سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22

موضوع: ஜ قرآن و لطایف عرفانی ஜ

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و اینها تمام در هیمن مقام وارد شده است‏ که:
    «ما یعلم تأویله الا الله و الراسخون فی‏ العلم» (26)(و کسی تأویل آن را نمی‏داند مگر خداوند تعالی و راسخان در علم)
    «لا یعلم من‏ فی السماوات و الارض الغیب الا الله» .(27)
    و نیز احادیث شریفه:«ان من العلم‏ کهیئه مکنونه لا یعلمه الا العلماء بالله»و آیات‏ و روایات دیگر...
    مرحوم آیت الله آقا سید محسن حکیم در حواشی خود بر کفایة الاصول به مناسبت‏ یک بحث اصولی تحت عنوان«استعمال‏ لفظ در بیشتر از یک معنی»،ماجرایی را نقل می‏کند که ذکر آن در این مختصر خالی از فائده نیست:
    «بعضی از اعاظم می‏گویند:روزی من با جماعتی از بزرگان چون آقا سید اسماعیل‏ صدر،حاجی نوری(صاحب مستدرک‏ الوسائل)و سید حسن صدر(صاحب تأسیس‏ الشیعه)به منزل آخوند ملا فتحعلی سلطان‏ آبادی رفتیم و مرحوم آخوند آیه شریفه‏
    «و اعلموا ان فیکم،لرسول الله لو یطیعکم فی‏ کثیر من الامر لعنتم و لکن الله حبب الیکم‏ الایمان»
    را تلاوت کرده و سپس آن را تفسیر نمود و معنائی را برای آن فرمود.
    _______________________________
    (26)-سوره آل عمران،آیه 7.
    (27)-سوره نمل،آیه 65.



  2. تشكر

    مدير اجرايي (04-02-1391)

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    روز دوم،دوباره نزد وی حاضر شدیم و همین آیه را تلاوت کرده و شروع به تفسیر و ذکر معنای دیگری غیر از معنای روز گذشته‏ کرد.

    روز سوم،و چهارم نیز و...تا حدود (*)البته مرحوم صدر المتألهین در اسفار ج 7 ص 36 مراتب هشتگانه یاد نموده(طبع،نفس،صدر قلب،عقل،روح،سر،خفی).

    سی روز،ما نزد او می‏رفتیم و ایشان سی‏ معنای مختلف برای این آیه شریفه ذکر فرمود...».(28)

    این حقیر گوید:از عالم متتبع آقا شیخ‏ محمد تقی ستوده شنیدم:طی نامه‏ای از مرحوم آقا سید محسن حکیم،جویای نام‏ آن«بعض الاعاظم»شدم ایشان در جواب‏ مرقوم داشتند که منظورم،مرحوم آیت الله‏ میرزا حسین نائینی بوده است.

    _______________________________
    (28)-سید محسن حکیم،حقائق الاصول،ج 1 ص 65،ط بصیرتی،قم.




  4. تشكر

    مدير اجرايي (07-02-1391)

  5. Top | #13

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    لطیفه هشتم

    در لطائف سابق دانسته شد که می‏توان‏ صفات الهی را به«قرآن»نسبت داد،از جمله صفات الهی
    «یهدی من یشاء و یضل‏ من یشاء»
    است.لذا،این صفت را به‏ «قرآن»نیز می‏توان نسبت داد،همانطور که به«رسول الله»نیز می‏توان،زیرا همانگونه که بعثت رسول گرامی(ص)موجب‏ سعادت بسیاری از مردمان مستعد گردید، از آن طرف نیز چون با مفاسد مفسدین‏ مبارزه می‏نمود.موجب ناخوشایندی آنان‏ گردید و بدین جهت به مخالفت با حضرتش‏ پرداختند و همین امر موجب ضلالت و گمراهی آنان شد.

    بنابراین می‏توان گفت:رسول گرامی‏ اسلام باعث آشکار شدن ضلالت و گمراهی‏ آنان است و در نهایت نیز این را می‏توان به‏ خداوند تعالی نسبت داد که همو برانگیزنده رسول گرامی بوده است.

    و قرآن نیز همانطور که
    «شفاء لما فی‏ الصدور» (29)و «هدی للمتقین» (30) می‏باشد،
    «و لا یزید الظالمین الا خسارا»
    (31) نیز هست.که ظالمین و گمراهان را ثمری‏ جز خسران وزیان ندارد،به همان ترتیب که‏ گفته شد.

    _______________________________
    (29)-سوره یونس،آیه 57.
    (30)-سوره بقره،آیه 2.
    (31)-سوره اسراء،آیه 82.




  6. تشكر

    مدير اجرايي (07-02-1391)

  7. Top | #14

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    لطیفهء نهم

    برای کلام الهی اسامی و القاب بسیاری‏ وجود دارد بطوریکه مرحوم صدر المتألهین‏ می‏فرماید:«قرآن گرچه یک حقیقت واحد است و لکن دارای مراتب و مواطن مختلفی‏ در نزول می‏باشد و اسامی آن نیز برحسب‏ اختلاف مراتب مختلف می‏گردد و برحسب‏ هر موطن و مرتبه‏ای برای او اسم خاصی‏ وجود دارد.در موطنی خاص«مجید»
    (بل‏ هو قرآن مجید فی لوح محفوظ)

    (32)و در مقام دیگر به«عزیز»
    (و انه لکتاب عزیز)
    (33)و در جای دیگر«علی حکیم»
    (و انه فی ام‏ الکتاب لدنیا لعلی حکیم)
    (34)و جای دیگر: «کریم»
    (انه لقرآن کریم فی کتاب‏ مکنون)
    (35)و نیز«مبین»
    (لا رطب و لا یابس‏ الاقی کتاب مبین)
    (36)و«حکیم»
    (یس‏ و القرآن الکریم)
    (37)و...

    و برای آن هزاران هزار اسم است که‏ استماع آنها به گوشهای ظاهری ممکن‏ نیست و اگر در این عالم به«عشق حقیقی» و«جذبهء باطنی»و«محبت الهی»دارای‏ گوش ملکوتی باشی،هر آینه از،زمره آنان‏ هستی که اسماء آن را استماع کرده و اطوار آن را مشاهده می‏نماید...»(38)

    نگارنده گوید این کلام از حکیمی‏ سترگ و آشنای با معارف قرآنی است که‏ شرح آن در گنجایش این مقاله نیست.

    لازم به ذکر است همانطور که
    «معرفة الاسما الاحسنی»
    در مورد خداوند تعالی خود مبحثی بس گسترده و فوق العاده و الا است،
    «معرفة اسماء القرآن»
    نیز چنین‏ حکمی را دارد.
    _______________________________
    (32)-سوره بروج،آیه 21.
    (33)-سوره فصلت،آیه 41.
    (34)-سوره زخرف،آیه 4.
    (35)-سوره واقعه،آیه 87.
    (36)-سوره انعام،آیه 59.
    (37)-سوره یس،آیه 1.
    (38)-اسفار،ج 7،ص 43.



  8. تشكر

    مدير اجرايي (10-02-1391)

  9. Top | #15

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    لطیفه دهم

    در لطایف قبلی اشاره شده که باری‏ تعالی،حفظ قرآن را تضمین فرموده است‏
    (انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون)

    ،(39) بعضی از بزرگان،ضمانت حفظ قرآن را منحصر در«وجود علمی»آن که متحد با وجود ذوات مقدسه معصومین(ع)است، نموده‏اند که البته این سخن بیانی در کمال‏ متانت و استحکام است.

    و لکن به نظر می‏رسد انحصار مفروض در کلام،بایسته نمی‏باشد زیرا همانطور که‏ «ذکر»بطور اشتراک بر«وجود علمی»و «وجود کتبی»کلام الله اطلاق می‏گردد، (یعنی همانطور که به حقیقت علمی قرآن‏ و نیز قرآن‏های مکتوب و موجود،مشترکا ذکر گفته می‏شود،حفاظت ثابت شده برای‏ «ذکر»نیز،هر دو قسم وجود قرآن(علمی‏ و کتبی)را شامل می‏گردد.بنابراین در این‏ آیه شریفه حفظ همین قرآن مکتوب با دوات‏ و قلم را نیز تضمین فرموده اضافه بر آن‏ اینکه،و ادل دلیل بر اثبات چیزی،وقوع آن‏ است.

    و بر این اساس نیز می‏توانیم بر لزوم‏ حفظ کتابت قرآن استدلال نمائیم.بدین‏ صورت که در طول این چهارده قرن که از عمر کتابت قرآن می‏گذرد چه حملات‏ و یورشهایی که به این وجود مقدس نشده و چه آتش‏سوزی‏هایی که مواد سوختی آن‏ را،اوراق قرآنی تشکیل نداده؟!

    و چه خفاش صفتان بی‏نوری که درصدد اطفای نور کلام الهی برنیامدند؟و در این‏ راستا،حتی از ظاهر قرآن نیز گذر نکردند!!

    گاهی به دست مغولان دیوخو،گاه در قالب روشنفکر نمایان بی‏نور همچون‏ کسروی و...و بالأخره امروزه نیز به قلم‏ شیطانی،شیطانک آدم‏نما،که آیات‏ «رحمانی و نورانی»را از دید شیطانی و ظلمانی خود مورد نظاره قرار داده و بدین‏ وسیله خروج خود را از عالم«سلم»و «رشد»خویش را در سیر استعدادی به‏ سوی شقاوت ظاهر ساخته و مصداق ممثل‏
    «و لا یزید الظالمین الا خسارا»
    گشت.

    و اینها همه دلیل بر این است که حفظ وجود کتبی قرآن نیز،از سوی پروردگار جهان تضمین گردیده!!!
    «یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله‏ متم نوره»
    _______________________________
    (39)-سوره حجر،آیه 9.


  10. تشكر

    مدير اجرايي (12-02-1391)

  11. Top | #16

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    لطیفه یازدهم

    در رابطه با نزول قرآن کریم مراتبی را بیان‏ نموده‏اند که به مرتبه اول آن اشارت‏ می‏رود،چنانچه در بعضی از لطائف گذشته‏ دانسته شد،حقیقت کلام الهی،با وجود مقدس حضرت ختمی(ص)و دیگر حضرات‏ معصومین(ع)اتحاد دارند و همین اتحاد را، مرتبه اول نزول دانسته‏اند به این تقریر که‏ قرآن بر قلب«انسان کامل»به وقت فناء،از خویشتن خویش نازل گردیده،بدین بیان‏ که وجود مقدسش از جمیع حجب خارج‏ شده و حقیقت
    «لمن الملک الیوم الله الواحد القهار»
    در حضرتش قیام نموده و«لیلة القدر»

    نیز در کریمه قرآنی به وجود مقدس‏ ختمی(ص)(انسان)تأویل نموده‏اند که از این فنای از خویشتن تعبیر به«لیلة»«آورده‏ شده»*چه اینکه در این مقام نسبت به‏ خود تاریک شده و از آنجا که این تاریکی‏ (فنای از خویشتن)تجلی تامّ الهی و نیز بقای‏ بالله را در پی دارد مبارک و میمون است.

    بنابراین لیله قدر و لیلهء مبارکه می‏باشد(به تصویر صفحه مراجعه شود)
    «انا انزلنا فی لیلة القدر»
    «انا انزلناه فی لیلة مبارکه»

    پس لیلة القدر،قلب مقدس حضرت‏ ختمی است،(40)که از جمیع ما سوی الله‏ و اغیار،منصرف گردیده(41)و توجه تام به‏ حضرت احدیت پیدا نموده نتیجه آن، دریافت کلام الهی به مکالمهء حقیقی و بدون‏ هیچ واسطه‏ای می‏باشد.

    _______________________________
    (40)-ر ک:محی الدین بن عربی،فتوحات المکیه،ج 1،ص‏ 110،ط بیروت.
    (41)-ر ک:میرزا محمدعلی شاه‏آبادی،رشحات البحار،ص‏ 13 به بعد.و نیز ر ک:
    صدر المتألهین شیرازی،مفاتیح الغیب،ص 503،ط سنگی‏ و نیز ر ک:امام خمینی،تعلیقه بر فصوص الحکم،ص 61 و...


  12. تشكر

    مدير اجرايي (12-02-1391)

  13. Top | #17

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    لطیفه دوازدهم

    گفته شد که قرآن دارای مراتبی است و بهره‏گیرا از آن نیز برحسب مراتب، مختلف هستند،یکی از ظاهر آن و دیگری‏ از باطن،و بهره‏گیران از باطن نیز خود در مراتب مختلف هستند،بنابراین«قرآن» سفره‏ای است که از سوی«حق»برای‏ «خلق»گسترده شده و هر کس به مقدار سعهء وجودی خود از آن بهره می‏گیرد.

    حکیم متأله ملا صدرای شیرازی، پس از تمهید مقدماتی می‏فرماید: «قرآن،غذای جمیع خلائق‏ است و همگان از این غذا بهره دارند،لیکن‏ تغذی هر کس برحسب درجه و منزلی است‏ که در آن جای گرفته.(42)

    این حقیر گوید:اینکه آنجناب از قرآن‏ به«غذا»تعبیر آورد،تعبیری بس لطیف و شیرین است،چه اینکه«غذا»با متغذی‏ اتحاد پیدا می‏کند.

    می‏توان گفت:همانطور که اغذیه‏ مادی سازنده جسم و ظاهر آدمی است و ظاهر انسان از آن پرورش می‏یابد و«مزاج‏ جسمانی»او تابع ترکیبات مادی است که به‏ عنوان«غذا»مصرف می‏نماید،«قرآن» نیز غذای روحانی است،که سازنده حقیقت‏ او می‏باشد و باطن از آن پرورش می‏یابد و «مزاج روحانی»،تابع این غذای روحانی‏ است.(43)

    (*)در مورد حقیقت«قدر»و معنای«یوم»و«لیل»در این مواد سخن بسیار است که در رابطه،با صعود انسان و نزول حق مطرح می‏گردد،از آن‏ حمله اینکه نزول حق تعالی را بر حسب صعود انسان به«قدر»تعبیر می‏آورند که در این صورت‏ تعبیر«لیل»از آدمی به این جهت است که‏ «ظل اللّه»می‏باشد.(چنانکه در مثنوی گوید: «حق شب قدر است در شبها نهان»و نیز انسان‏ به لحاظ صعودش«یوم»نامیده می‏شود که‏ «یوم»کنایه از ظهور و بروز حقائق و بهره از شهود و وضوح و خروج از ظلمت است.و مقول به‏ تشکیک می‏باشد،به مقدار این ظهور و بروز، آدمی«یوم»نامیده می‏شود.که«انسان کامل» از آنجا که مجلای اتم است،یوم اللّه الاتم است. کما ورد عنهم(ع):«نحن ایام اللّه»و اما همین‏ انسان به لحاظ جنبه یلی الخلق و نزولش‏ «لیلة القدر»است.علی ای حال سفره معارف‏ قرآنی گسترده است و بطون آیات هر حقیقتی را واجد است و کشف معنائی معنای دیگر را باطل‏ نمی‏کند.

    ((به تصویر صفحه مراجعه شود))محی الدین عربی در جائی از فتوحات المکیه‏ می‏فرماید:اللیلة المبارکة و هی غیب محمد صلی الله علیه و آله و سلم»(فتوحات المکیه،ج 1، ص 110).

    بلکه غذا با متغذی متحد می‏گردد چنانچه در مورد غذای جسمانی نیز به‏ همین شکل است(اتحاد آکل به‏ مأکول).(44)

    بنابراین همانطور که قوت جسمانی تابع‏ بهره‏وری از اغذیه مادی است و هر چه که آن‏ اغذیه مقوی و سازنده باشد،جسم آدمی‏ قوی و ساخته می‏شود،قوت روحانی نیز تابع بهره‏وری از غذاء روحانی(یعنی قرآن) است و به مقدار استفادهء از قرآن،روح و باطن قوت گرفته و ساخته می‏شود،که اعلی‏ مراتب آن اتحاد انسان کامل با حقیقت‏ قرآن است(که شرح آن گذشت).

    و شاهد بر این مطلب(اتحاد غذا و متغذی)روایتی است که میفرماید:«من‏ قرأ القرآن و هو شاب مؤمن اختلط القرآن‏ مع لحمه و دمه».(45)(هر کس که جوان‏ باشد و قرآن را قرائت نماید قرآن با گوشت‏ و خون او مخلوط می‏شود).*
    _______________________________
    (42)-اسفار،ج 7.
    (43)-جهت اطلاع بیشتر از مزاج روحانی و جسمانی‏ و چگونگی تشکیل آنها از ترکیبات مختلف ر ک:
    صدر الدین قونوی،اعجاز البیان فی تأویل ام القرآن، ص 77،78،91،185 ط هند.
    (44)-برای نمونه ر ک:شرح فصوص(قیصری)،ص 181، 183،256،429.
    (45)-اصول کافی،ج 2،ص 603.



  14. تشكر

    مدير اجرايي (16-02-1391)

  15. Top | #18

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    لطیفهء سیزدهم

    همانگونه که در لطائف گذشته گفته‏ شد:قرآن«نور»است و نوز نیز ظاهر بالذات و مظهر للغیر می‏باشد و از آن طرف‏ نیز در جای خود ثابت شده که حقیقت علم‏ «نور»است،حال گزاف نیست که گفته‏ شود:مفهوم«بیان»و«تبیین»مع ای‏ جامعی است که مفهوم«نور»و«علم»را، در بردارد.

    لذا آیه شریفه که می‏فرماید:
    «نزلنا علیک‏ الکتاب تبیان لکل شئ» (46)می‏توان نتیجه‏ گرفت:اینکه خداوند تبارک و تعالی قرآن را «تبیان»برای هر چیزی دانسته و هیچ چیزی‏ را،از آن مستثنی نساخته،نشان‏دهنده این‏ حقیقت است که علم به هر چیزی در قرآن‏ است

    «و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب‏ مبین»
    و عالم به قرآن به مقدار علم خود، عالم،به اشیاء است.

    رئیس الحکماء المتألهین ملا صدرای‏ شیرازی،در این مورد می‏فرماید،«هیچ‏ علمی نیست مگر اینکه اصل و فرع،وقوع، مبدأ و منتهای آن در کتاب الهی است»(47) چنانچه از ابن مسعود نقل شده:

    «هر آنکه خواهان دست‏یابی به علوم‏ اولین و آخرین است بایستی از قرآن کسب‏ نور نموده و از معانی قرآن بحث نماید».(48) و این همان ختمی و صمدی بودن کتاب‏ الهی است.

    نکته:در آیه دیگری وارد شده:
    «کل شئ‏ احصیناه فی امام مبین» (49)و«امام مبین» در روایت به وجود مقدس ولایت مآب علوی‏ (ع)تفسیر شده است(50)،پس«انسان‏ کامل»نیز مبیّن هر چیزی و واجد جمیع‏ کمالات می‏باشد.((به تصویر صفحه مراجعه شود))و این شاهد دیگری بر اتحاد انسان کامل و قرآن است که وحدت‏ اثر،حاکی از وحدت مؤثر می‏باشد.
    _______________________________

    (46)-سوره نحل،آیه 90.
    (47)-مفاتیح الغیب،ص 510.
    (48)-ر ک:ابو طالب مکی،قوت القلوب،و نیز ر ک:ملامحسن‏ فیض،محجة البیضاء.
    (49)-سوره یس،آیه 12.
    (50)-ر ک:تفاسیر شیعی و سنی،ذیل آیه مذکور.



  16. تشكر

    مدير اجرايي (17-02-1391)

  17. Top | #19

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    لطیفه چهاردهم

    همانگونه که در کلمات حکیمان و عارفان آمده است و در جای خود تحقیق‏ شده که تمامی مراتب مادون، (*)البته قید«جوان»بدان دلیل است که وی قابلیت‏ جذب غذایی معنوی را دارد.
    ((به تصویر صفحه مراجعه شود))در کتب اهل معرفت آمده که انسان کامل باید مبین‏ حقیقت امساء و صفات الهی باشد.

    «بدن»برای مراتب مافوق بوده و مافوق، حقیقت و بقولی«روح»مادون می‏باشد،و از این رو به قالب مادی آدمی،نسبت به روح‏ «بدن»گفته می‏شود و این مطلب در جمیع‏ مراتب وجودی تا عالیترین مرابت که«حقیقة الحقائق»است صادق می‏باشد(حق جان‏ جهان است و جهان جمله بدن)و بین تمامی‏ این مراتب تطابق وجود،دارد.
    و به عبارت دیگر می‏توان گفت:مادون، فرع مافوق و مافوق،اصل مادون است، و قرآن نیز که دارای ظاهر و باطن(تا 70 بطن)می‏باشد،ظاهر آن از باطن گسیخته‏ نیست،بلکه فرع بر آن است،بنابراین ظاهر قرآن از حقیقت آن متأثر می‏باشد و به همین‏ جهت بر این ظاهر، آثاری تکوینی و حقیقی‏ مترتب گردیده،از آنجمله،عدم جو از مس‏ آن بدون طهارت ظاهری،ازدیاد نور دیده‏ با نظاره بدان و...در رابطه با همین ظاهر است که می‏فرماید،
    «انا انزلناه قرآنا عربیا»

    چه اینکه«حقیقت»،عربی و عجمی بردار نیست،بنابراین همین«ظاهر»است که‏ «معجزه»به حساب آید(حال حقیقت آن‏ جای خود دارد)و تحدی قرآن هم در مورد لفظ و ظاهر آن است و گرنه تحدی در رابطه‏ با حقیقت آن معنا ندارد،چه اینکه مشرکین‏ و کفار غافل از«حقیقت»بودند و تحدی در مورد آنچه که مغفول عنه است،وجهی‏ ندارد.
    لذا کتابت،صوت و...قرآن جملگی‏ واجد احترام هستند و با ملاحظه به همین‏ مطلب است که بعضی از اهل معرفت نه تنها از مس بدون طهارت-وضوء-که از قرائت‏ بدون طهارت آن نیز اجتناب می‏نمایند چه‏ اینکه«صوت»نیز مرتبه نازله آن حقیقت‏ است و گسیخته از آن نیست.

    و از همین جاست که می‏توان یکی از فرقهای«کلام و کتاب الهی»با«کلام و کتاب بشری»را دریافت.







  18. تشكر

    مدير اجرايي (18-02-1391)

  19. Top | #20

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    لطیفه پانزدهم

    غزالی در کتاب احیاء العلوم خود شرائط و آداب خاصی را بطور مفصل برای‏ تالی و قاری قرآن ذکر کرده که مرحوم‏ صدر المتألهین آن را با زیاداتی در مفاتیح الغیب‏ آورده است.ما نیز به عناوین آنها اشارت‏ می‏نمائیم:1-فهم عظمت کلام الهی 2-تطهیر قلب 3-حضور قلب(که محصول‏ طهارت قلب است)4-تدبر و تفکر در معانی‏ 5-توجه به مطالب مطروحه در آنها 6- تخطی از موانع فهم 7-در تلاوت هر آیه‏ خود را مخاطب آن بداند 8-به حسب‏ اختلاف آیات متأثر شده و یا به وجود و شوق‏ بیاید 9-کلام را،از خداوند تبارک بشنود و خداوند را متکلم بداند،نه خود را(به نحوی‏ که گویا خداوند با او سخن می‏گوید)10-هنگامی که آیه‏ای را که در آن مدح‏ صلحاء و اهل یقین آمده تلاوت می‏نماید خود را مشمول آن نداند بلکه درخواست‏ نماید که به آنان ملحق گردد و نیز اگر آیه‏ای را که متضمن ذم گنهکاران است نفس‏ خود را شاهد و مشمول آن بداند.(51)

    ختام مسک

    در اینجا جهت حسن ختام سخنی را که‏ عارف باللّه و حکیم الهی صدر المتألهین شیرازی،فرمایش نموده‏اند نقل کرده تا عموم عزیزان خواننده را از آن نفع برسد. وی می‏نویسد:

    «هر کس که سلطان آخرت برایش ظهور ننموده و از قبر این نشئه قیام نکند*بر معانی کلام و رموز آیات و حروف و کلمات‏ قرآن،اطلاع حاصل نخواهد کرد...و وجه‏ قائل،مبدء و عظمت کاتب و انشاءگر،آن‏ برایش تجلی نخواهد نمود پس ای‏ فریب خورده!بیدار شو،و ای غافل!از مرقدت بپاخیز تا در راه خدا سفر نموده و بسوی او و رسولش برای مشاهده ملکوت‏ اعلای حضرتش و شنودن آیات بزرگ او هجرت نمایی...»(52)

    حال بر عزیز خواننده است،که به دیده‏ انصاف نگریسته و قضاوت نماید قرآنی که‏ در این حد از درجه علیاء و ملکوت اعلی، قرار دارد،چه جای آن ست که به چشم‏ بی‏سو و بی‏نور خفاش مسلکان شب‏نشین و ظلمت‏پرستان نورستیز،درآید که
    «من‏ لم یجعفل اللّه له نورا فما له من نور»
    ...
    _______________________________
    (51)-ر ک:محجة البیضاء،ج 2،ص 235،ط صدوق،تهران.
    (52)-اسفار،ج 7،و نیز ر ک:تفسیر القرآن،ج 6،ص 28.





  20. تشكر

    مدير اجرايي (19-02-1391)

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی