• غزلیات خواجه حافظ شیرازی • سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
• غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
صفحه 19 از 19 نخستنخست ... 91516171819
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 187 , از مجموع 187
  1. #181
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۸۱

    بعد از اين دست منو دامن آن سرو بلند
    که به بالای چمان از بن و بيخم برکند

    حاجت مطرب و مینيست تو برقع بگشا
    که به رقص آوردم آتش رويت چو سپند

    هيچ رويی نشود آينهحجله بخت
    مگر آن روی که مالند در آن سم سمند

    گفتم اسرار غمت هر چه بود گومی*باش
    صبر از اين بيش ندارم چه کنم تا کی و چند

    مکش آن آهوی مشکين مراای صياد
    شرم از آن چشم سيه دار و مبندش به کمند

    من خاکی که از اين درنتوانم برخاست
    از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلند
    باز مستان دل از آنگيسوی مشکين حافظ
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #182
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۸۲

    حسبحالی ننوشتی و شد ايامی چند
    محرمی کو که فرستم به تو پيغامی چند

    ما بدانمقصد عالی نتوانيم رسيد
    هم مگر پيش نهد لطف شما گامی چند

    چون می از خم بهسبو رفت و گل افکند نقاب
    فرصت عيش نگه دار و بزن جامی چند

    قند آميخته باگل نه علاج دل ماست
    بوسه*ای چند برآميز به دشنامی چند

    زاهد از کوچه رندانبه سلامت بگذر
    تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند

    عيب می جمله چو گفتی هنرشنيز بگو
    نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

    ای گدايان خرابات خدا يارشماست
    چشم انعام مداريد ز انعامی چند

    پير ميخانه چه خوش گفت به دردی کشخويش
    که مگو حال دل سوخته با خامی چند

    حافظ از شوق رخ مهر فروغ توبسوخت
    کامگارا نظری کن سوی ناکامی چن
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #183
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۸۳

    دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
    واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

    بيخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
    باده از جام تجلی صفاتم دادند

    چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
    آن شب قدر که اين تازه براتم دادند

    بعد از اين روی من و آينه وصف جمال
    که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند

    من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
    مستحق بودم و اين*ها به زکاتم دادند

    هاتف آن روز به من مژده اين دولتداد
    که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

    اين همه شهد و شکر کز سخنم می ريزد
    اجر صبريست کز آن شاخ نباتم دادند

    همت حافظ و انفاس سحرخيزان بود
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #184
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۸۴

    دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند
    گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند

    ساکنان حرم ستر وعفاف ملکوت
    با من راه نشين باده مستانه زدند

    آسمان بار امانت نتوانست کشيد
    قرعه کار به نام من ديوانه زدند

    جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذربنه
    چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند

    شکر ايزد که ميان من و او صلح افتاد
    صوفيان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

    آتش آن نيست که از شعله او خنددشمع
    آتش آن است که در خرمن پروانه زدند

    کس چو حافظ نگشاد از رخ انديشه نقاب
    تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #185
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۱۸۵

    نقدها رابود آيا که عياری گيرند
    تا همه صومعه داران پی کاری گيرند

    مصلحت ديد منآن است که ياران همه کار
    بگذارند و خم طره ياری گيرند

    خوش گرفتند حريفان سر زلف ساقی
    گر فلکشان بگذارد که قراری گيرند

    قوت بازوی پرهيز به خوبان مفروش
    که در اين خيل حصاری به سواری گيرند

    يا رب اين بچه ترکان چه دليرندبه خون
    که به تير مژه هر لحظه شکاری گيرند

    رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد
    خاصه رقصی که در آن دست نگاری گيرند

    حافظ ابنای زمان را غم مسکينان نيست
    زين ميان گر بتوان به که کناری گيرند
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #186
    مدير بخش
    ╬✿╬ سوگند ╬✿╬ آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 979      تشکر : 1,494
    1,541 در 647 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ╬✿╬ سوگند ╬✿╬ آنلاین نیست.

    پیش فرض







    صلاح کار کجا و من خراب کجا
    ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
    دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
    کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
    چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
    سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
    ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
    چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
    چو کحل بینش ما خاک آستان شماست
    کجا رویم بفرما از این جناب کجا
    مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است
    کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا
    بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال
    خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا
    قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست
    قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا



    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •


  7. #187
    مدير بخش
    ╬✿╬ سوگند ╬✿╬ آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 979      تشکر : 1,494
    1,541 در 647 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ╬✿╬ سوگند ╬✿╬ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    غزل 186

    گر می فروش حاجت رندان روا کند
    ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند
    ساقی به جام عدل بده باده تا گدا
    غیرت نیاورد که جهان پربلا کند
    حقا کز این غمان برسد مژده امان
    گر سالکی به عهد امانت وفا کند
    گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم
    نسبت مکن به غیر که این‌ها خدا کند
    در کارخانه‌ای که ره عقل و فضل نیست
    فهم ضعیف رای فضولی چرا کند
    مطرب بساز پرده که کس بی اجل نمرد
    وان کو نه این ترانه سراید خطا کند
    ما را که درد عشق و بلای خمار کشت
    یا وصل دوست یا می صافی دوا کند
    جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت
    عیسی دمی کجاست که احیای ما کند



    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •


صفحه 19 از 19 نخستنخست ... 91516171819

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •