سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 22 , از مجموع 22

موضوع: ஜ قرآن و لطایف عرفانی ஜ

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    و برای درک نور سنخیت باید!
    ناریان مر ناریان را جاذبند نوریان مر نوریان را طالبند
    و این روح قدسی و ناطق به قرآن است‏ که عظمت وحی را یافته و از کوثر زلال آن‏ چشیده و در جائی که بعضی، به راحتی از کنار جسارت به‏ «نور مبین»می‏گذرند و این گذشت را مصداق«مروا کراما»انگاشته و کوس به‏ ظاهر زیبای!!
    «الباطل یموت بترک ذکره»

    سر داده،و شبهه عدم تحقق شروط امر به‏ صلاح(معروف)و نهی از فساد(منکر)را نموده و به خطر افتادن نفوس محترمه را خوف داشته و نصیحت به حفظ«مصلحت» کرده و به مقتضای همت عالی خویش!!!به‏ انکار قلبی اکتفاء می‏نمایند.شیر بیشه‏ توحید،مظهر غیرت ربوبی،وارث شجاعت‏ حیدری(ع)و حامی نوامیس الهی،جناب روح‏ قدسی الهی حضرت روح اللّه موسوی خمینی‏ است که قبل از آنکه شیطان آیات خود را آنگونه در گوش و قلب طنین دهد و از تصمیم وادارد،شیطان را نهیب داده و آیات‏ و طلسمات شیطانی را با«نفس رحمانی» خود محو و باطل ساخته و احترام همگان را، از احترام قرآن برشمرده و نفوس محترمه را فدائیان آن می‏داند و از آنجا که خود «تربیت از قرآن»یافته آیه‏های عذاب را بر «شیطان مرید»قرائت می‏کند و اینگونه‏ عظمت قرآن را به نمایش گذاشته و فرق‏ خود را که از کوثر نور قرآن سیراب شده با بیگانگان از حقیقت آن نشان می‏دهد».(به تصویر صفحه مراجعه شود)

    (*)ظاهرا منظور از«مرقد»و«قبر»در اینجا بدن‏ مادی و عنصری است چه اینکه در لسان حکماء «قبر»و«مرقد»را بر امور مختلفه‏ای اطلاق‏ می‏نمایند که بحث مبسوط آن را در لطائف‏ عرفانی نموده‏ایم و در جای دیگر ارائه می‏شود.

    ((به تصویر صفحه مراجعه شود))افسوس و صدافغان:همینک که به بازنگری این‏ مقالت نشسته‏ام آن امام قدسی‏مآب را در میان‏ خود نداریم و هم اکنون صدرنشین«جایگاه‏ صدق»شده و در کنار«ملیک مقتدر»پهلو گرفته‏ و ما خاکیان را به ماتم خورشیده نشانده و اگر نبود اعتقادی که قدسیانی چو او،در جانمان‏ رسوخ داده‏اند که:«این عروج،انتقال از دار فناء به دار بقاء می‏باشد»و اینکه:«به یقین با وسعت‏ اقتداری که دارا شده وساطت افاضه را بر ما فیض‏جویان،به نحو کاملتری عهده‏دار است»،هر آینه جا داشت که قالب تهی گشته و روح از بدن‏ فارغ گردد.




  2. Top | #22

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    در پایان شایسته می‏نماید به آنچه که‏ بعضی از احیانا ساده‏اندیشان‏ در رابطه با فتوای حکیم الهی و روح‏ قدسی‏مان در مورد قتل جسور به مقام منیع‏ قرآن(سلمان رشدی)به ذهنشان خطور نموده اشاره‏ای شود:

    حکیم متأله صدر المتألهین شیرازی،که‏ پدر حکمت متعالیه و خود پرورش یافته‏ مکتب برهان و استدلال می‏باشد،در کتاب‏ عظیم اسفار در بحث مراتب علم و سخن از معنای«لوح محفوظ»ضمن بیان اینکه: «عوالم عالیه،کتب الهی و صحف ربانی‏ هستند که خدای رحمان به دست خود و با قلم نورانی در لوح محفوظ نگاشته است» می‏فرماید:«اسرار کتاب الهی،برای کسی‏ جز اهل طهارت و پیراستگان از حجب‏ ظلمانی و کثائف جسمانی قابل درک‏ نیست،چنانکه خداوند تبارک و تعالی در وصف قرآن کریم فرموده:

    انه لقرآن کریم‏ فی کتاب مکنون لا یمسه الا المطهرون‏ تنزیل من رب العالمین...
    و سپس می‏افزاید:بدان!هنگامی که‏ نفس انسان کامل شده و به غایت استکمالی‏ خود دست یافت و بعد از ترقیات و تحولات‏ و تبدل نشآت،به مقام تجرد رسید تا آنجا که به عالم علوی اتصال یافت چنین انسانی‏ خود کتاب علوی الهی می‏شود،همان‏طور که خداوند تعالی می‏فرماید:
    «ان کتاب‏ الابرار لفی علیین»
    .
    اما همین انسان اگر از طریق مستقیم‏ منحرف گردید و از اهواء و اطباع نفسانی‏ تبعیت نمود و در آتش شهوات سوخت، چنین انسانی به واسطهء قوه وهمیه‏اش،خود «کتاب شیطانی»می‏شود که مشحون به‏ انواع دروغها و مغالطات و اراجیف می‏باشد و هر کتابی که چنین خصوصیاتی را پیدا کرد(و منشأ اشاعه اکاذیب،اراجیف و مغالطات گردید)شایسته این است که در آتش افکنده شود و سوزاندن،برازنده چنین‏ «کتاب شیطانی»است که
    «ان کتاب الفجار لفی سجین...» (53)

    نگارنده می‏گوید:برطبق آنچه که در کلام این حکیم الهی آمده و مطابق با عقل‏ سلیم و شرع منیع نیز می‏باشد:«هر کتابی‏ که شیطانی باشد شایسته سوزاندن است‏ و این اختصاص به«کتاب تدوینی»ندارد بلکه کتاب تکوینی را هم شامل است»:
    علیهذا کاتب و مکتوب و نوشته و نویسنده«شیطانی»هر دو مستحق آتش‏ می‏باشند.همانطور،که امام بزرگوار و پیر راهنشانمان چنین حکم داد:چه اینکه‏ «مکتوب شیطانی»به لحاظ سنخیت اثر و موثر،حکایت از آن دارد که«کاتب»خود، «شیطانی»است که چنین اثری شیطانی‏ بر جای گذارده،و«شیطان»را جز آتش‏ نشاید!
    _______________________
    سید عباس حسینی قائم مقامی
    (53)-اسفار،ج 6،ص 297 به بعد.

    منبع




صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی