• غزلیات خواجه حافظ شیرازی • سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
• غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
صفحه 18 از 19 نخستنخست ... 8141516171819 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 185
  1. #171
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۷۲

    عشق تو نهال حيرت آمد
    وصل تو کمال حيرت آمد

    بس غرقه حال وصل کخر
    هم بر سر حال حيرت آمد

    يک دل بنماکه در ره او
    بر چهره نه خال حيرت آمد

    نه وصل بماند و نه واصل
    آن جا که خيال حيرت آمد

    از هر طرفی که گوش کردم
    آواز سال حيرت آمد

    شد منهزم از کمال عزت
    آن را که جلال حيرت آمد

    سر تا قدم وجود حافظ
    در عشق نهال حيرت آمد

    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #172
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۷۳

    در نمازم خم ابروی تو با ياد آمد
    حالتی رفت که محراب به فرياد آمد

    از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
    کان تحمل که تو ديدی همه بر باد آمد

    باده صافی شد ومرغان چمن مست شدند
    موسم عاشقی و کار به بنياد آمد

    بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم
    شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

    ای عروس هنر از بخت شکايت منما
    حجله حسن بيارای که داماد آمد

    دلفريبان نباتی همه زيوربستند
    دلبر ماست که با حسن خداداد آمد

    زير بارند درختان که تعلقدارند
    ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد

    مطرب از گفته حافظ غزلی نغزبخوان
    تا بگويم که ز عهد طربم ياد آمد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #173
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۷۴

    مژده ای دل کهدگر باد صبا بازآمد
    هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد

    برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز
    که سليمان گل از باد هوا بازآمد

    عارفی کو که کند فهم زبان سوسن
    تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد

    مردمی کرد و کرم لطف خداداد بهمن
    کان بت ماه رخ از راه وفا بازآمد

    لاله بوی می نوشين بشنيد از دم صبح
    داغ دل بود به اميد دوا بازآمد

    چشم من در ره اين قافله راه بماند
    تا به گوش دلم آواز درا بازآمد

    گر چه حافظ در رنجش زد و پيمان بشکست
    لطف او بين که به لطف از در ما بازآمد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #174
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۷۵

    صبا به تهنيت پير می فروش آمد
    کهموسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد

    هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشای
    درختسبز شد و مرغ در خروش آمد

    تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
    که غنچه غرقعرق گشت و گل به جوش آمد

    به گوش هوش نيوش از من و به عشرت کوش
    که اين سخنسحر از هاتفم به گوش آمد

    ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
    به حکم آن که چوشد اهرمن سروش آمد

    ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
    چه گوش کرد که با دهزبان خموش آمد

    چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
    سر پياله بپوشان که خرقهپوش آمد

    ز خانقاه به ميخانه می*رود حافظ
    مگر ز مستی زهد ريا به هوشآمد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #175
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۷۶

    سحرم دولت بيداربه بالين آمد
    گفت برخيز که آن خسرو شيرين آمد

    قدحی درکش و سرخوش به تماشابخرام
    تا ببينی که نگارت به چه آيين آمد

    مژدگانی بده ای خلوتی نافهگشای
    که ز صحرای ختن آهوی مشکين آمد

    گريه آبی به رخ سوختگانبازآورد
    ناله فريادرس عاشق مسکين آمد

    مرغ دل باز هوادار کمانابرويست
    ای کبوتر نگران باش که شاهين آمد

    ساقيا می بده و غم مخور از دشمنو دوست
    که به کام دل ما آن بشد و اين آمد

    رسم بدعهدی ايام چو ديد ابربهار
    گريه*اش بر سمن و سنبل و نسرين آمد

    چون صبا گفته حافظ بشنيد ازبلبل
    عنبرافشان به تماشای رياحين آمد
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #176
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۷۷

    نه هر کهچهره برافروخت دلبری داند
    نه هر که آينه سازد سکندری داند

    نه هر که طرفکله کج نهاد و تند نشست
    کلاه داری و آيين سروری داند

    تو بندگی چو گدايانبه شرط مزد مکن
    که دوست خود روش بنده پروری داند

    غلام همت آن رند عافيتسوزم
    که در گداصفتی کيمياگری داند

    وفا و عهد نکو باشد اربياموزی
    وگرنه هر که تو بينی ستمگری داند

    بباختم دل ديوانه وندانستم
    که آدمی بچه*ای شيوه پری داند

    هزار نکته باريکتر ز مو اينجاست
    نه هر که سر بتراشد قلندری داند

    مدار نقطه بينش ز خال توستمرا
    که قدر گوهر يک دانه جوهری داند

    به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبانشد
    جهان بگيرد اگر دادگستری داند

    ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
    که لطفطبع و سخن گفتن دری داند
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #177
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۷۸

    هر که شد محرم دلدر حرم يار بماند
    وان که اين کار ندانست در انکار بماند

    اگر از پرده برونشد دل من عيب مکن
    شکر ايزد که نه در پرده پندار بماند

    صوفيان واستدند ازگرو می همه رخت
    دلق ما بود که در خانه خمار بماند

    محتسب شيخ شد و فسق خوداز ياد ببرد
    قصه ماست که در هر سر بازار بماند

    هر می لعل کز آن دستبلورين ستديم
    آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند

    جز دل من کز ازل تا بهابد عاشق رفت
    جاودان کس نشنيديم که در کار بماند

    گشت بيمار که چون چشم توگردد نرگس
    شيوه تو نشدش حاصل و بيمار بماند

    از صدای سخن عشق نديدمخوشتر
    يادگاری که در اين گنبد دوار بماند

    داشتم دلقی و صد عيب مرامی*پوشيد
    خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند

    بر جمال تو چنان صورت چينحيران شد
    که حديثش همه جا در در و ديوار بماند

    به تماشاگه زلفش دل حافظروزی
    شد که بازآيد و جاويد گرفتار بمان
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #178
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۷۹

    رسيد مژده کهايام غم نخواهد ماند
    چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند

    من ار چه در نظريار خاکسار شدم
    رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند

    چو پرده دار به شمشيرمی*زند همه را
    کسی مقيم حريم حرم نخواهد ماند

    چه جای شکر و شکايت ز نقشنيک و بد است
    چو بر صحيفه هستی رقم نخواهد ماند

    سرود مجلس جمشيد گفته*انداين بود
    که جام باده بياور که جم نخواهد ماند

    غنيمتی شمر ای شمع وصلپروانه
    که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند

    توانگرا دل درويش خود به دستآور
    که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

    بدين رواق زبرجد نوشته*اند بهزر
    که جز نکويی اهل کرم نخواهد ماند

    ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
    کهنقش جور و نشان ستم نخواهد مان
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #179
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۷۹

    رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند
    چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند

    من ار چه در نظريار خاکسار شدم
    رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند

    چو پرده دار به شمشيرمی*زند همه را
    کسی مقيم حريم حرم نخواهد ماند

    چه جای شکر و شکايت ز نقشنيک و بد است
    چو بر صحيفه هستی رقم نخواهد ماند

    سرود مجلس جمشيد گفته*انداين بود
    که جام باده بياور که جم نخواهد ماند

    غنيمتی شمر ای شمع وصل پروانه
    که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند

    توانگرا دل درويش خود به دستآور
    که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

    بدين رواق زبرجد نوشته*اند بهزر
    که جز نکويی اهل کرم نخواهد ماند

    ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
    که نقش جور و نشان ستم نخواهد مان
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #180
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۸۰

    ای پسته تو خنده زده بر حديث قند
    مشتاقم از برای خدا يک شکر بخند

    طوبی ز قامت تو نيارد که دم زند
    زين قصه بگذرم که سخن می*شود بلند

    خواهی که برنخيزدت از ديده رود خون
    دل در وفای صحبت رود کسان مبند

    گر جلوه می*نمايی و گر طعنه می*زنی
    ما نيستيم معتقد شيخ خودپسند

    ز آشفتگی حال من آگاه کی شود
    آن را که دل نگشت گرفتار اين کمند

    بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست
    تا جان خود بر آتش رويش کنم سپند

    جايی که يار ما به شکرخنده دم زند
    ای پسته کيستی تو خدا را به خود مخند

    حافظ چو ترک غمزه ترکان نمی*کنی
    دانی کجاست جای تو خوارزم يا خجن
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 18 از 19 نخستنخست ... 8141516171819 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •