• غزلیات خواجه حافظ شیرازی • سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
• غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
صفحه 17 از 19 نخستنخست ... 713141516171819 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 170 , از مجموع 187
  1. #161
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۶۱

    کی شعر ترانگيزد خاطر که حزين باشد
    يک نکته از اين معنی گفتيم و همين باشد

    از لعلتو گر يابم انگشتری زنهار
    صد ملک سليمانم در زير نگين باشد

    غمناک نبايدبود از طعن حسود ای دل
    شايد که چو وابينی خير تو در اين باشد

    هر کو نکندفهمی زين کلک خيال انگيز
    نقشش به حرام ار خود صورتگر چين باشد

    جام می وخون دل هر يک به کسی دادند
    در دايره قسمت اوضاع چنين باشد

    در کار گلاب وگل حکم ازلی اين بود
    کاين شاهد بازاری وان پرده نشين باشد

    آن نيست که حافظ را رندی بشد از خاطر
    کاين سابقه پيشين تا روز پسين باشد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #162
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۶۲

    خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد
    که در دستت بجز ساغر نباشد

    زمان خوشدلی درياب و در ياب
    که دايم در صدف گوهر نباشد

    غنيمت دان و می خور در گلستان
    که گل تا هفته ديگر نباشد

    ايا پرلعل کرده جام زرين
    ببخشا بر کسی کش زر نباشد

    بيا ای شيخ و از خمخانه ما
    شرابی خور که در کوثر نباشد

    بشوی اوراق اگر همدرس مايی
    که علم عشق در دفتر نباشد

    ز من بنيوش و دل در شاهدی بند
    که حسنش بسته زيور نباشد

    شرابی بی خمارم بخش يا رب
    که با وی هيچ درد سر نباشد

    من از جان بنده سلطان اويسم
    اگر چه يادش از چاکر نباشد

    به تاج عالم آرايش که خورشيد
    چنين زيبنده افسر نباشد

    کسی گيرد خطا بر نظم حافظ
    که هيچش لطف در گوهر نباشد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #163
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۶۳

    گل بی رخ يار خوشنباشد
    بی باده بهار خوش نباشد

    طرف چمن و طواف بستان
    بی لاله عذار خوشنباشد

    رقصيدن سرو و حالت گل
    بی صوت هزار خوش نباشد

    با يار شکرلبگل اندام
    بی بوس و کنار خوش نباشد

    هر نقش که دست عقل بندد
    جز نقش نگارخوش نباشد

    جان نقد محقر است حافظ
    از بهر نثار خوش نباشد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #164
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۶۴

    نفس باد صبامشک فشان خواهد شد
    عالم پير دگرباره جوان خواهد شد

    ارغوان جام عقيقی به سمن خواهد داد
    چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد

    اين تطاول که کشيد از غم هجران بلبل
    تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

    گر ز مسجد به خرابات شدمخرده مگير
    مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

    ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی
    مايه نقد بقا را که ضمان خواهد شد

    ماه شعبان منه از دست قدحکاين خورشيد
    از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد

    گل عزيز است غنيمت شمريدشصحبت
    که به باغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد

    مطربا مجلس انس است غزلخوان و سرود
    چند گويی که چنين رفت و چنان خواهد شد

    حافظ از بهر تو آمدسوی اقليم وجود
    قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #165
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۶۵

    مرا مهر سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد
    قضای آسمان است اين و ديگرگون نخواهد شد

    رقيبآزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت
    مگر آه سحرخيزان سوی گردون نخواهد شد

    مراروز ازل کاری بجز رندی نفرمودند
    هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهدشد

    خدا را محتسب ما را به فرياد دف و نی بخش
    که ساز شرع از اين افسانه بی قانون نخواهد شد

    مجال من همين باشد که پنهان عشق او ورزم
    کنار و بوس وآغوشش چه گويم چون نخواهد شد

    شراب لعل و جای امن و يار مهربان ساقی
    دلاکی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

    مشوی ای ديده نقش غم ز لوح سينه حافظ
    که زخم تيغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #166
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۶۶

    روز هجران و شب فرقت يار آخر شد
    زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد

    آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود
    عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

    شکر ايزد که به اقبال کله گوشه گل
    نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد

    صبح اميد که بد معتکف پردهغيب
    گو برون آی که کار شب تار آخر شد

    آن پريشانی شب های دراز و غم دل
    همه در سايه گيسوی نگار آخر شد

    باورم نيست ز بدعهدی ايام هنوز
    قصه غصه که در دولت يار آخر شد

    ساقيا لطف نمودی قدحت پرمی باد
    که به تدبير توتشويش خمار آخر شد

    در شمار ار چه نياورد کسی حافظ را
    شکر کان محنت بی حدو شمار آخر شد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #167
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۶۷

    ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد
    دل رميده ما را رفيق و مونس شد

    نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
    به غمزه مسله آموز صد مدرس شد

    به بوی او دل بيمار عاشقان چوصبا
    فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد

    به صدر مصطبه ام می نشاند اکنوندوست
    گدای شهر نگه کن که مير مجلس شد

    خيال آب خضر بست و جام اسکندر
    بهجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد

    طربسرای محبت کنون شود معمور
    که طاق ابرویيار منش مهندس شد

    لب از ترشح می پاک کن برای خدا
    که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

    کرشمه تو شرابی به عاشقان پيمود
    که علم بی خبر افتاد و عقلب ی حس شد

    چو زر عزيز وجود است نظم من آری
    قبول دولتيان کيميای اين مس شد

    ز راه ميکده ياران عنان بگردانيد
    چرا که حافظ از اين راه رفت و مفلس شد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #168
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۶۸

    گداخت جان که شودکار دل تمام و نشد
    بسوختيم در اين آرزوی خام و نشد

    به لابه گفت شبی ميرمجلس تو شوم
    شدم به رغبت خويشش کمين غلام و نشد

    پيام داد که خواهم نشستبا رندان
    بشد به رندی و دردی کشيم نام و نشد

    رواست در بر اگر می طپدکبوتر دل
    که ديد در ره خود تاب و پيچ دام و نشد

    بدان هوس که به مستیببوسم آن لب لعل
    چه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشد

    به کوی عشق منه بی دليل راه قدم
    که من به خويش نمودم صد اهتمام و نشد

    فغان که در طلب گنجنامه مقصود
    شدم خراب جهانی ز غم تمام و نشد

    دريغ و درد که در جست و جوی گنج حضور
    بسی شدم به گدايی بر کرام و نشد

    هزار حيله برانگيخت حافظ از سرفکر
    در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #169
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۶۹

    ياری اندرکس نمی بينيم ياران را چه شد
    دوسثلبفف آخر آمد دوستداران را چه شد

    آبحيوان تيره گون شد خضر فرخ پی کجاست
    خون چکيد از شاخ گل باد بهاران را چهشد

    کس نمی گويد که ياری داشت حق دوستی
    حق شناسان را چه حال افتاد يارانرا چه شد

    لعلی از کان مروت برنيامد سال*هاست
    تابش خورشيد و سعی باد وباران را چه شد

    شهر ياران بود و خاک مهربانان اين ديار
    مهربانی کی سر آمدشهرياران را چه شد

    گوی توفيق و کرامت در ميان افکنده*اند
    کس به ميدان درنمی*آيد سواران را چه شد

    صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
    عندليبانرا چه پيش آمد هزاران را چه شد

    زهره سازی خوش نمی*سازد مگر عودش بسوخت
    کسندارد ذوق مستی ميگساران را چه شد

    حافظ اسرار الهی کس نمی*داند خموش
    ازکه می*پرسی که دور روزگاران را چه شد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #170
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۷۰

    زاهد خلوت نشين دوش به ميخانه شد
    از سر پيمان برفت با سر پيمانه شد

    صوفی مجلس که دی جامو قدح می شکست
    باز به يک جرعه می عاقل و فرزانه شد

    شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب
    باز به پيرانه سر عاشق و ديوانه شد

    مغبچه ای می گذشت راه زندين و دل
    در پی آن آشنا از همه بيگانه شد

    آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت
    چهره خندان شمع آفت پروانه شد

    گريه شام و سحر شکر که ضايعنگشت
    قطره باران ما گوهر يک دانه شد

    نرگس ساقی بخواند آيت افسونگری
    حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد

    منزل حافظ کنون بارگه پادشاست
    دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 17 از 19 نخستنخست ... 713141516171819 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •