سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

موضوع: الو! ببخشید با خدا کار داشتم

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    koodak1 الو....الو ....خونه خدا ؟ خدایا نذار بزرگ بشم ............



    خدایا ! نذار بزرگ بشم ...........


    الو … الو… سلام
    کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟
    مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟
    پس چرا کسی جواب نمیده؟

    (یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس ).
    بله با کی کار داری کوچولو؟

    خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.

    بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید:
    مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم

    هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .
    صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟
    (فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی......
    نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

    (بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست
    و بر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت
    اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما…
    بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛

    بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..
    دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد.
    وگفت:خدا جون خدای مهربون،
    خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا....

    چرا ؟
    این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

    آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .
    اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟
    نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟
    نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟

    مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.
    مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم .
    مگه ما باهم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟
    خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟
    مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد…؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    (خدا پس از تمام شدن گریه های کودک

    آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه…
    کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت.
    کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان میخواستند .
    دنیا برای تو کوچک است …

    بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی…
    کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.







    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-11-1392 در ساعت 03:41
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    امرداد 1390
    شماره عضویت
    1578
    نوشته
    3,750
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    تشکر
    5,514
    مورد تشکر
    14,644 در 3,862
    وبلاگ
    7
    دریافت
    37
    آپلود
    144

    پیش فرض

    سلام وادب

    فوق العاده بود ، واقعا کاش ما خود خداوند رو از خدا طلب می کردیم
    چه زیباست دوستی انسان با خالق مهربان
    ممنون و التماس دعا


    امضاء
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************


  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1419
    نوشته
    171
    تشکر
    841
    مورد تشکر
    709 در 170
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll الو! ببخشید با خدا کار داشتم








    الو! سلام
    -سلام علیکم! بفرمایید.
    -ببخشید با خدا کار داشتم، می خواستم با خودشون صحبت کنم.
    -خودم هستم، باز چی شده بنده من؟
    -چه زود منو شناختید.
    - من هیچ کس را فراموش نمیکنم. هیچکس.
    - ببخشید خدا جونم! کارم یه خورده طول می کشه وقت دارین؟
    - بگو! همه حرفات رو می شنوم.
    - خدا جونم؟!
    - بگو جانم!
    - یه خواهش دارم.

    - بگو عزیزم.
    - ببین خدا! می دونی! می خوام بدونم وقتی باهات حرف می زنم و درد دل می کنم صدامو می شنوی یا نه. اصلاً می خوام هر وقت دعا می کنم، دعامو بشنوی.
    به حرفم گوش بدی. می دونی! همین که بدونم یکی حرفم رو می شنوی برام کافیه.
    - من که بارها گفتم" ادعونی استجب لکم" تو هر دفعه منو صدا کنی جوابت رو میدم.

    هر موقع منو صدا کنی میام و پای درد دلت می شینم و باهات حرف می زنم. اما وقتی اینقدر این گوش تو هر صدایی و هر سخنی رو شنیده و سنگین شده که صدای منو نمی شنوه، تقصیر من نیست.
    - واقعاً حرفام رو می شنوی؟!
    -واقعاً حرفات رو می شنوم.
    - ببین خدا! تو از همه چیز با خبری. همه چیز رو می دونی، مگه نه؟
    -بله!

    -از حاجتم، از نامه نا نوشتم، از حرف نگفتم، از وضع دنیام، از آخرتم، از ظاهرم، از چیزی که تو دل دارم، … از همش خبر داری؟
    - آره همش رو می دونم.
    - هق هق گریه هام رو می بینی؟ وقتی از بیچارگی و درموندگیم پیشت شکایت می کنم، حرفام رو می شنوی؟ وقتی از همه جا درمونده می شم و طرف تو میام، می فهمی که میام؟ صدای در زدنام رو می شنوی؟
    -بله بنده ام. می بینم. می شنوم. می فهمم. مگه نشنیدی" ان الله بصیر بالعباد". مگه "نشنیدی ان الله سمیع الدعاء"
    - می دونم. اما من…
    -هر جا که بری بازم بنده منی. اما از بس که باور نمی کنی که همشو می بینم و می شنوم اینقدر دل منو می شکونی.
    - الهی بمیرم!

    - بارها شده گفتم نرو. نفهمیدی! رفتی! هی دنبالت اومدم! به ملائک گفتم مبادا چیزی بنویسینا صبر کنید تا لحظه آخر. بر می گرده ؛ هر چی ملائک گفتن بار الها ! این بنده سابقه داره. دفعه اولش نیست. اما گفتم: نه شاید این دفعه عوض شده باشه. صبر کنید. چیزی ننویسید. و اونا هم با من منتظر نشستن تا ببینن تو عوض شدی.
    هی صدات زدم. گفتم: نرو. اما تو رفتی. گفتم: نزن. اما تو زدی. اخر سر منو پیش ملائک سر افکنده کردی. ملائک گفتن: بار الها! بازم عوض نشد.
    - شرمنده ام.
    - هر دفعه همین حرف رو می زنی. هر دفعه هم می بخشمت. هر دفعه هم به روم سیلی می زنی.
    -شرمندتم . با وجود همه محبتی که بهم داری سرم زیره. با اینکه خیلی بدم اما تو خیلی خوبی. به جون خودم می دونم که اگه یکی از این نعمتهایی رو که بهم دادی بخاطر این همه کفر و ناشکریایی که می کنم ازم بگیری، کسی نمی تونه اون رو دوباره بهم بده.
    خدا جونم! از روز برام روشن تره که جز تو پناهی ندارم. هر جا برم، به هر راهی برم، به هر جا و مقامی برسم. باز اخر راه که رسیدم و دستم رو خالی دیدم تو رو صدا می کنم.
    خیلی می ترسم یه روزی پیمونه گناه من سر بره و خشمت بگیره. خیلی می ترسم که بگی به این بنده هر چی فرصت دادم آدم نشده.
    خیلی می ترسم از لحظه ای که بخوای از من رو برگردونی.
    خدا جونم! می دونم اینقدر نافرمانی و سرکشی کردم که لیاقت مهر تو رو ندارم. اما…
    اما بخشش صفتیه که فقط در خور شأن و مقام توست.
    -دلمو می شکنی. می دونی! هر بار که میای دلم نمیاد دست رد تو سینت بزارم؟!
    چشمای اشک بارونت رو که می بینم از خودم خجالت می کشم که در رو بروت باز نکنم.
    هر دفعه با روی گشاده در رو باز می کنم و به استقبالت میام به امید اینکه ایندفعه، دفعه دیگه رو درست می شیاما ...
    -می دونم اما خدایا! وای بر من اگر تو من رو نبخشی. خدایا! تو زندگیم این همه به من نیکی کردی من چطور می تونم باور کنم
    که لحظه مرگ ، منو تنها بزرای و خوبی خودت رو از من دریغ کنی.

    ما انسانها باید از خدا و قیامت بترسیم چون لحظه ای است که دیگه یار و یاوری مثل خدا نداریم . دقت کنید ، فکر کنید.
    امیدوارم تو این دنیا بتونید از پس شیطان بر آیید تا جلو خدا رو سفید باشید البته با کمک خودش.

    منبع:سایت درد و دل با خدا



    امضاء
    من خدایی را که من را اینقدر زیبا آفرید دوست دارم.
    خدایا شکرت


  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0


    الو سلام
    منزل خداست؟
    این منم مزاحمی که آشناست
    هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است
    ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست
    شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است
    به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟
    الو
    دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
    خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟
    چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر
    صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟
    اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم
    شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست
    دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم
    پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست
    الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم
    دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست
    دوباره ...
    ... تا خدا خداست



    امضاء


  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض

    امضاء





  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    امام علی (ع) می فرمایند:


    هنگامیکه مقدمات نعمتها به شما می رسددنباله آن را به
    واسطه کمی شکر گزاری از خود دور نسازید .


    روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم.
    شغلم ‏را، دوستانم را، زندگی ام را!
    به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا ‏صحبت کنم.
    به خدا گفتم:آیا می‏ توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری؟
    و جواب ‏او مرا شگفت زده کرد.
    او گفت : آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟
    پاسخ دادم : بلی
    فرمود: ‏هنگامی که درخت بامبو و سرخس را آفریدم،
    به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و
    غذای کافی دادم. دیر زمانی نپایید
    که سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را فرا ‏گرفت
    اما ازبامبو خبری نبود. من از او قطع امید نکردم.
    در دومین سال سرخسها بیشتر ‏رشد کردند و زیبایی
    خیره کننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها
    خبری نبود. ‏من بامبوها را رهانکردم. در سالهای سوم و
    چهارم نیز بامبوها رشد نکردند. اما من باز از آنها قطع
    امید نکردم. در سال پنجم جوانه کوچکی از بامبو
    نمایان شد. در ‏مقایسه با سرخس کوچک و کوتاه بود اما
    با گذشت6 ماه ارتفاع آن به بیش از ۱۰۰ فوت ‏رسید.
    ۵ سال طول کشیده بودتا ریشه ‏های بامبو به اندازه
    کافی قوی شوند. ریشه هایی ‏که بامبو
    را قوی می‏ ساختند و آنچه را برای زندگی به
    آن نیاز داشت رافراهم می ‏کرد.
    ‏خداوند در ادامه فرمود: آیا می‏ دانی در تمامی این سالها
    که تو درگیرمبارزه با ‏سختیها و مشکلات بودی در
    حقیقت ریشه هایت رامستحکم می ‏ساختی؟
    من در تمامی این مدت ‏تو را رها نکردم
    همانگونه که بامبوها را رها نکردم.
    ‏هرگز خودت را با دیگران ‏مقایسه نکن. بامبو و سرخس
    دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل کمک می کنن.
    ‏زمان تو نیز فراخواهد رسید تو نیز رشد می ‏ کنی و
    قدمی کشی!از او پرسیدم : من ‏چقدر قد می‏ کشم.
    ‏در پاسخ از من پرسید: بامبو چقدر رشد می کند؟
    جواب دادم: هر ‏چقدر که بتواند.
    ‏گفت:
    تو نیز باید رشد کنی و قد بکشی، هر اندازه که ‏بتوانی…
    التماس دعا





    امضاء


  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    شماره عضویت
    3886
    نوشته
    1,137
    تشکر
    10,151
    مورد تشکر
    8,197 در 1,452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    الو...الو...سلام
    خداجون گوشیوبردار؟
    خسته ام؟
    صداآمد
    لاتقنطوا من رحمة الله
    از رحمت خدا نا امید نشید
    هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره.
    ان الله یحول بین المرء و قلبه
    خدا حائل هست بین انسان و قلبش!

    غیر از تو کسی رو ندارم.
    نحن اقرب الیه من حبل الورید
    ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم

    ولی انگار اصلا منو فراموش کردی
    فاذکرونی اذکرکم
    منو یاد کنید تا یاد شما باشم

    دلم گرفته. احساس تنهایی می‌کنم
    فانی قریب
    من که نزدیکم
    تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم.
    و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
    هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن

    این هم توفیق می‌خواهد!:
    ألا تحبون ان یغفرالله لکم
    دوست ندارید خدا ببخشدتون؟!

    معلومه که دوست دارم منو ببخشی
    و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
    پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید

    با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم
    الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
    مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟!

    دیگه روی توبه ندارم
    الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
    (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه

    با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
    ان الله یغفر الذنوب جمیعا
    خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه

    یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
    و من یغفر الذنوب الا الله
    به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟

    ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
    الیس الله بکاف عبده
    خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟

    در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
    یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
    ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه

    التماس دعا



    امضاء


  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,698
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,604
    مورد تشکر
    24,520 در 7,139
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    مناجات با خدا:

    الهی و ربی من لی غیرک *** الهی و ربی من لی غیرک

    خدایا به اسم یا غفارت *** نظر کن به عبد گرفتارت

    به ذکرت به جودت میخوانمت *** که مهمان شده شب زنده دارت

    به آوای عظم سلطانک*** الهی و ربی من لی غیرک

    خدایا تو هستی تنها یارم *** به خاک درت سر می گذارم

    تویی تو تمام امید من *** به جز تو پناهی را ندارم

    منم خاک و تو تعلی مکانک*** الهی و ربی من لی غیرک

    چه غمها زدودی از دل من *** گشودی گره از مشکل من

    بلا را گرفتی از جان و دل *** وِلا را سرشتی با گِل من

    به والایی ظهر امرُک *** الهی و ربی من لی غیرک

    من و بی فایی با مهربان *** تو و همنوایی با همزبان

    منو بی حیایی در معاصی *** تو و آشنایی با پشیمان

    تویی صاحب خفیَ مکرُک *** الهی و ربی من لی غیرک

    منو کوه عصیان یارب العفو *** تویی ماه غفران یا رب العفو

    منو درد نسیان از رحمتت *** . . . یا رب العفو

    پناه بر تو از غلب قهرُک *** الهی و ربی من لی غیرک

    من عبد گنهکار تو بخشنده *** دست خطاکار تو زیبنده

    خجالت کشم از لحظه ای که *** تو هستی به جای من شرمنده

    به هنگام وجبت قرتک *** الهی و ربی من لی غیرک

    اگر تو نبخشی خطایم را *** صدا می کنم من آقایم را

    به قدری بگویم حسین حسین *** که سازی اجابت دعایم را

    به اسمی که شد فیه قبائک *** الهی و ربی من لی غیرک

    من آن ریزه خوار کوثریَم *** گدای عطای حیدریَم

    به پایین پای آقا سوگند *** که عمری علیِ اکبریَم

    بهشت امیرت قد عطیتُک *** الهی و ربی من لی غیرک

    امضاء



  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    doooaaa



    خدایا؛
    آغازی که «تو» صاحبش نباشی؛
    چه امیدی ست، به پایانش ...؟!



    امضاء





  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن مناسبت ها
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    1889
    نوشته
    30,289
    صلوات
    3665
    دلنوشته
    21
    تشکر
    53,332
    مورد تشکر
    88,553 در 29,334
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض







    از خدا خواستم تا درد هایم را از من بگیرد ،
    خدا گفت : نه !
    رها کردن کار توست ، تو باید از آن ها دست بکشی .

    از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد ،
    خدا گفت : نه
    شکیبایی زاده رنج و سختی است ،
    شکیبایی بخشیدنی نیست ، به دست آوردنی است .

    از خدا خواستم تا خوشی و سعادت ام بخشد ،
    خدا گفت : نه !
    من به تو نعمت و برکت داده ام ، حال با توست
    که سعادت را فراچنگ آوری .

    از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد ،
    خدا گفت : نه !
    رنج و سختی ، تو را از دنیا دور تر و دور تر
    و به من نزدیک تر و نزدیک تر می کند .

    از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشید ،
    خدا گفت : نه !
    بایسته آن است که تو خود سربرآوری و ببالی
    اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوی .

    من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت
    می آفرید از خدا خواستم ، و باز خدا گفت : نه !

    من به تو زندگی خواهم داد ،
    تا تو خود را از هر چیزی لذتی به کف آری .

    از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم ،
    همان گونه که او مرا دوست دارد ،

    و خدا گفت : آه ، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم !




    امضاء


    استشمام عطر ظهور در کانال آیه های انتظار

    channel :@ayeha





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





    اَلـــلّــــهـُــــمَّ عَــــجِـّـــلْ لِـــوَلـــیـــِّکَ الــــْفــــَرَجْ





صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی