◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*► سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
صفحه 9 از 13 نخستنخست ... 5678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 129
  1. #81
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اما وقتی هر كدام در مقابل ملتی ضعيف قرار گرفت ، ديگر اين كار دليل ندارد . در اين صورت اعتراض راسل به آمريكا كه مثلا چرا شما در ويتنام می‏جنگيد و اين كار ، غير انسانی است ، حرف نامعقولی‏ است . زيرا غير انسانی يعنی چه ؟ آمريكا چه الزامی دارد كه نجنگد ؟ بهر حال اين يك مكتب است كه مسلم مكتب بسيار سخيفی است يعنی اساسا تجويز می‏كند و به زورمند اجازه می‏دهد كه زور بگويد . اين ، حرف درستی است ولی‏ ديگر اخلاق نيست . زيرا به قوی نمی‏تواند فرمان دهد كه با آنكه مطمئن هستی‏ ضعيف نمی‏تواند نسبت به تو كاری انجام دهد ، [ اين كار را ] نكن ، دليل‏ ندارد چرا نكند ؟ اين كار برای قوی در چنين مكتبی قطعا مجاز است . پس‏ بايد بدنبال چيز ديگری رفت

    2 - الغای مالكيت فردی
    ممكن است يك مكتب بر اساس همان هدفهای مشترك مادی بنا شود ، ولی‏ برای جلوگيری از مفاسد ياد شده راه ديگری پيشنهاد كند و بگويد : ما بايد علل تجاوز افراد به يكديگر را بررسی كنيم ، بعد آن علل را از بين ببريم و لزومی ندارد كه آن علل ، علل وجدانی و روانی و تربيتی باشد . اگر از پيروان اين مكتب بپرسيد در صورت تجاوز قوی به ضعيف چه مانع و رادعی‏ می‏تواند در برابرش باشد می‏گويند ، از اول جامعه را طوری بسازيم كه اصلا قوی و ضعيف در آن وجود نداشته باشد زيرا ريشه قوی و ضعيف بودن افراد در چيست ؟ وقتی ما اين ريشه را زديم همه افراد جامعه در يك سطح قرار می‏گيرند و آنوقت طبعا حقوق يكديگر را به دليل هم توانی محترم می‏شمرند .

    92


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  2. تشكرها 2

    مدير اجرايي (31-01-1391), عهد آسمانى (01-02-1391)

  3. #82
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آن ريشه‏ اصل مالكيت است ، چون همه قدرتهای سياسی و اجتماعی و . . . از اينجا پيدا می‏شود . مالكيت را از بين ببريد تا همه افراد در يك سطح قرار بگيرند و هم توان شوند و طبعا نتوانند به يكديگر تجاوز كنند . در اين‏ صورت افراد هدف مشترك خواهند داشت كه همان زندگی ماديشان است . همه‏ جامعه بصورت يك شركت واقعی در می‏آيد ، بدون آنكه هيچيك از شركا بتوانند به افراد ديگر زور بگويند . چون ابزاری كه سبب زور و اين بدبختی‏ است مالكيت است و آنرا از بين برده‏ايم

    مكتب ماركسيسم تقريبا چنين مكتبی است . در اين مكتب روی مسائل معنوی‏ هيچ تكيه نمی‏شود و سخنی از وجدان ، وجدان اخلاقی و . . . نيست . تكيه فقط روی چيزی است كه به عقيده آنها سبب شرارتها و شقاوتها و ظلمها و تعديهاست و آن مالكيت است . وقتی مالكيت را از بين برديم آلت جرم يا موجب جرم و جنايت را از بين برده‏ايم . وقتی مالكيت فردی رفت و مالكيت اجتماعی آمد ، يعنی هر فردی به اندازه استعداد خودكار كرد و به‏ اندازه نياز خود از اجتماع گرفت طبعا در اجتماع صلح ، صفا ، عدالت و اخلاق خوب برقرار می‏شود و ريشه كينه‏ها ، عداوتها ، دشمنيها ، نفرتها و عقده‏ها از ميان می‏رود و مردم برادروار و برابر با يكديگر زندگی می‏كنند

    93


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  4. تشكرها 2

    مدير اجرايي (31-01-1391), عهد آسمانى (01-02-1391)

  5. #83
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    رد اين نظريه


    در اين مكتب هم هيچ معنويتی مطرح نيست و می‏خواهد جامعه را بدون دخالت دادن ارزشهای معنوی اداره كند . اين مطلب هم ناقص‏ و نادرست است زيرا عمل نشان داد كه جامعه‏هائی هم كه مالكيت را الغا كردند در عين حال ظلم و تعدی و انحراف در آنها از بين نرفت . اگر حرف‏ آنها درست بود بايد جامعه همينقدر كه به زندگی اشتراكی می‏رسيد ديگر محال‏ بود كه در آن فسادی رخ دهد ، و حال اينكه ما می‏بينيم در جامعه‏های‏ كمونيستی هر چند يكبار به بهانه تصفيه و انحراف و . . . به جان يكديگر می‏افتند . علتش هم اين است كه تنها عامل بدست آوردن امتيازات مالكيت‏ فردی نيست زيرا اولا امتيازات ، همه ، امتيازات پولی و خريد و فروشی‏ نيست . بشر يك سلسله امتيازات ديگر دارد كه برای آنها ارزش قائل است‏ . فرضا در ميان زنها زنی كه زيباتر باشد ، دارای امتيازی است در زندگی‏ در صورتی كه اين ، مربوط به مسئله مالكيت نيست ، يعنی اگر مالكيت ، اشتراكی هم باشد اين امتياز سر جای خودش هست

    و از آن مهمتر و بالاتر پستها و مقامات است . ارزش پست و مقام برای‏ بشر از ارزش پول خيلی بيشتر و بالاتر است . را كفلر هميشه می‏خواهد در انتخابات رياست جمهوری آمريكا شركت كند . او ثروتمندترين مرد دنيا يا جزء چند نفری است كه بيشترين ثروت دنيا را دارند ، ولی در عين حال داغ‏ رياست جمهوری در دلش هست و اين آرزو را فوق العاده دارد . انسانها پول‏ و ثروتشان را غالبا فدا می‏كنند برای اينكه به شهرت و افتخار و رياست و قدرت و . . . برسند . آدمی كه ديگران يا از روی ترس يا محبوبيت يا علاقه و ايمان و ارادت در مقابلش خضوع می‏كنند برای بشر ارزشی فوق العاده‏ دارد

    مثلا آيا افراد آرزو نمی‏كنند مانند مرحوم آقای بروجردی باشند كه افراد آرزوی ديدنش را داشتند كه با كمال خضوع و خشوع دستش را ببوسند و با التماس به او پول بدهند و از جواب سلامش هم مفتخر باشند .

    94


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  6. تشكرها 2

    مدير اجرايي (31-01-1391), عهد آسمانى (01-02-1391)

  7. #84
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اين ، ارزش‏ است برای بشر . مگر همه ارزشها پول است ؟ يا در مقابل ، مثلا مانند شاه‏ مملكت باشند كه ولو از ترس ، صدها هزار سرباز و افسر در مقابلش‏ پيشفنگ و پافنگ كنند و احترام بگزارند ؟ بالاخره اينها برای بشر ارزش‏ دارد . اگر نداشت هرگز بخاطر چنين مقامی از همه چيز ديگر نمی‏گذشتند ، و اينها مسائل كوچكی نيست

    بنابراين ريشه تجاوز به حقوق يكديگر و مايه امتياز تنها مال و ثروت‏ نيست و آن چيزهای ديگر هم قابل اشتراك نيست كه آنها را اشتراكی كنند

    ثانيا - وقتی به وسائل ديگر امتيازات ديگر بدست آوردند ، در همان‏ جامعه‏هائی هم كه اشتراكی است ، باز بهره از مال و ثروت ، برای آن‏ صاحبان امتياز ، مسلم بيشتر است . آيا در شوروی بهره مال و ثروت‏ خروشچف با بهره مثلا يك دهقان برابر است ؟ ولو اينكه او نماينده طبقه‏ دهقان باشد . بالاخره برای دهقان در عمرش يك بار هم اتفاق نمی‏افتد كه‏ هواپيما سوار شود و از اين شهر به آن شهر برود . ولی او بهترين هواپيما را در اختيار دارد و به مسافرت و اين سو و آن سو می‏رود

    پس اينطور نيست كه تنها امتياز ، مال و ثروت باشد كه با اشتراكيت‏ ثروت ، مشكل حل شود و نيز با فرض اشتراك ثروت اينطور نيست كه افراد در هر مقامی كه باشند از ثروت اشتراكی به يك حد استفاده كنند .

    95


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  8. تشكرها 2

    مدير اجرايي (31-01-1391), عهد آسمانى (01-02-1391)

  9. #85
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    هرگز چنين نيست . تازه مانند كارمند دولت خودمان است‏ كه با آنكه مال دولت مال عموم است و مال فرد نيست اما آيا از اين مال‏ عموم كه هيچ عنوان مالكيت فردی و اختصاصی هم ندارد ، افراد يك جور استفاده می‏كنند ؟ [ نه ، ] كسی كه در يك پست عاليتری است ، مدير كل‏ است يا با مقامات عاليتری ارتباط دارد ، با عناوين مختلف مانند مسافرتها از اين بودجه عمومی استفاده می‏كند ، و حال اينكه بودجه عمومی‏ است

    به علاوه اين مطلب خالی از اهميت نيست و بلكه مهمتر است كه در همان‏ جامعه‏های اشتراكی نياز به گذشتها و فداكاريها و صرف نظر كردن از مواهب‏ مادی در كارها وجود دارد . فی المثل كسی كه سرباز است و بايد به ميدان‏ جنگ برود و كشته شود ، ديگر نمی‏شود بر اساس منافع مشترك كشته شود ، زيرا معنا ندارد . حتما بايد ايده يا احساسات و . . . بر وجود او حاكم‏ باشد تا حاضر شود خود را برای آن ايده به كشتن دهد . اينجاست كه حتی‏ مادی‏ترين مكتبها هم خود را بی‏نياز از نوعی ارزش و معنويت نمی‏داند ولو به عنوان اينكه خود مسلك را به صورت يك معبود در آورند ، به صورت يك‏ شيئی با ارزش در آورند و اين خود يك معنويت است

    بدون شك مكتبی كه همه چيزش بر اساس اشتراك در منافع مادی و حفظ آن‏ باشد ، نمی‏تواند يك مكتب جامع باشد ، اصلا نمی‏تواند يك مكتب عملی باشد . و لهذا خود همينها پای يك سلسله معنويتها را به ميان می‏آورند . مثلا رفتار رهبران مادی كمونيستی نسبت به مسلك يا آرمها ، شعارها و علائمی كه‏ مربوط به مسلك است چگونه است ؟ و چگونه تظاهر می‏كنند ؟ هميشه طوری عمل می‏كنند كه مسلك مافوق همه‏ چيز جلوه می‏كند .

    96



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  10. تشكرها 2

    مدير اجرايي (31-01-1391), عهد آسمانى (01-02-1391)

  11. #86
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و حال آنكه طبق اين مكتب ، مسلك چيزی نيست ، وسيله‏ای‏ است برای رسيدن به منافع زندگی . بر اساس مكتب مادی ، مسلك حكم‏ نقشه‏ای را دارد كه مهندس برای ساختمان می‏كشد . نقشه خودش در مقابل‏ ساختمان تقدسی ندارد بلكه وسيله‏ای است برای ساختمان . بهترين نقشه‏ها در مقابل ساختمانی كه بر اساس آن ساخته می‏شود ، فرع است و ساختمان ، اصل‏ . ساختمان هرگز نبايد فدای نقشه شود بلكه نقشه برای ساختمان است

    حداكثر اين است كه مسلك بهترين طرح و نقشه برای ساختمان اجتماع است‏ ولی چرا ديگر خود اين نقشه برای من حكم يك بت را پيدا كند و معبود من‏ قرار گيرد ؟ نقشه برای ساختمان است و ساختمان برای من ، بعد من فدای‏ نقشه بشوم ؟ ! اين حرف اساسا معنا ندارد . ولی در عين حال به مسلك به‏ عنوان وسيله برای ساختمان اجتماع و وسيله برای زندگی افراد نگاه نمی‏شود ، بلكه به عنوان يك امر دارای نوعی قد است و بزرگی كه افتخار يك انسان‏ اين است كه خود را فدای آن بكند نگاه می‏شود ، گو اينكه اين را بی‏مبنا و بی اساس هم بگويند ولی بالاخره چاره‏ای ندارد و حتی به صورت تلقين هم كه‏ شده به خود و ديگران تلقين می‏كنند

    97



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  12. تشكرها 2

    مدير اجرايي (31-01-1391), عهد آسمانى (01-02-1391)

  13. #87
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض





    جامعه نيازمند ارزشهای معنوی است


    بنابراين هيچ اجتماعی از يك سلسله " هدفهای معنوی " يا بقول‏ امروزيها " ارزشهای معنوی " بی‏نياز نيست . حالا بايد ديد اين ارزشهای‏ معنوی چيست ؟ آيا حقيقت دارد يا يك تلقينات و گول زدنهای افراد ساده‏ لوح است ؟ مثل حرفهائی كه راجع به وطن و ملت و . . . می‏زنند كه برای‏ گول زدن ساده لوحان است . بايد ديد از نظر يك مكتب ارزشهای معنوی يعنی‏ چه كه انسان برای اموری معنوی آنقدر ارج و ارزش قائل باشد كه منافع مادی‏ در مقابل آنها چيزی شمرده نشود ؟ اينجاست كه اين سخن به ميان می‏آيد كه‏ " ارزش " اساسا يعنی چه ؟

    مفهوم ارزش


    هر كار اختياری انسان به خاطر يك هدف است . انسان برای هدفی كه آن‏ را دنبال می‏كند اهميت و ارج قائل است حال می‏خواهد مادی باشد يا معنوی

    يعنی آن هدف جاذبه‏ای برای طبيعت انسان دارد ، والا محال است كه چيزی‏ برای انسان جاذبه نداشته باشد و انسان دنبال آن برود و تلاش كند كه به آن‏ برسد ، چنين چيزی امكان ندارد و محال است . گفته‏اند عبث مطلق و لغو و بيهوده مطلق محال است كه از انسان سربزند . هر كاری كه ما عبث می‏ناميم‏ ، از نظر مبدا فكری و عقلانی عبث است والا از نظر مبدا ديگری كه فعل از آن ناحيه صادر می‏شود عبث نيست و به واسطه آن مثلا قوه خيال كه محرك‏ است ، به هدفی می‏رسد . قوه خيال به هدف خود می‏رسد ولی قوه عاقله به‏ هدفی نمی‏رسد

    در امور مادی ( 1 ) جای بحث نيست كه چيزی كه برای من ادامه حيات من مفيد است چون من بالذات به حيات خود علاقمند هستم و اين علاقه‏ ، غريزی من است ، طبعا به سوی آن كشيده می‏شوم و برای من ارزش دارد ( اگر چه اصطلاح ارزش را در ماديات نمی‏آورند ، ولی ارزش به معنای اعم در ماديات هم هست ) پس يك طبيب برای من ارزش دارد ، چون بيماريها را از من دور می‏كند .

    پاورقی : 1 - امور مادی يعنی آنچه جسمانی است و به كار جسم می‏خورد ، يا از باب‏ اينكه خودش جسم است مانند غذا و يا خودش جسم نيست ولی اصلاح >


    98



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  14. تشكرها 2

    مدير اجرايي (31-01-1391), عهد آسمانى (01-02-1391)

  15. #88
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض





    دوا برای ما ارزش دارد ، غذا كه بدل ما يتحلل بدن ما خواهد بود ارزش دارد
    بعد می‏رسيم به امور معنوی كه ما بازاء مادی ندارد و مشت پر كن نيست
    مثلا خير رساندن به ديگران كه منفعت مادی برای انسان ندارد و در مفهوم‏ كلی خدمت به جامعه و نسل آينده و . . . چگونه است ؟ انسان در يك مؤسسه‏ فرهنگی تلاش فوق العاده و پر نشاطی می‏كند به حساب اينكه به نسل آينده‏ اين مردم خدمت می‏كند ، ولی به حال شخص خودش فايده‏ای ندارد بلكه ضرر دارد زيرا وقت و كارش را می‏گيرد و نمی‏تواند برای خود در آمد بيشتری‏ كسب كند . اينها چگونه بررسی می‏شوند ؟

    رابطه ارزشهای معنوی و ايمان به خدا


    مسئله معنويات در زندگی بشر مسئله مهمی است و اين سؤال مطرح است كه‏ آيا ايمان به امور معنوی منحصرا وابستگی به ايمان به خدا دارد ؟ يعنی‏ ايمان به خدا سر سلسله ايمان به معنويات است ؟

    پاورقی : > جسم ما وابسته به آن است مانند ورزش . انسان به سلامت تنش اهميت‏ می‏دهد ، ورزش هم چون موجب سلامتی آن است برايش ارزش دارد

    99



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  16. تشكرها 2

    مدير اجرايي (31-01-1391), عهد آسمانى (01-02-1391)

  17. #89
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و يا اينكه مانعی نيست‏ كه ايمان به خدا در كار نباشد ، و در عين حال يك سلسله ارزشهای معنوی بر زندگی بشر حكمفرما باشد ؟ ! يك جمله در كتاب " اصالت بشر " سارتر از داستايوسكی نويسنده‏ معروف روسی است كه می‏گويد : " اگر واجب الوجود نباشد همه چيز مجاز است " يعنی اينكه كارها را به خوب و بد تقسيم می‏كنيم و می‏گوئيم فلان‏ كار را بايد كرد و فلان كار را نبايد كرد ( البته روی جنبه‏های معنوی ) مثلا بايد راست گفت و نبايد دروغ گفت ، نبايد به جامعه خيانت كرد و بايد خدمت كرد ، تابع اين است كه ما اعتقاد به خدا و واجب الوجود داشته‏ باشيم . اگر واجب الوجود در عالم نباشد همه چيز مجاز است . يعنی همه‏ چيز مباح است و ديگر منع وردع و بايد و نبايد همه به كلی از ميان می‏رود . آيا اينجور است يا نه ؟

    مسؤوليت به عنوان يك ارزش معنوی در مكتب انسانيت

    ماركسيستها يك خوبی در كارشان هست كه چون ماترياليست هستند چندان‏ دنبال مسائل معنوی نمی‏روند و دم هم از آن نمی‏زنند ، دم از انسانيت‏ نمی‏زنند ، اگر انسانيت سالم هم بگويند مقصودشان همان جامعه بی طبقه است‏ ، چون انسان از نظر آنها يا سالم است يا معيوب ، و انسانها به خاطر مالكيت و تفاوتهای طبقاتی فاسد می‏شوند ، وقتی آنرا برداريم به حالت‏ اوليه باقی می‏ماند . ديگر كمال ديگری برای انسان قائل نيستند ، برای او ترقی و تكامل ديگری كه در معنويات پيدا بكند ، نمی‏شناسند . به عقيده‏ آنها انسان همينقدر كه به واسطه مالكيت فاسد نشود ، كافی است ، پول‏ پرست و پول زده نشود ، كافی است .

    100


    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  18. تشكرها 2

    مدير اجرايي (31-01-1391), عهد آسمانى (01-02-1391)

  19. #90
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ولی اين مكاتبی كه اخيرا پيدا شده ، بانيان آن ( مانند سارتر ) از طرفی مادی مسلكند و از طرف ديگر مكتب خود را مكتب انسانيت می‏نامند و آن را بر روی ارزشهای معنوی استوار می‏كنند و روی مسئله " مسئوليت " تكيه می‏نمايند ، معتقدند كه بشر آزاد است ، يعنی هيچگونه جبری نه الهی و نه طبيعی بر بشر حكومت نمی‏كند و انسان تصميمش به هيچ شكل وابسته به‏ گذشته نيست . پس اين خود انسان است كه خود را می‏سازد نه محيط و سرنوشت و خدا و . . . بنابراين خودش مسؤول خودش است . و چون هر كاری‏ را كه انسان انجام می‏دهد به عنوان كار خوب انجام می‏دهد ( كه حرف درستی‏ هم هست يعنی حتی وقتی آدم كار بد را هم انجام می‏دهد تا به آن در وجدان‏ خود تيتر خوب ندهد انجام نمی‏دهد اگر چه از يك لحاظ باشد ، و در وجدان‏ خود برای آن " بايدی " درست می‏كند ) پس هر كاری را كه انسان اختيار و انتخاب می‏كند ، به قول طلاب به دلالت التزامی به ديگران می‏فهماند كه اين‏ ، كار خوبی است . وقتی من كاری را انجام می‏دهم ، به زبان بی زبانی به‏ جامعه می‏گويم كار من خوب است و بايد اينچنين كار كرد ، شما هم چنين‏ بكنيد . می‏گويد هر كار جزئی در بطن خود يك كليتی دارد ، يعنی هر كاری كه‏ انسان به طور فردی انجام می‏دهد ، گويی می‏خواهد به جامعه بگويد اينچنين‏ بايد كار كرد و طبعا جامعه وادار می‏شود كه اينچنين كار بكند . يعنی هر كس در كار خود ، خودش را سرمشق ديگران قرار می‏دهد . پس انسان ، هم‏ مسوول خود است و هم مسؤول ديگران ، زيرا به كار خود ارزش می‏دهد و آنرا خوب می‏داند و از اين رو ديگران را هم به انجام آن دعوت می‏كند . از اينجا مسئله مسؤوليت را طرح می‏كنند كه هر فردی در جهان مسؤول خود و ديگران است

    101



    ◄*♥*► تکامل اجتماعي انسان ◄*♥*►
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

صفحه 9 از 13 نخستنخست ... 5678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •