• غزلیات خواجه حافظ شیرازی • سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
• غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
صفحه 16 از 19 نخستنخست ... 61213141516171819 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 187
  1. #151
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۵۱

    دمی با غم به سر بردن جهان يک سرنمی‌ارزد
    به می بفروش دلق ما کز اين بهتر نمی‌ارزد

    به کوی می فروشانش به جامی بر نمی‌گيرند
    زهی سجاده تقوا که يک ساغر نمی‌ارزد

    رقيبم سرزنش‌هاکرد کز اين به آب رخ برتاب
    چه افتاد اين سر ما را که خاک درنمی‌ارزد

    شکوه تاج سلطانی که بيم جان در او درج است
    کلاهی دلکش است امابه ترک سر نمی‌ارزد

    چه آسان می‌نمود اول غم دريا به بوی سود
    غلط کردم که اين طوفان به صد گوهر نمی‌ارزد

    تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی
    که شادی جهان گيری غم لشکر نمی‌ارزد

    چو حافظ در قناعت کوش و ازدنيی دون بگذر
    که يک جو منت دونان دو صد من زر نمی‌ارزد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #152
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۵۲

    در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
    عشقپيدا شد و آتش به همه عالم زد

    جلوه‌ای کرد رخت ديد ملک عشق نداشت
    عين آتششد از اين غيرت و بر آدم زد

    عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد
    برقغيرت بدرخشيد و جهان برهم زد

    مدعی خواست که آيد به تماشاگه راز
    دست غيبآمد و بر سينه نامحرم زد

    ديگران قرعه قسمت همه بر عيش زدند
    دل غمديده مابود که هم بر غم زد

    جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت
    دست در حلقه آن زلفخم اندر خم زد

    حافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت
    که قلم بر سر اسباب دلخرم زد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #153
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۵۳

    سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد
    به دست مرحمت يارم در اميدواران زد

    چو پيش صبح روشن شد که حال مهر گردون چيست
    برآمد خنده خوش بر غرور کامگاران زد

    نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست
    گره بگشود از ابرو و بر دل‌های ياران زد

    من از رنگ صلاح آن دم به خون دل بشستم دست
    که چشم باده پيمايش صلا بر هوشياران زد

    کدام آهن دلش آموخت اين آيين عياری
    کز اول چون برون آمد ره شب زنده داران زد

    خيال شهسواری پخت و شد ناگه دل مسکين
    خداوندا نگه دارش که بر قلب سواران زد

    در آب و رنگ رخسارش چه جان داديم و خون خورديم
    چو نقشش دست داد اول رقم بر جان سپاران زد

    منش با خرقه پشمين کجا اندر کمند آرم
    زره مويی که مژگانش ره خنجرگزاران زد

    شهنشاه مظفر فر شجاع ملک و دين منصور
    که جود بی‌دريغش خنده بر ابر بهاران زد

    از آن ساعت که جام می به دست او مشرف شد
    زمانه ساغر شادی به ياد ميگساران زد

    ز شمشير سرافشانش ظفر آن روز بدرخشيد
    که چون خورشيد انجم سوز تنها بر هزاران زد

    دوام عمر و ملک او بخواه از لطف حق ای دل
    که چرخ اين سکه دولت به دور روزگاران زد

    نظر بر قرعه توفيق و يمن دولت شاه است
    بده کام دل حافظ که فال بختياران زد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #154
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۵۴

    راهی بزن که آهی بر ساز آن توانزد
    شعری بخوان که با او رطل گران توان زد

    بر آستان جانان گر سر تواننهادن
    گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد

    قد خميده ما سهلت نمايد اما
    برچشم دشمنان تير از اين کمان توان زد

    در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی
    جام میمغانه هم با مغان توان زد

    درويش را نباشد برگ سرای سلطان
    ماييم و کهنهدلقی کتش در آن توان زد

    اهل نظر دو عالم در يک نظر ببازند
    عشق است و داواول بر نقد جان توان زد

    گر دولت وصالت خواهد دری گشودن
    سرها بدين تخيل برآستان توان زد

    عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است
    چون جمع شد معانی گویبيان توان زد

    شد رهزن سلامت زلف تو وين عجب نيست
    گر راه زن تو باشی صدکاروان توان زد

    حافظ به حق قرآن کز شيد و زرق بازآی
    باشد که گوی عيشی دراين جهان توان زد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #155
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۵۵

    اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگيزد
    وراز طلب بنشينم به کينه برخيزد

    و گر به رهگذری يک دم از وفاداری
    چو گرد درپی اش افتم چو باد بگريزد

    و گر کنم طلب نيم بوسه صد افسوس
    ز حقه دهنش چونشکر فروريزد

    من آن فريب که در نرگس تو می‌بينم
    بس آب روی که با خاک رهبرآميزد

    فراز و شيب بيابان عشق دام بلاست
    کجاست شيردلی کز بلانپرهيزد

    تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
    هزار بازی از اين طرفه‌تربرانگيزد

    بر آستانه تسليم سر بنه حافظ
    که گر ستيزه کنی روزگاربستيزد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #156
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۵۶

    به حسن و خلق و وفا کس به يار مانرسد
    تو را در اين سخن انکار کار ما نرسد

    اگر چه حسن فروشان به جلوهآمده‌اند
    کسی به حسن و ملاحت به يار ما نرسد

    به حق صحبت ديرين که هيچمحرم راز
    به يار يک جهت حق گزار ما نرسد

    هزار نقش برآيد ز کلک صنع ويکی
    به دلپذيری نقش نگار ما نرسد

    هزار نقد به بازار کانات آرند
    يکی بهسکه صاحب عيار ما نرسد

    دريغ قافله عمر کان چنان رفتند
    که گردشان به هوایديار ما نرسد

    دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش
    که بد به خاطر اميدوار مانرسد

    چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را
    غبار خاطری از ره گذار مانرسد

    بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او
    به سمع پادشه کامگار ما نرسد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #157
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۵۷

    هر که را با خط سبزت سر سوداباشد
    پای از اين دايره بيرون ننهد تا باشد

    من چو از خاک لحد لاله صفتبرخيزم
    داغ سودای توام سر سويدا باشد

    تو خود ای گوهر يک دانه کجايیآخر
    کز غمت ديده مردم همه دريا باشد

    از بن هر مژه‌ام آب روان استبيا
    اگرت ميل لب جوی و تماشا باشد

    چون گل و می دمی از پرده برون آی ودرآ
    که دگرباره ملاقات نه پيدا باشد

    ظل ممدود خم زلف توام بر سرباد
    کاندر اين سايه قرار دل شيدا باشد

    چشمت از ناز به حافظ نکند ميلآری
    سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد

    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #158
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۵۸

    من و انکار شراب اين چه حکايت باشد
    غالبا اين قدرم عقل و کفايت باشد

    تا به غايت ره ميخانه نمی‌دانستم
    ور نه مستوری ما تا به چه غايت باشد

    زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نياز
    تا تو را خود ز ميان با که عنايت باشد

    زاهد ار راه به رندی نبرد معذور است
    عشق کاريست که موقوف هدايت باشد

    من که شب‌ها ره تقوا زده‌ام با دف و چنگ
    اين زمان سر به رهآرم چه حکايت باشد

    بنده پير مغانم که ز جهلم برهاند
    پير ما هر چه کند عينعنايت باشد

    دوش از اين غصه نخفتم که رفيقی می‌گفت
    حافظ ار مست بود جای شکايت باشد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #159
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۵۹

    نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد
    ایبسا خرقه که مستوجب آتش باشد

    صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی
    شامگاهشنگران باش که سرخوش باشد

    خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان
    تا سيه رویشود هر که در او غش باشد

    خط ساقی گر از اين گونه زند نقش بر آب
    ای بسا رخکه به خونابه منقش باشد

    ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
    عاشقی شيوهرندان بلاکش باشد

    غم دنيی دنی چند خوری باده بخور
    حيف باشد دل دانا کهمشوش باشد

    دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروش
    گر شرابش ز کف ساقی مه وشباشد

    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #160
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۶۰

    خوش است خلوت اگر يار يار من باشد
    نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد

    من آن نگين سليمان به هيچ نستانم
    که گاهگاه بر او دست اهرمن باشد

    روا مدار خدايا که در حريم وصال
    رقيب محرم وحرمان نصيب من باشد

    همای گو مفکن سايه شرف هرگز
    در آن ديار که طوطی کم اززغن باشد

    بيان شوق چه حاجت که سوز آتش دل
    توان شناخت ز سوزی که در سخنباشد

    هوای کوی تو از سر نمی‌رود آری
    غريب را دل سرگشته با وطنباشد

    به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ
    چو غنچه پيش تواش مهر بر دهن باشد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 16 از 19 نخستنخست ... 61213141516171819 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •