• غزلیات خواجه حافظ شیرازی • سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
• غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
صفحه 10 از 19 نخستنخست ... 67891011121314 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 187
  1. #91
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۹۱

    ای غايب از نظر به خدا می‌سپارمت
    جانم بسوختی و به دل دوستدارمت

    تا دامن کفن نکشم زير پای خاک
    باور مکن که دست ز دامنبدارمت

    محراب ابرويت بنما تا سحرگهی
    دست دعا برآرم و در گردنآرمت

    گر بايدم شدن سوی هاروت بابلی
    صد گونه جادويی بکنم تابيارمت

    خواهم که پيش ميرمت ای بی‌وفا طبيب
    بيمار بازپرس که درانتظارمت

    صد جوی آب بسته‌ام از ديده بر کنار
    بر بوی تخم مهر که در دلبکارمت

    خونم بريخت و از غم عشقم خلاص داد
    منت پذير غمزه خنجرگذارمت

    می‌گريم و مرادم از اين سيل اشکبار
    تخم محبت است که در دلبکارمت

    بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل
    در پای دم به دم گهر از ديدهبارمت

    حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست
    فی الجمله می‌کنی و فرومی‌گذارمت
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  2. #92
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۹۲

    مير من خوش می‌روی کاندر سر و پا ميرمت
    خوش خرامان شو که پيش قدرعنا ميرمت

    گفته بودی کی بميری پيش من تعجيل چيست
    خوش تقاضا می‌کنی پيشتقاضا ميرمت

    عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست
    گو که بخرامد که پيشسروبالا ميرمت

    آن که عمری شد که تا بيمارم از سودای او
    گو نگاهی کن کهپيش چشم شهلا ميرمت

    گفته لعل لبم هم درد بخشد هم دوا
    گاه پيش درد و گهپيش مداوا ميرمت

    خوش خرامان می‌روی چشم بد از روی تو دور
    دارم اندر سرخيال آن که در پا ميرمت

    گر چه جای حافظ اندر خلوت وصل تو نيست
    ای همه جایتو خوش پيش همه جا ميرمت
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  3. #93
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۹۳

    چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
    حقوق خدمت ما عرضه کرد برکرمت

    به نوک خامه رقم کرده‌ای سلام مرا
    که کارخانه دوران مباد بیرقمت

    نگويم از من بی‌دل به سهو کردی ياد
    که در حساب خرد نيست سهو برقلمت

    مرا ذليل مگردان به شکر اين نعمت
    که داشت دولت سرمد عزيز ومحترمت

    بيا که با سر زلفت قرار خواهم کرد
    که گر سرم برود برندارم ازقدمت

    ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتی
    که لاله بردمد از خاک کشتگانغمت

    روان تشنه ما را به جرعه‌ای درياب
    چو می‌دهند زلال خضر ز جامجمت

    هميشه وقت تو ای عيسی صبا خوش باد
    که جان حافظ دلخسته زنده شد بهدمت
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  4. #94
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۹۴

    زان يار دلنوازم شکريست با شکايت
    گر نکته دان عشقی بشنو تو اينحکايت

    بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
    يا رب مباد کس را مخدوم بیعنايت

    رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
    گويی ولی شناسان رفتند از اينولايت

    در زلف چون کمندش ای دل مپيچ کان جا
    سرها بريده بينی بی جرم و بیجنايت

    چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
    جانا روا نباشد خون ريز راحمايت

    در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود
    از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدايت

    از هر طرف که رفتم جز وحشتم نيفزود
    زنهار از اين بيابان وين راهبی‌نهايت

    ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
    يک ساعتم بگنجان در سايهعنايت

    اين راه را نهايت صورت کجا توان بست
    کش صد هزار منزل بيش است دربدايت

    هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
    جور از حبيب خوشتر کز مدعی رعايت

    عشقت رسد به فرياد ار خود به سان حافظ
    قرآن ز بر بخوانی در چارده روايت
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  5. #95
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۹۵

    مدامم مست می‌دارد نسيم جعد گيسويت
    خرابم می‌کند هر دم فريبچشم جادويت

    پس از چندين شکيبايی شبی يا رب توان ديدن
    که شمع ديده افروزيمدر محراب ابرويت

    سواد لوح بينش را عزيز از بهر آن دارم
    که جان را نسخه‌ایباشد ز لوح خال هندويت

    تو گر خواهی که جاويدان جهان يک سر بيارايی
    صبا راگو که بردارد زمانی برقع از رويت

    و گر رسم فنا خواهی که از عالمبراندازی
    برافشان تا فروريزد هزاران جان ز هر مويت

    من و باد صبا مسکين دوسرگردان بی‌حاصل
    من از افسون چشمت مست و او از بوی گيسويت

    زهی همت کهحافظ راست از دنيی و از عقبی
    نيايد هيچ در چشمش بجز خاک سر کويت
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  6. #96
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۹۶

    درد ما را نيست درمان الغياث
    هجر مارا نيست پايان الغياث

    دين و دل بردند و قصد جان کنند
    الغياث از جور خوبانالغياث

    در بهای بوسه‌ای جانی طلب
    می‌کنند اين دلستانان الغياث

    خونما خوردند اين کافردلان
    ای مسلمانان چه درمان الغياث

    همچو حافظ روز و شببی خويشتن
    گشته‌ام سوزان و گريان الغياث
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  7. #97
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۹۷

    تويی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
    سزد اگر همه دلبران دهندتباج

    دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش
    به چين زلف تو ماچين و هند دادهخراج

    بياض روی تو روشن چو عارض رخ روز
    سواد زلف سياه تو هست ظلمتداج

    دهان شهد تو داده رواج آب خضر
    لب چو قند تو برد از نبات مصررواج

    از اين مرض به حقيقت شفا نخواهم يافت
    که از تو درد دل ای جاننمی‌رسد به علاج

    چرا همی‌شکنی جان من ز سنگ دلی
    دل ضعيف که باشد به نازکیچو زجاج

    لب تو خضر و دهان تو آب حيوان است
    قد تو سرو و ميان موی و بر بههيت عاج

    فتاد در دل حافظ هوای چون تو شهی
    کمينه ذره خاک در تو بودیکاج
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  8. #98
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۹۸

    اگر به مذهب تو خون عاشق استمباح
    صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح

    سواد زلف سياه تو جاعلالظلمات
    بياض روی چو ماه تو فالق الاصباح

    ز چين زلف کمندت کسی نيافتخلاص
    از آن کمانچه ابرو و تير چشم نجاح

    ز ديده‌ام شده يک چشمه در کنارروان
    که آشنا نکند در ميان آن ملاح

    لب چو آب حيات تو هست قوت جان
    وجودخاکی ما را از اوست ذکر رواح

    بداد لعل لبت بوسه‌ای به صد زاری
    گرفت کامدلم ز او به صد هزار الحاح

    دعای جان تو ورد زبان مشتاقان
    هميشه تا که بودمتصل مسا و صباح

    صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ
    ز رند و عاشق و مجنونکسی نيافت صلاح
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  9. #99
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۹۹

    دل من در هوای روی فرخ
    بود آشفته همچون موی فرخ

    بجز هندویزلفش هيچ کس نيست
    که برخوردار شد از روی فرخ

    سياهی نيکبخت است آن کهدايم
    بود همراز و هم زانوی فرخ

    شود چون بيد لرزان سرو آزاد
    اگر بيندقد دلجوی فرخ

    بده ساقی شراب ارغوانی
    به ياد نرگس جادوی فرخ

    دوتاشد قامتم همچون کمانی
    ز غم پيوسته چون ابروی فرخ

    نسيم مشک تاتاری خجلکرد
    شميم زلف عنبربوی فرخ

    اگر ميل دل هر کس به جايست
    بود ميل دل منسوی فرخ

    غلام همت آنم که باشد
    چو حافظ بنده و هندوی فرخ
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین










  10. #100
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۰۰

    دی پير می فروش که ذکرش به خير باد
    گفتا شراب نوش و غم دل ببر زياد

    گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ
    گفتا قبول کن سخن و هر چه بادباد

    سود و زيان و مايه چو خواهد شدن ز دست
    از بهر اين معامله غمگين مباشو شاد

    بادت به دست باشد اگر دل نهی به هيچ
    در معرضی که تخت سليمان رود بهباد

    حافظ گرت ز پند حکيمان ملالت است
    کوته کنيم قصه که عمرت دراز باد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  11. تشكرها 2


صفحه 10 از 19 نخستنخست ... 67891011121314 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •