سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 46 , از مجموع 46

موضوع: پاسخ به شبهاتی در باب تأویل و تفسیر

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    452
    تشکر
    16
    مورد تشکر
    788 در 379
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ج:در فصوص آمده است:«فاصبحوا لا یری الا مساکنهم.ای جثثم التی عمرتها ارواحهم الحقیقه»نویسنده مقاله فرموده‏اند:«مساکن به معنی بدنها معنی شده است که خلاف معنایی است که در آیه شریفه در آن ظهور دارد».

    لابد غرض نویسنده این است که«مسکن»به معنی خانه است و از اینرو ایشان این قسمت از آیه را اینطور ترجمه کرده‏اند:«در حالی که جز خانه‏هایشان چیزی دیده نمی‏شد»(ص 176) لیکن توجه ننموده‏اند که استعمال مسکن ویژه خانه نیست، مسکن اسم مکان و زمان از ماده سکون است یعنی جایی که در آن سکون تحقق پیدا می‏کند.

    ابن فارس در مقاییس(3/88)می‏گوید:«السین و الکاف و النون اصل واحد مطرد، یدل علی خلاف الاضطراب و الحرکة، یقال:سکن الشئ یسکن سکونا فهو ساکن».بنابراین ترجمه«مساکنهم» به«خانه‏هایشان»ترجمه این لغت نیست تا بگوییم آیه شریفه در آن ظهور دارد، بلکه طبق برداشت خاص ایشان از آیه انجام گرفته است، و محیی الدین نیز برداشت دیگری از این کلمه نموده است و بدن مادی مردمان را-که هر کسی از آغاز تعلق روح به بدنش تا زمان رحلت از دار دنیا الزاما در آن به نوع ساکن می‏شود-با«مساکنهم» مناسبتر از خانه معمولی دیده است که می‏توان هر موقع اراده شد آن را تعویض نمود و یا از آن بیرون رفت.

    د:فرموده‏اند:«سیاق آیات شریفه که صریح در قهر و غضب الهی بر آنان می‏باشد به لطف و رحمت الهی مبدل شده است»(ص 176 و 177) اینجا نیز توجه نشده است که رحمت الهی شامل همه چیز و همه جا است«و رحمتی وسعت کل شئ» (اعراف/156)و چیزی حتی جهنم و جهنمیان از شمول آن بیرون نیستند.آیاتی نظیر«الرحمن علی العرش استوی»(طه/5)«قل ادعوا اللّه اواعو الرحمن ایاما تدعوا فله الاسماء الحسنی» (اسراء/100)و نظائر اینها نیز بر همین معنی اشعار دارند.سخن صاحب فصوصو نیز در همین سیاق است و حرف بی‏مبنائی نمی‏باشد.





    .

  2. تشكرها 2

    mahsa (22-04-1391), مدير اجرايي (24-04-1391)

  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    452
    تشکر
    16
    مورد تشکر
    788 در 379
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ایشان تحت عنوان تأویلاتی از ملا عبد الرزاق گفته‏اند:«بنظر رسید تأویلاتی از وی بعنوان نمونه آورده شود تا روشن گردد که او نیز در تأویلاتش چون استاد و مرادش ابن عربی خواسته است محکمات و ظواهر آیات را بر طبق آنچه به کشف و شهود برایش عیان گشته است تأویل کند» (ص 177).

    اینکه او خواسته است آیات را طبق کشف و شهود خود تأویل کند، نه تنها از سرتاسر کتاب روشن است، که خود ملا عبد الرزاق در مقدمه کتابش متذکر شده است کتاب را بهمنی بخاطر می‏نویسد:«فرأیت ان اعلق بعض ما یسنح لی فی الاوقات من اسرار حقایق البطون و انوار شوارق المطلعات، دون ما یتعلق بالظواهر و الحدود، فانه قد عین لها حد محدود».

    حال اگر پس از این توضیح ملا عبد الرزاق و پس از بیانات مشروح بیشتری که در مصاحبه درباره همین جملات ایراد شده است کسی بگوید ما نمونه‏هایی را می‏آوریم تا روشن شود چنین است، داستان«شیره را خورد و گفت شیرین راست»را تداعی خواهد کرد.و اصولا آنچه سبب نوشتن مقاله ایشان شده است عدم دقت در مصاحبه مذکور است، چرا که اگر مقداری دقت می‏شد هیچکدام از این س‏ءالات برای نویسنده پیش نمی‏آمد و مطالبی را که تماما درمصاحبه جواب داده شده است.بعنوان سؤال مطرح نمی‏کردند.

    و جان کلام در این است که غرض از تأویل و فرق میان تأویل و تفسیر برای نویسنده روشن نشده است و ازینرو هر تأویلی را که بعنوان نمونه می‏آورند چند ایراد تفسیری به آن می‏کنند.در همین جا بعنوان اولین نمونه تأویلات کاشانی سخنی از او درباره فرعون و هامان نقل شده درباره آیه کریمه:«یا هامان ابن لی صرحا لعلی ابلغ الاسباب اسباب السماوات...»





    .

  4. تشكرها 2

    mahsa (22-04-1391), مدير اجرايي (24-04-1391)

  5. Top | #43

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    452
    تشکر
    16
    مورد تشکر
    788 در 379
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ملا عبد الرزاق در اینجا کلامی تأویلی دارد، یعنی از اینکه فرعون دستور داده است تا برای او ساختمانی بسازند تا بر آن فراز شده و شاید به خدای موسی دسترسی پیدا کند.کاشانی از این طرز فکر، به طرح کسانی منتقل می‏شود که می‏خواهند با ساختن ساختمان فکری و منطقی بتوانند به خدا دسترسی پیدا کنند و می‏خواهد اظهار کند:«دریافته است همانطور که فرعون موسی در آن طرح خود ناکام بود و با ساختمان مادی دسترسی به خدا پیدا نمی‏شد، اینان نیز به همان قیاس طرفی نخواهند بست و با بالا رفتن بر ساختمانی که با طرحهای منطقی و قیاسی بنا شده است دسترسی به وجود عینی امکان ندارد.

    اگر کسی مصاحبه مزبور را بدقت خوانده باشد متوجه مقصود کاشانی می‏شود و کیفیت برداشت این سخن را از آیه در می‏یابد و می‏فهمدت که او درباره فرعونی را به نقد می‏کشد و برداشتی را که از داستان فرعون و هامان دارد بازگو می‏کند و در نتیجه هیچکدام از سخنانی که این نویسنده در مقاله خود بعنوان ایراداتی بر این تأویل وارد نموده‏اند وارد نمی‏شود.

    نویسنده در صفحه(178)به تعدادی از تأویلات کاشانی اشاره کرده‏اند که چون خود هیچ حاشیه‏ای بر آنها نزده‏اند ما نیز لزومی ندارد به شرحی بپردازیم چون هر خواننده دقیقی با توجه به آنچه گفته شده است می‏تواند وجوه این تأویلات را دریابد.

    نویسنده در بخش دیگری(ص 179)زیر عنوان «این همه تأویل چرا»فرموده‏اند: «باید دانست عرفا را اصولی است که به واسطه کشف و شهود عیان گشته که به خاطر آن دست به تأویلهای فراوان در آیات و روایات زده‏اند»پس از آن به یکی از این اصول اشاره کرده‏اند و جملاتی از فصوص و شرح آن از قیصری نقل کرده‏اند.





    .

  6. تشكرها 2

    mahsa (22-04-1391), مدير اجرايي (24-04-1391)

  7. Top | #44

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    452
    تشکر
    16
    مورد تشکر
    788 در 379
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    چون مطلب مورد اشاره اگر بخواهد شرح شود خود بحث مفصلی است و این مقاله گنجایش آن را ندارد و ایشان نیز سخنی جز نقل جملات ننوشته‏اند ما نیز از ذکر مطالب خودداری می‏کنیم.فقط این اشاره ضرورت دارد که جملات نقل شده اشاره به سریان فیض حق تعالی در کل عالم دارد و قرآن و روایات بر آن گویا هستند.و ادله عقلی نیز بر اثبات آن اقامه شده است.

    در پایان نویسنده چنین نتیجه‏گیری کرده‏اند: 1-«بسیاری از تأویلها طوری مطرح شده که بنظر می‏رسد در بیان واقعی و مقصود و مراد آیات شریفه می‏باشد، خصوصا با توجه به الفاظ «الظاهر»و«ای»که در بعضی تأویلهای‏ ملا عبد الرزاق به چشم می‏خورد، نه اینکه بیان حالات باشد».(ص 179)

    باید توجه داشت:آنجا که سخن از تأویل است، سطح گفتار بالاتر و فنی است، از اینرو این چنین کتابها برای عموم نوشته نمی‏شود و برای اهل فن است، و اهل فن متوجه رموز فن خود هستند، و خصوصا پس از توضیح بسیار روشنی که ملا عبد الرزاق در مقدمه بیان نموده است دیگر این فرمایش محلی ندارد.

    2-فرموده‏اند:«ثانیا مگر می‏شود هر چیزی را به عنوان بیان حالت در ذیل آیات شریفه آورد؟».
    در جواب باید گفت:هر چیزی را نه، و از هر کسی نه.می‏دانیم که قرآن شرح حال انسان و سیر اوست.«لقد انزلنا الیکم کتابا فیه ذکر کم افلا تعقلون»(انبیاء/10)لیکن اگر شخصی سالک بود و مقامات سلوکی و برداشتهای خاص خود را که در مناسبتهای مختلف داشته است بیان کرد، مطالب او برای همردیفاتش فوق العاده مغتنم خواهد بود.نه اینکه هر کسی قلم بدست گیرد و بدون اینکه در این فن ورودی داشته باشد، به تجزیه و تحلیل این سخنان بپردازد.این جنین مداخله در هیچ علمی مجاز نیست، چه رسد به این علم که پیچیده‏ترین و سخت‏ترین علوم می‏باشد.





    .

  8. تشكرها 2

    mahsa (22-04-1391), مدير اجرايي (24-04-1391)

  9. Top | #45

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    452
    تشکر
    16
    مورد تشکر
    788 در 379
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    3-فرموده‏اند:«ثالثا چه لزومی دارد که آیات شریفه این گونه تأویل شود؟»
    لزوم مطلب عرض شد و پیشتر نیز بیان کردیم که تأویل نتیجه تدبر در آیات کریم است و این سؤال نیز اگر در سطح پایین‏تری مطرح شود به این صورت در می‏آید:چه لزومی دارد آیات شریفه تفسیر شود؟!

    البته لازم است مطالبی را که اهل هر فنی بدان می‏رسند در اختیار دیگران بگذارند، و ترقی علوم تنها از این راه حاصل بوده است، و اگر بنا بود هر پژوهنده‏ای حاصل پژوهش‏های خود را با خود ببرد تمامی علوم در همان پله اول درجا می‏زدند.
    پرسیده‏اند:«آیا اینها واقعا بطون آیات هستند»مطلبی است که باید اهل فن در آن قضاوت کنند و بی‏تردید وقتی گوینده غیرمعصوم باشد سخنان او خطاپذیر است و باید مورد بررسی قرار گیرد.

    فرموده‏اند:«اگر بطون آیات اینها هستند چرا اهل بیت پیامبر-صلوات الله علیهم-و مفسرین دیگر از خاصه و عامه به آنها نرسیده‏اند؟»
    اما اینکه چرا اهل بیت(ع)به آنها نرسیده‏اند؟اگر غرض این است که چرا اهل بیت(ع)مطالب تأویلی نفرموده‏اند، که چنین مطلبی هرگز درست نیست و اینهمه روایات تأویلی راجع به قرآن را کسی نمی‏تواند انکار کند.و اگر مقصود این باشد که چرا تک‏تک این مطالب را از اهل بیت روایت نکرده‏اند؟جواب بسیار روشن است:مگر می‏شود تمامی سخنان را از ریز و درشت اهل بیت بفرمایند؟





    .

  10. تشكرها 2

    mahsa (24-04-1391), مدير اجرايي (24-04-1391)

  11. Top | #46

    عنوان کاربر
    عضو وفادار
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2582
    نوشته
    452
    تشکر
    16
    مورد تشکر
    788 در 379
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    «علینا القاء الاصول...»مگر تمامی فروعات احکام را که فقهای عظام در رساله‏های عملیه می‏آورند همه در روایات و یا آیات آمده است، و مگر نه این است که اینها را مجتهدین اهل فن از روایات و آیات استنباط و ذکر می‏کنند و البته کار هر کس نیز نیست.

    اما اینکه چرا مفسران به آنها نرسیده‏اند:چون مفسر و در مقام تفسیر بوده‏اند، نه مؤول و در مقام‏ تأویل.وانگهی مفسرانی که شأنشان صرفا پرداختن به ظاهر آیات و بیان معانی لغات و نکات ادبی است بنا نیست به چیزی جز همین مقدار بیندیشند و یا بگویند.

    امّا تفاسیر مفسرانی که در معانی و نکات و اشارات غور کرده‏اند و اهل دقت و اطلاع بوده‏اند هرگز ازین مطالب خالی نیست، لیکن چون مطالب گوناگونی را می‏آورند، نظر خواننده معمولی را جلب نمی‏کند، نه اینکه هیچ مفسری متذکر چنین اشاراتی نشده و نگفته باشد.
    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــ
    محسن بیدار فر





    .

  12. تشكرها 2

    mahsa (24-04-1391), مدير اجرايي (24-04-1391)

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی