۩❁۩ قرآن‏ شناسى در سيره پيشوايان ‏۩❁۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩❁۩ قرآن‏ شناسى در سيره پيشوايان ‏۩❁۩
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 14 , از مجموع 14
  1. #11
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    بحثى پيرامون تنزيل، تأويل و تفسير به رأى‏


    چنان كه گفتيم تنزيل همان ظاهر آيات است كه به همين صورت از سوى خداوند نازل شده، و آنچه كه از ظاهر آيات قرآن استفاده مى‏شود. مثلاً: نماز را بپا داريد، امر به معروف و نهى از منكر كنيد. ولى تأويل در اصل از اَول به معنى بازگشت دادن چيزى است، و همچنين پرده برداشتن از روى اسرار چيزى يك تأويل ناميده مى‏شود، نتيجه اين كه: تأويل معنى عميق و باطنى قرآن است، و از ظاهر قرآن استفاده نمى‏شود، مانند سه كار از كارهاى عجيب خضر(ع) كه در قرآن (در آيه 65 تا 82 سوره كهف) آمده است. كه ظاهرى زننده داشت (مانند سوراخ كردن كشتى، و خراب كردن ديوارى كه مال يتيمان بود، و درست كردن آن، و كشتن نوجوان) ولى باطنى نيك داشت و خضر پس از بيان باطن اين امور، به موسى (ع) گفت: ذلِكَ تَأوِيلُ مالَم تَسطِع عَلَيهِ صَبراً ؛ اين بود راز و پشت پرده كارهايى كه نتوانستى در برابر آنها شكيبايى كنى.»(20)بنابراين تأويل، راز پنهانى و معنى نهانى است كه راسخان در علم به آن آگاهى دارند.

    امام باقر (ع) در فرق بين تنزيل و تأويل قرآن فرمود: «ظَهرُهُ تَنزِيلُهُ، وَ بَطنُهُ تَأوِيلُهُ ؛ ظاهر معنى قرآن، همان تنزيل قرآن است، باطن معنى قرآن، همان تأويل قرآن مى‏باشد.»(21) در حديثى از امير مؤمنان على (ع) نقل شده است: «پيامبر (ص) آنچه را كه قرآن بر او نازل شد، تنزيل و تأويل قرآن را به من آموخت (فَيُعَلِّمَنِى تَأويلَهُ وَ تَنزِيلَهُ)(22).


    و در حديث ديگر آمده، پيامبر (ص) در ضمن گفتارى فرمود: «بر شما باد كه در فهم قرآن به على (ع) مراجعه كنيد، زيرا او مانند من به قرآن آگاهى دارد، به ظاهر و باطن، به محكم و متشابه قرآن مطلع است، على (ع) (در عصر خلافت خود) بر اساس تأويل قرآن با دشمنان مى‏جنگيد، چنان كه من بر اساس تنزيل قرآن با دشمنان مى‏جنگم.»(23)


    _________________________________
    20. سوره كهف، آيه 82.
    21. بحارالانوار، ج 92، 97.
    22. همان.
    23. همان، ج 22، ص 316.

    ۩❁۩ قرآن‏ شناسى در سيره پيشوايان ‏۩❁۩

  2. تشكر

    مدير اجرايي (01-01-1391)

  3. #12
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض







    تفسير به رأى و نكوهش شديد آن‏

    روش صحيح تفسير قرآن آن است كه بر اساس فهم لغات قرآن از لغت شناسان ماهر و بر اساس روايات و گفتار معصومين (ع)، و علماى بزرگ با اسلوب شناخته شده باشد، و در مقابل اين تفسير، تفسير باطل است كه از آن به تفسير به رأى تعبير مى‏شود. تفسير به رأى يعنى انسان پيش داورى‏هاى خود را اساس قرار دهد، و آيات متشابه قرآن را بر اساس آن تفسير كند، و در حقيقت شاگرد قرآن نباشد بلكه معلّم قرآن باشد، و نظريات خود را بر قرآن تحميل كند، كه اين گونه تفسير، تحميل است نه تفسير، و يك نوع تحريف معنوى قرآن مى‏باشد. قرآن به اين مطلب تصريح نموده آنجا كه مى‏فرمايد: «فَاَمَّا الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم زَيغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنهُ ابتِغاءَ الفِتنَة وَ ابتِغاءَ تَأوِيلِهِ؛ اما آنها كه در دل هايشان انحراف است به دنبال آيات متشابه هستند، تا فتنه انگيزى كنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسير (نادرستى) براى آن مى‏طلبند.»(24)

    نگارنده از اين آيه و روايات چنين برداشت كرده‏است كه تأويل قرآن اگر از طريق راسخون در علم (پيامبر (ص) و امامان معصوم(ع)) باشد، يك نوع تفسير است و مورد قبول مى‏باشد، ولى اگر از ناحيه ديگران باشد، لغزشگاه خطرناكى است كه نوعاً به تفسير به رأى منتهى مى‏شود، و چنين تفسيرى مردود است.

    در نكوهش تفسير به رأى: روايات بسيارى نقل شده از جمله: رسول اكرم (ص) فرمود: خداوند متعال مى‏فرمايد: «ما آمَنَ بِى مَن فَسَّرَ بِرَأيِهِ كَلامِى ؛كسى كه كلام مرا طبق رأى خود تفسير كند، ايمان به من ندارد.»(25)

    و نيز در ضمن گفتار مشروحى فرمود: «وَمَن فَسَّرَ القُرآنَ بِرَأيِهِ فَقَد اِفتَرى عَلَى اللّهِ الكَذِبَ ؛و كسى كه قرآن را به رأى خود تفسير كند، دروغى را به خداوند متعال نسبت داده، و به خدا تهمت زده است.»(26)

    حضرت رضا (ع) در ضمن گفتار مشروحى به على بن جهم فرمود: «اِتَّقِ اللهَ وَ لا تَنسِب اِلى اَولِياءِ اللّهِ الفَواحِشَ، وَ تَتَأوَّلَ كِتابَ اللّهَ بِرَأيِكَ؛ از خدا پروا كن، نسبت‏هاى ناروا به اولياء خدا نده، (كه مبادا) كتاب خدا (قرآن) را طبق رأى خودت معنى كنى.»(27)

    از اين عبارت استفاده مى‏شود كه تفسير به رأى يك نوع تأويل است، و تأويل بر دو گونه است: 1- تأويل صحيح (چنانكه گفتيم طبق قرآن، ويژه راسخان در علم است). 2 - تأويل باطل، كه همان تفسير به رأى مى‏باشد.(28)

    _________________________________
    24. سوره آل عمران، آيه 7.
    25. تفسير نورالثّقلين، ج 1، ص 313.
    26. همان، ص 313.
    27. همان، ص 318.
    28. در بحارالانوار، ج 92، از ص 107 تا 111، بيست حديث در نكوهش تفسير به رأى نقل شده است.

    ۩❁۩ قرآن‏ شناسى در سيره پيشوايان ‏۩❁۩

  4. #13
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض







    توضيحى ديگر پيرامون تفسير به رأى، و تأويل صحيح‏


    آيات زيادى در قرآن وجود دارد، كه در روايات اسلامى، تفسيرهاى گوناگونى براى آنها ذكر شده است، كه بعضى هماهنگ با ظاهر آيات است، و بعضى معانى و باطنى آيات را بيان مى‏نمايد، به عنوان مثال؛ معنى ظاهرى آيه «عَنِ النَّبَأ العَظيم» (آيه 2 نباء) مسأله معاد است»، ولى در روايتى از امام صادق (ع) آمده «نبأ عظيم ، مسأله ولايت است»(29) اين همان تأويل است. جمع بين اين ظاهر و باطن از دو راه ممكن است:

    1- «نَبأ» (خبر) مفهوم وسيعى دارد كه اين واژه شامل همه آنها مى‏شود، ولى هنگام نزول آيه، بيش از همه مسأله معاد مورد نظر بوده است، ولى اين موضوع مانع از آن نيست كه آيه مصداق‏هاى ديگرى نيز داشته باشد.

    2- چنانكه ممكن است يك آيه معانى متعددى داشته باشد، كه از ميان آنها يك معنى ظاهر است، و معانى ديگر بطون قرآن است، كه به كمك قرآن يا گفتار معصومين (ع) از آن استفاده مى‏شود. و به تعبير ديگر دلالت، التزامى به آن معنى باطنى دارد، كه براى همه كس، جز خاصّان روشن نيست. و در اين راستا تأكيد مى‏كنيم كه فهم باطن قرآن بدون قرائن، يا سخن پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) جايز نيست، و وجود بطون براى قرآن نبايد دستاويزى براى هوسبازان شود و آنها بخواهند آيات قرآن را به رأى و ميل خود، هرگونه تفسير نمايند.(30) بسيارى از صوفيان و فرقه‏ها، گرفتار تفسير به رأى هستند، و متأسفانه، بسيارى نيز بر اثر ناآگاهى، آن را مى‏پذيرند.
    _________________________________
    29. تفسير برهان، ج 4، ص 419.
    30. اقتباس از تفسير نمونه، ج 26، ص 11 و 12.

    ۩❁۩ قرآن‏ شناسى در سيره پيشوايان ‏۩❁۩

  5. #14
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    براى روشن شدن بيشتر مطلب نظر شما را به دو فراز زير كه يكى نمونه‏اى از تفسير به رأى و ديگرى نمونه‏اى از تأويل صحيح قرآن است جلب مى‏كنيم:

    1- شيخ صدوق در كتاب معانى الاخبار از امام باقر (ع) نقل مى‏كند: چند نفر از يهود به اتفاق «حَىّ بن اَخطَب» و برادرش به محضر پيامبر(ص) آمدند و حروف مُقطّعه قرآن «الم» را دست آويز خود قرار داده و گفتند: طبق حساب ابجد، الف مساوى با يك، و لام مساوى با 30، و ميم مساوى با 40 مى‏باشد، سپس نتيجه گرفتند كه دوران بقاى امّت پيامبر اسلام بيش از 71 سال نيست.

    پيامبر (ص) براى شكستن سوء استفاده و تفسير به رأى آنها، به آنها فرمود: چرا تنها «الم» را محاسبه كرده‏ايد؟ چرا «المص» و «الر» و ساير حروف مقطّعه را محاسبه نمى‏كنيد؟ بلكه منظور از اين حروف چيز ديگرى است، در اين هنگام در رد يهود، آيه 7 سوره آل عمران نازل شد.(31) اين يك نمونه از تفسير به رأى و تأويل باطلى است كه جمعى از يهود عنود به آن دست زدند.

    2- نمونه‏اى از تأويل صحيح اين كه امام صادق (ع) آيات 19 تا 22 رحمن را تلاوت فرمود: «مَرَجَ البَحرَينِ يَلتَقِيانِ - بَينَهُما بَرزَخٌ لايَبغِيانِ؛...يَخرُجُ مَنهُما اللُّؤُلُؤُ وَ المَرجانِ؛ خداوند دو درياى مختلف (شور و شيرين، گرم و سرد) در كنار هم قرار داد در حالى كه با هم تماس دارند - در ميان آن دو، برزخى است، كه يكى به ديگرى غلبه نكند -... - از آن دو لؤلؤ و مرجان خارج مى‏شود.»(32)

    آنگاه فرمود: منظور از دو درياى عميق، كه هيچ يك بر ديگرى تجاوز نمى‏كند، حضرت على (ع) و فاطمه(س) است، و از اين دو دريا لؤلؤ و مرجان يعنى حسن و حسين (ع) خارج شده‏اند.»

    اين مطلب هم در كتب شيعه و هم در كتب اهل تسنّن نقل شده است .(33) اين نمونه‏اى از تأويل قرآن است كه چون از امام معصوم (ع) نقل شده مورد قبول ما است و منافاتى با معنى ظاهرى قرآن ندارد، زيرا واژه‏هاى قرآن مفهوم گسترده و مصاديق مختلفى دارند، يكى از ظاهر استفاده مى‏شود، و ديگرى از معانى باطنى است.

    _________________________________ محمد محمدى اشتهاردى
    31. تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 313.
    32. سوره رحمن، آيات 19 و 20 و 22.
    33. تفسير قمى، ج 2، ص 344؛ تفسير الدّر المنثور، ج 6، ص 142.


    ۩❁۩ قرآن‏ شناسى در سيره پيشوايان ‏۩❁۩

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •