◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*► سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 129
  1. #11
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    همه ما می‏دانيم كه همانطوری كه تكامل طبيعی تدريجا رخ داده است‏ ، تكامل اجتماعی هم تدريجا رخ داده است با يك تفاوت و آن اينكه هر چه زمان گذشته است بر سرعت اين تكامل افزوده‏ است و به اصطلاح علمی ، يك حركت مقرون به شتاب بوده است يعنی حركت‏ بوده و سكون نبوده است و تازه حركت يكنواخت هم نبوده است . ( حركت‏ يكنواخت مثل حركت يك اتومبيل كه مثلا ساعتی 100 كيلومتر ، يك ساعت ، دو ساعت ، ده ساعت با همين سرعت حركت كند . ) بلكه حركت با شتاب‏ بوده است يعنی تدريجا بر سرعتش افزوده شده است ، اگر در دقيقه اول مثلا يك كيلومتر حركت كرده ، در دقيقه دوم 2 كيلومتر ، در دقيقه سوم 4 كيلومتر و بلكه بيشتر به طوری كه هر چه جلو آمده است در زمانهای كمتر با سرعتی بيشتر و در بعضی از قسمتها با سرعت خارق العاده‏ای پيش رفته و جلو آمده است . ولی با اينكه به نظر می‏رسد كه تكامل و پيشرفت امری بديهی‏ است ، حتما تعجب خواهيد كرد كه در ميان دانشمندان افرادی بوده و هستند كه در اينكه بتوان نام آنچه رخ داده است را پيشرفت و تكامل ناميد ، ترديد كرده‏اند . خيلی هم در ابتدا تعجب آور است كه چه جای ترديد است ؟ ! اينكه چرا ترديد كرده‏اند بعد عرض می‏كنم . در اينجا همين قدر اشاره‏ می‏كنم كه اگر چه ما ترديد آنها را صحيح نمی‏دانيم و ما هم معتقديم كه‏ جامعه بشر همه جانبه رو به تكامل است و به يك مراحل نهائی نزديك می‏شود ، در عين حال ترديدهای آنها هم بی‏وجه نيست ، جهتی دارد كه بايد روشن‏ بشود تا ما بتوانيم مفهوم تكامل را كاملا درك بكنيم

    11




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  2. تشكرها 2

    مدير اجرايي (26-01-1391), رضا نجفی (26-01-1391)

  3. #12
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض





    تكامل چيست ؟

    تكامل را بايد اول تعريف بكنيم . خيلی از مسائل است كه به نظر واضح و بديهی و بی‏نياز از تعريف می‏آيد ، ولی وقتی كه انسان می‏خواهد تعريف كند ، می‏بيند چقدر دشوار و مشكل است و دچار اشكالات می‏شود . من‏ نمی‏خواهم همه تعريفهائی را كه فلاسفه برای تكامل كرده‏اند ذكر كنم . در اينجا اجمالا به فرق ميان تكامل و پيشرفت و همچنين فرق ميان كمال و تمام‏ اشاره می‏كنم
    بحث دقيقی در فلسفه اسلامی هست كه اتفاقا از نظر قرآن هم قابل بحث‏ است و آن اينكه : فرق ميان تمام و كمال چيست ؟ ما تمام را در مقابل‏ نقص بكار می‏بريم ، كمال را هم در مقابل نقص . می‏گوئيم تام و ناقص ، كامل و ناقص . آيا تام همان كامل است ؟ نه ، در قرآن آيه‏ای كه مربوط به‏ امر امامت و ولايت است اينچنين نازل شد : " « اليوم اكملت لكم دينكم‏ و اتممت عليكم نعمتی و رضيت لكم الاسلام دينا »" ( 1 ) قرآن می‏گويد ما دو كار كرديم : نعمت را تمام كرديم ، دين را كامل نموديم . يعنی قرآن‏ برای اتمام و اكمال دو مفهوم قائل است ، می‏گويد نعمتها را از نقص به‏ تمام رسانديم ، و دين را از نقص به كمال . قبل از آنچه فرق اين دو را با يكديگر بگوئيم لازم است تفاوت ميان تكامل و پيشرفت را عرض بكنم
    آيا پيشرفت همان تكامل است و تكامل همان پيشرفت است ؟ اتفاقا اينها هم با يكديگر تفاوت دارند ، شما موارد استعمال را ببينيد . ما درباره‏ يك بيماری می‏گوئيم اين بيماری در حال پيشرفت است ولی نمی‏گوئيم در حال‏ تكامل است .

    پاورقی : 1 - سوره مائده ، آيه 3 : اكنون دينتان را برای شما به كمال آوردم و نعمت خويش بر شما تمام كردم و راضی گشتم كه اسلام دين شما باشد

    12



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  4. تشكرها 2

    مدير اجرايي (26-01-1391), رضا نجفی (26-01-1391)

  5. #13
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اگر سپاهی در سرزمينی بجنگد و قسمتی از سرزمين دشمن را تصرف كند می‏گوئيم فلان لشكر در حال پيشرفت است‏ ولی نمی‏گوئيم در حال تكامل است . چرا ؟ برای اينكه در مفهوم تكامل ، تعالی خوابيده است يعنی تكامل حركت است اما حركت رو به بالا و عمودی

    تكامل ، حركت از سطحی به سطح بالاتر است . ولی پيشرفت در يك سطح افقی‏ هم درست است . يك سپاهی كه سرزمينی را اشغال كرده است وقتی قسمت‏ ديگری را بر متصرفات خودش اضافه می‏كند ، می‏گوئيم پيشروی كرده است يعنی‏ در همان سطحی كه بوده مقدار ديگری به قلمرو خودش افزوده است . چرا اينجا نمی‏گوئيم تكامل ؟ برای اينكه در تكامل تعالی خوابيده است . پس‏ وقتی كه ما می‏گوئيم تكامل اجتماعی ، در مفهومش تعالی انسان از نظر اجتماعی است نه صرف پيشرفت . ای بسا چيزها كه برای انسان و جامعه‏ انسان پيشرفت باشد ولی برای جامعه انسانی تكامل و تعالی شمرده نشود

    اين را می‏گويم برای اينكه معلوم شود كه اگر بعضی از علما در اينكه بتوان‏ نام بعضی از مسائل را تكامل گذاشت ترديد كرده‏اند ، نظرشان خالی از نوعی‏ دقت نيست . با اينكه نظر آنها را تأييد نمی‏كنيم ولی آنها متوجه نوعی‏ دقت شده‏اند . پس تكامل با پيشرفت و همچنين با توسعه تفاوت دارد . ( توسعه و پيشرفت تقريبا يك مفهوم دارند )

    اما فرق تكامل با مسئله تمام اين است كه يك شيئی اگر دارای يك سلسله‏ اجزاء باشد مثل يك ساختمان و يا يك اتومبيل ، مادامی كه همه اجزاء لازم‏ در او وجود پيدا نكرده ، می‏گوئيم ناقص است ، وقتی كه آخرين جزء را مثلا آخرين آجر را زدند و می‏گوئيم تمام شد يعنی همه اجزاء به پايان رسيد .‏


    13



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  6. تشكر

    مدير اجرايي (26-01-1391)

  7. #14
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ولی تكامل ، در درجات و مراحل است ، يك كودك اگر از نظر عضوی ناقص به دنيا بيايد ناتمام به دنيا آمده است ولی اگر از نظر اعضا و جهازات ، تمام به دنيا بيايد تازه‏ ناقص است و بايد مراحل تكامل را با تعليم و تربيت طی بكند . يعنی‏ پله‏های تعليم و تربيت برای اين كودك تعالی است ، درجات و پله‏ها را بالا رفتن است . تا اينجا بحث ما درباره تعريف تكامل و فرق ميان تكامل‏ اجتماعی و تكامل طبيعی بود . حال می‏پردازيم به ساير مسائلی كه در اين‏ باره مطرح است كه می‏توان آنها را در سه پرسش مطرح كرد :

    1 - آيا بشر در زندگی اجتماعی در طول تاريخ خود تكامل و تعالی پيدا كرده است يا نه ؟

    2- آيا جامعه بشر در آينده متكامل است و رو به تكامل می‏رود ؟

    3- اگر رو به تكامل می‏رود آيا آن جامعه ايده آل و به تعبير افلاطون ، آن مدينه فاضله بشريت چگونه است و چه مشخصاتی دارد ؟

    ما تاريخ را تا اينجا كه آمده‏ايم می‏توانيم بشناسيم اما آينده را چطور ؟ آيا نسبت به آينده بايد چشمهايمان را ببنديم و بگوئيم تاريخ جبرا حركت‏ می‏كند و رو به تكامل است ؟ در طبيعت زمان تكامل است ؟ كشتی زمان جبرا و بدون آنكه انسان كوچكترين دخالتی و كوچكترين مسئوليتی داشته باشد ، رو به تكامل است نظير تكامل طبيعی كه قبلا اشاره شد ؟ و در گذشته هم انسانها به عنوان يك عده موجودات آزاد و مختار و صاحب مسئوليت و دخيل ، نقشی‏ نداشته‏اند ؟ نقش انسانها هم در گذشته يك نقش جبری و يك نقش فرعی بوده است ؟ خير ، نه در گذشته اينچنين بوده و نه در حال و آينده .

    14



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  8. تشكر

    مدير اجرايي (26-01-1391)

  9. #15
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    چنين جبری برگذشته‏ حاكم نبوده است . انسانها با اراده خودشان ، با اختيار خودشان ، با طرح‏ ريزی خودشان برای جامعه‏شان ، راه تكامل جامعه را انتخاب كرده‏اند و جامعه‏ را جلو برده‏اند . يعنی نقش اختيار و آزادی انسانها در گذشته را نبايد فراموش كرد و لهذا گروههائی از انسانهای گذشته قابل ستايش و قابل تعظيم‏ و تجليل و تقديسند و آنها همانهائی هستند كه می‏توانستند در جلوی تكامل‏ تاريخ بايستند يا به تكامل تاريخ كمك نكنند و آسايش فردی را برای‏ خودشان برگزينند ولی اين كار را نكردند و آزادانه و به اختيار خود در راه‏ تكامل تاريخ فداكاری كردند . و انسانهای ديگری مورد ملامت و صدهزار ملامت‏ و نفرين هستند به دليل اينكه كارشكنی كرده‏اند . و قهرا اگر ما آينده را نشناسيم يعنی برای آينده طرحی نداشته باشيم و اگر به مسئوليت خودمان‏ برای ساختن تاريخ توجه نكنيم ، مورد ملامت آيندگان هستيم . تاريخ ساخته‏ انسان است نه انسان ساخته تاريخ . اگر طرحی برای آينده تاريخ نداشته‏ باشيم و اگر مسئوليت خودمان را برای آينده تاريخ درك نكنيم كسی‏ نمی‏تواند به ما قول بدهد كه اين كشتی خود بخود بطور خودكار به مقصد و هدف خودش برسد ، لااقل قابل جلو افتادن و عقب افتادن هست . اين مسئله‏ قابليت جلو افتادن و عقب افتادن حوادث ، يعنی اينكه يك سير جبری كور حوادث را به جلو نمی‏راند ، در اسلام و مخصوصا در تشيع مطرح است كه اگر كسی آنرا از ديدگاه اجتماعی مطالعه كند ( من در كتاب انسان و سرنوشت‏ اين نكته را گفته‏ام ) از عاليترين معارف اسلامی است


    15



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  10. تشكر

    مدير اجرايي (26-01-1391)

  11. #16
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مسئله‏ای به نام بداء ( 1 )


    در اسلام مسئله‏ای وجود دارد بنام بداء . بداء به حسب ظاهر مفهومی دارد كه كمتر انسانها می‏توانند قبول كنند كه بداء يك امر درستی است و حتی‏ خيلی بر شيعه اعتراض كرده‏اند كه شيعه قائل به بداء است . معنی بداء اين‏ است كه در برنامه قضا و قدر الهی تجديد نظر رخ بدهد . مقصود اينست كه‏ در حوادث تاريخی بشر ، خدا برای پيش و پس رفتن تاريخ بشر صورت قطعی‏ معين نكرده است . يعنی اين انسان ! تو خودت مجری قضا و قدر الهی هستی ، اين تو هستی كه تاريخ را می‏توانی جلو ببری ، می‏توانی عقب ببری ، می‏توانی‏ نگه داری ، هيچ جبری ، نه از ناحيه طبيعت ، نه از نظر ابزارهای زندگی و نه از نظر مشيت الهی بر تاريخ حكومت نمی‏كند . اين يك جور فكر و نظر است . پس تا ما تكامل و مقصد انسانيت را نشناسيم ، نمی‏توانيم از تكامل‏ دم بزنيم و بگوئيم بشر رو به پيشرفت است زيرا بلافاصله اين سؤالات مطرح‏ می‏شود : به كجا ؟ بسوی چه ؟ آيا بسوی نمی‏دانم كجا ؟ ! اگر بسوی نمی‏دانم‏ كجا است پس ما چه می‏گوئيم ؟ راه رسيدن چه راهی است ؟ ما تاريخ را می‏خوانيم برای اينكه راهگشا بسوی آينده باشد اگر بنا شود كه تاريخ فقط بتواند تا زمان حال ، خودش را معرفی كند ، و نتواند راه را بسوی آينده‏ بگشايد فايده تاريخ چيست ؟ ولی می‏بينيم كه قرآن تاريخ را از اين نظر مورد مطالعه قرار می‏دهد كه راهگشای‏ ما بسوی آينده است و بايد باشد .

    پاورقی : 1 - بداء يعنی ظاهر شدن ، هويدا شدن ، پيدا شدن رای ديگری در كاری يا امری ( فرهنگ عميد )




    16




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  12. تشكر

    مدير اجرايي (26-01-1391)

  13. #17
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بنابراين ما بحثی درباره گذشته تا حاضر و بحثی برای آينده داريم . مسئله " تكليف و وظيفه و مسؤوليت " برای‏ ما آنوقت مشخص می‏شود كه بعد از آنكه درباره گذشته يك شناختی پيدا كرديم ، درباره آينده شناخت پيدا كنيم

    تكامل اجتماعی در گذشته


    بدون شك ما اگر تاريخ گذشته را از اين دو نظر نگاه كنيم ، می‏بينيم‏ پيشرفت ( می‏خواهيد اسمش را تكامل بگذاريد كه مشكل است ) برای بشر وجود داشته است . يكی از آنها از نظر ابزارسازی است . اين ديگر جای ترديد نيست كه بشر در ابزارسازی پيشرفت كرده است ، پيشرفتی حيرت آسا . بشری‏ كه يك روز ابزارش سنگ بود آنهم سنگهای نتراشيده و بعد به دوره مثلا سنگهای صاف و تراشيده رسيد اينك تكنولوژی و صنعت و فن امروز را پديد آورده است . بشر از نظر خلاقيت فنی و از نظر خلاقيت ابزاری نه تنها بطور محسوس پيشرفت كرده است ، بلكه به پيشرفت حيرت انگيزی رسيده است
    به پيشرفتی رسيده است كه اگر 100 سال پيش به همه بشرها و فيلسوفان درجه‏ اول دنيا می‏گفتند صد سال بعد بشريت از نظر ابزار به اين حد می‏رسد كه‏ امروز رسيده است ، باورشان نمی‏آيد . شما اسم اين را می‏خواهيد پيشرفت‏ بگذاريد ، می‏خواهيد ، تكامل .

    17


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  14. تشكر

    مدير اجرايي (26-01-1391)

  15. #18
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بدون شك بشر از نظر ابزار زندگی به حد اعلای پيشرفت رسيده است و پيش بينی می‏شود كه در آينده هم چنين باشد ، يعنی اگر در آينده وقفه‏ای ، يعنی فاجعه‏ای برای تاريخ رخ ندهد ، فاجعه‏ای كه باز گروهی از دانشمندان آن را پيش بينی كرده‏اند و بلكه محتمل می‏دانند و می‏گويند همين پيشرفت فنی و صنعتی بجائی رسيده كه ممكن است بشر به دست بشر نابود بشود با همه‏ دستاوردهای گذشته‏اش از علم و فن و صنعت و كتاب و تمدن و آثار تمدن ، و شايد بعد از نو انسانهايی پيدا شوند كه زندگی را از روز اول شروع كنند ، اگر چنين فاجعه‏ای رخ ندهد شكی نيست كه بشر از نظر ابزار كار باز هم‏ جلوتر می‏رود و شايد به مراحلی برسد كه برای بشر امروز هم قابل تصور نيست‏ . اين تكامل معلول تكامل تجارب بشر و تكامل علم بشر است ( علوم تجربی ) چون بشر از نظر آگاهيهای تجربی و اطلاع بر طبيعت پيش رفته و توانسته‏ است طبيعت را در خدمت و در تسخير خود بگيرد . به عبارت ديگر بشر در رابطه‏اش با طبيعت پيشروی كرده است و هر چه جلو رفته است طبيعت عينی‏ را بيشتر در تسخير خود و در اختيار خود قرار داده است

    يك جهت ديگر تكامل ( اگر باز بشود نام آن را تكامل گذاشت كه مشكل‏ است ) اينست كه ساختمان جامعه بشری از يك حالت ساده تدريجا بسوی‏ پيچيدگی و پيچيده‏تر بودن پيش آمده يعنی همانطور كه در امور صنعتی و فنی‏ مثلا اولين هواپيمائی كه ساختند بسيار ساده بوده و اكنون كه اين سفينه‏های‏ فضاپيما را ساخته‏اند دستگاههای بسيار دقيقی است ، و همانطور كه در تكامل‏ طبيعی ، ساختمان بدن يك حيوان تك سلولی نسبت به ساختمان بدن يك انسان‏ كه روابط پيچيده‏ای دارد ، بسيار ساده است ، در جامعه بشری هم چنين است‏


    18




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  16. تشكر

    مدير اجرايي (26-01-1391)

  17. #19
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بعضيها تكامل را اينگونه تعريف كرده‏اند : تكامل عبارت است از تراكم ، يعنی ابتداء جمع شدن يك عده اجزاء ، و بعد تقسيم شدن ، از تجانس خارج شدن و به سوی عدم تجانس رفتن و به اصطلاح ارگانيزه شدن ، عضو عضو شدن ، جزء جزء شدن ، و سپس يك رابطه وحدت ميان اعضا برقرار شدن ، همان طور كه می‏دانيد در نطفه ، آن سلولی كه از تركيب دو سلول نر و ماده بوجود می‏آيد اول يك حالت بسيطی دارد بعد شروع می‏كند به تجمع و تراكم يعنی يكی ، دو تا می‏شود ، دوتا چهارتا می‏شود ، چهارتا هشت تا می‏شود ، هشت تا شانزده تا می‏شود و مرتب تقسيم می‏شود ولی صرفا جنبه‏ ازدياد كمی دارد . به يك مرحله كه رسيد صورت تقسيم شروع می‏شود ، تغيير ماهيت می‏دهند ، يك گروه مثلا به صورت سلسله اعصاب درمی‏آيند ، گروه‏ ديگر قلب را و گروهی ديگر كبد را تشكيل می‏دهند و . . . و همه گروهها نيز باهم يك وحدت و ارتباطی دارند . از همه اينها يك انسان تشكيل می‏شود

    در اين جهت هم جامعه انسان بدون شك پيشرفت كرده است می‏خواهيد اسم‏ آن را تكامل بگذاريد ، می‏خواهيد نگذاريد . يعنی ساخت اجتماع از آن‏ بساطت اوليه به صورت يك پيچيدگی در آمده است . ساختمان جامعه‏های بدوی‏ و جامعه‏های قبايلی خيلی ساده است ، يك نفر رئيس قبيله است و يك عده‏ افراد آن ، كه احيانا رئيس قبيله نوعی تقسيم كار در ميان آنها بوجود آورده آنهم چند تا كار بيشتر وجود ندارد . ولی شما می‏بينيد كه هر چه علم‏ و فن پيش رفته ، در جامعه هم تقسيمات زياد شده ، كار زياد شده ، تقسيم‏ كار زياد شده و اعضا برای جامعه زياد شده است .

    19




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  18. تشكر

    مدير اجرايي (26-01-1391)

  19. #20
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    شما شغلها و كارها و طبقات شغلی جامعه‏های امروز را با جامعه صد سال پيش بسنجيد ، يا تقسيمات اداری و علمی را در نظر بگيريد . در قديم يك نفر می‏توانست معلم همه علوم زمان‏ خودش بشود ، ارسطوئی بشود معلم همه علوم زمان خودش ، بوعلی سينا بشود معلم همه علوم زمان خودش ، ولی الان دستگاه تعليم و تربيت آنقدر تقسيم‏ پذيرفته است كه صدها بوعلی سينا و ارسطو هر كدام در رشته‏ای تخصص دارند و در حالی كه حتی از وجود برخی رشته‏های ديگر بی‏خبرند كه چنين رشته‏ای هم‏ در دنيا وجود دارد . و اين ، يك خصلت دارد ( من مخصوصا بخاطر اين‏ خصلتش می‏گويم ) و آن اينكه اين نوع تكامل و پيشرفت ، افراد انسان را از حالت همرنگی و همشكلی خارج می‏كند و ميانشان تمايز و اختلاف برقرار می‏كند چون همان طور كه انسان كار را می‏سازد كار هم انسان را می‏سازد . بعد می‏بينيم انسانها در جامعه با اينكه همه انسانند گوئی با ماهيتهای مختلفند چون او با كاری سر و كار دارد كه ديگری اصلا آن كار را نمی‏شناسد و با دنيائی سر و كار دارد كه ديگری اصلا با آن دنيا آشنا نيست ، در نتيجه‏ انسانهائی بيرون می‏آيند كه خيلی با يكديگر مختلفند . اگر ما بخواهيم‏ پيشرفت يا تكامل را در ساخت و ارگانيزم جامعه‏ها ، در عضو عضو شدن‏ جامعه‏ها بكار ببريم ، در اين جهت هم بدون شك روابط ساختمانی جامعه‏ها از سادگی به سوی پيچيدگی و باصطلاح بسوی معقد بودن و تعقد پيش رفته است

    البته به بيانی كه عرض كردم شايد بسياری از شما از همين جا احساس خطر بكنيد كه اگر كار اينطور پيش برود ، انسانها را آنقدر با يكديگر به‏ اختلاف می‏كشاند كه وحدت نوعی انسانها به خطر می‏افتد يعنی انسانهائی‏ ساخته می‏شوند كه شكلا انسان هستند ولی ساختمان فكری ، روحی ، احساسی و تربيتشان‏ به كلی با يكديگر اختلاف دارد و اين ، يك خطر برای جامعه بشريت است

    اينست كه می‏گويند پيشرفت صنعت انسان را از خودش بيگانه كرده است و به تعبير بهتر با خودش بيگانه كرده است ، انسان را به صورت چيزی ساخته‏ است كه آن كار و آن شغل می‏خواسته كه انسان ساخته شود ، وحدت انسانها را از بين برده است ، و اين خودش مسئله‏ای است .

    20


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •