دل تان را سر و سامان دهید سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دل تان را سر و سامان دهید
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    جديد دل تان را سر و سامان دهید





    دل تان را سر و سامان دهید


    هر یک از ما تعریف خاصی از زندگی داریم و به گونه خاصی زندگی می کنیم. آن چه مشخص است اینکه تمامی افرادی که بر روی این کره خاکی راه می روند، به نوعی مشغول به زندگی کردن هستند، اما آنچه مهم است اینکه بدانیم به راستی زندگی واقعی چیست و چگونه زیستنی می تواند خوب و با ارزش باشد؟





    به این شعر که از دیوان امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)نقل شده است توجه کنید:
    لیس من مات فاستراح بمیت انما المیت میت الاحیاء
    انما المیت من یعیش کئیبا کاسفا باله قلیل الرجاء
    (هر که از دنیا رفت و راحت شد، مرده نیست؛ بلکه مرده، مرده ی زنده هاست یعنی کسی که در بین زندگان باشد ولی در واقع روحش مرده است
    مرده آن کسی است که با حزن و اندوه زندگی می کند و دل گرفته و ناامید است.)

    این عبارت بیانگر حقیقتی است که شاید اغلب ما آن را باور نداشته باشیم. مردگی و زندگی را نمی توان تنها در ظاهر دید. آری! کسی که روحیه ای کسل و افسرده دارد و نشاط و سرزندگی ندارد، در واقع مرده است. چرا که معنای زندگی یعنی شادمانی و خوشحالی و نشاط روحی. بسیاری از افراد در اطراف ما حضور دارند که به ظاهر زنده هستند و زندگی می کنند و در باطن روحی خسته و کسل دارند و نشاط و انگیزه مثبتی برای زندگی ندارند.
    ممکن است برای بسیاری این سوال به وجود بیاید که چطور می توان به نشاط روحی و شادمانی درونی دست پیدا کرد؟
    به این عبارت توجه کنید:
    "دل هایی که سامان گرفته اند، دیگر بازیچه ی حوادث نمی شوند و بحران نمی بینند."

    چنانچه در این جمله قدری تامل و تفکر داشته باشید، احتمالا به نتایج خوبی دست پیدا می کنید. هر یک از ما در خلوت خود وقتی با درون خویش روبرو می شویم، می توانیم به این موضوع اعتراف کنیم که دل هایمان سامان گرفته اند یا نه؟ پس اگر چنین کردید و متوجه شدید که دل و روحی بی سر وسامان دارید، بدانید که تنها خودتان می توانید سامان دهنده روح و دل خویش باشید و هرگز در جستجوی عنصری خارجی برای سامان بخشیدن به درون خود نباشید. مسلما مقصود از عنصر خارجی افراد و عوامل حاضر در زندگی هستند که در غیر این صورت قطعا وجود ارتباطی محکم و قوی با خدای متعال می تواند به همه دلهای آشفته سامان بخشد. اما پس از خدای متعال، باید باور داشته باشید که خودتان مسئول وضعیت روح و روان تان هستید. پس به دنبال این باشید که از چه طریقی می توانید به دل خود سر وسامان دهید.

    دل هایی که سامان گرفته اند، دیگر بازیچه ی حوادث نمی شوند و بحران نمی بینند.


    یک راه حل بسیار مهم برای رسیدن به این مرحله وجود دارد و آن این است که هیچگاه از "گم شدن" و "کم شدن" نترسید. این بدان معناست که حوادث روزگار و سخن مردم بر شما تاثیر گذار نباشد که اگر اتفاقی رخ داد، از شدت عصبانیت یا ناراحتی، خودتان را گم کنید و آرامش و کنترل خویش را از دست بدهید. به نقطه ای برسید که گم شدن هیچ مفهومی برایتان نداشته باشد و این اعتقاد وقتی محکم می شود که باور شما به بقای روح محکم باشد و بدانید که باید روحی سالم و بانشاط داشته باشید.



    نکته مهم دیگر این است که هرگز از کم شدن نترسید. کم شدن را شاید بتوان اینگونه تعریف کرد که مثلا نگران باشید که در نظر دیگران چطور جلوه کنید و دیگران به شما خرده گیرند و نظر مساعدی نسبت به اعمال شما نداشته باشند. البته لازم به ذکر است که اگر کسی اعمال و گفتارش در راستای دستورات الهی باشد، نباید از حرف و سخن دیگران هراسی داشته باشد. معنای این عبارت همین است که کم شدن در نظر بندگان خدا، برای کسی که مسیر درست و شایسته ای را انتخاب کرده است، نباید ایجاد ترس و نگرانی کند.

    چنانچه برای فردی این قدرت ایجاد شود که از گم شدن و کم شدن نترسد، توجه به حرف و سخن همه روزه آدم های اطراف، خللی بر احساس و اعتقاد این فرد وارد نمی سازد و چنین کسی موفق می شود تا در انجام امور خویش با دقت و تمرکز عمل کند. این دقت و تمرکز می تواند همچون ذره بینی عمل کند که اشعه ی خورشید را جمع کرده و سپس می تواند منشاء اثر باشد.


    باید حوادث روزگار و سخن مردم بر شما تاثیر گذار نباشد که اگر اتفاقی رخ داد، از شدت عصبانیت یا ناراحتی، خودتان را گم کنید و آرامش و کنترل خویش را از دست بدهید. به نقطه ای برسید که گم شدن هیچ مفهومی برایتان نداشته باشد و این اعتقاد وقتی محکم می شود که باور شما به بقای روح محکم باشد و بدانید که باید روحی سالم و بانشاط داشته باشید.


    اگر کسی به این مهم دست پیدا کند به تدریج متوجه می شود که قدرت اثربخشی او چندین برابر شده است. آن اثر بخشی در قدم اول برای خود فرد مهم است و می تواند مفید باشد و در قدم بعدی، نتایج و اثرات مثبت آن، شامل حال اطرافیان او نیز می شود. پس باور داشته باشیم که دست یابی به برخی از کمالات اخلاقی، چندان پیچیده و دشوار نیست و با همتی واقعی و ممارستی درونی می توان به آن دست پیدا کرد.


    فاطمه ناظم زاده
    بخش خانواده ایرانی تبیان


    دل تان را سر و سامان دهید





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر

    مدير اجرايي (23-01-1391)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •