سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 8 از 13 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 129

موضوع: ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►

  1. Top | #71

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    طبق اين حساب هدف و آرمان پيغمبران و بعثت‏ آنان كه كاری از كارهای خدا است و هدف می‏خواهد و بی‏هدف نمی‏تواند باشد ، چيست ؟ در اين آيه قرآن می‏گويد اين بعثت برای برقراری عدالت در ميان‏ مردم است . پس همه پيغمبران برای برقرار كردن عدالت آمده‏اند . اينجا فلسفه عوض شده است

    آيا هدف اصلی خلقت و بعثت انبياء شناخت خداست يا عدالت اجتماعی؟

    در اينجا دو فرض می‏توان كرد . يكی اينكه هدف اصلی برقراری عدالت در ميان مردم است ولی همچنانكه امثال بوعلی سينا استدلال كرده‏اند ، عدالت‏ واقعی در ميان مردم برقرار نمی‏شود مگر اينكه قانون عادلانه‏ای در ميان آنها باشد ، و قانون عادلانه به دو جهت از طرف بشر قابل معرفی نيست ( و خدای‏ بشر بايد اين قانون عادلانه را معرفی كند ) . يكی بدين جهت كه بشر قادر نيست حقيقت را تشخيص دهد [ زيرا نمی‏تواند ] خود را از اغراض تخليه‏ كند ، و ديگر اينكه قانون ساخته بشر ضامن اجرا ندارد ، چون طبع بشر بر مقدم داشتن خود بر غير است و با قانون تا آنجا كه به نفعش است می‏سازد و هر جا كه بر ضررش است ، آنرا طرد می‏كند .

    پاورقی : > فرستاديم و با ايشان كتاب و مقياس حق نازل كرديم برای اينكه مردم‏ به عدالت قيام كنند و آهن را نازل كرديم كه در آن صلابت شديد و منفعتها برای مردم هست )

    79


    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  2. Top | #72

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بنابر اين قانون بايد به گونه‏ای باشد كه‏ بشر در مقابل آن خضوع داشته باشد و چنين قانونی جز اينكه از سوی خدا باشد و بشر در عمق و جدانش از مخالفت با آن بترسد ، راهی ندارد . پس برای‏ اينكه عدالت برقرار شود قانون عادلانه لازم است و قانون عادلانه بايد از طرف خدا باشد . و برای اينكه قانون عادلانه ضمانت اجرائی داشته باشد ، بايد پاداش و كيفری از طرف خدا وضع شود . و برای اينكه مردم به اين‏ پاداش و كيفر ايمان پيدا كنند بايد خود خدا را بشناسند . پس شناختن خدا به چند واسطه مقدمه شد برای برقراری عدالت

    حتی [ مطابق اين استدلال می‏توان گفت ] عبادات برای اين مقرر شده است‏ كه مردم مقنن قانون را فراموش نكنند و ارتباطشان همواره با او برقرار باشد و بيادشان باشد كه خدائی دارند و مراقب آنهاست ، و همان خدا است‏ كه قانون عادلانه را ميان آنها وضع كرده است

    روی اين حساب اگر ما باشيم و اين آيه قرآن ، بايد بگوئيم هدف اصلی از بعثت انبياء و برقراری عدالت در ميان مردم است ، و دعوت به خدا هدف‏ ثانوی است برای اينكه مقنن قانون را بشناسند و از او حساب ببرند ، و الا مسئله دعوت به خدا و شناخت خدا اصالتی نداشته و بر اين منطق استوار است
    پس در واقع ما سه منطق داريم و بايد ببينيم كداميك را بايد پذيرفت
    يك منطق همين است كه گفتيم .

    80


    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  3. Top | #73

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    البته طرفداری ندارد و اينكه امثال بوعلی گفته‏اند نه به عنوان تاييد صددرصد گفته‏اند . بر اساس اين‏ منطق هدف از بعثت انبياء فقط برقراری عدالت در ميان مردم و در واقع‏ زندگی سعادتمندانه مردم در همين دنياست ، و مسئله معرفت و ايمان به خدا و ايمان به معاد تماما مقدمه است ، زيرا عدالت برقرار نمی‏شود مگر اينكه‏ مردم به خدای خود آشنا شوند و به معاد ايمان پيدا كنند . پس ايمان مقدمه‏ عدالت است

    منطق دوم درست عكس قبلی است ، و آن اينكه شناخت خدا هدف اصلی است‏ ، عبادت خدا هدف اصلی است ، تقرب به خداوند هدف اصلی است و عدالت‏ هدف ثانوی است . برای اينكه بشر در اين دنيا بتواند به معنويت فائز و واصل شود بايد در دنيا زندگی كند و زندگی بشر جز در پرتو اجتماع‏ امكان‏پذير نيست ، و زندگی اجتماعی جز در پرتو عدالت استقرار پيدا نمی‏كند . پس قانون و عدالت همه مقدمه اين است كه انسان بتواند در اين‏ دنيا با خيال راحت خدا را عبادت كند . اگر اين نباشد ، عدالت هيچ‏ ارزشی ندارد . بنابراين مسائل اجتماعی كه امروز برای آنها اينقدر اهميت‏ قائل هستيم و آنها را در زمينه عدالت طرح می‏كنيم ، هدف انبياء هستند ولی نه هدف اولی بلكه هدف ثانوی ، يعنی مقدمه‏اند برای هدف ديگر
    نظر سومی در اينجا هست و آن اينكه چه ضرورتی است كه ما حتما يك هدف‏ برای بعثت و برای خلقت و زندگی در نظر بگيريم و يكی را هدف اصلی و ما بقی را مقدمه بدانيم . ممكن است بگوئيم پيامبران دو هدف داشته‏اند ، برای دو هدف بالاستقلال كه هيچيك مقدمه ديگری نيست ، مبعوث شده‏اند

    يكی برای اينكه حلقه ارتباطی باشند ميان بشر و خدا تا بشر خدا را پرستش كند ، و ديگر بدين جهت كه‏ عدالت در ميان بشر برقرار شود ، و هيچكدام از ايندو مقدمه ديگری نباشد و هر دو هدف اصلی باشند و ديديم كه در قرآن هر دو هدف آمده است .

    81


    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  4. Top | #74

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    چه مانعی دارد كه هر دو اصالت داشته باشند و هيچكدام مقدمه ديگری نباشد
    نظير اين مطلب در مسائل ديگری كه قرآن طرح كرده است ، وجود دارد . مثلا قرآن روی مسئله تزكيه نفس تكيه كرده است . مسلما قرآن به امری كه آنرا تزكيه و تهذيب نفس و به يك اعتبار تنميه و تثمير نفس می‏نامد تكيه‏ كرده است چنانكه می‏فرمايد : " « قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها " رستگاری انسان را در گرو تزكيه نفس می‏داند . آيا از نظر اسلام تزكيه‏ نفس ، خود هدف است ؟ آيا برای زندگی انسان و بعثت انبياء و خلقت‏ انسان تزكيه نفس هدف است يا مقدمه است ؟ و اگر مقدمه است ، مقدمه‏ چيست ؟ آيا مقدمه معرفه الله و اتصال به خدا و عبادت او است ؟ و يا مقدمه برقراری عدالت اجتماعی است و انبياء آمده‏اند كه عدالت اجتماعی‏ را برقرار كنند و برای برقراری آن ناچار بوده‏اند در بشر پاره‏ای از صفات‏ را كه با زندگی اجتماعی جور در نمی‏آيد ، رذيله بخوانند و صفات ديگری را كه با زندگی اجتماعی مناسب است فضيلت بنامند و بگويند بايد انسان خود را از صفاتی كه ضد اخلاق اجتماعی است همچون حسد ، كبر ، عجيب و خودپرستی‏ ، هواپرستی و . . . بپيرايد و به يك سلسله صفات ديگر كه اخلاق اجتماعی‏ است و به عدالت اجتماعی كمك می‏كند مانند راستی ، امانت ، احسان ، محبت ، تواضع و . . . بيارايد ؟ يا اينكه گفته شود اصولا تزكيه نفس قطع‏ نظر از همه اينها خود هدف مستقلی است ؟
    حال كداميك را بايد پذيرفت ؟
    به نظر ما قرآن شرك را به هيچ معنی نمی‏پذيرد .

    82


    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  5. Top | #75

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    قرآن كتاب توحيد به‏ تمام معنی كلمه است . كتاب توحيد است به اين معنا كه برای خداوند مثل‏ قائل نيست ( توحيد ذاتی ) : " « ليس كمثله شی‏ء »" ( 1 ) كتاب توحيد است به اين مفهوم كه از صفات و اسماء ، آنچه را كه حداكثر كمال را در بردارد برای خدا می‏داند : " « له الاسماء الحسنی " ( 2 ) " و لله المثل‏ الاعلی » " ( 3 ) كتاب توحيد است به معنای اينكه در ذات خداوند هيچگونه كثرتی را نمی‏پذيرد . كتاب توحيد است به اين معنا كه در مقا بل‏ خدا ، فاعلی را نمی‏پذيرد و هر فاعلی را در طول خدا می‏پذيرد كه معنی لا حول‏ و لا قوه الا بالله همين است . و كتاب توحيد است به اين مفهوم كه هيچ‏ هدفی را برای كائنات هدف اساسی و مستقل و نهائی نمی‏داند جز خدا . از جمله برای انسان چه در حركت تكوينی و چه در حركت تكليفی و تشريعی او هدفی جز خدا نمی‏شناسد

    انسانی كه اسلام می‏خواهد با انسانی كه مكتبهای فلسفی بشر می‏خواهند ، از زمين تا آسمان فرق دارد . خيلی چيزها كه اسلام می‏گويد با آنچه ديگران‏ می‏گويند يكی است اما نه با يك ديد . اسلام هميشه به مسائل از جهت‏ توحيدی و خدائی نظر می‏كند . مثلا چنانكه قبلا گفته‏ايم بشر در فلسفه خود رسيده است به اينجا كه می‏گويد در جهان ما يك سلسله قوانين ثابت و لايتغير حكمفرما است .

    پاورقی : 1 - سوره شوری آيه 11 ( هيچ مثل و مانندی برای او نيست )

    2- سوره طه آيه 8 ( همه اسماء نيكو مخصوص او است )

    3- سوره نحل آيه 60 ( و صفات والا خاص خدا است )

    83


    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  6. Top | #76

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    قرآن هم همين‏ مطلب را می‏گويد اما نه با همين تعبير بلكه از ديد الهی : " « فلن تجد لسنه الله تبديلا و لن تجد لسنه الله تحويلا »" ( 1 )

    قرآن اصل عدالت را می‏پذيرد و بلكه فوق‏العاده برای آن اهميت و ارزش‏ قائل است ولی نه به عنوان اينكه عدالت هدف نهائی است ، و يا اينكه‏ عدالت مقدمه است برای اينكه انسان در اين دنيا خوش زندگی كند همان‏ خوشی‏ای كه ما درك می‏كنيم ، بلكه زندگی خوش دنيا را هم در سايه نوعی‏ توحيد ، عملی می‏داند ( يعنی اينكه انسان خالص برای خدا بشود ) و مقدمه‏ آن می‏داند

    سعادت انسان را فقط خدا تامين می‏كند


    انسان قرآن موجودی است كه سعادتش را جز خدا چيز ديگری نمی‏تواند تامين‏ كند . يعنی انسان موجودی آفريده شده است كه آنچه می‏تواند خلائی را كه از سعادت دارد پر كند و رضايت كامل او را تامين و وی را سير نمايد ، جز ذات پروردگار نمی‏باشد . " « الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب »" ( 2 ) . اين ، عجيب و معجزه تعبيری است

    آنانكه ايمان آورده‏اند و دلهاشان با ياد خدا آرام گرفته است . در اينجا يك امر اثباتی ذكر شده است كه دلهاشان بياد خدا آرام می‏گيرد و دل انسانهای ديگر بياد چيزهای ديگر آرام می‏گيرد ولی آن چيزهای ديگر را نفی می‏كند و " « الا »" ی تنبيه‏ می‏آورد ، آگاهی و هشياری می‏دهد و خبر مهمی را اعلام می‏كند . كلمه " « بذكر الله »" را نيز مقدمه داشته است .

    پاورقی : 1 - سوره فاطر آيه 43 ( هرگز روش خدا " سنت الهی " را تبديل‏پذير نخواهی يافت و هرگز روش خدا را تغييرپذير نخواهی يافت )

    2- سوره رعد آيه 28 ( همان كسانی كه ايمان دارند و دلهايشان به ياد كردن خدا آرام می‏گيرد بدانيد كه دلها به ياد خدا آرام می‏گيرد )

    84



    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  7. Top | #77

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    به تعبير ادبا : " تقديم ما هو حقه التاخير يفيد الحصر " يعنی چيزی كه بايد به حسب قاعده ، مؤخر ذ كر شود اگر مقدم شد ، به حسب قاعده افاده حصر می‏كند ، چون در دستور زبان‏ عربی تعلقات فعل و جار و مجرور بايد بعد از فعل بيايد . بنابراين ، اين‏ جمله يعنی : تنها به ياد خدا بودن و غير خدا را فراموش كردن آرامش دلها است ، قلب مضطرب و كاوشگر بشر را و سعادت او را فقط خدا تامين می‏كند ، و هر چيز ديگر امر مقدمی است يعنی يك منزل از منازل بشر است نه‏ سرمنزل نهائی . لذا عبادت هم چنين است ، می‏فرمايد : " « اقم الصلوه‏ الذكری »" ( 1 ) هدف ذكر است . و آيه : " « ان الصلوه تنهی عن‏ الفحشاء و المنكر »" ( 2 ) خاصيت نماز را بيان می‏كند و برای هدفش‏ می‏گويد : " « و لذكر الله اكبر »" ( 3 ) . اسلام انسان را برای عبادت‏ و تقرب به خدا و آشنائی و ذكر او می‏داند و البته در همين جا قدرت هم‏ برای انسان پيدا می‏شود . ولی علم و قدرت به همه اشياء نيز مقدمه است نه‏ اصل . و همچنين است تزكيه نفس . همه اينها هدف ثانوی است ، هدف است‏ برای يكی و وسيله است برای ديگری

    پاورقی : 1 - سوره طه آيه 14 ( برای ياد كردن من نماز بپا كن )

    2- و 3 سوره عنكبوت آيه 45 ( نماز از بدكاری و ناروائی باز می‏دارد و ياد كردن خدا مهمتر است )

    85


    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  8. Top | #78

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    جلسه دوم ريشه اخلاق فردی و اجتماعی

    تاريخ ايراد سخنرانی 51 / 6 / 6

    87

    بسم الله الرحمن الرحيم انسان در زندگی انسانی خود ، چه فردی و چه اجتماعی ، نياز دارد به يك‏ سلسله هدفهای غير مادی . ما فعلا از جنبه نياز يك فرد در زندگی فردی به‏ هدفها و ارزشهای معنوی و غير مادی بحثی نمی‏كنيم چون فعلا مورد نياز ما نيست و شايد در ضمن بحثهای اجتماعيمان روشن شود . ولی قدر مسلم اين است‏ كه هر مكتب اجتماعی نيازمند است به يك سلسله هدفهای مشترك برای افراد . چون اگر هدفها مشترك نباشد ، زندگی اجتماعی به مفهوم واقعی ، يعنی‏ زندگی تشكيلاتی امكان پذير نيست زيرا معنی زندگی اجتماعی همكاری است و همكاری در زمينه هدفهای مشترك امكان پذير است . اگر هدف مشترك در كارها نباشد امكان همكاری ميان افراد نيست . هدف مشترك اعم است از هدف مادی و معنوی . ممكن است هدف مشترك افرادی هدف مادی باشد ، نظير شركتهای تجاری يا صنعتی كه افراد تشكيل می‏دهند . يك عده سرمايه دار جمع‏ می‏شوند و يك شركت تجاری يا صنعتی تاسيس می‏كنند .

    89



    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  9. Top | #79

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    و يا يك نفر صاحب سرمايه و يك يا چند نفر صاحب باز و با همديگر قرار داد می‏بندند ، كار و بازو از يكی و سرمايه از ديگری ، و بعد كار مشتركی انجام می‏دهند

    پس هدف مشترك اعم است ولی جامعه انسانی را صرفا از طريق و به شكل‏ يك شركت نمی‏شود اداره كرد . يعنی اين امكان نيست كه اساس زندگی‏ اجتماعی بشر فقط يك شركت بزرگ باشد . البته در نظر ما نمی‏شود ، و الا فرضيه بعضيها بر همين اساس است

    نظريات مختلف درباره ريشه اخلاق اجتماعی

    1 - نظريه راسل : منافع فردی
    همين جناب راسل اخلاقش بر همين اساس است . چون هيچ ريشه‏ای برای اخلاق‏ اجتماعی قائل نيست جز منافع فرد می‏گويد اخلاق اجتماعی در واقع نوعی‏ قرارداد است كه افراد با يكديگر می‏بندند زيرا همه افراد اين مطلب را كاملا درك می‏كنند كه حفظ بهتر منافعشان در اين است كه حقوق و وجود يكديگر را رعايت كنند . مثال می‏زند كه مثلا من به حسب طبع ، مايلم كه‏ گاو همسايه هم مال من باشد و به خود اختصاص دهم ، ولی متوجه اين مطلب‏ هستم كه اگر من اين كار را بكنم همسايه هم عكس العمل نشان خواهد داد و گاو مرا خواهد برد ، و همسايه ديگر هم اين كار را خواهد كرد و من به جای‏ اينكه سود بيشتر ببرم ، ضرر بيشتر می‏برم . پس می‏گويم مصلحت اين است كه‏ من حق تو را محترم بشمارم و گاو ترا مال تو بدانم تا گاو من هم مال من باشد . راسل ريشه اخلاق اجتماعی را حفظ منافع فردی‏ می‏داند ، و در واقع ريشه احترام افراد نسبت به حقوق يكديگر را همان‏ می‏داند كه يك عده شركا حقوق يكديگر را محترم می‏شمارند ، چون مصلحت فرد را در همكاری می‏دانند

    90



    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  10. Top | #80

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    رد اين نظريه


    می‏گوئيم دزدها هم روابطشان با هم همينطور است . يك عده دزد وقتی با هم هم پيمان می‏شوند كه دزدی كنند و سر گردنه را بگيرند ، بين خودشان بنا را بر عدالت می‏گذارند و رعايت يكديگر را می‏كنند ، چون می‏دانند كه به‏ تنهائی اين كار عملی نيست . [ به عبارت ديگر ] چون همه به هم نيازمندند ، به دليل نيازمندی به يكديگر ، حقوق يكديگر را محترم می‏شمارند . و به‏ همين دليل است كه ما هميشه گفته‏ايم راسل شعارش با فلسفه‏اش فرق می‏كند
    شعارش ، شعار انساندوستی است ولی فلسفه‏اش ريشه انساندوستی را می‏زند
    زيرا او ريشه اخلاق اجتماعی را منافع می‏داند ، و اين اخلاق می‏تواند حاكم بر فردی باشد كه منفعت خود را در همكاری با ديگران بداند و از عكس العمل‏ ديگران بترسد . وقتی يك عده ، همزور و هم توان باشند طبعا ملاحظه يكديگر را می‏كنند ، اما وقتی كسی از نظر قدرت به جائی رسيد كه صد درصد مطمئن شد كه همكارانش يا ديگران آنقدر ضعيفند كه نمی‏توانند كاری بكنند ، دليل‏ ندارد كه اين اصول اخلاق را رعايت كند و چرا بكند ؟ مثلا نيكسون و برژنف اگر مقابل هم قرار گيرند ، چون همزور و هم توان هستند حساب می‏كنند كه در صورتی نفع خواهند برد كه رعايت‏ يكديگر را بكنند .

    91



    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

صفحه 8 از 13 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی