استخونی که تیر می‌کشید سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
استخونی که تیر می‌کشید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو صمیمی
    محمد صادق آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 75      تشکر : 232
    355 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محمد صادق آنلاین نیست.

    zangooleh استخونی که تیر می‌کشید




    استخونی که تیر می‌کشید






    یه استخوون بود که خیلی تیر می کشید و یه دندون بود که خیلی درد می کرد .استخوونه هرروز ضعیفتر و تو خالی تر می شد و به قول معروف داشت دچار پوکی می شد پوکی استخوان !
    دندونه هم هر روز پوسیده تر و پوسیده تر می شد ولی صاحبش هیچ کاری جز مسواک زدن بلد نبود .
    بلاخره مریض فکر چاره کرد و کار به دکتر و دوا کشید .
    مریض بیچاره پیش دکتر از درد دندون و استخوناش نالید و کمک خواست .
    دکتر گفت دوای درد شما رو من می دونیم ولی به دست آوردن و مصرف کردن این دوا کار مشکلیه اگه بگم حاضرید انجام بدید .
    مریض بی معطلی گفت هر کاری بگید انجام می دم.
    دکتر گفت شما به یه عنصری احتیاج دارید که دندونا و استخووناتون رو تقویت و محکم کنه .این عنصر جاهای زیادی وجود داره مثلا سمت غرب کوهستانی کشورمون درختانی با برگهای دو رنگ روییده که از هر صدتا از این درختها، یکیشون دارای شکوفه ی سرخ سیبی شکله .اون شکوفه ها سمی اند اما وسطشون دونه های شیری رنگ ریزی دارن که باید با احتیاط از اون شکوفه ها خارج بشن .
    مریض که با دقت گوش می کرد گفت حتما این کار رو انجام میدم.
    دکتر گفت البته به این آسونی نیست .اصلا رفتن به اون کوهستان کار کوهنورداست .تازه پیدا کردن درختی که دارای شکوفه های سرخ سیبی باشه هم آسون نیست از اینها گذشته باید اون شکوفه ها رو به آزمایشگاه ببری تا با احتیاط بتونن دونه هاشو برات استخراج کنن.
    مریض گفت هر چقدرم سخت باشه بازم من دنبالش می رم و به دستش میارم .
    دکتر گفت آفرین به این همه همت و اراده .ولی باید بدونی وقتی که پیداش کردی باید اون دونه ها رو با شیره ی گیاه خاصی که فقط تو مناطق قطبی جنوب روییده می شه و توی بازارهای خارجی با قیمت گرونی عرضه می شه ، بجوشونی و آبش رو مدتی توی یه منطقه ی کویری زیر آفتاب بگذاری. آفتاب کویر، خاصیت و اشعه ای داره که جاهای دیگه نداره .وقتی مقداری از آبش بخار شد و به نصف رسید ،محلول مورد نظر آماده می شه که البته خیلی تلخه .ضمنا باید فقط نیمه شبها که خوابتون عمیق می شه، به هر ترتیبی شده از خواب بیدار شید و دو تا قاشق از این محلول خیلی تلخ رو بخورید و بخوابید.
    مریض به نظرش اومد که راز سلامتی رو پیدا کرده با هیجان و اشتیاق زیادی از دکتر تشکر کرد اما وقتی می خواست بره دکتر با خونسردی بهش گفت البته عنصر کلسیم توی شیر خیلی بیشتر از اون دارویی که بهتون گفتم وجود داره .اگه روزی یکی دو لیوان شیر بخورید دیگه به اون دارو هیچ احتیاجی ندارید .
    مریض به سرعت روشو به طرف دکتر برگردوند و با تعجب به دکتر گفت منظورتون همون شیر خوراکی ؟
    دکتر گفت بله جانم
    مریض گفت خوب چرا از اول نگفتید ؟
    دکتر گفت شما اگه اهل شیر خوردن بودید که الان این وضع استخوونا و دندوناتون نبود. من از وضعیت شما فهمیدم که اهل شیر خوردن نیستید و برای به دست آوردن سلامتیتون دنبال چیزهای عجیب و غریب هستید .
    حالا انتخاب با خودتون!
    مریض ....
    یه چیزی می خواست بگه ولی نگفت و رفت .
    انسیه نوش آبادی




    استخونی که تیر می‌کشید

  2. تشكرها 3

    مدير اجرايي (25-12-1390), ستايش (25-12-1390), شهیده (25-12-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •