◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*► سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
صفحه 10 از 13 نخستنخست ... 678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 129
  1. #91
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    رد اين نظريه

    اكنون می‏پرسيم اين " مسؤوليت " چيست و چه معنائی دارد ؟ مسؤوليت‏ يك امر مادی نيست ، يك امر معنوی به معنای غير مادی است . در مكتب‏ مادی بايد جواب اين سؤالات را بدهند . حداقل اينست كه بگويند انسان‏ دارای وجدانی است كه او را مورد سؤال قرار می‏دهد ، مانند نفس لوامه كه‏ در منطق دين آمده است . در واقع انسان دارای دو شخصيت است يكی حيوانی‏ و ديگر انسانی و ملكوتی كه وقتی كار خلافی می‏كند ، اين شخصيت ، شخصيت‏ اولی را مورد عتاب قرار می‏دهد . و آنان منكر اين وجدانند . پس وقتی‏ چنين چيزی نيست ريشه مسؤوليت كجا است ؟

    صرف نظر از ريشه مسؤوليت كه اگر هم نتوانند آنرا اثبات كنند بالاخره‏ به آن قائلند ، اينكه من در مقابل افراد بشر مسؤولم ، من در مقابل نسل‏ آينده مسؤولم و . . . چه معنائی دارد ؟ اينها كه مكتبشان مكتب مادی است‏ و در عين حال می‏خواهند انسانيت و معنويتی برای انسان بسازند و او را ملتزم به آن معنويت بكنند ، منهای خدا چنين انديشه‏ای دارند ، و حتی‏ سارتر در مكتب خودش می‏گويد : اگر پای خدا در كار باشد همه اين معنويتها از ميان می‏رود ، چون ريشه همه اينها آزادی انسان است و اگر خدا باشد آزادی معنا ندارد و در صورت نبودن آزادی ، انتخاب بی‏معنا است و در نتيجه مسؤوليت معنا نخواهد داشت ، بلكه به دليل اينكه خدا نيست و انسان آزاد است ، مسئوليتی برای انسان وجود دارد

    پس با اينكه مكتب آنها مادی است می‏خواهند به نوعی معنويت مسلكی نه‏ فلسفی اعتقاد داشته باشند . آيا چنين چيزی ممكن است يا خير ؟

    102


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  2. #92
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آيا وجدان می‏تواند ريشه معنويت باشد ؟

    ممكن است كسی بگويد چه مانعی دارد كه ما قائل به خدا نباشيم ولی قائل‏ به نوعی معنويت باشيم زيرا ريشه اين معنويت در وجدان انسان آمده است ، حال منشا آن هر چه می‏خواهد باشد ، تصادف يا چيز ديگر ، بالاخره در ساختمان انسان است . خدائی نيست اما اين معنويت در انسان هست ، به‏ اين معنا كه انسان هر چه هست دارای وجدانی ساخته شده است كه [ به موجب‏ آن ] از كارهای خوب لذت می‏برد و از كارهای بد تنفر دارد ، و كار خوب‏ را نه به دليل منفعت مادی بلكه برای آنكه از كار خوب لذت می‏برد انجام‏ می‏دهد بنابراين لذات انسان منحصر و محدود به لذات مادی نيست ، بلكه‏ انسان لذات معنوی هم دارد ، همچنانكه از علم لذت می‏برد و حال آنكه مشت‏ پر كن نيست ، يا مطالعه تاريخ و اطلاع و از اوضاع گذشته عالم و يا جغرافيا و مطالعه درباره درياها و اعماق آنها [ برای او لذتبخش است ] در صورتی كه صددرصد می‏داند اطلاعات او در اين موارد ، هيچگونه استفاده‏ای‏ ندارد و يك پول بر در آمدش نمی‏افزايد ، ولی از اين آگاهی لذت می‏برد ، از اخلاقيات لذت می‏برد ، بالاخره انسان طوری آفريده شده كه از آگاهی لذت‏ می‏برد ، از اخلاقيات لذت می‏برد ، بدون اينكه هيچ منفعت مادی كسب كند چون انسان كار را برای لذت انجام می‏دهد ، منتها يا لذت مادی و يا لذت‏ معنوی .

    103



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  3. #93
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اپيكور كه از فلاسفه قديم يونان است ، طرفدار لذت است اصالت‏ لذت منتها با تعبير معروفی كه از مكتب او می‏كنند ، می‏گويند او طرفدار " دم غنيمتی " است كه از زبان خيام هم می‏گويند و مقصود همان عياشی و خوشی ظاهری و استفاده از فرصتها در خوردن و نوشيدن و هر نوع لذت مادی‏ است و لهذا " لاابالی گری " به " اپيكوريسم " معروف شده است ، ولی‏ می‏گويند مكتب واقعی او اين نبوده و لذت را تنها به لذت حيوانی محدود نمی‏كند ، بلكه معتقد است كه برای انسان يك سلسله لذات معنوی هم وجود دارد و لذات معنوی از لذات مادی ، هم بادوامتر است و هم بی‏رنجتر

    ممكن است كسی بگويد چه مانعی دارد كه ما بر اساس وجدان انسان كه از كارهای اخلاقی لذت می‏برد ، ولو اينكه خدائی در كار نباشد معنويت را برقرار كنيم . مثلا انسان از زيبائی لذت می‏برد بدون اينكه هيچ منفعت‏ مادی داشته باشد كه به حال جسمش مفيد باشد يا خود جسم باشد . و يا انسان‏ اگر منزلی داشته باشد و در آن گلكاری عالی‏ای باشد كه از منظره‏اش لذت‏ ببرد برای او ارزش دارد در صورتی كه اين منظره نه خودش ماده است كه‏ انسان به آن برسد و نه به حال جسم انسان مفيد است ولی به حال روان انسان‏ مفيد است . بالاخره انسان به نوعی از آن ، استفاده و لذت می‏برد . و يا يك مرغ خوش آواز كه در باغ چه چه می‏زند برای انسان ارزش دارد و از آن‏ لذت می‏برد در صورتی كه نه خود آن چه چه ماده‏ای است كه انسان به آن برسد و نه جسمش از آن سود می‏برد ولی روانش لذت می‏برد
    اين حرف تا اندازه‏ای درست است ولی دو " اما " دارد .

    104


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  4. #94
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    يكی اينكه در انسان اين وجدانها تا آن حد قوی نيست كه بتوان مكتبی را بر پايه آن بنا نهاد به طوری كه بتواند در تربيت ، واقعا منافع عموم بشر را فدای آنها بكند ، تا آنجا كه انسان حتی حاضر به كشته شدن به خاطر آن لذتهای معنوی‏ باشد

    اصولا اگر انسان فقط به خاطر لذت ولو لذت معنوی كاری بكند فقط تا مرز كشته شدن است ، تا مرز زندان رفتنهای متوالی است . يعنی اينها در اين‏ حدود به شكل امور تفننی و فانتزی درست است ، اما به شكل نيازهای عميق‏ بشری كه در مكتب لازم است تا افراد پايبند به مكتب به خاطر اين ارزشهای‏ معنوی " پاكبازی " و " سربازی " بكنند صحيح نيست . چنانكه در دنيا هيچكس حاضر نيست به خاطر بقا و دوام گلهای خانه‏اش خود را به كشتن دهد ، زيرا گل را برای استفاده و لذت خود از آن می‏خواهد نه برعكس . يا مثلا در مورد كمك كردن اگر اين اينطور فكر كند كه چون در هنگام كمك كردن از آن لذت می‏برم ، به خاطر آن لذت اين كار را می‏كنم و پايبند بودنش به‏ اخلاق همين اندازه باشد ، هرگز خود را برای چنين لذتی به كشتن نمی‏دهد زيرا معنا ندارد

    پس درست است كه انسان در عمق وجدان خود از كارهای خير و عمومی لذت‏ می‏برد ( و قرآن مجيد هم اين وجدان را قبول دارد ) اما اين مقدار وجدان‏ برای پايه و مايه يك مكتب قرار گرفتن كافی نيست ، يعنی نياز مكتب به‏ ايمان به معنويات در يك حد خيلی بالاتر و بهتری است .

    105


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  5. #95
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    لذا اگر كسی مثلا بگويد : امام حسين عليه‏السلام به كربلا رفت و خود و جوانانش را به كشتن داد و اهل بيتش را به اسارت داد زيرا وجدانش از خدمت به خلق خدا لذت می‏برد ، اين درست نيست ، زيرا لذت‏ در پايان به خود انسان برمی‏گردد و ديگر با " پاكباختگی " جور در نمی‏آيد

    ثانيا اگر خدائی در عالم نباشد و نظام و هدفی در كار نباشد و اگر يك‏ نوع وابستگی باطنی ميان اشياء و انسانها برقرار نباشد ، خود لذت بردن كه‏ ما بر اساس آن ساخته شده‏ايم ، آيا نبايد گفت غلطی در طبيعت است ؟ لذت ما در ما هست اما يك اشتباه است ، زيرا هر لذتی از لذات مادی به‏ خاطر نيازی است كه طبيعت دارد . شوپنهاور می‏گويد : طبيعت ، برای اينكه‏ افراد انسان را گول بزند و بدنبال مقاصد خودش بفرستد ، لذتهائی را در كام بشر ريخته است و بدينوسيله او را گول زده و به دنبال هدفهای خود فرستاده است

    مثلا هدف طبيعت اينست كه نسل باقی بماند . حال اگر به بشر فرمان بدهد كه تو به خاطر بقای نسل ازدواج كن ، زحمت بكش و زن و بچه را نان بده ، بشر عاقل چنين كاری نمی‏كند . ولی برای آنكه بشر را گول بزند و به دنبال‏ هدفهای خود بفرستد ، اين لذت را در كام او گذاشته به طوری كه خود به طوع‏ و رغبت و اختيار و با كمال ميل ازدواج می‏كند . به هر حال هر لذتی بر اساس يك نياز است . اگر از خوردن يك غذا لذت می‏بريم به خاطر آنست‏ كه طبيعت ما به آن ماده احتياج دارد و اگر لذت نبريم نمی‏خوريم . از نوشيدن آب لذت می‏بريم زيرا طبيعتمان به آب احتياج دارد . از خواب‏ لذت می‏بريم زيرا احتياج داريم . يعنی هر لذتی بر اساس يك نياز واقعی‏ است ، همچنانكه هر دردی بر اساس يك مانع است .

    106



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  6. #96
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض





    فلسفه لذتهای مادی روشن است‏ : كارهای حكيمانه‏ای در طبيعتند . ولی لذتهای معنوی چطور ؟
    اينكه من مثلا از نان خوردن فلان بچه يتيم لذت می‏برم چه ربطی به من دارد ؟ او خود لذت ببرد چرا من لذت ببرم ؟ اين لذت در اين صورت چيزی است‏ شبيه لغو و پوچ يعنی حكمت و علتی در وجود من ندارد و بی دليل است . ولی‏ اگر بگوئيم يك نوع همبستگی در نظام عالم هست و خلقت روی حكمت كار می‏كند ، ميان من و ساير افراد يك وابستگی در متن خلقت هست و همه يك‏ عضو يك پيكريم ، آنوقت من كه دنبال اين لذت می‏روم ، به دنبال امر پوچ‏ و بی‏هدف از سوی خود نمی‏روم ، دنبال يك اصل متقن در خلقت می‏روم . ولی‏ اگر اين لذت تصادفی باشد و تصادفا من طوری ساخته شده ام كه از رسيدن خير به ديگران لذت می‏برم گو اينكه اين لذت برای من هيچ فلسفه‏ای ندارد ، در اين صورت باز آخرش كار به پوچی و بی‏هدفی می‏كشد . يعنی طبيعت از كار خود هدفی نداشته و كار لغوی انجام داده است و من دارم بدنبال آن كار لغو طبيعت می‏روم و فی المثل خود را به عنوان سرباز برای دفاع از مردم به‏ خاطر لذتی كه می‏برم ، فدا می‏كنم ، اما خود لذت چيست ؟ نمی‏دانم بلكه‏ اينچنين ساخته شده ام ( مانند اينكه انسان گاه شش انگشتی ساخته می‏شود ) . در اين صورت طبيعت كار پوچی انجام می‏دهد و كار من هم پوچ است ، و اين ديگر ارزش و هدف نيست . اينكه هدف من بر اساس لذتی است كه به‏ غلط در من گذاشته شده است و آنچه هدف من در آن است [ يعنی طبيعت ] خود بی هدف است زندگی مرا از پوچی خارج نمی‏كند

    107



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  7. #97
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اعتقاد به حكيمانه بودن خلقت ، ريشه ايمان به ارزشهای معنوی


    پس ما در عين اينكه قائل به وجدان اخلاقی می‏شويم و می‏گوئيم انسان‏ بالفطره از كار خوب لذت و از كار بد رنج می‏برد ، اگر پای خدا و خلقت و هدف داشتن خلقت در ميان نباشد ، كار ما از پوچی خارج نمی‏شود . ولی آنجا كه اين وجدان اخلاقی هست ( و ما معتقديم كه واقعا وجود دارد ) اما من خود می‏فهمم كه اين وجدان را خدا برای اين قرار داده است كه من كار با هدفی‏ را انجام دهم و در متن خلقت ، و من و آن يتيم و آن پير زن عضو يك پيكر هستيم و واقعا جزء يك نقشه و طرح هستيم و از يك مشيت ازلی پيروی‏ می‏كنيم و به دنبال يك حكمت می‏رويم و هدف خلقت و خالق خلقت را تامين‏ می‏كنيم ، در اين صورت اين امر معنوی پوچ نيست بلكه حقيقی و واقعی است‏

    بنابراين هر مكتبی و هر سيستم فكری اجتماعی نيازمند است به يك سلسله‏ ايده‏های معنوی و لهذا می‏گوئيم ايدئولوژی نيازمند ارزشهای مافوق مادی است‏ ، و ارزشها بايد قوی و نيرومند باشند به طوری كه دارای نوعی تقدس باشند و نشانه تقدس يك چيز آنست كه انسان آن را شايسته اين بداند كه زندگی‏ فردی خودش را فدای آن بكند

    108



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  8. #98
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پس هر مكتبی نياز دارد به چنين هدفها و ارزشهای معنوی و به صرف شركت‏ در منافع و بر اساس آن نمی‏توان يك مكتب انسانی جامع بوجود آورد ، آنچنانكه ماركسيسم بر اين اساس است
    و بازمنهای خدا كه خلقت را بر اساس حكمت و هدف و مسؤوليت آفريده‏ است ، نمی‏شود چنان ايده‏های با ارزشی برای بشر به وجود آورد . آن مكتبی‏ كه مدعی است : ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند تا تو نانی به كف آری و به‏ غفلت نخوری يا می‏گويد : " « الم تروا ان الله سخر لكم ما فی السموات و ما فی‏ الارض »" ( 1 ) ، برای هر ذره‏ای مسؤوليت قائل است و می‏گويد در متن‏ خلقت هر چيزی برای راهی آفريده شده و مسؤول كار و وظيفه‏ای است . برای‏ خورشيد در متن خلقت وظيفه‏ای قرار داده شده است وظيفه خود را انجام‏ می‏دهد . ابر كه حركت می‏كند وظيفه خود را انجام می‏دهد . حركت ابر يعنی‏ وظيفه انجام دادن . حركت باد يعنی وظيفه انجام دادن . ميوه دادن يك‏ درخت يعنی وظيفه انجام دادن
    پس چنين مكتبی انسان را هم می‏تواند مسؤول بداند . انسان موجودی است‏ مسؤول در ميان دريائی از مسؤوليت . ولی مكتبی كه همه چيز را عاری از هدف و غايت می‏داند ، برای هيچ موجودی معتقد به انجام وظيفه نيست
    تنها به بشر كه می‏رسد می‏خواهد برای او وظيفه و تكليف خلق كند به طوری كه‏ بشر واقعا احساس بكند كه مسؤول است ، مسؤول خود و ديگران ، و حاضر باشد به خاطر اين مسؤوليتها ، ارزشها و معنويتها فداكاری كند .

    پاورقی : 1 - سوره لقمان آيه 20 ( مگر نمی‏بينيد كه خدا هر چه را در آسمانها و زمين هست رام شما كرد )

    109


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  9. #99
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    چرا و بر چه‏ پايه‏ای ؟ گفتيم حداكثر می‏تواند بگويد لذت می‏برم ، و حال آنكه خود اين لذت ، لغوی است كه‏ طبيعت انجام داده است
    بنابراين يك مكتب به ارزشهای معنوی نيازمند است و بدون اعتقاد به‏ حكيمانه بودن خلقت نمی‏توان به چنين ارزشهائی ايمان پيدا كرد و چنين‏ آرمانهائی لازمه هر حركت است كه مكتب بايد آنها را به وجود آورد ( آرمان يعنی منتهای آرزو ) بدين معنی كه برای هر فرد زندگی فردی و شخصی‏ منتهای آرزو نباشد ، بلكه كارهای بزرگ منتهای آرزو باشد

    مرد تازه داماد و تازه زندگی تشكيل داده می‏آمد خدمت رسول اكرم صلی‏ الله عليه و آله و سلم می‏گفت يا رسول الله ! آرزوی شهادت دارم ، دعا كن‏ خداوند شهادت را نصيب من كند . مكتب تا كجا به انسان آرزو و آرمان‏ بزرگ می‏دهد كه همواره می‏خواهد به آن برسد و به شهادت نائل آيد و اين‏ آرمان ، ديگر با اين حرفهای پيش پا افتاده درست در نمی‏آيد . با اين‏ حرفها نمی‏توان چنين بشری ساخت ، و بدون اين آرمان هم هيچ مكتبی ، مكتب‏ نيست

    110


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  10. #100
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    جلسه سوم مكتب و جهان بينی


    تاريخ ايراد سخنرانی 51 / 6 / 13

    111
    بسم الله الرحمن الرحيم تعبير ديگری از حرفهای گذشته به اين نحو قابل بيان است كه : يك مكتب‏ اجتماعی كامل و ايدئولوژی درست ، هم نيازمند به يك " نظام فكری و فلسفی " است و هم نيازمند به يك ايمان ، بدين معنی كه هم يك جهان‏ بينی استوار و بينش منطقی خاص و مجهز به استدلال و منظم و به اصطلاح‏ امروز سيستماتيك درباره جهان داشته باشد و هم دارای يك ايمان باشد ، يعنی دارای قدرت ايجاد دلبستگی و عشق و محبت نسبت به هدفها و هدف‏ برتر و مافوق فردی و شخصی باشد . نقصی كه در بعضی از مكتبهای اجتماعی و بلكه در اغلب مكتبهای اجتماعی امروز ، مثل مكتب اگزيستانسياليسم هست‏ اين است كه می‏خواهند ايدئولوژی منهای ايمان بوجود بياورند ، يعنی منهای‏ امری مافوق فرد انسان كه انسان نسبت به آن عشق بورزد و در واقع آن چيز به نوعی مورد پرستش انسان باشد . می‏خواهند بر اساس فلسفه محض مكتب‏ ايجاد كنند و اين نشدنی است .

    113


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

صفحه 10 از 13 نخستنخست ... 678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •