سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16

موضوع: ▒.~.~. دریای پهناور معارف قرآن .~.~.▒

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    طرح دسته ‏بندى آيات

    پيدا كردن عنوانى كلى براى مفهوم يك يا چند آيه مثلا آياتى كه درباره‏ى نماز يا جهاد يا امر به معروف و نهى از منكر است، كار مشكلى نيست ولى شكل دادن و گنجانيدن عناوين در يك نظام مشكل است. يعنى فرض كنيد كه ما همه‏ى قرآن را بررسى كرديم و مفاهيمى كه به دست مى‏آيد مثلا زير صد عنوان دسته‏بندى كرديم، حال خود اين عناوين را چگونه تنظيم نمائيم تا يك نظام منسجمى بوجود بيايد؟ مثلا آيه‏ى اول قرآن حمد خداست. پس اولين عنوان «حمد خدا» و آيه‏ى اول سوره‏ى بقره راجع به كسانى‏ست كه هدايت قرآن شامل حال آنها مى‏گردد. پس عنوان دوم، هدايت‏خواهد بود و همين‏طور ساير عناوين، آيا به همين ترتيب عناوين را دسته‏بندى كنيم؟يا مى‏توان در بين اينها نيز نظامى برقرار كرد و يك نقطه‏ى شروع طبيعى و منطقى براى آن در نظر گرفت؟

    اين عناوين را مى‏توان تحت عناوين كلى‏ترى مندرج كرد. مثلا نماز ، روزه ، خمس ، زكات را تحت عنوان عبادات، و بيع، اجاره، قرض را تحت عنوان معاملات قرار داد، حالا خود اين عناوين كلى را چگونه تنظيم كنيم؟ و چه رابطه‏اى بين آنها در نظر بگيريم؟


    ...


  2. تشكر

    مدير اجرايي (07-02-1391)

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    طرحها

    در اينجا سه طرح را مى‏توان پيشنهاد كرد (البته طرحهاى ديگر هم ممكن است عرضه شود ولى به عنوان نمونه، بهترين طرحهايي كه براى تقسيم‏بندى معارف قرآن عرضه مى‏شود ، ذكر مى‏كنيم تا در بين آنها يكى را انتخاب كنيم) :

    1-شايد ذهن با اين تقسيم‏بندى بيشتر آشنا باشد كه محتواى دين به سه قسم تقسيم مى‏شود، (1-عقايد، 2-اخلاق، 3-احكام) .در تفسير الميزان هم در بسيارى از موارد اين روش يادآورى شده است. پس يك نوع تقسيم‏بندى اين است كه تمام معارف قرآن را به سه قسم تقسيم كنيم، يك دسته در باب اصول عقايد (توحيد، نبوت، معاد، عدل و امامت) ، و جزئيات اين اصول، مثلا جزئيات عالم برزخ. دسته‏ى ديگر در باب اخلاق و دسته‏ى سوم، در باب احكام، كه البته فقهاى ما در باب احكام اين كار را كرده و كتاب‏هايى در موضوع آيات الاحكام نوشته‏اند مانند كنز العرفان و زبدة البيان.

    اين طرح شايد به نظر خيلى خوب بيايد-و طرح خوبى هم هست-ولى مى‏توان اندكى از آن خرده‏گيرى كرد: يكى اينكه گنجانيدن همه‏ى مفاهيم قرآن در اين سه بخش مشكل است. مثلا يك بخش مهم از آيات قرآن در باره‏ى تاريخ انبياء و داستانهاى پيامبران است. هر چند در ضمن داستان نكته‏هاى توحيدى و تشريعى و اخلاقى هم هست. ولى مجموعه‏ى داستان نه اينست و نه آن. بلكه بخش خاصى‏ست كه اگر جمله جمله كنيم، ديگر داستان نخواهد بود و اگر كسى بخواهد نظر قرآن را درباره‏ى اصحاب كهف بداند، معلوم نيست‏به كدام باب رجوع كند و بابى روشن و گويا كه انسان بتواند داستانها را در آن مشخصا پيدا كند وجود نخواهد داشت.

    يك اشكال جزئى ديگر هم وجود دارد و آن اينكه خود اين سه قسم رابطه‏ى روشنى با يكديگر ندارند و بايد با تكلف رابطه‏اى بين آنها برقرار كرد. البته اين اشكالات خيلى جزئى‏ست و اگر طرح بهترى پيدا نكرديم ، مى‏توانيم به همين طرح عمل كنيم.



  4. تشكر

    مدير اجرايي (10-02-1391)

  5. Top | #13

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    2-طرح دوم مبنى بر اين است كه بگوييم قرآن براى هدايت انسانهاست «هدى‏للناس‏» ، و انسان، داراى ابعاد گوناگون مادى ، معنوى ، فردى، اجتماعى ، دنيوى و اخروى‏ست و لذا معارف قرآن را بر حسب ابعاد وجود انسان دسته‏بندى مى‏كنيم ، و به اين ترتيب، محور تقسيم‏ بندى را خود «انسان‏» قرار مى‏دهيم.

    اين كار البته شدنى‏ست و اشكال اساسى هم ندارد. ولى به نظر مى‏رسد كه اشكال فنى آن از طرح اول بيشتر است.چرا كه وقتى با دقائق مفاهيم قرآن آشنا مى‏شويم ، مى‏بينيم كه خود انسان را محور قرار دادن، از نظر قرآن، خيلى مورد قبول نيست. و اين يك نوع گرايش اومانيستى‏ست كه اصل را انسان قرار دهيم و همه چيز را در رابطه‏ى با انسان بسنجيم! قرآن با اين نوع گرايش موافق نيست، و ما به خوبى مى‏بينيم كه تمام مفاهيم قرآن در هر بابى از عقايد تا اخلاق، مواعظ، داستانها، تشريعات، احكام فردى و اجتماعى و...همه يك محور دارد، و آن «الله‏» تبارك و تعالى‏ست.و وقتى قانونى و حكمى را بيان مى‏كند ، مى‏گويد: خدا اين حكم را بر شما نازل فرمود: ، وقتى «اخلاقى‏» را بيان مى‏كند مى‏گويد: اين خلقى‏ست كه خدا مى‏پسندد و: مائدة/42: ان الله يحب المقسطين ، آل عمران/146: و الله يحب الصابرين و: قصص/77: ان الله لا يحب المفسدين .

    و لذا محور اخلاق هم «الله‏» تبارك و تعالى‏ست. بنابر اين مى‏توانيم بگوئيم آيات قرآن بر اساس. «الله محورى‏» است.به اصطلاح، مكتب قرآن مكتب الهيسم است و نه اومانيسم.پس محور را انسان قرار دادن يكنوع انحراف است و بايد محور را در معارف قرآن «الله‏» قرار داد. و آن را حفظ كرد.

    اشكال ديگر اين است كه ابعاد وجود انسان مبهم است و مشخص نيست كه انسان داراى چند بعد است تا ما بگوئيم كه بر اساس يك تقسيم‏بندى روشنى كه در ابعاد وجودى انسان سراغ داريم، آيات را تقسيم‏بندى مى‏كنيم. از طرفى، به حسب نظر بدوى ، بين ابعاد وجود انسانى هم ارتباط روشنى وجود ندارد. (2)

    اشكال سوم اينكه: تقسيم كردن معارف قرآن، بر طبق ابعاد وجود انسان نيز كار سترونى‏ست چرا كه ، مى‏بينيم ، گاهى يك حكم الهى و يك خلقى كه در انسان مدح‏شده، مربوط به بعد خاصى از وجود انسان نيست، بلكه بسيارى از ابعاد وجود انسان با اين حكم و قانون و اخلاق ارتباط دارند، بطورى كه نمى‏توان گفت كه اين بنيان قرآنى دقيقا مربوط به آن بعد خاص وجود انسان است.

    ______________________________
    2- ممكن است‏بعدا از قرآن بفهميم و ارتباطى را بيابيم، اما در نظر بدوى ارتباط روشنى را بين ابعاد وجود انسان نمى‏توان ادعا كرد.
    كتاب معارف قرآن (3-1) ص 5



  6. تشكر

    مدير اجرايي (12-02-1391)

  7. Top | #14

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    3-طرح ديگر آنكه: محور را «الله‏» بدانيم و تقسيمات را نه در عرض هم بلكه در طول يكديگر انجام دهيم.يعنى معارف قرآن را مثل يك رودخانه جارى و آبشارى كه از منبع فيض الهى سرازير است و به هر بخشى و مرحله‏اى كه مى‏رسد، آنجا را سيراب مى‏كند، در نظر بگيريم:

    انزل من السمآء مآء فسالت اودية بقدرها... رعد/17
    (هر وادى به اندازه‏ى ظرفيتش از آبى كه خدا از آسمان نازل مى‏فرمايد استفاده مى‏كند و سيراب مى‏شود) .بايد معارف قرآن را مثل يك سرچشمه‏ى جارى ببينيم كه از مرحله‏اى مى‏گذرد و وارد مرحله‏ى ديگرى مى‏شود كه اين مراحل، تقسيماتشان طولى‏ست. اول نقطه‏ى معينى دارد كه از آنجا شروع مى‏شود و از آنجا كه لبريز شد به مرحله‏ى دوم فيضان مى‏كند.و مرحله‏ى دوم فرعى از مرحله‏ى اول است، نه اينكه در كنار آن و قسيم آن باشد.گر چه تقسيمات طولى كم كم به جايى مى‏رسد كه پخش مى‏شود و شاخه‏هايى هم پيدا مى‏كند، اما اساس بر اين است كه معارف قرآنى را بر حسب مراتب طولى در نظر بگيريم. اين طرح به چند دليل در نظر ما رجحان دارد:

    اولا: محور آن «الله‏» تبارك و تعالى‏ست و در كنار او چيزى را معرفى نمى‏كنيم:
    هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن . حديد/3

    -بر خلاف تقسيمات ديگر كه در آن‏ها بايد يا محور را اصلا چيز ديگرى مثل انسان قرار دهيم، يا اگر از توحيد و عقائد هم بحث مى‏كنيم ، بايد در كنار آن، اخلاق و احكام را به عنوان قسيم اعتقادات مطرح كنيم-ولى در اينجا اول يك بحث‏بيشتر نداريم و جاى هيچ بحثى هم در كنار آن نخواهد بود و تا اين بحث‏حل نشود و از آن فارغ نشويم، به بحث دوم نخواهيم رسيد.

    پس اولين امتياز اين است كه بر اساس «الله محورى‏» اين تقسيمات انجام مى‏شود. و دوم اينكه ترتيب منطقى بين مسائل و تقسيمات حاصل مى‏گردد، زيرا وقتى اين بحثهاى مختلف سلسله‏وار به هم مربوط بود، طبعا بحث قبلى يك نوع تقدم بر حث‏بعدى خواهد داشت كه روشن و قابل فهم است، بر خلاف تقسيماتى كه بحث‏ها را در عرض يكديگر قرار مى‏دهد كه تقدم داشتن يكى بر ديگرى ، محتاج به تبيين و گاهى تكلف است. فرض كنيد شئوون فردى و اجتماعى انسان، دو بعد وجود اوست، حال، اول بعد فردى را بگوييم يا اجتماعى را؟و آيا اين هر دو را مقدم بدانيم يا تقسيم ديگرى را بر اساس شؤون مادى و معنوى در نظر بگيريم؟ ولى اگر يك ترتيب طبيعى بين عناوين موجود باشد و دسته‏بندى بر اساس همان ترتيب طبيعى و منطقى انجام گيرد، دليل روشنى براى تقديم و تاخير وجود خواهد داشت و نظام منسجم‏ترى به وجود مى‏آيد كه اشكالات طرحهاى قبلى را نخواهد داشت.

    بنابر اين، بهتر است محور همه‏ى معارف قرآنى را «الله‏» قرار دهيم كه كاملا با روح تعاليم قرآن ، سازگار است و نخست‏به مسائل خداشناسى و انسان شناسى وارد شويم، سپس ساير مسائل انسانى را از راه تدبير و تربيت الهى نسبت‏به انسان مورد بحث قرار دهيم. بدين ترتيب، سيستم منسجمى از معارف به دست مى‏آيد كه هم محور اصلى آنها اصالت‏ حقيقى دارد و هم حلقه‏هاى آن داراى پيوند و ترتيب روشنى مى‏باشد.


  8. تشكر

    مدير اجرايي (12-02-1391)

  9. Top | #15

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بر اين اساس مى‏توانيم نظام معارف قرآنى را به صورت زير در نظر بگيريم:

    1-خداشناسى-كه شامل مباحث‏ شناخت‏ خدا و توحيد و صفات و كليات افعال الهى مى‏شود.

    2-جهان شناسى كه شامل مباحث آفرينش جهان (زمين و آسمان‏ها و ستارگان) و پديده‏هاى جوى (رعد، برق، باد، باران و...) پديده‏هاى زمينى (كوهها، درياها و...) مى‏شود و ضمنا عرش و كرسى و فرشتگان و جن و شيطان نيز مورد بحث قرار مى‏گيرند.
    روشن است كه بعد از بحث از كليات افعال الهى-كه در بخش اول انجام مى‏گيرد-نوبت‏ به تفاصيل افعال (خلق و تدبير) مى‏رسد و طبيعى‏ست كه بحث از آفرينش جهان، مقدم بر آفرينش انسان است.

    3-انسان‏شناسى-كه شامل مباحث آفرينش انسان، ويژگيهاى روح، كرامت و شرافت انسانى ، مسئووليت و شرايط آن (آگاهى-قدرت عمل-اختيار) ، ابعاد مختلف وجود انسان، سنتهاى الهى در تدابيرات فردى و اجتماعى، معاد و سرنوشت نهايى بشر مى‏شود.

    در اين بخش روشن مى‏گردد كه زندگى دنيا مقدمه‏اى براى آخرت و مرحله‏اى‏ست كه انسان بايد با انتخاب خود، راه سعادت را برگزيند و سرنوشت نهايى خود را بسازد و تدبيرات الهى در اين جهان بر محور تامين مقدمات انتخاب (ابتلاء و آزمايش) دور مى‏زند.

    4-راه‏شناسى-كه شامل مباحث ‏شناختهاى عادى (انواع علم حضورى و حصولى‏متعارف) و غير عادى (الهام و وحى) مى‏شود و مساله‏ى «نبوت‏» و ضرورت بعثت انبياء، و هدف آن، و نيز مقامات ايشان (نبوت، رسالت، امامت) و همچنين مسائل اعجاز و عصمت مطرح مى‏گردد و سرانجام، مساله‏ى جانشينى انبياء (امامت‏به معناى خاص) مورد بحث قرار مى‏گيرد.

    ارتباط اين بخش با بخش قبلى روشن است، زيرا بعد از آنكه معلوم شد كه انسان موجودى‏ست انتخابگر كه بايد راه خود را آزادانه برگزيند ، نياز به شناختن «راه‏» مطرح مى‏شود كه موضوع اين بخش است.

    5-راهنماشناسى-كه شامل مباحث تاريخ انبياء و ويژگيهاى هر يك و كتاب‏هايى كه بر ايشان نازل شده و محتويات آنها مى‏شود و به تاريخ پيغمبر اسلام (صلی الله علیه واله) و حوادثى كه در زمان حيات آن حضرت اتفاق افتاده مى‏انجامد و ضمنا تاريخ اقوام و ملل و ساير داستانهاى قرآن، مطرح مى‏گردد.

    ترتب اين بخش بر بخش پيشين نيز روشن است، زيرا پس از آنكه دانستيم كه وحى و نبوتى در كار است نوبت مى‏رسد به شناختن كسانى كه گيرنده‏ى وحى و رساننده‏ى آن به مردم بوده‏اند.

    6-قرآن شناسى-كه مباحث كلى درباره قرآن و ويژگيهاى آن، هدف نزول، كيفيت نزول، اعجاز، جهانى بودن، ابدى بودن، اسلوب بيان (استدلال عقلى ، موعظه، جدل، تمثيل، قصص و.. .) و مباحث محكم و متشابه و تاويل را شامل مى‏شود.

    ترتب اين بخش بر بخش سابق نيز روشن است زيرا پس از آنكه از كتابهاى آسمانى پيشين بحث‏شد نوبت‏به شناختن آخرين كتابى كه نازل شده است و جاودانه باقى خواهد ماند، مى‏رسد.



  10. تشكر

    مدير اجرايي (16-02-1391)

  11. Top | #16

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    7-اخلاق يا انسان ‏سازى قرآن-كه شامل مباحث‏ خودشناسى و خودسازى است و نيز خير و شر در افعال اختيارى و رابطه‏ى آنها با كمال و سعادت نهايى، روشن تربيت و تزكيه‏ى قرآن (بيدار كردن انگيزه‏هاى خيرجويى به وسيله‏ى انذار و تبشير) نقش ايمان و عمل و بيان رابطه‏ى آنها با يكديگر و رابطه‏ى هر دو با علم و سرانجام تفاصيل اخلاق فاضله و رذيله.

    اين بخش به اين مناسبت‏بعد از «قرآن شناسى‏» مى‏آيد كه در آن به اين نتيجه مى‏رسيم كه هدف قرآن، تزكيه و تعليم است.تزكيه: بحث اخلاق و خودسازى را ايجاب مى‏كند و تعليم بحثهاى آينده را.-برنامه‏هاى عبادى قرآن-كه شامل مباحث نماز و روزه و حج و قربانى و دعا و ذكر مى‏شود يعنى اعمالى كه ركن اساسى آن را تقويت رابطه‏ى انسان با خدا تشكيل مى‏دهد هر چند مصالح اجتماعى زيادى نيز در آنها منظور شده است.

    9-احكام فردى قرآن-كه شامل مباحثى‏ست نظير حلال و حرام در خوردنيها و نوشيدنيها (اطعمه و اشربه و صيد و ذباحه) و تجمل و زينت.

    10-احكام اجتماعى قرآن-كه شامل مباحث اجتماعى و حقوقى و سياسى و اقتصادى است و به بخشهاى فرعى زير منقسم مى‏گردد:

    الف-احكام مدنى.
    ب-احكام اقتصادى.
    ج-احكام قضائى.
    د-احكام جزائى.
    ه-احكام سياسى.
    و-احكام بين‏المللى.


    و در مقدمه‏ى اين بخش، جامعه از نظر قرآن مورد بحث قرار مى‏گيرد.
    در اين سه بخش اخير، برنامه‏هاى عملى قرآن براى انسان در رابطه‏ى با خدا، و با خود، و با ديگر انسانها مطرح مى‏شود و تعاليم اين كتاب آسمانى درباره‏ى هر بخش جداگانه مورد بررسى قرار مى‏گيرد.
    بدين ترتيب معارف قرآن از نقطه‏ى آغاز هستى شروع و به ترتيب، مراحل خلق و تدبير الهى مورد بحث، واقع مى‏شود و به بيان ويژگيهاى جامعه‏ى آرمانى انسانى ختم مى‏گردد و در همه‏ى مراحل ارتباط با محور اصلى «الله‏» كاملا محفوظ است.

    ___________________________
    آية الله محمد تقی مصباح يزدى
    منبع


  12. تشكر

    مدير اجرايي (17-02-1391)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی