◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*► سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
صفحه 4 از 13 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 129
  1. #31
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آنها می‏گويند صنعت برای انسان ابزار است و ابزار بيطرف است همچنانكه علم چون برای انسان يك ابزار است ، بيطرف است

    يعنی ابزار برای انسان هدف معين نمی‏كند ، بلكه انسان برای هدفهای‏ انتخاب شده خودش از ابزار استفاده می‏كند . يعنی اتومبيل به شما نمی‏گويد كجا برو كجا نرو ، اتومبيل نه به شما می‏گويد برو برای دستگيری از زلزله‏ زدگان فلان منطقه و نه به شما می‏گويد برو برای ستم و ظلم و دزدی . ابزارها بيطرف هستند . حرف آنها هم همين است كه پس اساس اين است كه ماهيت‏ انسان بايد درست بشود تا ابزار برايش مفيد باشد و اين حرفی است كه‏ مولوی در شش هفت قرن پيش گفته است . می‏گويد :

    هر كه او بی سر بجنبد دم بود
    جنبشش چون جنبش كژدم بود

    علم و مال و منصب و جاه و قران
    فتنه آرد در كف بدگوهران

    تيغ دادن در كف زنگی مست
    به كه افتد علم ناكس را بدست

    پس بحث بر سر ماهيت انسان است . بعضيها آمده‏اند ساده‏انديشی كرده و گفته‏اند اساسا آنچه سبب شده كه انسان هدفهای ضد انسانی انتخاب بكند و از صنعت بر ضد انسانها استفاده بكند فقط يك چيز است و آن طبقاتی بودن‏ ساختمان اجتماع است . تضاد طبقاتی را از بين ببريد ، همه اينها از بين‏ می‏رود . اين را ما در جلسه ديگر خدمتتان عرض خواهيم كرد كه از بين رفتن‏ تضادهای طبقاتی يك شرط لازم برای سعادت و تكامل انسان هست ولی بر خلاف‏ آن فرضيه‏ای كه شما در اينجا نوشته‏ايد شرط كافی نيست .

    31



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  2. تشكر

    مدير اجرايي (28-01-1391)

  3. #32
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و لهذا ما اگر بخواهيم نظر اسلام را در مورد جامعه ايده آل بدانيم از زاويه اين ديد كه‏ می‏گويد در دولت مهدی عليه‏السلام چنين و چنان می‏شود ، می‏فهميم كه نظر اسلام درباره تكامل انسان نه معنايش اينست كه صبر كنيد تكامل رخ می‏دهد

    در كتاب " قيام و انقلاب مهدی عليه‏السلام مخصوصا اين موضوع را يادآوری‏ كرده‏ام و اصلا روح اين كتاب اين است كه تكامل ، تدريجی است و بايد به‏ آن رسيد

    مسئله بهره‏كشی انسان از انسان از جنبه اقتصادی و از بين رفتن اين‏ بهره‏كشيها ، يكی از شرايط است ، يك پايه از اركان تكامل است ولی برای‏ تكامل كافی نيست . دليلش هم اين است كه در جامعه‏هايی هم كه طبقات از ميان رفته است هنوز انسان به ماهيت انسانی خودش نرسيده است
    آيا اين كشتارهای دسته جمعی كه در جامعه‏های به اصطلاح بی‏طبقه صورت‏ می‏گيرد نشان دهنده اين واقعيت نيست ؟ آنجا كه طبقات نيست . پس چرا ؟ سولژنيتسين معروف در كتابی كه به نام مجمع الجزاير گولاك نوشته است‏ مدعی است كه از انقلاب اكتبر تا كنون در حدود 100 ميليون نفر به عنوان‏ تصفيه در شوروی كشته شده‏اند . بنابراين آيا درد انسان فقط همان طبقاتی بودن است يا تسلط انسان بر انسان است ؟ اين ديكتاتوری پرولتاريا كه‏ آنها می‏گويند بدترين شكل تجاوز انسان به انسان است . پس ، از بين رفتن‏ تضادهای طبقاتی يك شرط لازم هست ولی شرط كافی نيست

    س : اگر روابط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در حال تكامل است آيا دين‏ نيز در اين گذرگاه نبايد تكامل پيدا كند ؟ به عبارت ديگر اگر همه چيز متكامل است پس خود دين هم بايد متكامل باشد
    ج : جواب اين سؤال روشن است .

    32




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  4. تشكر

    مدير اجرايي (28-01-1391)

  5. #33
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ما از دين چه فهميده‏ايم ؟ اگر دين را به صورت پديده‏ای كه در يك زمان ، تحت يك سلسله شرائط خاص‏ زمانی و مكانی به وجود آمده است يعنی يك پديده وابسته به زمان و مكان‏ خود فهميده‏ايم ، اولا آن دين نيست و ثانيا اگر دين باشد بايد متغير باشد . ولی اگر ما دين را عبارت از بيان قوانين تكامل اجتماعی بدانيم ، يعنی‏ همانطور كه مثلا علم ، قوانين تكامل طبيعی را كشف كرد ، دين ، قوانين‏ تكامل اجتماعی را كه يك تكامل اكتسابی است از راه وحی بيان كرد ، در اين صورت قانون تكامل كه ديگر متكامل نيست ، چون قانون تكامل است

    مثلا در تكامل طبيعی اگر گفتيد كه نباتات روی اين قوانين تكامل پيدا كرده‏اند آيا همينطور كه نباتات تكامل پيدا كرده‏اند ، قوانين تكامل هم‏ تكامل پيدا كرده ؟ نه ، قانون ، پديده نيست ، پديده‏های عالم تكامل پيدا می‏كنند . پيغمبر خودش پديده است و لهذا متولد می‏شود ، رشد می‏كند ، عمر می‏كند و می‏ميرد : " « انك ميت و انهم ميتون »" ولی قرآن ( قرآن‏ مقصود اين كاغذها نيست . اگر مقصود اين كاغذها باشد كه اينها هم پوسيده‏ و كهنه می‏شود ) يك سلسله حقايق و معارف و يك سلسله قوانينی است كه‏ برای بشر آمده است ، لذا می‏ماند . اين پيغمبر تو می‏ميری ولی قرآن باقی‏ می‏ماند . تو پديده‏ای ، قرآن ، قانون . پديده از بين می‏رود ، قانون باقی‏ می‏ماند

    س : برای رسيدن به تكامل معنوی و اخلاقی در جامعه‏هايی كه امواج فساد در آنجا زياد است تكليف چيست ؟

    ج : اتفاقا در جامعه‏هايی كه فساد هست و احيانا فساد بيشتر است ، زمينه برای تكامل روحی و اخلاقی انسان بيشتر است ، اشتباه نشود ، چون‏ تكامل روحی و اخلاقی و معنوی انسان نتيجه مقاومت كردن در برابر جريانهای مخالف است .

    33



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  6. تشكر

    مدير اجرايي (28-01-1391)

  7. #34
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اينرا شايد شما هم تجربه كرده باشيد ، من‏ تجربه دارم : در يك ده ، در يك قصبه كه از يك عده مردم همسطح بوجود آمده است ، اگر يك فرد فاسد باشد در حد اين است كه مثلا دروغ می‏گويد

    آدم خوبش هم در سطح بالا پرورش پيدا نمی‏كند " ز آب جزء ماهی خرد خيزد " ولی در محيطهايی كه جريان مخالف زياد است ، همانطور كه قربانی زياد است افراد تكامل يافته هم بوجود می‏آيند . من در حدودی كه تجربه دارم‏ يعنی محيط دهات را طی كرده‏ام ، محيط خيلی شهرستانها را طی كرده‏ام ، در محيط تهران هم بوده‏ام ، معتقدم كه در عين اينكه محيط تهران شايد فاسدترين‏ محيطهای ايران از نظر اخلاقی باشد ( 1 ) ، پاكترين و كاملترين افرادی هم‏ كه من در عمرم ديده‏ام در همين تهران آلوده به فساد ديده‏ام . اگر بنا بشود كه سير و حركت جامعه هميشه به طرف صلاح باشد ، مثل رودخانه‏ای می‏شود كه‏ جريان دارد و يك آدم همين مقدار كه خودش را در رودخانه‏ای كه جريان دارد بيندازد به حالت يك مرده هم كه خودش را روی آب در بياورد ، آب او را می‏برد . اين ، هنر نيست . هنر آنوقت است كه انسان برخلاف جريان آب‏ شنا بكند ، يعنی كمالش آنوقت در آنجا صورت می‏گيرد

    پاورقی : 1- البته بايد توجه داشت كه سخنرانی در زمان ستم شاهی ايراد شده است

    34




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  8. تشكر

    مدير اجرايي (28-01-1391)

  9. #35
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض





    جلسه دوم آينده بشر از ديدگاههای مختلف




    35

    بسم الله الرحمن الرحيم بحث ما درباره مفهوم تكامل تاريخی يا تكامل اجتماعی انسان مربوط به‏ گذشته انسان بود كه آيا آنچه بر انسان و جامعه انسان گذشته است تكامل و لااقل پيشرفت بوده است يا نه ، و يا شق سومی در كار است و آن اينكه در قسمتی از شئون زندگی اجتماعی انسان پيشرفتهای بسيار قابل توجهی صورت‏ گرفته است ولی در قسمتهائی و در جنبه‏هائی و در ابعادی از زندگی انسان يا بايد بگوئيم پيشرفت و تكاملی صورت نگرفته است و يا لااقل بايد بگوئيم‏ اگر احيانا پيشرفتی بوده است ، با آهنگی بسيار بسيار كند بوده كه با آهنگ پيشرفت در ابعاد فنی و در ابعاد تشكيلاتی و ساختمانی جامعه انسانی‏ هيچگونه هماهنگی نداشته است . آن ابعادی كه در آن ابعاد ، بشر نتوانسته‏ است آن اندازه جلو برود ، ابعاد انسانی زندگی اجتماعی است و اگر زندگی‏ اجتماعی انسانها را به يك اندام [ دارای روح ] تشبيه كنيم ، ابعاد فنی و تشكيلاتی زندگی كه پيشرفت قابل توجهی كرده است به منزله اندام جامعه‏ است و ابعاد انسانی زندگی اجتماعی به منزله روح انسانيت است

    آنوقت نتيجه چنين گرفته می‏شود كه انسانيت بطور كلی از نظر اندام زياد رشد كرده و زياد پيش رفته است ، ولی از نظر روح و معنا چيزی پيش نرفته‏ است
    اينجا است كه برداشتها و نظرها راجع به آينده انسان مختلف شده است

    37





    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  10. تشكر

    مدير اجرايي (28-01-1391)

  11. #36
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بدبينی و يأس نسبت به سرنوشت بشر و آينده بشريت


    بعضی راجع به آينده به ترديد می‏نگرند كه اساسا آيا بشر آينده‏ای دارد يا آينده‏ای ندارد ؟ يعنی در اينكه فنا و نيستی جامعه بشريت را به دست خود بشر تهديد می‏كند سخت در ترديدند . در جامعه‏های غربی و در ميان روشنفكران‏ و دانشمندان غربی اين ترديد زياد به چشم می‏خورد ( 1 ) . گروههايی ديگر از اين هم بالاتر . يعنی به ترديد نمی نگرند ، بلكه نسبت به آينده بشريت‏ مأيوسند و نسبت به سرشت انسان [ و به قول آنها ] سرشت غير قابل اصلاح‏ انسان به نهايت درجه بدبين هستند . اينها معتقدند كه سرشت انسان همان‏ سرشت حيوانيت ، شهوت پرستی ، خودخواهی ، خودگرايی ، فريب ، دغل ، دروغ ، ظلم و ستم و از اين قبيل چيزهاست و از اولی كه دنيای انسان و زندگی اجتماعی انسان برقرار شده است اين صحنه زندگی اجتماعی ، صحنه شر و فساد انسان بوده است ، چه در دوره توحش انسان و چه در دوره تمدن انسان .

    پاورقی : 1 - دوستانی كه سخنان مرا می‏شنوند ( می‏خوانند ) آنجا كه من نظريات‏ ديگران را نقل می‏كنم با نظريات خود من اشتباه نكنند ، من الان دارم‏ نظريات ديگران را نقل می‏كنم

    38




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  12. تشكر

    مدير اجرايي (28-01-1391)

  13. #37
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اينها معتقدند كه تمدن و فرهنگ ، ماهيت و طبيعت انسان را تغيير نداده و هيچ چيزی نتوانسته است‏ سرشت پليد اين موجود به نام انسان را عوض كند ، منتها فرق انسان وحشی‏ بدوی ابتدائی با انسان متمدن با فرهنگ امروزی در هدفها و مقصدها نيست‏ بلكه فقط و فقط در نحوه كار است ، در روش است ، در صورت و شكل است

    انسان بدوی به حكم بدوی بودن و مجهز نبودن به فرهنگ و تمدن ، جنايتهای‏ خودش را صريحتر و بی‏پرده انجام می‏داد ولی بشر متمدن با فرهنگ امروز همان جنايتها را در زير لفافه‏ها و سترها و روپوشهای طلائی ، زير عنوان‏ شيكترين كلمات و مدرنترين الفاظ و اصطلاحات انجام می‏دهد در حالی كه‏ مطلب همانست ، در ماهيت آنچه انسان وحشی می‏كرده و آنچه انسان متمدن‏ می‏كند ، تفاوتی نيست ، در صورت و شكل آنها تفاوت است . نتيجه چيست ؟ می‏گويند نتيجه يأس و نااميدی است . چاره چيست ؟ راهش چيست ؟ می‏گويند انتحار دسته جمعی ، خودكشی . خوشبختانه در ميان ما اين فكرها كم است ، اگر نبود كه من اصلا اسمش را هم نمی‏بردم ولی چون به مقدار كم هست و می‏دانم بالخصوص در ميان طبقه دانشجو اين فكرها كم و بيش ممكن است وجود داشته باشد و در لابلای كتابهائی كه مطالعه كرده‏ام آمده است لذا به آن‏ اشاره می‏كنم

    عجيب اين است كه می‏گويند : انسانی كه به بلوغ فرهنگی رسيده است بايد خودكشی كند ، چرا ؟ زيرا بعد از اينكه فهميد طبيعت انسانی لاعلاج است حق‏ دارد خودش را بكشد و حق دارد ديگران را هم به خودكشی تشويق كند ، منطق " صادق هدايت " .

    39


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  14. تشكر

    مدير اجرايي (28-01-1391)

  15. #38
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اين فكر در دنيای اروپا به شكلهای مختلف رايج است ، و آمار نشان می‏دهد كه عليرغم اينهمه رفاهی‏ كه در دنيای متمدن وجود دارد ، آمار خودكشيها روز بروز بالا می‏رود و آمارهای اينها را در همين روزنامه‏ها و مجلات خودمان احيانا می‏بينيم كه هر سال از سال قبل بيشتر بالا رفته است . خود اين هيپی گری ، يك پديده‏ اجتماعی است . اين خودش يكنوع عكس العمل و بيزاری جويی از تمدن است و به اين معنی است كه تمدن نتوانسته كاری برای انسان انجام بدهد يعنی‏ نتوانسته است انسان را تغيير بدهد ، انسان را عوض كند . اين هيپی گری‏ دنيای غرب را با هيپی گريهای بين خودمان كه همه چيزمان تقليدی است حتی‏ سر زانوها را وصله كردن ، مقايسه نكنيد . در اين ، فكری نيست . ولی آنها كه در آنجا اين فكر را به وجود آورده‏اند در واقع فلسفه‏ای دارند ، فلسفه‏ بيزاری و اظهار تنفر از تمدن كه اين تمدن نتوانسته است درباره انسان‏ كاری بكند ، و اين گره ، باز شدنی و اين مشكل ، حل شدنی نيست . لابد گزارشهايی را كه درباره پناه بردن به مواد مخدر و احيانا از يونسكو و از جاهای ديگر است و در بعضی از مقالات بسيار مفيد برخی از دانشمندان‏ خودمان ، اساتيد محترم دانشگاه آمده است خوانده‏ايد . پناه بردن به مواد مخدر در آن كشورها ، از همين فكر يأس و نااميدی و بدبينی به آينده‏ بشريت است

    آنوقتی كه بشر برسد به اين مرحله كه ببيند چاره پذير نيست ، هيچكدام‏ از اصلاح و انقلاب ، نتوانسته است انسان را عوض بكند و وقتی كه خوب فكر می‏كند ، می‏بيند هر چه كه رژيمها و سيستمهای حكومتی ، رژيمهای اقتصادی و غير اقتصادی عوض شده است ، فقط شكل عوض‏ شده ، معنا و روح و باطن تغيير نكرده ، می‏گويد پس ديگر اساسا رهايش‏ كنيم . اين يك فرضيه و يك نظريه است

    40




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  16. تشكر

    مدير اجرايي (28-01-1391)

  17. #39
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض






    علم زدگی

    البته يك فرضيه و نظريه ديگری قبل از اين نظريه وجود داشت كه می‏شود گفت ديگر امروز در كشورهای پيشرفته طرفداری ندارد ، ولی در كشورهای‏ دنباله‏رو كه تازه به آن رسيده‏اند ، طرفدارانی دارد و آن ، فكری است كه‏ از بيكن و امثال بيكن شروع شد كه گفتند چاره همه دردهای بشر علم است

    يك مدرسه بسازيد ، يك زندان را خراب كنيد . بشر همينقدر كه به علم و آگاهی رسيد همه دردهايش چاره شده است . دردهای بشر چيست ؟ جهل است ، ضعف و عجز در برابر طبيعت است ، بيماری ، فقر ، دلهره و اضطراب است‏ ، ظلم انسان به انسان است ، آزمندی و حرص خود است . اينها دردهای‏ انسان است و علم چاره همه دردهای انسان است . شك نيست كه در اين‏ فرضيه قسمتی از حقيقت بود . علم ، درد جهل را چاره می‏كند ، درد عجز و ضعف و زبونی در مقابل طبيعت را چاره می‏كند ، درد فقر را تا آنجا كه‏ مربوط به طبيعت است چاره می‏كند . در اين قسمتها حق و حقيقت بود اما همه دردهای انسان كه در اين قسمتها و در رابطه انسان با طبيعت مشخص‏ نمی‏شود . اينها بيشتر مربوط به رابطه انسان با طبيعت است . دردهای ناشی‏ از رابطه انسان با انسان مثل ظلم و ستم و آزمندی ، و دردی كه ناشی از طبيعت ذاتی خود انسان است ، يعنی احساس تنهائی ، دلهره و اضطراب را كه علم نتوانست چاره بكند .

    41




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  18. تشكر

    مدير اجرايي (28-01-1391)

  19. #40
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض





    بنابراين اين فرضيه كه علم درمان كننده همه‏ دردهای انسان است ، در آن كشورها منسوخ است ، در كشورهائی كه پيرو می‏باشند ، هنوز هستند افرادی كه واقعا خيال می‏كنند كه همه دردها را علم‏ می‏تواند چاره كند . اشتباه نشود غرض نفی كردن علم نيست . همانطور كه‏ گفتم قسمتی و بلكه نيمی از دردهای انسان جز با علم با چيز ديگری چاره‏ نمی‏شود ولی انسان دردهای ديگری هم دارد كه همان دردهای انسانی او است‏ يعنی دردهائی كه مربوط به ابعاد انسانی انسان است ، مربوط به مرحله‏ تكامل معنوی انسان است نه تكامل ابزاری يا تكامل اداری . اينجا است كه‏ علم قاصر است و دانشمندان به اينجا كه می‏رسند می‏گويند علم بی‏طرف است ، علم بی‏تفاوت است ، علم برای انسان ارزش وسيله‏ای دارد ، علم برای انسان‏ هدف نمی‏سازد ، علم هدفهای انسان را بالا نمی‏برد ، علم به انسان جهت‏ نمی‏دهد ، بلكه انسان در جهتی كه در زندگی انتخاب كرده است از نيروی علم‏ استفاده می‏كند

    امروز ما می‏بينيم بيشتر دردهائی كه انسان از ناحيه انسان دارد ، از ناحيه انسانهای عالم دارد نه از ناحيه انسانهای جاهل . آيا در رابطه‏ استعمارگر و استعمار زده در دنيای امروز در چند قرن اخير جاهلها بوده‏اند كه جاهلها را استعمار و استثمار كرده‏اند ؟ يا جاهلها بوده‏اند كه عالمها را استثمار كرده‏اند ؟ و يا عالمها بوده‏اند كه مردم ديگر ، جاهل و غير جاهل را استعمار و استثمار كرده‏اند . پس اين فرضيه كه علم و فرهنگ تنها به عنوان علم و فرهنگ يعنی آنچه كه انسان را به جهان آگاه می‏كند ( مقصودم از فرهنگ تا اين حد است ) و جهان را به انسان می‏شناساند و به عبارت ديگر " شناخت " چاره كننده همه دردهای انسان‏ است ، درست نيست . شناخت امری است ضروری و لازم و چيز ديگری جای آن‏ را نمی‏گيرد ، ولی اشتباه نشود تنها شناخت كافی نيست كه همه دردهای بشر را درمان كند

    42




    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

صفحه 4 از 13 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •