llı. ۩✿۩.ıll  تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) llı. ۩✿۩.ıll سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
llı. ۩✿۩.ıll  تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) llı. ۩✿۩.ıll
صفحه 11 از 17 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 163
  1. #101
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,705      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    این روزها پائیز عمر مادرم بود

    باران این پائیز چشمان ترم بود

    از زخم تلخی ؛سینه اش می سوخت اما

    چادر نمازش سقف بالای سرم بود

    هستی ما غارت شد اما بین خانه

    شمع وجود مادری اش گوهرم بود

    زانو بغل كرده حسن یك كنج خانه

    درچاه های شهر آه رهبرم بود

    چیزی نمانده بعد مادر از وجودم

    این ذره مانده فقط خاكسترم بود

    فضه كنار بستر او بود اما

    زیر سرش بالش دراین شبها پرم بود

    هرشب بجای چشم،دستم خواب می رفت

    بر روی پیشانیش دست دیگرم بود

    آنقدر شستم جامه های خونی اش را

    تنها امیدم گفتن یك دخترم بود

    مأمور بودم كربلا باشم و گرنه

    با مادرم دیروز روز آخرم بود

    می سوختم می ریختم اشك از دودیده

    بر مادر مظلومه ای كه بی حرم بود

    llı. ۩✿۩.ıll  تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) llı. ۩✿۩.ıll




  2. تشكرها 5


  3. #102
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,705      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    شب است وبغض سکوت وصدای گریه آب
    تمام غصه عالم نشسته در محراب


    نگاه کن که ببینی چگونه می بارد
    مصیبت از در و دیوار خانه ارباب

    برای غسل شب قدر آمده امشب
    فقط خدا و رسولش به منزل مهتاب

    بنای زندگیش را به آب می شوید
    الهی صبر علی را به فاطمه دریاب

    به قطره قطره سرشکش دخیل می بندد
    بر آن ضریح کبود و شکسته و بیتاب

    چه آبها که سراسیمه غسل می کردند
    برای آنکه نماند در آن بدن خوناب

    چه می رسد به علی از مرور خاطرها
    که ناله های صبورش ندارد امشب تاب

    llı. ۩✿۩.ıll  تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) llı. ۩✿۩.ıll





  4. #103
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,705      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نــورها، از پرتــو روبنــد تــــوست
    آفتـاب خانـــه ام، لبخـنــد تـــوست

    دیــد شــرح حــال او ناگفتنـــــی ست
    ای زبانــــم لال، زهــــرا رفتنـی ست

    چشم بر رخ، اشک نم نم می فروخت
    نرگسش بر لالـه، شبنـــم می فروخت

    آتشـــی در دل، ولــــی بی دود داشت
    بر لــب لــرزان خــود، بــدرود داشت

    گفــت: روز وصــل را شـام آمده ست
    آفتــــابــم بر لــب بـــام آمــــــده ســـت

    دیـــده ام را بر گشـــودن نیست تـــاب
    فصـــــل آخــر را بخوان از این کتاب

    ای مـــرا آیینــه؛ تصـــویــــرم ببیــــن
    آخــریـن دیـــــدار شــد، سیـــرم ببیـن

    llı. ۩✿۩.ıll  تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) llı. ۩✿۩.ıll




  5. تشكرها 4


  6. #104
    مدیر ارشد انجمن مهدویت و انتظار
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1390
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    نوشته : 6,705      تشکر : 44,869
    29,489 در 7,770 پست تشکر شده
    وبلاگ : 45
    دریافت : 16      آپلود : 10
    حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    llı. ۩✿۩.ıll  تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) llı. ۩✿۩.ıll




  7. تشكرها 4


  8. #105
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shamee




    ]


    مسافر، میخ، در


    کوچه بنی هاشم، پلاک سوم جمادی الثانی . باز هم آدرس را مرور می کنم . چه قدر بوی نامهربانی از این کوچه می آید، توقف می کنم . به دنبال درب خانه می گردم . دری کبود و سینه سوخته به چشم می خورد اما باز باید بپرسم .

    کسی دارد رد می شود اما نه مثل آن روز که تمام اهل مدینه در آن آزمون رد شدند .




    می بخشید این همان دری نیست که در آتش جهالت و بی وفایی مسلمانان نامسلمان سوخت؟

    این همان دری نیست که بوی دست پرمهر پیامبر می دهد؟


    این همان دری نیست که پیامبر از آن به دیدار پاره تنش می آمد؟

    این همان دری نیست که آدم های آن طرفش اهل بیت نامیده شدند؟

    ناگهان همه چیز در این کوچه با من سخن می گویند . در، دیوار و میخ با چشم های شفق گونه شان به من می نگرند . می گریم بر کبودی ها . بر ماه صورت نیلگون و فریاد می زنم بر میخ . تو قاتل مادر منی، تو مسبب شهادت دختر رسول خدایی تو . . .

    و میخ در حالی که گریه می کند می گوید: نه غریبه، آرام تر، اشتباه مکن . اگر مرا به رنگ شفق می بینی نه برای آن است که به خون پهلوی کوثر محمد صلی الله علیه وآله آغشته گشته ام، نه، که من خون گریستم . در را ببین، تو گمان می کنی از گذشت زمان پوسیده گشته است . نه این پوسیدگی حاصل دل پژمردگی در سوگ فاطمه است .

    به راستی در و علی چه همراهند در سوختن و ساختن . در بی کسی و غربت، در هجران رحمت و محبت .

    در اگر زبان داشت با نعره ای اسرافیل گونه تمام مردگان را به شهادت می خواند تا همه از مصیبت آن روز بگویند که مردگان همیشه از ما زنده تر بوده اند . در به نشستن دعوتم می کند . بنشین که غم بزرگی، به بزرگی تمام کوه های دنیا سینه ام را فشار می دهد . ما هم ناله ایم خواهرم . می بویمش . هنوز بوی پهلو می دهد . هنوز بوی کینه دوستان از دشمن دشمن تر علی را می دهد . و به میخ می گویم از آن روز برایم بگو و می گوید خواهرم، دختر آن بانوی بزرگ اگرچه آن روز به ظاهر پهلوی مادرت را . . . ولی رگ های بریده پهلوی مبارکش را بوسیدم و بر جنینی که با او بود سلام کردم .


    میخ دوباره بغضش به گریه باز می شود و من از گناه مادرم می پرسم و میخ می گوید: گاهی ایمان و تقوی و اخلاص بزرگ ترین جرم های دنیایند و در مورد مادرتان این جرم به اضافه جرم غفلت و جهل مسلمانان نه چندان مسلمان، آن فاجعه را آفریدند و این بار سوخته چوبین برایم حرف می زند



    چشمان من نظاره گر خون معصومه پیامبر بود . جنازه حبیب خدا بر روی زمین، همخانه معصومه پیامبر مشغول غسل و دفن پسر عمویش به وسیله اشک چشمان همسرش و دزدان حکومت اسلامی در حال بریدن این ودیعه الهی و بعد از آن ماجرای من و در و پهلو و غربت بزرگ ترین مرد دنیا و . . .
    میخ دوباره بغضش به گریه باز می شود و من از گناه مادرم می پرسم و میخ می گوید: گاهی ایمان و تقوی و اخلاص بزرگ ترین جرم های دنیایند و در مورد مادرتان این جرم به اضافه جرم غفلت و جهل مسلمانان نه چندان مسلمان، آن فاجعه را آفریدند و این بار سوخته چوبین برایم حرف می زند:

    مسافر، آتش عشق به زهرا این بلا را بر سر من آورده است . تمام پیری چهره من، زردی گونه های من، رنجی که در سلول سلول بدنم نقش بسته است همه از عشق به آن تنها معصومه دنیاست . خواهرم فقط چند روز بعد از آن روز بد همه غم های فاطمه از دنیا رفتند و علی با دنیایی از تنهایی، تنها ماند . با این که مادرم رفته است اما کدام عقل سلیمی این را باور می کند که این تنها معصومه تمام افلاک هنوز غمگین نباشد که فرزند بزرگوارش درست مانندآن روزهای همسرش این قدر تنها و بی یاور است . دلم شکسته است . یاد خدا و دل شکسته که همواره با همند می افتم . حالا وقت دعاست . باید کاری بکنم به میخ و در نگاه می کنم . هر سه دستمان را بالا می بریم . معبودا، به ما صبری به وسعت آسمان نگاه فاطمه هنگام لبخند مرگ، صبری به وسعت مجروحیت علی، صبری به بزرگی کرم آخرین بازمانده زهرای بتول و افتخار پرستاری در رکاب قطب عالم امکان کرم فرما . آمین یا رب الفاطمه .

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان




    سیده لیلی مقیمی







    llı. ۩✿۩.ıll  تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) llı. ۩✿۩.ıll





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  9. تشكرها 5


  10. #106
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,695 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    کشتی پهلو گرفته

    هیچکس آیا توانسته است غم فاطمه(س) را
    در سوگ پدر به تصویر بکشد،
    جز ناله های بیت الاحزان فاطمه(س)؟

    در اندوه جگر سوز علی (ع)
    در مواجهه با فاطمه ی میان در و دیوار
    و گاه شستن صورت نیلی و بازوی کبود فاطمه(س)،
    هیچ هنرمند عارفی توانسته است مرثیه بسراید

    آنچنانکه از عمق رنج آدمی
    در چروک های پیشانی علی(ع) خبر دهد
    و وسعت غمهای خلقت را در پهنای اشک علی (ع) بشناسد
    و بشناساند جز باز اشک پنهانی علی(ع) ؟


    هیچکس را یارای آن بوده است
    که آلام محض زینب (س) را به هنگام دیدار سر برادر
    بر بام نیزه ها بیان کند،
    جز خون جاری از سر مبارک زینب(س) ؟


    اگر زینب(س) با مشاهده ی سر برادر ،
    حسین،روحی فداه سلامت سر خویش را تاب آورده بود
    و سر بر ستون کجاوه نکوبیده بود،
    چه کسی عشق را ،درد را
    و هجران را در آفرینش تفسیر می کرد ؟


    اینها دردهایی است که نویسنده را
    اگر احساس داشته باشد خاکستر می کند
    و قلم را اگر به تعداد درختان عالم باشد
    می سوزاند و دفتری به پهنای گیتی را آتش می زند.


    سوز اشکهای فاطمه(س) هنوز
    پای عارفان را در بیت الاحزان او سست می کند
    و کمر ابرار را می شکند
    و آتش به جان اولیاء الله می اندازد.

    معاذالله که رشحه ی هیچ قلمی بتواند
    با اشک سوزناک علی(ع)
    به هنگام شستن پیکر فاطمه(س) برابری کند.
    کجاست اسماء ؟


    از او بپرسید، فرشتگانی که
    در اشکهای آن هنگام علی(ع) به تبرک غسل می کردند،
    بال و پرشان نسوخت؟


    آنچه بر پیشانی تاریخ تشیع،
    چروکهایی اینچنین عمیق آفریده،
    دردهایی از این دست است.

    دردهایی که گفتنی نیست،
    بیان کردنی نیست،
    تصویر و تصور کردنی نیست.


    درد را اگر بسیار عمیق باشد به زخم تشبیه می کنند
    و زخم را اگر بیش از حد سوزنده باشد به آتش .

    و حرارت کدام آتشی می تواند
    با هرم قلب علی (ع) در بیست و پنج سال سکوت
    خار در چشم و استخوان در گلوی او برابری کند ؟

    پس اینگونه دردها مشبه نیستند مشبه به اند.
    و تاریخ شیعه آکنده از دردهایی اینگونه است.

    غم کمر شکن و چاره سوز حسین(ع)
    در شهادت برادر علمدار ، عباس روحی فداه.


    سکوت اندوهبار حسین جان عالمی به فدایش
    در برابر جگر پاره پاره امام برادر حسن(ع).

    حسرت عمیق عباس برادر(ع)،عباس عمو،عباس پدر
    و عباس امید در جراحت مشک آب.


    درد وصف ناشدنی سجاد(ع) در شهادت مظلومانه ی پدر.

    واز آن پس، همچنان انبوه درد بر درد
    و تراکم جراحت بر جراحت و زخم بر زخم
    و اتصال مدام جوی خون.


    انگار تاریخ را در سرزمین شیعه
    با خون رقم می زنند،با مظلومیت خون.

    ...



    llı. ۩✿۩.ıll  تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) llı. ۩✿۩.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  11. تشكرها 4


  12. #107
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض







    روزگار فاطمه(س)



    آفتاب، از كجا طلوع می كند، از كجا نور می افشاند، و پرتو پرتلالو خود را از كجا همچون بارانی از پولك های طلایی و ذراتی از گرد نقره و قطراتی از شبنم عطرآگین، فرو می پاشد؟

    اگر برخاستگاه آفتاب طبیعت، افق های سیمابگون پهنه جهان ما است، آفتاب معنویت و روحانیت، خانه ای دیگر و برخاستگاهی دیگر دارد: خانه محمد(ص) رسول خدا، پیامبر اسلام، و آخرین پیامبر الهی، خانه نور و جایگاه آفتاب معنویت است...
    اینجا، این خانه كوچك و ساده، اما در عین حال شكوهمند و پرجلال - كه شكوه و جلال آن، نه در عظمت ساختمان كه در عظمت صاحب آن و عزت ساكنان آن است - خانه ای است كه آفتاب معنویت و روحانیت، در آن تجسم پیدا می كند و آفتاب طبیعت، این چراغ پرفروغ منظومه شمسی، با چشم حسرت بدان می نگرد...
    و در گستره انوار همین آفتاب زرتاب است كه آن اختر تابناك عصمت و طهارت، یعنی فاطمه زهرا(ع)، چشم به جهان می گشاید، تا چشم جهان را به تماشای جمال پرجلال خود خیره سازد...
    آری، فاطمه زهرا(ع)، آن اختر تابان عصمت و طهارت، در خاندان نور، در خانه وحی، در فرودگاه فرشتگان آسمان، در منزلگه جبرئیل، در مشرق رسالت و تقوی چشم به جهان گشود، و جهان اسلام و افق معنویت و روحانیت را با طلوع مسعود وجود مبارك خویش، نوری دیگر و فروغی دیگر بخشید...
    او در خانه ای چشم به جهان گشود كه چشمان پرانتظار جهان انسانیت، در درازنای زمانها، و در فراخنای مكانها، بدان دوخته شده است. خانه ای كه چشم جهان و چشم تاریخ به شعاع های پرنور و گرم و گرمی بخش فروغ تربیتهای آن و روشنایی تعلیمات و اشراقات آن، خیره مانده است.
    خانه ای كه با همه كوچكی و سادگی اش، مكتب پرعظمت و پرجلال و انسان ساز جهان انسانیت است. خانه ای كه جایگاه و پایگاه یگانه معلم راستین جامعه انسانیت در آن قرار داده شده است: خانه محمد(ص)، خانه پیامبر، خانه معلمی كه خود به مكتب نرفت و خط ننوشت، لكن به غمزه مساله آموز صد مدرس و صدها مدرس شد.

    آری، اینجا خانه پیامبر و تولدگاه ستاره پرفروغ خاندان رسالت و سازنده گهواره امامت و سمبل پاكی و عصمت بود... فاطمه زهرا(ع) دوران كودكی و صباوت را در این خانه گذراند. در این خانه و در مهد تربیت و تحت ارشادهای مستقیم پیامبر اسلام، یگانه مربی جهان بشری... و خوشا بر كودكی كه خداوندگار زمین و زمان و آفریدگار هستی و جهان چنین آموزگاری را برای تربیت و ارشاد او برگزیند و سایه مهر و عطوفتش را بر سر او بگسترد. آموزگاری بر قله رسالت و پیامبری در اوج آموزگاری و مهر و عطوفت كه خود شایسته ترین پدر جهان و بایسته ترین تربیت دهنده افراد بشر و نسلهای انسان، در گستره زمین و زمان است.
    درباره پدر بزرگوار و عالیقدر فاطمه(ع)، به راستی چه می توان گفت كه از فرط عظمت و جلال و شكوه و جمال او لب از گفتن و قلم از نوشتن فرو می ماند.
    تاریخ جهان در پی شناختن چنین پدری قد علم كرده و در طول قرنها ،نسل در پی نسل زبان به وصفش گشوده اند . لیكن تاریخ هنوز در خم كوچه اول درمانده و بشریت هنوز بیان نخستین كلام وصف او را به پایان نبرده است.

    راستی این است كه بیان خصلتها و خصوصیات پیامبر و بر زبان آوردن توصیف صفات او، جدا از شناخت قدرت آفریدگار و بیان آن میسر نیست.
    از این رو چه بهتر كه ما نیز به ذكر یكی از كلمات بلیغ آسمانی اكتفا كنیم: آنجا كه خداوند، خلق و خوی پیامبر و روش زندگی او را، با صفتی شایسته توصیف می كند و با این وصف بی بدیل، قدرت بی مانند خویش را بیان می نماید.
    بدینسان كه می فرماید: انك لعلی خلق عظیم، یعنی در حقیقت تو بر خلق و خویی نیكو و پرعظمت آراسته هستی.

    آری راستی كه او به حق زیبنده چنین ستایشی و سزاوار چنین توصیفی بود و آنجا كه خداوندگار در وصف پدر فاطمه زهرا چنین سخن می گوید، مخلوق ناتوان خداوند چه كلامی می تواند بر زبان و قلم آورد؟
    فاطمه زهرا(ع) در روزگاری پا به عرصه هستی نهاد كه پدر گرامی اش دشوارترین دوره حیات پربركت خود را می گذرانید. از چندی پیش، دشمنان سرسخت و قسم خورده پیامبر، كه با همدستی گروهی از افراد نادان و سیاه دل قریش، سپاهی از جهل و شرك تشكیل داده بودند، پیامبر اسلام و یاران فداكارش را در حلقه خصومت های خود به محاصره گرفته بودند. این محاصره، تنها یك محاصره سیاسی نبود، بلكه در عین حال، محاصره وحشت و خطر و تهدید، و بدتر از همه محاصره اقتصادی هم بود.
    مشركین، در پی مبارزاتی سخت و فرساینده، سرانجام مسلمانان را از شهر و زادگاه خود، «مكه» بیرون راندند و آنها را، در خارج از شهر، درون دره یی كه در تاریخ به نام «شعب ابی طالب» معروف شده، به صورت گروهی تبعیدی و رانده شده، در محاصره نگاه داشته بودند.
    سران قریش، برای تمام افراد قبایل، به شدت قدغن كرده بودند كه هیچكس به آن پناهگاه آكنده از وحشت و خطر نزدیك نشود، هیچكس با پیامبر و یارانش تماس نگیرد، و هیچكس با آنها داد وستد نكند، نه چیزی از آنها خریداری كند، نه به آنها كاری رجوع كند و دستمزدی بدهد، و نه حتی یك قرص نان بفروشد.







    llı. ۩✿۩.ıll  تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) llı. ۩✿۩.ıll

  13. تشكرها 3


  14. #108
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض









    بدینسان، زندگی پیامبر و یارانش، در آن تبعیدگاه پررنج، با درد و محرومیت و گرسنگی می گذشت. مواد خوراكی جیره بندی شده بود، و گاهی غذا چنان كم بود كه بزرگسالان از فرط گرسنگی به ناله می افتادند و كودكان بی هوش بر زمین می افتادند.
    همراه با فقر و گرسنگی، بیماری و مرگ و میر نیز آمده بود و گروهی از نزدیكان رسول خدا و تنی چند از بهترین یاران و یاورانش در همان تبعیدگاه و بر اثر آن محاصره مخوف و گرسنگی و امراض ناشی از آن، جان سپردند.
    و در چنان دوران سیاه و دردباری بود كه فاطمه زهرا(ع) چشم به جهان گشود. دوران شیرخوارگی خود را، در همان محیط سپری كرد. در همان ریگزار داغ، برپای ایستادن و راه رفتن را آموخت و در همان دره تحت محاصره، گوش دردآشنایش با فریادها و ناله های كودكان گرسنه و محروم، آشنا و همنوا شد. آری، او از نخستین روزهای میلاد مبارك اما آمیخته به رنج و دردش، زندگی را با محرومان آغاز كرد، با محرومیت كشیدگان و زجردیدگان و مستضعفان زیست، و همگام با دردمندان و ستم دیدگان روزهای زندگی را پشت سر نهاد...
    اما در كنار این همه درد و رنج و محرومیت، بزرگترین نعمت ها نیز با او بود: زیرا كه آن دختر بی همتا، از لطف بسر بردن از سایه مهر و عطوفت پیامبر خدا بهره مند بود. او، در مكتب انسان ساز رسول خدا(ص)، و در دامن پر از صفای خدیجه كبری پرورش می یافت و هر روز، جهانی از پاكی و صفا و معنویت و جهان بینی عمیق و راستین معنوی، و در یك كلام تمامی رمز و رازهای شگرف خداشناسی و خداجویی و خدابینی را در آن مكتب سازنده و ارزنده می آموخت.
    بدینگونه بود كه فاطمه زهرا(ع) الگوی بی مانند و شاخص و نمودار كامل یك بانوی نمونه، اسوه راستین تربیت اسلامی و اسوه باشكوه مكتب الهی اسلام گردید. بدانسان كه از همان سنین نوجوانانی و آغاز شكوفایی و بالندگی، وجود گرامی اش، در بردباری و استقامت در برابر سختی ها و مصائب، و علاقه و مهر بی پایان به محرومان و مستمندان جامعه، اسطوره ای جاودانه و مصداقی روشن و بارز گردید.
    فاطمه زهرا(ع) كه در سنین كودكی، مادر بزرگوار و ارجمندش را - در پی تحمل مصائب زندگی در شعب ابی طالب- از دست داده بود، از همان دوران طفولیت، مسئولیت های سنگینی را بر دوش های ترد و كودكانه اش تحمل كرد. بالاترین آن مسئولیت ها، نگهداری و پرستاری از پدربزرگوارش بود، كه اندوه از دست دادن همسری چون خدیجه كبری در اعماق جانش باقی مانده بود، و دختر خردسال، خود را در آن اندوه شریك و همدرد پدر می ساخت و همواره می كوشید تا درد پدر را تسكین دهد و جای خالی مادر را، در زندگی اندوهبار داخلی، با لطف وجودش و فهم و درك و درایتش، و فضل و فضیلت و كمالش پر كند...
    او از نظر مراتب كمال و فضیلت، و همدردی هوشمندانه با پدری چون پیامبر خدا و مسئولیت پرستاری از قلب شكسته چنان پدری، به چنان پایه و مایه ارجمندی رسید، كه از سوی پدر عالیقدرش، سند افتخار و سرفرازی بی مانندی درباره اش صادر شد و از لسان رسول خدا(ص) لقب «ام ابیها» یافت...
    «ام ابیها»، یعنی «مادر پدر خویش» كه از یك دیدگاه، نشانه نقش مادرانه یی بود كه فاطمه زهرا(ع) درباره پدر بزرگوارش ایفا كرده بود. از دیدگاه دیگر نیز مطرح و درخور بررسی است: این لقب، نشانگر احترام عمیقی است كه پدر گرانقدر فاطمه، برای دختر محبوب و میوه دل و جان خود قائل بود. و نیز نشانگر نوعی احترام آمیخته به قدردانی، نسبت به كل شخصیت و اعتبار قشر محروم و متروك و ستمدیده «زن» بود. موجودی كه سالها و قرنها، در جامعه عرب جاهلی سركوب شده بود و در آخرین سالهای پیش از اسلام، می رفت كه دوران فنای كامل و زوال قطعی خود را سپری سازد. می رفت تا به محض تولد، یا زنده به گور شود، یا چون لكه ننگی، چون شیء ناپاك و منفوری، دور از دیدرس و دور از دسترس، در تاریك ترین گوشه انبارها و زیرزمین ها، زندانی شود و مخفیانه به زندگی سرشار از درد و رنج و نكبت و ذلت خود ادامه دهد. تا وقتی به سن بالندگی رسید، مانند كالایی بی ارزش، به دیگران واگذار شود، تا از او به عنوان وسیله ای برای زاد وولد پسران، یعنی اصحاب كار و تلاش و جنگ و كشتار، استفاده شود. و این، تازه سرنوشت خوشبخت ترین دختران عرب می توانست به شمار آید، كه سعادت رهایی از مرگ بی رحمانه و زنده به گور شدن با دست پدران خود را یافته باشند...
    اما وجود گرانقدر فاطمه زهرا(ع) با آن احترام عمیق و محبت سرشاری كه پدرش برای او قائل بود، یكباره طومار چنین سرنوشتی را در زندگی جامعه زنان، درهم پیچید و سرنوشتی تازه برای «زن» رقم زد. به بركت تربیت های اسلامی، از محیط خانه، كانونی پر از صفا و صمیمیت و سرشار از عطوفت و مهربانی به وجود آورد. خانه را به صورت آموزشگاه بزرگی بازسازی كرد، كه توانست در آن، پسرانی همانند حسن و حسین(ع) و شیرزنانی همچون زینب و ام كلثوم را به وجود آورد و تربیت كند.
    آری، او به عنوان نمونه «زن» در جامعه اسلامی و انسانی، توانست در راه ایمان و تقوای استوار، و در مسیر تشیید مبانی انقلاب نوپای اسلام، سنگر به سنگر و خانه به خانه و میدان به میدان، همراه با پدر و همگام با همسر بزرگوارش پیش رود، تا جایی كه حتی جان عزیز خود را در مسیر تعهد و مسئولیت عمیق اسلامی خود، فدا كند...
    بانوی نمونه اسلام، در عرصه خانه اش یك كدبانوی كامل، در برابر شوهرش یك همسر فداكار و شكیبا، در مورد فرزندانش یك مادر بی همتا و دلسوز و مربی، در پهنه كار و تلاش، یك كوشنده خستگی ناپذیر، در جهان اسلام یك مسلمان نمونه و الگو، در عرصه حفظ و صیانت از دستاوردهای انقلاب اسلامی یك مبارز تلاشگر و سازنده، و در برابر خالق خویش یك مؤمن پرهیزگار و پاكدامن و پارسا بود... در خانه اش با دست های رنج دیده خود، كه از فرط كار و تلاش، لطمه دیده و آزرده و تاول زده بود، كار می كرد و «دستاس» می كشید و گندم می كوبید و نان می پخت، تا سفره بی رنگ و رونق خانه، قوت لایموتی داشته باشد. با سن و سال اندك خود، كارهای طاقت فرسای خانه پرجمعیت و عائله مندشان را شخصاً انجام می داد، و انتظام امور خانه را به تنهایی برعهده داشت... شب ها را، با تنی خسته و جسمی درهم كوفته، به جای آرام و استراحت، تا نیمه شبان و گاه تا سحرگاهان، بر سر سجاده بیدار می نشست و به دعا و نیایش و راز و نیاز با آفریدگار یكتای خود می گذرانید... در معركه جنگ و مهلكه نبرد حق و باطل، به یاری مجروحان و زخم خوردگان می شتافت و با دست های مهربانش، مرهم بر جراحاتشان می گذاشت... و در عالم سیاست و جهان بینی سیاسی اسلام، قهرمانی نستوه، مجاهدی راستین، و رزمنده ای خستگی ناپذیر و به تمام معنی انقلابی بود...
    او در راه دفاع از حق خود و خاندانش، كه در حقیقت حق جامعه مسلمین و طبقه محرومان بود و با پایمال شدن آن، حق جامعه و حقیقت انقلاب اسلامی پایمال می شد، یك دم از پای نمی نشست. چون كوهی استوار، در برابر ناملایمات می ایستاد و می جنگید. به مسجد می رفت و با ایراد خطابه های آتشین و سخنرانی های روشنگر، حق خود و خاندانش را آشكار می ساخت و حكومت وقت را رسوا و استیضاح می كرد.
    همین اعمال و كنش ها و واكنش های آگاهانه و روشنگرانه او، به روشنی نشان می دهد كه دختر پیامبر و همسر جانشین پیامبر و مادر امامان برحق، تنها زن خانه و كدبانوی كاشانه نبود، بلكه او بانوی كار و پیكار، زنی قهرمان و رزمنده ای شایسته در عرصه های گوناگون زندگی بود: قهرمان صحنه كار، صحنه سیاست، صحنه عبادت، صحنه آموزش و تربیت، صحنه جهاد و پیكار و شهادت، و بالاخره سرآمد فضایل و فضیلت ها، كارآیی ها و كاردانی ها، دانایی ها و توانایی ها، و شایستگی ها و بایستگی ها بود...
    در زندگی فردی و اجتماعی فاطمه زهرا(ع)، دیده تیزبین واقع نگران، به نكات برجسته ای برخورد می كند، كه هر یك می تواند حلال مسائل و گره گشای بسیاری از مشكلات خانوادگی دختران و بانوان جامعه اسلامی ما باشد.







    llı. ۩✿۩.ıll  تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) llı. ۩✿۩.ıll

  15. تشكرها 3


  16. #109
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 38      تشکر : 0
    102 در 38 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    اسماء آنلاین نیست.

    shamee وجه تسمیه حضرت فاطمه علیهاالسلام به انسیه حوراءِ




    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند نور حضرت فاطمه سلام الله علیها را پیش از آفرینش زمین و آسمان‌ها آفرید. عرض شد: یا رسول‌الله! مگر حضرت فاطمه علیهاالسلام از جنس آدمیان نیست؟ فرمود: او حور است در قالب آدمیان. خداوند نور وی را در صُلب آدم به ودیعه گذاشت و از صلب من بیرون آورد، هر گاه شوق بهشت می‌کنم، فاطمه را می‌بوسم. ابن‌عباس در خبر مفصلی از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که در ساق عرش نوری دیدم که فروزنده بود مانند حوریان بهشتی. پرسیدم کیست؟ گفتند: این دختر،«انسیه حوراء» است و او از میوه‌های بهشتی تکوّن یافته است. حوریه‌ای است به صورت انسیه و انسیه‌ای است به معنی حوریه و چون درِ بهشت را گشودند، بوی حضرت فاطمه علیهاالسلام را استشمام کردم.


    مراد از حوریه این است که مانند انسان و انسیه، به کدورات عالم طبع، آلوده نشده و چون ملکه نوری است که به همه صور می‌توان متشکل گردد. اصل حورالعین، از طبیعت ملک و نورانیت است و حضرت فاطمه، انسیه‌ای است که به نورانیت و روحانیت فرشتگان است. چون بشریت، مستلزم کثرت کثافات عنصری مادی است؛ حضرت فاطمه انسیه حوراء از کدورت طبیعت بشری دور و منزه است و او موجودیت بین فرشتگان و بشر است.


    llı. ۩✿۩.ıll  تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) llı. ۩✿۩.ıll


  17. #110
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,695 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    «یا زهرا» کلید درهای بسته

    شبانه، غریبانه‏ هایم را بهانه می‏کنم
    و با نجوای «یا زهرا علیهاالسلام »،

    دل به غربت دیرینه بقیع می‏سپارم.
    ای دامن شب!
    ببین که دل خونم
    دل خون از این فریادهای مانده در بیداد

    ای دامن شب...
    دلم، این تنهاترین، مثل شب‏های جبهه،
    عادت به گفتن «یا زهرا علیهاالسلام » دارد

    و من، ایّام فاطمیه که می‏رسد،
    به یاد مظلومیّت روزهایی می‏افتم که حتی آسمان،
    پیراهن مشکی خود را به تن کرده بود!

    انگار تنها آسمان می‏فهمد، درد را.
    تنها آسمان می‏فهمد، فاطمه علیهاالسلام را.
    تنها آسمان می‏داند که زخم دل تاریخ،
    با کدامین مرهم التیام خواهد یافت!

    شبانه،تنها بهانه غریبانه ‏هایم، یا زهراست.
    «یا زهرا»، وِرد معجزه سازی است
    که دوای تمام دردهاست،
    کلید تمام درهای بسته است
    و مشکل‏ گشای تمام رنج‏ها!

    یا زهرا علیهاالسلام یعنی:
    ای آسمان! تو را گواه می‏گیرم که من
    به ولایت عشق می‏ورزم
    و از غاصبان حق ولایت بیزارم!

    یا زهرا علیهاالسلام یعنی:
    ای زمین! تو را گواه می‏گیرم
    که به حجت خداوند در زمین ایمان دارم

    و در سایه عنایتش و در آرزوی سپیده موعود،
    غرق در ندبه صبحگاهان جمعه می‏شوم!


    یا زهرا علیهاالسلام یعنی:
    ای بقیع! تو را گواه می‏گیرم
    که دلم سرشار از محبت فاطمه علیهاالسلام است؛

    محبتی که از علی علیه‏ السلام
    تا مهدی(عج)، از مدینه تا کربلا،
    از کربلا تا جمکران و از ازل تا ابد،
    در دلم ریشه کرده
    و هیچ‏گاه از آن بیرون نخواهد رفت!

    یا زهرا علیهاالسلام یعنی...
    یا زهرا، ای آیینه دردمندی،
    ای مظلومه آل یس، ای اُمّ اَبیها،
    ای شرافت زن در قاموس هستی،
    ای عصمت محض،
    ای مفهوم زلالی
    و ای کوثر بی‏بدیل نجابت!

    بگو! بگو چه کرد با تو،
    این عالَم خاک؟!

    سید علی‏ اصغر موسوی




    llı. ۩✿۩.ıll  تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) llı. ۩✿۩.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  18. تشكرها 3


صفحه 11 از 17 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 22
    آخرين نوشته: 13-06-1395, 00:22
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 05-07-1391, 17:34
  3. پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 05-01-1391, 22:02
  4. امام خمینی بنیان گذار آیین برائت از مشرکین
    توسط ملکوت در انجمن تبري و تولي
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 13:04
  5. پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 27-07-1388, 01:51

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •