عارفانه ها  .... نغزترین اشعار و غزلیات عارفانه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
عارفانه ها  .... نغزترین اشعار و غزلیات عارفانه
صفحه 12 از 19 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 190
  1. #111
    عضو كوشا
    ترنم باران آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 152      تشکر : 2,132
    902 در 158 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ترنم باران آنلاین نیست.

    پیش فرض






    حاصل تهذیب دل روشنی جان بود
    تیرگی جان کجا، شعله‌ی عرفان کجا ؟ !

    شیوه‌ی آزادگان وسعت اندیشه است
    حجره در ایوان کجا،خیمه‌به‌کیهان کجا؟ !

    نسبت ما و منی در این انجمن
    انجمن جا کجا، شمـع پریشـان کـجا؟ !

    پی نبرد بی‌خرد بر غم اهل خرد
    خنده‌ی بی غم کجا،دیده‌ی گریان کجا؟ !

    ره به سعادت برد، هر که پی جان رود
    اهـرمن جا کجا، راه بـه یـزدان کجـا ؟ !

    مقصد جان « رفیع» راه به جانان بود
    راه به جانان کجا، گمـرهی جـان کجا؟ !

    رفیع



    عارفانه ها  .... نغزترین اشعار و غزلیات عارفانه



  2. #112
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,647
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    آغاز
    دلا يک دم رها کن اب و گل را
    صلاي عشق در ده اهل دل را

    زنور عشق شمع جان برافروز
    زبور عشق از جانان درآموز

    چو زير از عشق رمز راز مي گوي
    چو بلبل بي زبان اسرار مي گويي

    چو داود آيت سر گشتگان خوان
    زبور عشق بر آشفتگان خوان

    حديث عشق ورد عاشقان ساز
    دل و جان در هواي عاشقان باز

    چو عود از عشق بر آتش همي سوز
    چو شمعي مي گري و خوش همي سوز

    شراب عشق در جام خرد ريز
    وزآنجا جرعه برجان خود ريز

    خرد چون مست شد نيزش مده صاف
    بگوشش باز نه تا کم زند لاف

    خرد آبست و عشق آتش به صورت
    نسازد آب با آتش ضرورت

    خرد جز ظاهر دو جهان نه بيند
    وليکن عشق جز جانان نه بيند

    خرد گنجشک دام ناتماميست
    وليکن عشق سيمرغ معانيست

    خرد ديباچه ديوان راغست
    وليکن عشق دري شب چراغست

    خرد نقد سراي کايناتست
    وليکن عشق اکسير حياتست

    خرد زاهد نماي هر حواليست
    وليکن عشق شنگي لااباليست

    خرد بر دل دلي پرانتظارست
    وليکن عشق در پيشان کار است

    خرد را خرقه تکليف پوشند
    وليکن عشق را تشريف پوشند

    خرد راه سخن آموز خواهد
    ولي عشق آه جان افروز خواهد

    خرد جان پرور جان ساز آمد
    ولي عشق آتش جان باز آمد



    عارفانه ها  .... نغزترین اشعار و غزلیات عارفانه
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  3. #113
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,647
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    خرد طفل است و عشق استاد کار است
    از اين تا آن تفاوت بي شمار است

    دو آيينه است عشق و دل مقابل
    که هر دو روي در روي اند از اول

    ميان هر دو يک پرده ست در پيش
    وليکن نيست بي پرده يکي بيش

    ببين صورت در آبي بي کدورت
    که يک چيز ست با هم آب و صورت

    زدل تا عشق راهي نيست دشوار
    ميان عشق و دل موييست مقدار

    جهان عشق درياييست بي بن
    وگر موييست بر رويد ز ناخن

    چو آيد لشگر عشق از کمين گاه
    نماند عقل را از هيچ سو راه

    گريزان گردد از هر سوي ناکام
    چو عشق از در درآيد عقل از بام

    کسي کز عشق در درياي ژرفست
    بداند کين چه کاري بس شگرفست

    فتوح راه عاشق دار بازيست
    تو پنداري مگر کين عشق بازيست

    عجايب جوهريست اين عالم عشق
    که مي گويد عرض باشد غم عشق

    که ديدست اين عرض هرگز بکونين
    کزو يک عقل لايبقي زمانين

    جهان پر شحنه سلطان عشق است
    ز ماهي تا به ماه ايوان عشق است

    نشايد عشق را هر ناتواني
    ببايد کاملي و کارداني

    شگرفي بايد و پاکيزه بازي
    که آيد از هر اندوهيش نازي

    درين درياي پر خون غرقه گشته
    جهان بي دوست بر وي حلقه گشته

    هزاران جام در زهر اوفتاده
    در آشاميده و ابرو گشاده

    هزاران تير محکم خورده بر دل
    چوآهو مي دود دو پاي در گل


    عارفانه ها  .... نغزترین اشعار و غزلیات عارفانه
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  4. #114
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,647
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    نه او را زهره فرياد کردن
    نه از جانان مجال ياد کردن

    اگر از وصل او يابد نشاني
    به هجران در گريزد هر زماني

    که دارد تاب قرب وصل جانان
    چه سنجد شبنمي در پيش طوفان

    در آن دريا چنين قطره چه سنجد
    بر آن خورشيد يک ذره چه سنجد

    بسي جانها در اين يغما ببردند
    بکلي جان ما از ما ببردند

    بزير پرده جانها آب کردند
    تن اندر خاک و خون پرتاب کردند

    به تنها راه بر جانها گرفتند
    به جانها ترک دورآنهاگرفتند

    جهاني گنج در چاهي نهادند
    جهاني کوه بر کاهي نهادند

    زمين و آسمان را در گشادند
    در ايثار جانها بر گشادند

    زمين و آسمان محسوس کردند
    جهان جاودان مدروس کردند

    زتن راهي بدل بردند ناگاه
    زدل راهي به جان انگه بدرگاه

    اساس چيزها بر هم نهادند
    وز آن پس نام آن عالم نهادند

    چو شد پرداخته چيزي گزيدند
    که آن را عشق گفتند و شنيدند

    ترا اين عشق آسان مي نمايد
    که بر قدر تو چندان مي نمايد

    علاج عشق اشگ و صبر بايد
    گل ار چه تازه باشد ابر بايد

    خوشي عاشقان از اشگ و صبرست
    همه سر سبزي بستان ز ابرست

    اگر عاشق نماندي در جدايي
    نبودي عشق را هرگز روايي

    اگر معشوق آسان دست دادي
    کجا اين لذت پيوست دادي

    اگر در عشق نبود انتظاري
    نماند رونق معشوق باري

    دمي در انتظار هم دم دل
    بسي خوشتر بود از ملک حاصل

    جوي اندوه عشق يار محرم
    بسي خوشتر ز شادي دو عالم




    عارفانه ها  .... نغزترین اشعار و غزلیات عارفانه
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  5. #115
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,647
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    دو عالم سايه خورشيد عشق است
    دو گيتي حضرت جاويد عشق است

    نگردد ذره در هر دو عالم
    که تا نبود کمال عشق محرم

    بدست حکمت خود حق تعالي
    نهاد از بهر هر چيزي کمالي

    نبات و معدن و حيوان و افلاک
    ميان باد و آب و آتش و خاک

    همه در عشق مي گردند از حال
    چه در وقت و چه در ماه و چه در سال

    کمال عشق حيوان خورد و شهوت
    کمال عشق انسان جاه و قوت

    کمال چرخ از رفتن بفرمان
    کمال چار گوهر چار ارکان

    کمال هر يک اقطاعيست در خور
    کزان اقطاع ننهد پاي بر در

    کمال ذره ذره ذکر و تسبيح
    که عارف بشنود يک يک به تصريح

    کمال عارفان در نيستي هست
    کمال عاشقان در نيستي مست

    کمال انبيا جايي که جا نيست
    که گر کس داند آن جز حق روا نيست

    کمال قدسيان در قربت عشق
    کمال عشق هم در رتبت عشق

    ز اول تا باخر پيچ بر پيچ
    کمالي گر نبودي هيچ بر هيچ

    کمالي گر نباشد پس چه دانند
    زبي شوقي همه حيران بمانند

    طلب جستن کمال آمد درين راه
    دل دانا بود زين راز آگاه




    عارفانه ها  .... نغزترین اشعار و غزلیات عارفانه
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  6. #116
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,647
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    زسر تا بن چو زنجيريست يکسر
    رهي نزديک دان زان يک بديگر

    سر زنجير در دست خداوند
    تعجب کن ببين کين چند در چند

    ز اعلا سوي اسفل مي رود کار
    زهي قدرت زهي صنع جهاندار

    فرو آيد چنانکش کار کارست
    بگرداند خيانکش اختيارست

    بلاشک اختيار اوست اعظم
    که نبود علتي در ما تقدم

    خداوندي که هر چيزي که اوکرد
    ترا گر نيست نيکو او نکو کرد

    همه آفاق در عشق اند پويان
    درين وادي کمال عشق جويان

    چو کس را نيست در دل شوق آن عشق
    کجا يابند هرگز ذوق آن عشق

    فلک در عشق دل چون تير دارد
    وز آن ديوانگي زنجير دارد

    ملايک بسته زنجيري در افلاک
    از آن زنجير مي گردند بر خاک

    فرو مي آيد از حضرت خطابي
    فلک را مي نمايد انقلابي

    چو ديگر نايد از حضرت خطابي
    نه او ماند نه دور و انقلابش

    الا صوفي پيروزه خرقه
    بگردش خوش همي گردي به حلقه

    زهي حالت نگر از عشق پيوست
    که تا روز قيامت گردشت هست

    کمال عشق را شايسته تو
    شدن زين بند نتوانسته تو

    چو ما اين بند مشگل بر گشاييم
    برقاضي بدرگاه تو آييم

    بقوال افکنيم اين خرقه خويش
    نگين گرديم اندر حلقه خويش

    وراي بحر تو غواص گرديم
    تو عامي باشي و ما خاص گرديم




    عارفانه ها  .... نغزترین اشعار و غزلیات عارفانه
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  7. #117
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,647
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    وز آنجا هم به سوي فوق تازيم
    گهي زان شوق و گه زان ذوق تازيم

    در آن دريا به غواصي در آييم
    وز آن شادي بر قاصي در آييم

    همي آييم دم دم همچو اکنون
    بهر پرده چو مار از پوست بيرون

    ترا گر فسحتي بايد زعقبي
    تفکر کن دمي در سر دنيا

    در در دنيا در اول خون بدي تو
    در آخر بين که زينجا چون شدي تو

    گهي آب و گهي خون و گهي شير
    گهي کودک گهي برنا گهي پير

    گهي سلطان دين گه پير خمار
    گهي مردار مي گه پير اسرار

    هزاران پرده در دنيا گذشتي
    که تا از صورت و معني بگشتي

    دران وادي که آنرا عشق نامست
    مثالت پرده دنيا تمامست

    که داند کين چه اسرار نهانست
    سخن نيست اين که نور عقل جانست

    اگر چشم دلت گردد بدين باز
    برون گيرد ز يک يک ذره صدر از

    همه ذرات عالم را درين کوي
    نه بيند يک نفس جز در روش روي

    همه در گردش اند و در روش مست
    تو بي چشمي و در تو اين روش هست

    الا اي بي خبر از عشق بازي
    تو پنداري که هست اين عشق بازي

    ترا چون نيست نقدي در خور دوست
    که آن را رونقي باشد بر دوست

    ازومي خواه تا دريا بباشي
    هم اندر خويش نابينا بباشي

    دلت در عشق بحري کن پر اسرار
    همه قعرش جواهر موجش انوار

    که تا چون رفتي آن بحر معاني
    براه آورد بر راهش فشاني

    چنين دريا کن آن ره را نثاري
    که تا نبود در اين راهت غباري

    اگر جانت نثار راه او شد
    دو عالم در نثار تو فرو شد





    عارفانه ها  .... نغزترین اشعار و غزلیات عارفانه
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  8. #118
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,761 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    هر جا که سفر کردم ، تو همسفرم بودی
    وز هر طرفی رفتم، تو راهبرم بودی

    با هر که سخن گفتم، پاسخ ز تو بشنیدم
    بر هر که نظر کردم ، تو در نظرم بودی

    در خنده ی من چو گل ، در کنج لبم خفتی
    در گریه ی من چو اشک، در چشم ترم بودی

    در صبحگاه عشرت ، همدوش تو میرفتم
    در شامگاه غربت، بالین سرم بودی

    آ واز چو می خواندم، سوز تو به سازم بود
    پرواز چو میکردم، تو بال و پرم بودی

    هرگز دل من بر تو، یار دگری نگزیند
    گر خواست که بگزیند ، یار دگرم بودی








    عارفانه ها  .... نغزترین اشعار و غزلیات عارفانه


  9. #119
    عضو كوشا
    ترنم باران آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 152      تشکر : 2,132
    902 در 158 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ترنم باران آنلاین نیست.

    پیش فرض






    تا ز من پيغامي آرد بر سر کوي شما
    هر سحر ناله و زاري کنم پيش صبا

    ورنه بر خاک در تو ره کجا يابد صبا؟
    باد مي‌پيمايم و بر باد عمري مي‌دهم

    چون نيابم مرهمي، از باد مي‌جويم شفا
    چون ندارم همدمي، با باد مي‌گويم سخن

    مي‌دمم بادي بر آتش، تا بتر سوزد مرا
    آتش دل چون نمي‌گردد به آب ديده کم

    وارهم زين تنگناي محنت آباد بلا
    تا مگر خاکستري گردم به بادي بر شوم

    سوختن خوشتر بسي کز روي تو گردم جدا
    مردن و خاکي شدن بهتر که با تو زيستن

    زندگاني بي‌رخ تو مرگ باشد با عنا
    خود ندارد بي‌رخ تو زندگاني قيمتي


    فخرالدین عراقی


    عارفانه ها  .... نغزترین اشعار و غزلیات عارفانه



  10. #120
    عضو كوشا
    ترنم باران آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 152      تشکر : 2,132
    902 در 158 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ترنم باران آنلاین نیست.

    پیش فرض






    جهان کلاه ز شادي بر آسمان انداخت
    چو آفتاب رخت سايه بر جهان انداخت

    هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت
    سپاه عشق تو از گوشه‌اي کمين بگشود

    ز ذوق، هر که دلي داشت، در ميان انداخت
    حديث حسن تو، هر جا که در ميان آمد

    مرا ز بهر چه آخر بر آستان انداخت؟
    قبول تو همه کس را بر آشيان جا کرد

    بجاي خرقه به قوال جان توان انداخت
    چو در سماع عراقي حديث دوست شنيد

    فخرالدین عراقی



    عارفانه ها  .... نغزترین اشعار و غزلیات عارفانه



صفحه 12 از 19 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •