◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*► سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
صفحه 11 از 13 نخستنخست ... 78910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 129
  1. #101
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ايدئولوژی بر اساس فلسفه محض منهای ايمان كه نوعی دلبستگی و شيفتگی به هدف برتر و عاليتر است ايدئولوژی كامل انسانی نيست

    و گاهی اوقات شبه دوری ايجاد می‏كنند كه معلوم است امری خيالی و استفاده از نيروی خيال بشريت است ، می‏آيند خود ايدئولوژی را موضوع‏ ايمان قرار می‏دهند زيرا اين خلا را احساس می‏كنند كه ايدئولوژی بايد بر ايمان به هدف برتر استوار باشد . در صورتی كه ايدئولوژی طرحی است كه‏ بايد مشتمل بر ايمان باشد و لذا می‏تواند مقدس باشد اما اگر خود ايدئولوژی مشتمل بر ايمانی نباشد و صرفا يك نظام فكری باشد و خود بخواهد موضوع ايمان يعنی عشق و دلبستگی قرار بگيرد ، اين ديگر به هيچ وجه پايه‏ منطقی ندارد . يعنی امری است كه با زور تلقين و القاء می‏شود بدان عمل‏ كرد ولی پايه منطقی حسابی ندارد

    اكنون مقداری از يادداشتهای گذشته را درباره مكتب می‏خوانيم : " مكتب‏ عبارتست از يك سيستم واحد فكری عملی " يعنی نه يك سيستم فكری صرفا نظری كه مربوط به علوم نظری است و نه آنچه بايد كرد . به اصطلاح فلسفه‏ خودمان سيستم فكری نظری يعنی فكر درباره آنچه كه هست . فرض كنيد می‏گوئيم فيزيك ارسطو يك سيستم فكری نظری است يعنی يك نوع طرز تفكر است درباره آنچه هست كه چگونه است . و يا می‏گوئيم فيزيك نيوتون يك‏ سيستم فكری نظری ديگری است درباره آنچه هست

    ولی سيستم فكری عملی يعنی يك نظام فكری درباره آنچه بايد باشد ، و در اصطلاح قدما حكمت عملی ، كه حكمت را به نظری و عملی تقسيم می‏كنند : حكمت نظری يعنی حكمت و درك صحيح درباره آنچه هست و حكمت عملی يعنی درك صحيح و واقعی درباره آنچه بايد باشد .

    114




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  2. #102
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بنابراين‏ مكتب كه عبارتست از يك سيستم واحد فكری عملی يعنی يك سيستم فكری‏ درباره آنچه بايد باشد ، طرحی برای اينكه فرد يا اجتماع انسان چگونه خوب‏ است باشد ؟ و در تعريف مكتب اجتماعی بايد يك كلمه هم اضافه كنيم و اينطور بگوئيم : مكتب اجتماعی عبارتست از يك سيستم واحد فكری اجتماعی‏ عملی ، نه مجموع انديشه‏های ناهماهنگ كه به صورت يك دستگاه در نيامده‏ باشد كه آن مكتب نيست . يك ركن مكتب اين است كه به صورت يك دستگاه‏ باشد . دستگاه صنعتی چگونه است ؟ دستگاه آن است كه از يك سری اجزاء تشكيل شده و برای هر جزئی كار و مقام و جای معينی در نظر گرفته شده است‏ . مثلا يك ساختمان يك دستگاه است چون هر جزء آن وظيفه‏ای را انجام می‏دهد و مجموع آن يك هدف واحد را تشكيل می‏دهد و لهذا انديشه‏های متفرق مكتب‏ نيست زيرا يك واحد و يك دستگاه را به وجود نمی‏آورد

    مجموع انديشه‏های هماهنگ كه با زندگی عملی يعنی با بايدها و نبايدها بستگی داشته باشد ، يك مكتب می‏باشد كه بر پايه " انديشه‏های نظری " قرار دارد ، و آن انديشه‏های نظری روح آن مكتب به شمار می‏رود . برای اين‏ می‏گوئيم " بر پايه انديشه‏های نظری " كه گفتيم هر ايدئولوژی بر اساس‏ يك جهان بينی است و خود جهان بينی نظر درباره جهان است آنچنان كه هست‏ ، ولی ايدئولوژی نظر درباره انسان است آنچنان كه بايد باشد و بايد بشود پايه و مايه مكتب همان روحی است كه همه را به صورت يك دستگاه و يك‏ پيكر در آورده است و ديگر چيزها به منزله اعضاء و جوارح رئيسه و غير رئيسه است و حتی بعضی به منزله موهائی است كه بر پيكر می‏رويد يعنی‏ اينقدر جنبه غير اصيل دارد ، مانند لازم و غير لازم و واجب و مستحب و ..

    115




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  3. #103
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ايدئولوژی هم پايه فلسفی می‏خواهد و هم پايه ايمانی

    تنها انديشه‏ای می‏تواند روح يك مكتب را تشكيل دهد كه از طرفی پايه‏ جهان بينی آن مكتب باشد يعنی نوعی بينش و ديد و ارزيابی درباره هستی‏ باشد ، و از طرف ديگر " آرمانساز " باشد و اين همان مطلب است كه‏ گفتيم ايدئولوژی هم پايه فلسفی بايد داشته باشد و هم پايه ايمانی . از يك سو اساس منطقی داشته باشد تا آنچه هست را بتواند با منطق و استدلال‏ ثابت كند و از سوی ديگر آرمانساز باشد ، يعنی بتواند چيزی را عرضه كند كه بشود موضوع ايمان و موضوع آرمان قرار گيرد . يعنی يك محبوب و معشوق‏ هم به بشر عرضه بدارد و بشر را به سوی آن محبوب به حركت در آورد . هم‏ فلسفه باشد و هم ايده‏آل اخلاقی و هم ايده‏آل اجتماعی . نيروی محركه يك‏ جهان بينی آرمانسازی آن است . صرف يك جهان بينی مادام كه آرمان نداشته‏ باشد محرك نمی‏شود . مثل اينكه بزرگترين مكتبهای ستاره شناسی ، مسائل‏ ستاره شناسی را به ما عرضه می‏دارد و ما فقط درباره يك سلسله چيزهائی كه‏ در جهان هست اطلاعاتی پيدا می‏كنيم ، اما ديگر به ما ارتباطی پيدا نمی‏كند يعنی ستاره‏ها به آن وضع وجود داشته باشند يا نداشته باشند ، از نظر زندگی و هدفهای انسان تاثيری ندارد ، بر خلاف‏ مكتب كه چيزی را عرضه می‏دارد كه در آن آرمان بزرگی برای انسان نهفته‏ است

    116



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  4. #104
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    توحيد هم پايه جهان بينی است وهم آرمان


    " توحيد " چنين خاصيتی دارد كه از طرفی پايه و مايه فلسفه جهان بينی‏ است و نوعی ديد و بينش درباره هستی و وجود است و از طرف ديگر نوعی‏ آرمان و ايده است كه كلمه " لااله الا الله " در جمله نفی لااله مفهوم‏ ايده بودن و در جمله اثبات الا الله مفهوم اصل بودن توحيد در هستی را بيان می‏كند . قدمای ما تعبيری دارند ، می‏گويند توحيد بر چند قسم است : توحيد در ذات ، توحيد در صفات ، توحيد در افعال و توحيد در عبادت

    توحيد در ذات يعنی اعتقاد به توحيد ذاتی كه " « ليس كمثله شی‏ء » " خداوند مثل و مانند و شريك ندارد . توحيد در صفات يعنی ذات او مغاير با صفات و نيز صفتی مغاير با صفت ديگر نيست . در عين بساطت و وحدت ، همه كمالات را به نحو بساطت و وحدت دارد . و همچنين توحيد افعالی . همه‏ اينها يك سلسله انديشه‏های نظری و فلسفی مانند است كه او چنين است

    ولی در عين حال توحيد در عبادت هم هست . او كه چنين است بايد پرستش‏ بشود ، لايق پرستش است و پرستش او در عمق روح و روان بشر ريشه دارد " « ا فغير دين الله يبغون و له اسلم من فی السموات و الارض »" ( 1 )
    عبادتی كه ما می‏كنيم در واقع يك نوع تسليم و مشايعت اختياری است از يك عبادت تكوينی كه در همه موجودات است .

    پاورقی : 1 - سوره آل عمران آيه 83 ( آيا غير دين خدا را می‏جوئيد و حال آنكه هر كه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه مطيع فرمان او است )

    117


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  5. #105
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    " « يسبح لله ما فی‏ السموات و ما فی الارض " ( 1 ) " سبح لله ما فی السموات و ما فی‏ الارض " ( 2 ) " لله يسجد من فی السموات و الارض » " ( 3 )

    از اين جهت توحيد در عبادت يعنی ذات حق يگانه آرمان بشر هم هست
    همانطور كه ذات يگانه‏ای است كه مثل و مانند ندارد و در ذاتش تركيب‏ نيست و يگانه مبدا عالم است ، همينطور ذات يگانه‏ای است كه تنها معبود بشر و يگانه موجود لايق پرستش بشر است . اين است كه می‏گوئيم توحيد هر دو خاصيت را دارد ، از طرفی نوعی بينش و ديد و نوعی ارزيابی درباره‏ هستی است و از طرف ديگر آرمان است برای بشر

    ماركسيسم خود يك آرمان نيست

    اما مثلا ماركسيسم چنين نيست . جهان بينی ماركسيستی ، جهان بينی مادی‏ است . جهان بينی مادی نوعی ديد و ارزيابی درباره هستی و يك نوع فلسفه‏ هستی است كه طبعا در توجيه زندگی و زيستن نيز اثر دارد ولی خودش يك‏ آرمان نيست . ماترياليسم هرگز نمی‏تواند به بشر آرمان عرضه بدارد
    آرمانی كه ماركسيسم عرضه می‏دارد از جنبه اقتصادی است نه از جنبه‏ ماترياليستی . يعنی ماركسيسم اقتصادی ، آرمان به بشر عرضه می‏دارد . تازه‏ آن هم آرمان انسانی نيست . يعنی منافع بشر و طبقه محروم را به عنوان آرمان به او عرضه می‏دارد و می‏گويد ای‏ طبقه محروم كوشش كن كه حقوق خود را دريافت كنی .

    پاورقی : 1 - سوره جمعه آيه . 1 2 - سوره صف آيه . 1 3 - سوره رعد آيه . 15


    118


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  6. #106
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در اين حدود است . و لذا از لحاظ آرمانسازی و ايدئولوژی ناقص است . زيرا اين آرمان تا وقتی‏ است كه انسان به هدف نرسيده است ، بعد كه رسيد چطور خواهد بود و اين‏ آرمان چه خواهد شد ؟ همينكه طبقه حاكم را از قدرت استبداد به خاك نشاند ديگر پايان ايدئولوژی و هدف است و تمام می‏شود

    به علاوه اين نمی‏تواند به صورت يك هدف مقدس باشد ، يك هدف مادی‏ صددرصد مادی است و هدف مافوق انسانی نيست . و لهذا فداكاريها در اين‏ مكتب تمام بی‏منط ق خواهد بود چون بر ضد آرمان خودش است . او می‏كوشد برای اينكه به منفعت خود برسد و آن وقت بايد فداكاری كند و تمام وجود خود را در راه آن از دست بدهد و اين چگونه منفعتی است كه در راه آن خود را بايد از دست داد ؟ ! ماركسيسم خود يك آرمان نيست ، بلكه در حقيقت بی آرمان و بازگشت به‏ غرائز فردی است يعنی آنچه كه مايه جهان بينی است ، خود ايده و آرمان‏ فردی يا اجتماعی نيست . نيروی ماركسيستی در بريدن و پاره كردن قيدها و زنجيرها است . به علاوه قادر نيست توجيه كننده همه شؤون زندگی اعم از سياسی ، اجتماعی ، اقتصادی و اخلاقی باشد مگر به طريق غير مستقيم . در اين‏ حال " عدالت " و " اخلاق " مفهوم واقعی خود را از دست می‏دهد

    به عبارت ديگر روح مكتب آن است كه با نوعی ارتباط علی و معلولی‏ اندام مكتب را می‏سازد و آنچه در اين ارتباط علی و معلولی ، بيشتر تاثير دارد ، هدف و آرمانی است كه جهان بينی مكتب می‏دهد .

    119




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  7. #107
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و به‏ همين دليل هر جهان بينی‏ای صلاحيت اينكه روح مكتب را تشكيل بدهد ندارد چون ممكن است آرمان نداشته باشد
    انسان در سازندگی به آينده نگاه می‏كند نه به حال و گذشته . اينكه جهان‏ چيست و چگونه بوده و هستی چه ربطی دارد به اينكه من كه می‏خواهم جهان‏ ايده‏آل و مطابق با ميل خود بسازم چه كنم . به عبارت ديگر فلسفه تنها كافی نيست

    اگزيستانسياليسم نمی‏تواند تعهد آور باشد

    جهانبينيها از يك نظر ديگر نيز با هم تفاوت دارند و آن اينكه يكی " تعهد آور " است و ديگری نيست يعنی يك جهان بينی برای انسان مسؤوليت‏ ايجاد می‏كند و ديگری نه . جهان بينی توحيد تعهد آور است . و هر چه فكر كنيم كه مثلا اگزيستانسياليسم چگونه می‏خواهد تعهد به وجود آورد فكر به‏ جائی نمی‏رسد ، زيرا پايه و اساسی ندارد ، اينهمه كه دم از تعهد و التزام‏ و مسؤوليت می‏زند معلوم نيست پايه آن كجا است . من مسؤول خود هستم فقط به دليل اينكه آزادم . اين آزادی جز اين معنا ندارد كه ديگری مقصر [ بدبختی من ] نيست . اگر مجبور باشم ، مقصر بدبختی من ، خودم نيستم بلكه‏ ديگری است . ولی وقتی كه من صد در صد آزاد هستم چگونه است ؟ البته‏ آزادی‏ای كه آنها می‏گويند اساسا مفهوم ندارد و صد درصد غلط است ، زيرا برابر با آزادی‏ای است كه اشاعره ما می‏گفتند و می‏خواستند ثابت كنند اراده انسان كاملا آزاد و بی‏ارتباط به همه چيز است و اين سخن چندين اشكال بزرگ دارد .

    120



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  8. #108
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ولی به هر حال فرض كنيد من آزاد هستم و هيچگونه جبری بر من حكومت نمی‏كند و طبيعت بشری كه لازمه‏ای داشته باشد وجود ندارد ، جبر محيط هم وجود ندارد و جبر الهی هم نيست و من آزاد مطلق‏ هستم . پس در اين صورت به قول آنها من مسؤول خود هستم . حداكثر معنای‏ اين حرف اين است كه هيچ عاملی مقصر [ بدبختی ] من نيست ، من اگر بدبخت شدم خودم مقصر هستم . ولی آيا معنای اين ، مسؤوليت در برابر ديگران هم هست كه بگويم من در انتخاب خود مسؤولم چيزی را انتخاب كنم‏ كه به نفع ديگران هم باشد ؟ می‏خواهند مسؤوليت ديگران را هم به عهده من‏ بگذارند . اين احساس مسؤوليت از كجا برای من پيدا شود ؟ اگر گفته شود من در ديگران تاثير دارم ، گيرم كه چنين باشد ولی مسؤوليت مطلب ديگری‏ است

    اولا ديگران نيز آزادند . آن آزادی مطلق با مسؤوليت در مقابل ديگران‏ سازگار نيست . در آن طور آزادی كه می‏گويند ، حتی سرمشق و نمونه شدن هم‏ معنا ندارد . می‏گويد من چون آزاد هستم پس خودم مسؤول خودم می‏باشم و چون‏ هر راهی را كه انتخاب می‏كنم به اين معنا است كه آنرا خوب می‏دانم و به‏ قول طلبه‏ها به دلالت التزامی به ديگران می‏گويم همين راه مرا انتخاب كنيد پس به راه خودم كليت می‏دهم ، می‏گويم اين راه خوب است نه فقط برای من‏ بلكه برای همه . پس ديگران را هم به اين كار دعوت می‏كنم .

    121


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  9. #109
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و چنانكه‏ گفتيم برای ديگران هم آزاد هستند و هيچ عاملی مثل تاثير در انتخاب‏ ديگران مرجح اراده كسی واقع نمی‏شود

    ثانيا - فرضا اين مطلب را قبول كنيم كه البته تا اينجا درست است [ و حديث ] " « كونوا دعاه الناس بغير السنتكم » " همين است كه كاری كه‏ من می‏كنم معنايش اين است كه آن را خوب تشخيص می‏دهم و ديگران را هم‏ عملا به آن تشويق می‏كنم ، پس به اين ترتيب مؤثر در انتخاب ديگران هستم‏ . ولی اين تاثير در انتخاب ديگران غير از اين است كه من در وجدان خود احساس مسؤوليت كنم . زيرا بايد اين مسؤوليت در وجدان من وجود داشته‏ باشد . " من مؤثر هستم " بالاتر از اين نيست كه من درك می‏كنم كه عامل‏ بدبختی ديگران هستم ، اما آن تعهد را چه كسی در من ايجاد می‏كند كه من عمل‏ نكنم و بگويم به موجب اينكه مسؤولم نمی‏كنم ؟ مورد سؤال چه كسی هستم ؟ آيا خدا وجود دارد كه سؤال كند ؟ می‏گوئيد نه . آيا وجدان ؟ می‏گوئيد نه
    پس چه كسی ؟ !

    جهان بينی توحيدی


    جهان بينی توحيدی به همين دليل كه " آرمانساز " و " تعهد آور " و " مسؤوليت ساز " است ، " هدايت كن " است . خاصيت ديگر آن هدايت‏ كردن است يعنی راه را به انسان نشان می‏دهد ، راه وصول به هدفها را روشن‏ می‏كند . به علاوه " نشاط بخش " و " دل گرم كن " و نيز " فداكار ساز " است

    از همه بالاتر همانطور كه علامه طباطبائی فرموده‏اند : اصل توحيد می‏تواند عنصری از عناصری همه تعليمات باشد .

    122



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  10. #110
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    همانطور كه اصل امتناع تناقض اصلی‏ است كه عند التحليل همه قضايا به آن منتهی می‏شود و بدون آن ، يقين به هيچ اصلی پيدا نمی‏شود و يا لااقل يقين به هيچ‏ اصلی يقين به احتمال اصل مخالفت آنرا نفی نمی‏كند ، همچنين اصل توحيد اين‏ صلاحيت را دارد كه مانند آب ريشه همه انديشه‏های ديگر را سيراب كند و مانند خون به همه اجزاء و اندامها غذا برساند و مانند روح بپا دارنده و زندگی بخش همه اندامها باشد و قوه محركه يك مكتب باشد

    در مورد آرمان ، سارتر و . . . حرفی دارند كه می‏گويند انسان در هيچ حدی‏ نبايد توقف كند و هميشه بايد حدود خود را در هم بشكند و طرحها را تغيير دهد . وقتی به آنها رسيد هدف ديگر بگيرد و همينطور به پيش رود ، بدين‏ معنی كه حركتی نامتناهی كه از ابتدا آرمان و هدفش مشخص نيست انجام دهد بطوری كه دائما در حال حركت باشد مثل كسی كه در راهی می‏رود و فقط مقداری‏ از افق جلويش باز است ولی بعدش را نمی‏بيند اما مقداری كه رفت افق‏ ديگری جلوی چشمش آشكار می‏شود و همينطور ، ولی از ابتدا هدف نهائی را بطور روشن نمی‏داند ، زيرا نمی‏خواهد به نقطه ثابت برسد چرا كه آنرا نقطه‏ مرگ می‏داند . ولی در توحيد در عين اينكه هدف از ابتدا روشن و مشخص‏ است ، غير متناهی است و اين ، ارزش فوق العاده‏ای دارد .

    123


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

صفحه 11 از 13 نخستنخست ... 78910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •