▐★*★*★ ▐فکر می کنید بر روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت  اگر ... ؟  ▐★*★*★ ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐★*★*★ ▐فکر می کنید بر روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت  اگر ... ؟  ▐★*★*★ ▐
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض ▐★*★*★ ▐فکر می کنید بر روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت اگر ... ؟ ▐★*★*★ ▐







    فکر می کنید بر روی سنگ قبر ما چه می نویسند اگر ....؟؟

    مورخان می‌نویسند: اسکندر روزی به یکی از شهرهای ایران (احتمالا در حوالی خراسان) حمله می‌کند. ولی با کمال تعجب مشاهده می‌کند که دروازه آن شهر باز می‌باشد و با اینکه خبر آمدن او در شهر پیچیده بود مردم بدون هیچ هراسی مشغول زندگی عادی خود بودند.
    باعث حیرت اسکندر شد زیرا در هر شهری که سم اسبان لشگر او به گوش می‌رسید عده‌ای از مردم آن شهر از وحشت بیهوش می‌شدند و بقیه به خانه‌ها و دکان‌ها پناه می‌بردند، ولی اینجا زندگی عادی جریان داشت.

    اسکندر از فرط عصبانیت شمشیر خود را کشیده و زیر گردن یکی از مردان شهر می‌گذارد و می گوید: من اسکندر هستم. مرد با خونسردی جواب می‌دهد: من هم ابن عباس هستم.

    اسکندر با خشم فریاد می‌زند: من اسکندر مقدونی هستم، کسیکه شهرها را به آتش کشیده، چرا از من نمی‌ترسی ؟!

    مرد جواب می‌دهد: من فقط از یکی می‌ترسم و او هم خداوند است.

    اسکندر به ناچار از مرد می‌پرسد: پادشاه شما کیست؟

    مرد می‌گوید: ما پادشاه نداریم.

    مرد می‌گوید: ما فقط یک ریش سفید داریم و او در آن طرف شهر زندگی می‌کند.

    اسکندر با گروهی از سران لشکر خود به طرف جایی که مرد نشانی داده بود، حرکت می‌کنند در میانه راه با حیرت به چاله‌هایی می‌نگرد که مانند یک قبر در جلوی هر خانه کنده شده بود. لحظاتی بعد به قبرستان می‌رسند، اسکندر با تعجب نگاه می‌کند و می‌بیند روی هر سنگ قبر نوشته شده:

    ابن عباس یک ساعت زندگی کرد و مرد. ابن علی یک روز زندگی کرد و مرد ابن یوسف ده دقیقه زندگی کرد و مرد!

    اسکندر برای اولین بار عرق ترس بر بدنش می‌نشیند.

    با خود فکر می‌کند این مردم حقیقی‌اند یا اشباح هستند؟

    ▐★*★*★ ▐فکر می کنید بر روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت  اگر ... ؟  ▐★*★*★ ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 5


  3.  

  4. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سپس به جایگاه ریش سفیده ده می‌رسد و می‌بیند پیر مردی موی سفید و لاغر اندام در چادری نشسته و عده‌ای به دور او جمع هستند.

    اسکندر جلو می‌رود و می‌گوید: تو بزرگ و ریش سفید این مردمی؟

    پیر مرد می‌گوید: آری، من خدمت‌گزار این مردم هستم!

    اسکندر می‌گوید: اگر بخواهم تو را بکشم، چه می‌کنی؟

    پیرمرد آرام و خونسرد به او نگاه کرده می‌گوید: خب بکش! خواست خداوند بر این است که به دست تو کشته شوم!

    اسکندر می‌گوید: و اگر نکشم؟

    پیرمرد می‌گوید: باز هم خواست خداست که بمانم و بار گناهم در این دنیا افزون گردد.

    اسکندر سر در گم و متحیّر می‌گوید: ای پیرمرد من تو را نمی‌کشم، ولی شرط دارم.

    پیرمرد می‌گوید: اگر می‌خواهی مرا بکش، ولی شرط تو را نمی‌پذیرم.

    اسکندر ناچار و کلافه می‌گوید: خیلی خوب، دو سوال دارم، جواب مرا بده و من از اینجا می‌روم.

    پیرمرد می گوید: بپرس!

    اسکندر می‌پرسد: چرا جلوی هر خانه یک چاله شبیه قبر است؟ علت آن چیست؟


    ▐★*★*★ ▐فکر می کنید بر روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت  اگر ... ؟  ▐★*★*★ ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  5. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    پیرمرد می‌گوید: علتش آن است که هر صبح وقتی هر یک از ما که از خانه بیرون می‌آییم، به خود می‌گوییم:

    فلانی! عاقبت جای تو در زیر خاک خواهد بود، مراقب باش! مال مردم را نخوری و به ناموس مردم تعدی نکنی و این درس بزرگی برای هر روز ما می‌باشد!

    اسکندر می‌پرسد: چرا روی هر سنگ قبر نوشته ده دقیقه، فلانی یک ساعت، یک ماه، زندگی کرد و مرد؟!

    پیرمرد جواب می‌دهد: وقتی زمان مرگ هر یک از اهالی فرا می‌رسد، به کنار بستر او می‌رویم و خوب می‌دانیم که در واپسین دم حیات، پرده‌هایی از جلوی چشم انسان برداشته می‌شود و او دیگر در شرایط دروغ گفتن و امثال آن نیست!

    از او چند سوال می‌کنیم:

    چه علمی آموختی؟ و چه قدر آموختن آن به طول انجامید؟

    چه هنری آموختی؟ و چه قدر برای آن عمر صرف کردی؟

    برای بهبود معاش و زندگی مردم چه قدر تلاش کردی؟ و چقدر وقت برای آن گذاشتی؟

    او که در حال احتضار قرار گرفته است، مثلا" می‌گوید: در تمام عمرم به مدت یک ماه هر روز یک ساعت علم آموختم، یا برای یادگیری هنر یک هفته هر روز یک ساعت تلاش کردم. یا اگر خیر و خوبی کردم، همه در جمع مردم بود و از سر ریا و خودنمایی! ولی یک شبی مقداری نان خریدم و برای همسایه‌ام که می‌دانستم گرسنه است، پنهانی به در خانه‌اش رفتم و خورجین نان را پشت در نهادم و برگشتم!

    بعد از آن که آن شخص می‌میرد، مدت زمانی را که به آموختن علم پرداخته، محاسبه کرده و روی سنگ قبرش حک می‌کنیم: ابن یوسف یک ساعت زندگی کرد و مرد!
    یا مدت زمانی را که برای آموختن هنر صرف کرده محاسبه، و روی سنگ قبرش حک می‌کنیم: ابن علی هفت ساعت زندگی کرد و مرد و یا برای بهبود زندگی مردم تلاشی را که به انجام رسانده، زمان آن را حساب کرده و حک می‌کنیم: ابن یوسف یک ساعت زندگی کرد و مرد. یعنی، عمر مفید ابن یوسف یک ساعت بود!
    بدین‌سان، زندگی ما زمانی نام حقیقی بر خود می‌گیرد که بر سه بستر، علم، هنر، مردم، مصرف شده باشد که باقی همه خسران و ضرر است و نام زندگی آن بر نتوان نهاد!

    اسکندر با حیرت و شگفتی شمشیر در نیام می‌کند و به لشکر خود دستور می‌دهد: هیچ‌گونه تعدی به مردم نکنند و به پیرمرد احترام می‌گذارد و شرمناک و متحیر از آن شهر بیرون می‌رود!

    راستی فکر می‌کنید؛ اگر چنین قانونی رعایت شود، روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت؟

    لحظاتی فکرکنیم... بعد عمر مفید خود را محاسبه کنیم



    ▐★*★*★ ▐فکر می کنید بر روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت  اگر ... ؟  ▐★*★*★ ▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 7


  7. #4
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390
    نوشته : 1      تشکر : 15
    5 بار در 1 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ilia2010 آنلاین نیست.

    shamee




    روي سنگ قبرم بنويسيد: او هم جمال مهدي زهرا نديد و رفت
    ▐★*★*★ ▐فکر می کنید بر روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت  اگر ... ؟  ▐★*★*★ ▐

  8. تشكرها 5


  9. #5
    کاربر توقیفی

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 69      تشکر : 19
    218 در 64 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    sunstar آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بنویسید:
    با روسیاهی میروم!!!
    ▐★*★*★ ▐فکر می کنید بر روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت  اگر ... ؟  ▐★*★*★ ▐


  10. #6
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض




    راستی فکر می‌کنید؛ اگر چنین قانونی رعایت شود، روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت؟
    طول عمر:
    دریغ از ثانیه ای

    ▐★*★*★ ▐فکر می کنید بر روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت  اگر ... ؟  ▐★*★*★ ▐


  11. #7
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    حیف از جوانی ام که سر آب و نان گذشت*** این دوره طلایی من رایگان گذشت


    فرصت نشد سری بزنم لااقل به خویش*** ایام در معاشرت دیگران گذشت


    تنها بهار زندگی ام کودکیم بود*** باقی به یاد خاطره خوب آن گذشت


    گفتیم سفت و سخت نگیریم بی خیال*** چاقوی درد و دغدغه از استخوان گذشت


    تصویر دست و پا زدن وقت مردن است*** این زندگی که در هوس شوکران گذشت


    صبر و ثبات نیست درین چرخ دوره گرد*** بالغ شدیم خانه عوض شد زمان گذشت


    چیزی به چشم بستن ازین جا نمانده بود *** تا چشم باز کردم و دیدم جهان گذشت


    خوشبخت انکه بار گران کسی نشد*** ناز نسیم امد و آب روان گذشت




    ▐★*★*★ ▐فکر می کنید بر روی سنگ قبر ما چه خواهند نوشت  اگر ... ؟  ▐★*★*★ ▐

  12. تشكرها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •