• غزلیات خواجه حافظ شیرازی • سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
• غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
صفحه 7 از 19 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 187
  1. #61
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۶۱

    صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
    بيار نفحه‌ای از گيسوی معنبر دوست

    به جان او که به شکرانه جان برافشانم
    اگر به سوی من آری پيامی از بر دوست

    و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار
    برای ديده بياور غباری از در دوست

    من گدا و تمنای وصل او هيهات
    مگر به خواب ببينم خيال منظر دوست

    دل صنوبريم همچو بيد لرزان است
    ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست

    اگر چه دوست به چيزی نمی‌خرد ما را
    به عالمی نفروشيم مويی از سر دوست

    چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد
    چو هست حافظ مسکين غلام و چاکر دوست


    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #62
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۶۲

    مرحبا ای پيک مشتاقان بده پيغامدوست
    تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

    واله و شيداست دايم همچو بلبلدر قفس
    طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست

    زلف او دام است و خالش دانه آندام و من
    بر اميد دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست

    سر ز مستی برنگيرد تا بهصبح روز حشر
    هر که چون من در ازل يک جرعه خورد از جام دوست

    بس نگويمشمه‌ای از شرح شوق خود از آنک
    دردسر باشد نمودن بيش از اين ابرام دوست

    گردهد دستم کشم در ديده همچون توتيا
    خاک راهی کان مشرف گردد از اقدامدوست

    ميل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
    ترک کام خود گرفتم تا برآيد کامدوست

    حافظ اندر درد او می‌سوز و بی‌درمان بساز
    زان که درمانی ندارد دردبی‌آرام دوست


    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #63
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۶۳

    روی تو کس نديد و هزارت رقيب هست
    در غنچه‌ای هنوز و صدت عندليب هست

    گر آمدم به کوی تو چندان غريب نيست
    چون من در آن ديار هزاران غريب هست

    در عشق خانقاه و خرابات فرق نيست
    هر جا که هست پرتو روی حبيب هست

    آن جا که کار صومعه را جلوه می‌دهند
    ناقوس دير راهب و نام صليب هست

    عاشق که شد که يار به حالش نظر نکرد
    ای خواجه درد نيست وگرنه طبيب هست

    فرياد حافظ اين همه آخر به هرزه نيست
    هم قصه‌ای غريب و حديثی عجيب هست

    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #64
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۶۴

    اگر چه عرض هنر پيش ياربی‌ادبيست
    زبان خموش وليکن دهان پر از عربيست

    پری نهفته رخ و ديو درکرشمه حسن
    بسوخت ديده ز حيرت که اين چه بوالعجبيست

    در اين چمن گل بی خارکس نچيد آری
    چراغ مصطفوی با شرار بولهبيست

    سبب مپرس که چرخ از چه سفلهپرور شد
    که کام بخشی او را بهانه بی سببيست

    به نيم جو نخرم طاق خانقاه ورباط
    مرا که مصطبه ايوان و پای خم طنبيست

    جمال دختر رز نور چشم ماستمگر
    که در نقاب زجاجی و پرده عنبيست

    هزار عقل و ادب داشتم من ایخواجه
    کنون که مست خرابم صلاح بی‌ادبيست

    بيار می که چو حافظ هزارماستظهار
    به گريه سحری و نياز نيم شبيست

    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #65
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۶۵

    خوشتر ز عيش و صحبت و باغ و بهارچيست
    ساقی کجاست گو سبب انتظار چيست

    هر وقت خوش که دست دهد مغتنمشمار
    کس را وقوف نيست که انجام کار چيست

    پيوند عمر بسته به موييست هوشدار
    غمخوار خويش باش غم روزگار چيست

    معنی آب زندگی و روضه ارم
    جز طرفجويبار و می خوشگوار چيست

    مستور و مست هر دو چو از يک قبيله‌اند
    ما دل بهعشوه که دهيم اختيار چيست

    راز درون پرده چه داند فلک خموش
    ای مدعی نزاعتو با پرده دار چيست

    سهو و خطای بنده گرش اعتبار نيست
    معنی عفو و رحمتآمرزگار چيست

    زاهد شراب کوثر و حافظ پياله خواست
    تا در ميانه خواسته کردگار چيست

    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #66
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۶۶

    بنال بلبل اگر با منت سر ياريست
    که ما دو عاشق زاريم و کار مازاريست

    در آن زمين که نسيمی وزد ز طره دوست
    چه جای دم زدن نافه‌هایتاتاريست

    بيار باده که رنگين کنيم جامه زرق
    که مست جام غروريم و نامهشياريست

    خيال زلف تو پختن نه کار هر خاميست
    که زير سلسله رفتن طريقعياريست

    لطيفه‌ايست نهانی که عشق از او خيزد
    که نام آن نه لب لعل و خطزنگاريست

    جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال
    هزار نکته در اين کار وبار دلداريست

    قلندران حقيقت به نيم جو نخرند
    قبای اطلس آن کس که از هنرعاريست

    بر آستان تو مشکل توان رسيد آری
    عروج بر فلک سروری بهدشواريست

    سحر کرشمه چشمت به خواب می‌ديدم
    زهی مراتب خوابی که به زبيداريست

    دلش به ناله ميازار و ختم کن حافظ
    که رستگاری جاويد در کمآزاريست
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #67
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۶۷

    يا رب اين شمع دل افروز ز کاشانه کيست
    جان ما سوخت بپرسيد که جانانه کيست

    حاليا خانه برانداز دل و دين من است
    تا در آغوش که می‌خسبد و همخانه کيست

    باده لعل لبش کز لب من دور مباد
    راح روح که و پيمان ده پيمانه کيست

    دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو
    بازپرسيد خدا را که به پروانه کيست

    می‌دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد
    که دل نازک او مايل افسانه کيست

    يا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبين
    در يکتای که و گوهر يک دانه کيست

    گفتم آه از دل ديوانه حافظ بی تو
    زير لب خنده زنان گفت که ديوانه کيست
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #68
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۶۸

    ماهم اين هفته برون رفت و به چشممساليست
    حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حاليست

    مردم ديده ز لطف رخ او دررخ او
    عکس خود ديد گمان برد که مشکين خاليست

    می‌چکد شير هنوز از لب همچونشکرش
    گر چه در شيوه گری هر مژه‌اش قتاليست

    ای که انگشت نمايی به کرم درهمه شهر
    وه که در کار غريبان عجبت اهماليست

    بعد از اينم نبود شابه درجوهر فرد
    که دهان تو در اين نکته خوش استدلاليست

    مژده دادند که بر ماگذری خواهی کرد
    نيت خير مگردان که مبارک فاليست

    کوه اندوه فراقت به چهحالت بکشد
    حافظ خسته که از ناله تنش چون ناليست
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #69
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۶۹

    کس نيست که افتاده آن زلف دوتا نيست
    در رهگذر کيست که دامی ز بلا نيست

    چون چشم تو دل می‌برد از گوشه نشينان
    همراه تو بودن گنه از جانب ما نيست

    روی تو مگر آينه لطف الهيست
    حقا که چنين است و در اين روی و ريا نيست

    نرگس طلبد شيوه چشم تو زهی چشم
    مسکين خبرش از سر و در ديده حيا نيست

    از بهر خدا زلف مپيرای که ما را
    شب نيست که صد عربده با باد صبا نيست

    بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز
    در بزم حريفان اثر نور و صفا نيست

    تيمار غريبان اثر ذکر جميل است
    جانا مگر اين قاعده در شهر شما نيست

    دی می‌شد و گفتم صنما عهد به جای آر
    گفتا غلطی خواجه در اين عهد وفا نيست

    گر پير مغان مرشد من شد چه تفاوت
    در هيچ سری نيست که سری ز خدا نيست

    عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت
    با هيچ دلاور سپر تير قضا نيست

    در صومعه زاهد و در خلوت صوفی
    جز گوشه ابروی تو محراب دعا نيست

    ای چنگ فروبرده به خون دل حافظ
    فکرت مگر از غيرت قرآن و خدا نيست

    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #70
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •




    غزل ۷۰

    مردم ديده ما جز به رخت ناظر نيست
    دل سرگشته ما غير تو را ذاکر نيست

    اشکم احرام طواف حرمت می‌بندد
    گر چه از خون دل ريش دمی طاهر نيست

    بسته دام و قفس باد چو مرغ وحشی
    طاير سدره اگر در طلبت طاير نيست

    عاشق مفلس اگر قلب دلش کرد نثار
    مکنش عيب که بر نقد روان قادر نيست

    عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد
    هر که را در طلبت همت او قاصر نيست

    از روان بخشی عيسی نزنم دم هرگز
    زان که در روح فزايی چو لبت ماهر نيست

    من که در آتش سودای تو آهی نزنم
    کی توان گفت که بر داغ دلم صابر نيست

    روز اول که سر زلف تو ديدم گفتم
    که پريشانی اين سلسله را آخر نيست

    سر پيوند تو تنها نه دل حافظ راست
    کيست آن کش سر پيوند تو در خاطر نيست
    • غزلیات خواجه حافظ شیرازی •
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 7 از 19 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •