داستان پدرانه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
داستان پدرانه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن
    mahsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    323
    دلنوشته
    2
    نوشته : 4,889      تشکر : 1,942
    6,104 در 2,952 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    mahsa آنلاین نیست.

    zangooleh داستان پدرانه




    داستان کوتاه پدرانه
    ۱۳۸٩/٩/۱۸ :: ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ :: نويسنده : دات


    پدرم این جوری بود وقتی من :
    4
    ساله که بودم فکر می کردم پدرم هر کاری رو می تونه انجام بده .
    5
    ساله که بودم فکر می کردم پدرم خیلی چیزها رو می دونه .
    6
    ساله که بودم فکر می کردم پدرم از همة پدرها باهوشتر.
    8
    ساله که شدم ، گفتم پدرم همه چیز رو هم نمی دونه.
    10
    ساله که شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها که پدرم بچه بود همه چیز با حالا کاملاً فرق داشت.
    12
    ساله که شدم گفتم ! خب طبیعیه ، پدر هیچی در این مورد نمی دونه .... دیگه پیرتر از اونه که بچگی هاش یادش بیاد.
    14
    ساله که بودم گفتم : زیاد حرف های پدرمو تحویل نگیرم اون خیلی اُمله .
    16
    ساله که شدم دیدم خیلی نصیحت می کنه گفتم باز اون گوش مفتی گیر اُورده .
    18
    ساله که شدم . وای خدای من باز گیر داده به رفتار و گفتار و لباس پوشیدنم همین طور بیخودی به آدم گیر می ده عجب روزگاریه .
    21
    ساله که بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأیوس کننده ای از رده خارجه
    25
    ساله که شدم دیدم که باید ازش بپرسم ، زیرا پدر چیزهای کمی درباره این موضوع می دونه زیاد با این قضیه سروکار داشته .
    30
    ساله بودم به خودم گفتم بد نیست از پدر بپرسم نظرش درباره این موضوع چیه هرچی باشه چند تا پیراهن از ما بیشتر پاره کرده و خیلی تجربه داره .
    40
    ساله که شدم مونده بودم پدر چطوری از پس این همه کار بر میاد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .
    50
    ساله که شدم حاضر بودم همه چیز رو بدم که پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چیز حرف بزنم ! اما افسوس که قدرشو نتونستم خیلی چیزها می شد ازش یاد گرفت !





    داستان پدرانه

  2. تشكرها 2

    مدير اجرايي (06-01-1391), نرگس منتظر (31-05-1391)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •