• غزلیات خواجه حافظ شیرازی • سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
• غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
صفحه 12 از 19 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 187
  1. #111
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۱۱

    عکس روی تو چو در آينه جام افتاد
    عارف از خنده می در طمع خام افتاد

    حسن روی تو به يک جلوه که در آينه کرد
    اين همه نقش در آيينه اوهام افتاد

    اين همه عکس می و نقش نگارين که نمود
    يک فروغ رخ ساقيست که در جام افتاد

    غيرت عشق زبان همه خاصان ببريد
    کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد

    من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم
    اينم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد

    چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار
    هر که در دايره گردش ايام افتاد

    در خم زلف تو آويخت دل از چاه زنخ
    آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد

    آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بينی
    کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد

    زير شمشير غمش رقص کنان بايد رفت
    کان که شد کشته او نيک سرانجام افتاد

    هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است
    اين گدا بين که چه شايسته انعام افتاد

    صوفيان جمله حريفند و نظرباز ولی
    زين ميان حافظ دلسوخته بدنام افتاد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #112
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۱۲

    آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرين داد
    صبر و آرام تواند به منمسکين داد

    وان که گيسوی تو را رسم تطاول آموخت
    هم تواند کرمش داد منغمگين داد

    من همان روز ز فرهاد طمع ببريدم
    که عنان دل شيدا به لب شيرينداد

    گنج زر گر نبود کنج قناعت باقيست
    آن که آن داد به شاهان به گداياناين داد

    خوش عروسيست جهان از ره صورت ليکن
    هر که پيوست بدو عمر خودشکاوين داد

    بعد از اين دست من و دامن سرو و لب جوی
    خاصه اکنون که صبا مژدهفروردين داد

    در کف غصه دوران دل حافظ خون شد
    از فراق رخت ای خواجه قوامالدين داد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #113
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل 113

    آن سيه چرده که شيرينی عالم با اوست
    چشم ميگون لب خندان دل خرم بااوست

    گر چه شيرين دهنان پادشهانند ولی
    او سليمان زمان است که خاتم بااوست

    روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک
    لاجرم همت پاکان دو عالم بااوست

    خال مشکين که بدان عارض گندمگون است
    سر آن دانه که شد رهزن آدم بااوست

    دلبرم عزم سفر کرد خدا را ياران
    چه کنم با دل مجروح که مرهم بااوست

    با که اين نکته توان گفت که آن سنگين دل
    کشت ما را و دم عيسی مريمبا اوست

    حافظ از معتقدان است گرامی دارش
    زان که بخشايش بس روح مکرم بااوست

    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #114
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۱۴

    همای اوج سعادت به دام ما افتد
    اگر تو را گذری بر مقام ماافتد

    حباب وار براندازم از نشاط کلاه
    اگر ز روی تو عکسی به جام ماافتد

    شبی که ماه مراد از افق شود طالع
    بود که پرتو نوری به بام ماافتد

    به بارگاه تو چون باد را نباشد بار
    کی اتفاق مجال سلام ماافتد

    چو جان فدای لبش شد خيال می‌بستم
    که قطره‌ای ز زلالش به کام ماافتد

    خيال زلف تو گفتا که جان وسيله مساز
    کز اين شکار فراوان به دام ماافتد

    به نااميدی از اين در مرو بزن فالی
    بود که قرعه دولت به نام ماافتد

    ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ
    نسيم گلشن جان در مشام ماافتد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #115
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۱۵

    درخت دوستی بنشان که کام دل به بارآرد
    نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد

    چو مهمان خراباتی به عزت باش بارندان
    که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد

    شب صحبت غنيمت دان که بعد ازروزگار ما
    بسی گردش کند گردون بسی ليل و نهار آرد

    عماری دار ليلی را کهمهد ماه در حکم است
    خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد

    بهار عمرخواه ای دل وگرنه اين چمن هر سال
    چو نسرين صد گل آرد بار و چون بلبل هزارآرد

    خدا را چون دل ريشم قراری بست با زلفت
    بفرما لعل نوشين را که زودشباقرار آرد

    در اين باغ از خدا خواهد دگر پيرانه سر حافظ
    نشيند بر لب جويیو سروی در کنار آرد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #116
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۱۶

    کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
    محقق است که او حاصل بصردارد

    چو خامه در ره فرمان او سر طاعت
    نهاده‌ايم مگر او به تيغبردارد

    کسی به وصل تو چون شمع يافت پروانه
    که زير تيغ تو هر دم سری دگردارد

    به پای بوس تو دست کسی رسيد که او
    چو آستانه بدين در هميشه سردارد

    ز زهد خشک ملولم کجاست باده ناب
    که بوی باده مدامم دماغ تردارد

    ز باده هيچت اگر نيست اين نه بس که تو را
    دمی ز وسوسه عقل بی‌خبردارد

    کسی که از ره تقوا قدم برون ننهاد
    به عزم ميکده اکنون ره سفردارد

    دل شکسته حافظ به خاک خواهد برد
    چو لاله داغ هوايی که بر جگر دارد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #117
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۱۷

    دل ما به دور رويت ز چمن فراغ دارد
    که چو سرو پايبند است و چولاله داغ دارد

    سر ما فرونيايد به کمان ابروی کس
    که درون گوشه گيران زجهان فراغ دارد

    ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم
    تو سياه کم بها بينکه چه در دماغ دارد

    به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله
    به نديم شاهماند که به کف اياغ دارد

    شب ظلمت و بيابان به کجا توان رسيدن
    مگر آن کهشمع رويت به رهم چراغ دارد

    من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرييم
    کهبسوختيم و از ما بت ما فراغ دارد

    سزدم چو ابر بهمن که بر اين چمنبگريم
    طرب آشيان بلبل بنگر که زاغ دارد

    سر درس عشق دارد دل دردمندحافظ
    که نه خاطر تماشا نه هوای باغ دارد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #118
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۱۸

    آن کس که به دست جام دارد
    سلطانی جم مدام دارد

    آبی که خضر حيات از او يافت
    در ميکده جو که جام دارد

    سررشته جان به جام بگذار
    کاين رشته از او نظام دارد

    ما و می و زاهدان و تقوا
    تا يار سر کدام دارد

    بيرون ز لب تو ساقيا نيست
    در دور کسی که کام دارد

    نرگس همه شيوه‌های مستی
    از چشم خوشت به وام دارد

    ذکر رخ و زلف تو دلم را
    ورديست که صبح و شام دارد

    بر سينه ريش دردمندان
    لعلت نمکی تمام دارد

    در چاه ذقن چو حافظ ای جان
    حسن تو دو صد غلام دارد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #119
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۱۹

    دلی که غيب نمای است و جام جم دارد
    زخاتمی که دمی گم شود چه غم دارد

    به خط و خال گدايان مده خزينه دل
    به دستشاهوشی ده که محترم دارد

    نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
    غلام همت سروم کهاين قدم دارد

    رسيد موسم آن کز طرب چو نرگس مست
    نهد به پای قدح هر که ششدرم دارد

    زر از بهای می اکنون چو گل دريغ مدار
    که عقل کل به صدت عيب متهمدارد

    ز سر غيب کس آگاه نيست قصه مخوان
    کدام محرم دل ره در اين حرمدارد

    دلم که لاف تجرد زدی کنون صد شغل
    به بوی زلف تو با باد صبحدمدارد

    مراد دل ز که پرسم که نيست دلداری
    که جلوه نظر و شيوه کرمدارد

    ز جيب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست
    که ما صمد طلبيديم و او صنمدارد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #120
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۲۰

    بتی دارم که گرد گل ز سنبل سايه بان دارد
    بهار عارضش خطی به خونارغوان دارد

    غبار خط بپوشانيد خورشيد رخش يا رب
    بقای جاودانش ده که حسنجاودان دارد

    چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
    ندانستم که اين درياچه موج خون فشان دارد

    ز چشمت جان نشايد برد کز هر سو که می‌بينم
    کمين ازگوشه‌ای کرده‌ست و تير اندر کمان دارد

    چو دام طره افشاند ز گرد خاطرعشاق
    به غماز صبا گويد که راز ما نهان دارد

    بيفشان جرعه‌ای بر خاک و حالاهل دل بشنو
    که از جمشيد و کيخسرو فراوان داستان دارد

    چو در رويت بخنددگل مشو در دامش ای بلبل
    که بر گل اعتمادی نيست گر حسن جهان دارد

    خدا راداد من بستان از او ای شحنه مجلس
    که می با ديگری خورده‌ست و با من سر گراندارد

    به فتراک ار همی‌بندی خدا را زود صيدم کن
    که آفت‌هاست در تاخير وطالب را زيان دارد

    ز سروقد دلجويت مکن محروم چشمم را
    بدين سرچشمه‌اشبنشان که خوش آبی روان دارد

    ز خوف هجرم ايمن کن اگر اميد آن داری
    که ازچشم بدانديشان خدايت در امان دارد

    چه عذر بخت خود گويم که آن عيارشهرآشوب
    به تلخی کشت حافظ را و شکر در دهان دارد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 12 از 19 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •