زیرا می‌توان گفت «فالله خیرٌ حافظًا و هو ارحم راحِم». در آیه مورد نظر نیز ترکیب «خیر حافظا» با ترکیب اضافی «ارحم الراحمین» مطابقت بیشتری دارد تا ترکیب « خیرٌ حِفظا».

    نکته دیگر آن که «حافظ» یکی از اسماء الهی است و در سوره انبیاء نیز آمده است: «و یعملون له عملاً دون ذلک و کنا لهم حافظین» (انبیاء/82)
    توجیه قرائت «حِفظًا» آن است که یعقوب در پاسخ برادران یوسف که گفتند «نحفظ اخانا» (یوسف/65)، فرمود «فالله خیرٌ حِفظًا». به بیان روشن تر، چون برادران، حفظ بنیامین را به خود نسبت دادند، یعقوب خداوند را از جهت حفظ برتر از آنان دانست. با این توجیه تقدیر آیه چنین می‌شود «فالله خیر حفظا من حفظکم الذی نسبتموه الی انفسکم» [مکی بن ابی طالب،1981 م، ج2، ص13].

    فرّاء «حفظ» را مصدری منصوب می‌داند که قبل از خود را تفسیر می‌کند. بنا به نظر وی تقدیر آیه چنین است «فالله خیرکم حفظا» مانند عبارت «فلان احسن وجها» که در اصل «فلان احسن الناس وجها» بوده است. زجاج نیز «حفظًا» را «تمییز» و منصوب می‌داند [ابن القاصح العذری، ص258].
    ترجمه ای که در تفسیر منهج الصادقین آمده است، مطابق این قرائت می باشد: «پس خدای بهتر است از روی نگاهداشتن» [کاشانی، 1347ش، ج ‏5 ، ص59].
    بقره/222 « یَطْهُرْنَ، یَطَّهَّرْنَ»
    «وَلا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّی یَطْهُرْنَ »
    «و به آنان نزدیک نشوید تا پاک شوند».



    ╣◄*►╣  نگرشی بر قرائت عاصم به روایت شعبه   ╣◄*►╣
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 20-12-1390 در ساعت 14:53
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكر


  5. #13
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    قرائتها
    1- «حَتّی یَطَّهَّرْنَ»: شُعبه راوی عاصم، حمزه و کسائی، به تشدید طاء و هاء‌ و فتح آنها خوانده اند.

    2- «حَتّی یَطْهُرْنَ»: قاریان دیگر به سکون طاء و ضم هاء و بدون تشدید خوانده اند.

    ترجمه و تفسیر آیه مذکور نیز بر اساس قرائت « یَطَّهَّرنَ»، چنین آمده است: «و نزدیک مشوید به ایشان به مجامعت تا وقتی که غسل کنند بعد از انقطاع دم» [کاشانی، 1347ش، ج‏2، ص‏3]. توضیح این که از قرائت «یَطَّهَّرنَ»، جواز وَطی و مجامعت با زنان پس از غسل حیض، فهمیده می شود و از قرائت «یَطهُرنَ»، جواز وَطی و مجامعت با زنان پس از انقطاع دَمْ و قبل از غسل حیض، استنباط می گردد. [طوسی، 1409 ق، ج2، ص221]. شایان ذکر است که در دلالت قرائت «یَطَّهَّرنَ» بر جواز وَطی و مجامعت با زنان پس از غسل حیض، مناقشاتی وجود دارد که در رساله دکتری به آن پرداخته ام [ستوده نیا، پایان نامه دکتری، 1381ش، ص‏ 43].
    آل عِمران/36 « وَضَعَتْ، وَضَعتُ»
    « وَ اللهُ اَعلَمُ بِمَا وَضَعَتْ»
    «وخدا داناست به آنچه بارنهاد»



    ╣◄*►╣  نگرشی بر قرائت عاصم به روایت شعبه   ╣◄*►╣
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 21-12-1390 در ساعت 03:57
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكر


  7. #14
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    قرائتها

    « وَضَعتُ »: شُعبه و ابن عامر به سکون عین و تاء مضموم خوانده اند.

    « وَضَعَتْ »: دیگران به فتح عین و سکون تاء خوانده اند.

    «شُعبه»،‌ «وَضَعتُ» با تاء مضموم وبه صیغه متکلم خوانده است. ترجمه ای که تفسیر منهج الصادقین آمده است نیز مطابق با این قرائت می باشد. « وخدا داناست به آنچه بارنهادم». اما «حفص»، «وَضَعَتْ» را به صیغه مؤنث و با سکون تاء، قرائت کرده است که مفهوم آن چنین است: « وخدا داناست به آنچه او بارنهاد». [کاشانی، 1347ش، ج‏2، ص216].
    « قَدْرُهُ » (بقره/236)
    « وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَی الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَی الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَی الْمُحْسِنِینَ«.
    «و آنان را به طور پسندیده به نوعی بهره‏مند کنید توانگر به اندازه [توان] خود و تنگدست به اندازه [وسع] خود [این کاری است] شایسته نیکوکاران».

    قرائتها
    « قَدَره »: حمزه، کســــائی، ابن ذکوان و حفص به فتح « دال » خوانده اند.
    « قَدْره »: شعبه و دیگران به سکون « دال » خوانده اند.



    ╣◄*►╣  نگرشی بر قرائت عاصم به روایت شعبه   ╣◄*►╣
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 21-12-1390 در ساعت 03:58
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. #15
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    تحلیل قرائی و اثر آن بر تفسیر


    1- بـــرای « قَدَر » معانی گوناگونی گفته اند که عبارتند از: مثل، وسع و طاقـــت، اندازه. « قــــدَر » بــر وزن « مدد » اسمی است به معنای « مِثل» « ثوبی علی قدَر ثوبک ای مثله ». « قـــدَر » اســـم اســـت از مــصدر « تقــدیـــر » بــــه معنای انــدازه « قدّر القوم امرهم یقدّرونه قدَرا »، « قدّر الله الرزق بقدَره ». . شواهدی از قرآن کـــــه قـرائت فـتـح را تقویت می کند، عــبـارتنداز: «فسالت اودیـــة بقـَـدَرها » (رعد/ 17) ، «انا کل شیءٍ خلقناه بقَدَر» (قمر/ 49).

    2- « قَدْر » مصدری است از « وُسع »، به دلیل « قدْر فلان الف درهم » یعنی « وُسع او هزار درهم است ». بنابراین قرائت، مفهومِ آیه چنین است: شخص توانگر به اندازه توانایی خود وشخص تنگ دست نیز به اندازه وسع خود، هدیه ای را به زن بپردازد. شواهـدی که قرائت به اسکانِ دال را تقویت می کند عبارتند از:«حق قَدْره» (انعام/ 91) ، « لکل شیء قَدْرا » (طلاق/ 3).

    در تفسیر منهج الصادقین «قَدْر» به «توانگری» ترجمه شده است: «و بر مرد توانگر به اندازه توانگری» [کاشانی، 1347ش، ج‏2، ص39].
    بدیهی است که در این مقاله نمی توان به همه موارد فرش الحروف «شُعبه» که حدود 520 مورد است، اشاره نمود. در اینجا برای پرهیز از به درازا کشیدن سخن، چند نمونه دیگر به اختصار بیان می گردد:

    بقره/140 «اَم یَقولون، اَم تَقولون»
    «شُعبه» به یاء غیبت خوانده و «حفص، ابن عامر، حمزه و کسائی» به تاء خطاب (تقولون) خوانده‏اند. در تفسیر منهج الصادقین این آیه با شماره 134 درج شده است. آیه نیز بر اساس روایت «شُعبه» و به صیغه غیبت ترجمه شده است: «بلکه آیا می گویند» [کاشانی، 1347ش، ج‏1، ص‏332].

    بقره/67 « هُزُؤًا، هُزُوًا »
    «هُزُؤًا» را «شُعبه» با همزه خوانده و «حفص» با واو (ابدال همزه به واو) قرائت کرده است. در چاپ مذکور، درآیه شماره 63 به جای «هُزُؤًا»، «هُزُوًا» با «واو» وبدون همزه، درج شده است [کاشانی، 1347ش، ج‏1، ص‏227].

    بقره/ 97 و 98 «جَبرَئِل، میکائِیل»
    «شُعبه»، «جَبْرَ ئِل»، «میکائِیل» با همزه خوانده است. اما «حفص»، «جِبرِیل» و «مِیکال» بدون همزه، قرائت کرده است. در چاپ مذکور، درآیه شماره 91 و 92 به جای «جَبرَئِل» و «میکائِیل»، «جبریل»، «میکال» بدون همزه درج شده است [کاشانی، 1347ش، ج‏1، ص‏259].

    نویسنده تفسیر منهج الصادقین به این که چرا و به چه دلیلی روایت «شُعبه» را انتخاب نموده است، هیچ اشاره‏ای نکرده و مرجّحی برای کار خود ارائه ننموده است. گمان من آن است که تا زمان وی، روایتِ «شُعبه»، هنوز طرفدارانی داشته است. با تتبع در گزارشهای موجود، می یابیم که در قرن هفتم و هشتم هجری قمری، روایت «شُعبه» رواج داشته است. در اینجا به ذکر دو گزارش می پردازیم:

    ابوحیان اندلسی (654 – 753 ق) در مقدمه تفسیر «البحر المحیط» سند قرائت خویش را به «شُعبه» می رساند و بیان می کند که آن قرائتی است که اهل عراق با آن بزرگ می شوند [دانی، 1986م، ص20].
    علامه حلّی (648-726 ق) نیز می گوید: محبوب ترین قرائت نزد من قرائت عاصم از طریق ابوبکر بن عیاش و قرائت ابو عمرو بصری است. [حلّی، 1419 ق، ج‏5، ص64].

    از این گزارشها استفاده می شود که در قرن هفتم و هشتم، روایت «شُعبه» در عراق رایج بوده است. از طرف دیگر تمایل علامه حلّی مرجع بزرگ شیعه به این قرائت می تواند در رواج آن مؤثر باشد. به نظر می رسد مُلّا فتح الله کاشانی تحت تاثیر همین عوامل، تفسیر خویش را مطابق با روایت «شُعبه» نگاشته باشد. احتمال دیگری که هنوز دلیلی بر آن نیافته ام، این که شاید سند قِرائی وی نیز به «شُعبه» منتهی شود. در اینجا مناسب است از «سلطان القراء»، مؤلف کتاب «جواهر القرآن» ذکری به میان آید. زیرا سلسله سند قِرائی وی، به «شُعبه» می رسد. تصور من این است که همین مسئله، سبب اهتمام وی نسبت به ترویج روایت «شُعبه» و اختصاص دادن بابی از کتابش به این موضوع است.



    ╣◄*►╣  نگرشی بر قرائت عاصم به روایت شعبه   ╣◄*►╣
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. #16
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    جواهرالقرآن فی علوم الفرقان

    یکی دیگر از آثاری که در دوره قاجاریه و در ارتباط با روایت «شُعبه» می‏باشد کتاب جواهرالقرآن فی علوم الفرقان است. مؤلف کتاب محمود بن محمد العلوی الفاطمی الحسنی الحسینی الحافظ التبریزی معروف به سلطان القراء است. وی معاصر با ناصرالدین شاه قاجاربوده است. وی پس از فراغ از تألیف کتاب «خزائن القرآن فی‏علوم ‏الفرقان» و «کتاب مخزن‏الایات فی کشف‏الکلمات الباهرات» و «کتاب مخازن التحف الناصریة فی ‏قراءة الائمة الاثنی عشریة»، کتاب جواهرالقرآن را در 12 باب تألیف نمود که 10 باب آن در علم قرائت است. تحریر کتاب در دهه اول ربیع ‏الاول 1287 هجری‏ قمری پایان گرفته است و چاپ آن در جمادی ‏الاولی سال 1287 و به کوشش آقا سیدمهدی در دارالسلطنه تبریز انجام شده است.

    باب رابع این کتاب اختصاص به بیان «فرش الحروف» قرائت عاصم به هر یک از دو روایت «حفص» و «شُعبه» دارد. و چون قرائت غالب در زمان وی، همان روایت حفص بوده است وی صرفا به موارد اختلاف میان «حفص» و «شُعبه» اشاره می‏کند و در جدولی به 537 مورد اختلاف، در کل قرآن می‏پردازد و روش «شُعبه» را در قرائتِ هر کلمه، با رمز« ص » معین می‏کند.

    ابن مجاهد موارد اختلاف میان «حفص» و «شُعبه» را 520 مورد می‏داند [ابن مجاهد، 1980، پاورقی ص‏71]. اما در جدولی که در کتاب جواهرالقرآن آمده به 537 مورد اشاره شده است که برخی از آنها تکراری می‏باشد.

    اما در این که چرا مؤلف جواهرالقرآن تلاش در ترویج و معرفی روایت «شُعبه» از عاصم داشته است و به همین دلیل مفرده «عاصم» را از طریق «شُعبه» در جدولی تنظیم نموده است، به این دلیل می‏توان تمسک نمود که سند قرائت متصل به نبی اکرم(ص) داشته است (البته در ایران). نکته مهم این است که با مطالعه و رؤیت سند وی روشن می‏شود که در سلسله مشایخ وی «شُعبة بن عیاش»، راوی عاصم وجود دارد که روایت او از طریق «یحیی بن‏ آدم» نقل شده است.


    ╣◄*►╣  نگرشی بر قرائت عاصم به روایت شعبه   ╣◄*►╣
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. #17
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    طُرق شُعبه بن عیاش

    روایت «شُعبه» از دو طریق نقل شده است که هر یک نیز دارای دو طریق دیگر می‏باشند:
    طریق ابوزکریا یحیی بن آدم الصلحی (ت 203) که از دو نفر نقل شده است:
    الف) ابو حمدون (ث 240 ق).
    ب) شعیب بن ایوب (ت 261 ق).
    2- طریق یحیی العلیمی (ت 243 ق).
    روایت وی به وسیله ابوبکر الواسطی (ث 323 ق) از دو نفر نقل شده است:

    الف) الرّزّار، ابوعمرو عثمان بن احمد بن سمعان بغدادی (ت 360 ق).
    ب) ابن خلیع، ابوالحسن علی ‏بن محمدبن جعفربن خلیع (ت 356 ق).

    با دقت در سلسله سند مشایخ صاحب جواهرالقرآن می ‏بینیم که وی قرائت را از طریق «یوسف ‏بن یعقوب الواسطی» از «شعیب ‏الصیرفی» از «یحیی‏ بن آدم» از « ابو‏بکر شُعبه ‏بن عیاش اسدی کوفی» از «عاصم ‏بن بهدلة بن ابی النّجود» از «‌‌ ابو عبدالرحمن بن حبیب ‏السلمی»‌ از «علی بن ابی طالب» علیه‏السلام، اخذ نموده است. گمان می کنم که توجه «سلطان القراء» نویسنده «جواهرالقرآن»، به روایت «شُعبه» از آن رو است که سند قِرائی وی، به «شُعبه» منتهی می شود. سند وی با 24 واسطه به پیامبر(ص) و با 20 واسطه به « ابو‏بکر شعبة بن‏ عیاش» منتهی می‏گردد. در اینجا، سند قرائت مؤلف جواهرالقرآن، ارائه می‏گردد:

    « وامّا سند قرائة المؤلّف: فاعلم انی قرات بها القران علی سیّدی و سندی و والدی و هو العالم المؤید و الفاضل المسدّد و الحافظ الممجّد الحاجّ السیّد محمد حشره اللّه تعالی مع جده الامجد و هو قرأ علی والده الماجد الزاهد العابد العامل الحافظ التّقی الأقا السیّد مهدی جعله اللّه من رفقاء جده الحسین سبط النبّی و هو قرأ علی ابیه الحافظ الفاضل البارع الکامل العارف بمعارف التنزیل صاحب الورع و الصّلاح السیّد عبد الفتّاح و هو قرأ علی عمه الاکرم العالم الحافظ السیّد محمد رضا و هو قرأ علی ابیه الحافظ الامجد و النّبیل الأوحدالأمجد السیّد محمد و هو علی استاده زین القراء و تاج القدماء حافظ روضة علی بن موسی الرضا علیه افضل التحیّة و الثّناء الحاجّ محمدرضا السبزواری و هو علی جده عماد الدین علی الشریف القاری و هو علی السیّد حسین المغربی و هو علی الشیخ محمد المغربی و هو علی الشیخ محمد الجزری و هو علی احمدبن حسین بن سلمان و هو علی ابی محمد البورقی وهو علی ابی الیمین الکندی و هو علی ابی محمد سبط الخیاط البغدادی و هو علی ابی طاهر بن سوار البغدادی و هو علی ابی الحسن علی بن طلحة بن محمد البصری و هو علی ابی الفرج عبدالعزیز بن العصام و هو علی یوسف بن یعقوب الواسطی و هو علی شعیب الصیرفی و هو علی یحیی بن آدم و هو علی ابی بکر شعبة بن العیاش الأسدی الکوفی و هو علی عاصم بن بهدلة بن ابی النّجود الکوفی الاسدی و هو علی ابی عبدالرحمن بن حبیب السلمی و هو علی امام المتقین و یعسوب الدین امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام».

    به هرتقدیر، در قرن هفتم و هشتم، روایت «شُعبه» در عراق رایج بوده است و مرجع بزرگ شیعه علامه حلّی این قرائت را محبوب ترین قرائات می داند. در برهه ‏ای از حکومت صفویه که معاصر شاه طهماسب صفوی بوده است، متن قِرائی یک تفسیر شیعی یعنی «تفسیر منهج ‏الصادقین» بر اساس روایت «شُعبة بن عیاش» تدوین می شود. همچنین در زمان ناصرالدین شاه قاجار نیز تلاشی در زمینه معرفی روایت «شُعبه» صورت می‏گیرد و کتاب «جواهرالقرآن» تدوین می شود. علاوه بر آن، حدود بیست سال پیش قرآنی را به روایت «شُعبه» دیدم که مربوط به زمان قاجار بود، اما متأسفانه با وجود تلاش بسیار تاکنون موفق به یافتن آن نگردیده‏ ام. نکته دیگر این که هنوز در میان مردم آثاری از روایت «شُعبه» در قرائت سوره «اخلاص» باقی است و آن اختلاف در قرائت کلمه «کُفُوًا» است که «شُعبه» آنرا «کُفُؤًا» با همزه خوانده ‏است. البته قرائت «کُفُؤًا» از ابن عامر، کسائی، نافع، ابوعمرو و ابن کثیر نیز نقل شده است [محمد کُرَیِّم راجح، 1994، ص‏604].



    ╣◄*►╣  نگرشی بر قرائت عاصم به روایت شعبه   ╣◄*►╣
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  11. #18
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نتیجه

    متن قرآن در «تفسیر منهج ‏الصادقین» براساس قرائت «عاصم کوفی» به روایت «شُعبه» است. ترجمه وتفسیر آیات نیز مطابق روایت مذکور می باشد. در نسخه چاپی، در برخی از موارد، اعراب و حرکات آیات، براساس روایت «حفص»، تغییر داده شده است. گویا این تغییرات در استنساخ و یا اعراب گذاری در مرحله چاپ و از روی غفلت و عدم آشنایی با مبنای قرائی این تفسیر، پدید آمده است. در عین حال در بسیاری از موارد متن اصلی قرآن به روایت «شُعبه» می‏باشد.
    از مطالعه گزارشهای ارائه شده به این نتیجه می رسیم که در محدوده ای از زمان یعنی قرن هفتم و هشتم هجری قمری، روایت «شُعبه» در عراق رواج داشته است. دو گزارش نقل شده از ابوحیان اندلسی و علامه حلّی، مؤید این مطلب است. گمان می رود تاثیر این جریان تا حدود قرن دهم باقی بوده است.

    تدوین «تفسیر منهج ‏الصادقین» بر اساس روایت «شُعبة بن عیاش» در اوائل حکومت صفویه که معاصر شاه طهماسب صفوی است، می تواند در رسیدن به این نتیجه، ما را یاری کند. همچنین در زمان ناصرالدین شاه قاجار نیز تلاشی در زمینه معرفی روایت «شُعبه» صورت می‏گیرد و کتاب «جواهرالقرآن» تدوین می شود. با مطالعه سلسله سندِ مشایخِ مؤلفِ «جواهرالقرآن» می‏بینیم که قرائتِ وی با 20 واسطه به « ابو‏بکر شُعبه ‏بن عیاش اسدی کوفی» منتهی می شود. گمان می رود که توجه «سلطان القراء» نویسنده «جواهرالقرآن»، به روایت «شُعبه» از آن رو است که سند قِرائی وی، به «شُعبه» باز می گردد.



    ╣◄*►╣  نگرشی بر قرائت عاصم به روایت شعبه   ╣◄*►╣
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. #19
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,722      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پی نوشت
    1- فرش الحروف: عبارت از موارد جزئی و یا منحصر به فرد در قرائت است که معمولا تحت ضوابط و قواعد عمومی نمی‏گنجد مانند: اختلاف در زیادت و نقصان حرف در کلمه‏ای، اختلاف در حرکات و سکنات و اعراب کلمه و تشدید، اختلاف در تقدیم و تاخیر کلمه و اختلال در تبدیل حرف.
    2- شاید قرآن مذکور، همان قرآن ناصری باشد.

    منابع
    1- ابوزرعة، عبدالرحمن بن محمدبن زنجلة، معرفة القراء الکبار، قاهره، 1969 م.
    ابن‏ الجزری، محمد، النشرفی القراءات العشر، دارالکتب العلمیه، بیروت، (بی‏ تا).
    2- ابن القاصح العذری، علی، سراج القارئ المبتدئ وتذکار المقرئ المنتهی، دار الفکر، بیروت، بی تا.
    3- ابن مجاهد، احمدبن موسی‏ بن العباس، السبعة فی القراءات، تحقیق شوقی ضیف، چ‏ دوم، دارالمعارف، قاهره، 1980 م.
    4- ابن ‏مهران ‏الاصبهانی، احمد، الغایة فی القراءات العشر، تحقیق محمد غیاث الجنباز، چ‏ دوم، دارالشواف، ریاض ، 1990 م.
    5- احمد عمر مختار و عبدالعال سالم مکرم، معجم القراءات القرآنیة، انتشارات اسوه، قم، 1991 م.
    6-البنّا، احمدبن‏محمد، اتحاف فضلاء البشر بالقراءات ‏الاربعةعشر، تحقیق شعبان‏ محمداسماعیل، عال م‏الکتب، بیروت، 1987 م.
    7- حلّی، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، آستان قدس رضوی، مشهد، 1419 ق.
    8- دانی، ابو عمرو عثمان بن سعید، المحکم فی نقط المصاحف، چ دوم، دار الفکر، 1986 م.
    9- شاطبی، ابوالقاسم بن فیرّه، وجه التهانی و حرز الامانی، دارالمطبوعات الحدیثه، مدینه منوره، 1989 م.
    10- طوسی، محمد بن الحسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مکتب الاعلام الاسلامی، ایران، 1409 ق.
    11- کاشانی، فتح‏ الله، منهج ‏الصادقین فی الزام المخالفین، چ چهارم، کتابفروشی اسلامیه، تهران، 1347 ش.
    12- الکلّاک، ادریس بن عبدالحمید، نظرات فی علم ‏التجوید، وزارت الاعلان عراق، بغداد، 1981 م.
    13- محمدسالم محیسن، القراءات و اثرها فی ‏علوم العربیة، مکتبة الکلیات الازهریه، قاهره، 1984 م.
    14- محمد کُرَیِّم راجح، ، القراءات العشر المتواترة، دار المهاجر، مدینه منوره،1994 م.
    15- مکی بن ابی طالب ، الکشف عن وجوه القراءات السبع و عللها و حججها، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1981 م.
    16- ستوده نیا، محمدرضا، تاثیر قرائات بر تفسیر، مرکز تربیت مدرس دانشگاه قم ، 1381 ش.
    17- مستفید، حمیدرضا، بررسی تاریخی تحول رسم الخط قرآن کریم از آغاز تا عصر حاضر، دانشگاه آزاد اسلامی، 1380 ش.
    18- ستوده نیا، محمدرضا، پژوهشی در ساختار آوایی قراءات هفتگانه و مقایسه آن بازبان عربی معاصر، مجله پژوهشی دانشکده ادبیات وعلوم انسانی، دانشگاه اصفهان، 1381 ش

    نویسنده : محمد رضا ستوده نیا
    منبع : مرکز فرهنگ و معارف قرآن




    ╣◄*►╣  نگرشی بر قرائت عاصم به روایت شعبه   ╣◄*►╣
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •