سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: اولین منافق اسلام که بود؟

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    همكار انجمن خدمات و دانلود
    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    شماره عضویت
    1270
    نوشته
    709
    صلوات
    10
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    2,363
    مورد تشکر
    3,481 در 696
    دریافت
    11
    آپلود
    12

    پیش فرض اولین منافق اسلام که بود؟

    عبدالله ابن ابي چهره اي شناخته شده درتاريخ اسلام است و گاهي از وي با عنوان سرور منافقين صدر اسلام نام برده مي شود.

    عبدالله بن ابي كه قبل از هجرت پيامبر اكرم به مدينه اميدوار بود تا حاكم شهر مدينه شود و علاوه بر قبيله خزرج بر قبيله رقيب يعني اوس هم حاكم گردد با ورود پيامبر به مدينه همه ارزوهاي وي بر باد رفت و حتي رياست و اقايي وي بر قبيله خودش ( خزرج ) هم كمرنگ شد.

    عبدالله با اينكه بظاهر ايمان اورد ولي از هر فرصت پيش امده نهايت استفاده را مي برد تا به مسلمانان ضربه زند. او حتي با مشركان مكه نيز ارتباط برقرار كرد و قبايل را پنهاني بر ضد مسلمانان تحريك مي كرد.

    عبدالله بن ابي نقش بسيار مهمي در تحريك يهوديان مدينه در شكستن پيمان با مسلمانان داشت كه باعث جنگهايي نيز شد.

    پيامبر اكرم از همه تحركات وي اگاه بود ولي براي جلوگيري از تفرقه بين مسلمانان با وي به مسالمت رفتار ميكرد و هميشه اين منافق را كنترل مي كرد.

    پس از پيروزي در غزوه بني المصطلق بر سر چاه ابي نزاعي بين دو مسلمان يكي از انصار مدينه و ديگري از مهاجرين مكه در گرفت كه مرد انصاري از انصار كمك خواست و مرد مهاجر از مهاجران كه مردان مهاجر و انصار بر سر چاه شمشير بروي يكديگر كشيدند ولي مرداني از مهاجر و انصار وساطت كردند و نزاع پايان يافت.

    عبدالله بن ابي كه در صدد سوء استفاده از اين موضوع بود براي تحريك انصار ؛ در حضور جمعي از مردان قبيله خود گفت:
    ايا كار به جايي كشيده كه اينان در سرزمين ما و در شهر ما بر ما برتري جويند ؟! اين كاري است كه خودمان با خودمان كرده ايم م‍َثَل ما و مهاجرين همان است كه گفته اند : سگت را فربه كن تا تو را بخورد ...

    بخدا اگر به مدينه باز گرديم ما عزيزان مدينه ؛ ذليلان مهاجر را بيرون مي كنيم و ...

    زيد ابن ارقم كه نوجواني نورس بود اين گفتار نفاق اميز را به رسول خدا گزارش داد . عمر كه انجا بود گفت : عباد بن بشر را بفرما تا عبدالله را بكشد . رسول اكرم (‌ص ) فرمود : چگونه دستوري دهم كه مردم گويند « محمد اصحاب خود را مي كشد ؟»،

    اصحاب از انصار ماجرا را شنيدند و پيش حضرت رسول امدند كه يا رسول الله ! عزيز تويي و ذليل اوست . دستور بده تا وي را از مدينه اخراج كنيم . ولي با وي مدارا كن كه قبل از امدن شما قبيله اش تاج شاهي براي او مي ساختند و او گمان مي كند كه شما پادشاهي را از دست وي بيرون كشيده اي .


    ( البته اين ماجرا طولاني است بخصوص گرفتاري زيد بن ارقم كه از طرف انصار و عبدالله بن ابي به دروغگويي متهم شد و نزول سوره منافقون زيد را سرافراز و عبدالله ابن ابي را شرمگين و رسوا ساخت .)


    و اما...

    عبدالله بن ابي فرزندي داشت كه نام وي نيز عبدالله بود. عبدالله بن عبدالله بن ابي چون شنيد كه نفاق پدرش اشكار شده و وي نسبت به رسول خدا و مهاجران سخناني ناروا گفته بيدرنگ بر سر راه پدر ايستاد و شتر وي را خواباند و گفت: تو را رها نمي كنم تا بداني كه و بفهمي كه ذليل و زبون تويي و عزيز و بزرگوار محمد (ص) است.

    در اين ميان حضرت محمد (ص) رسيد و فرمود: دست از وي بدار؛ بخدا سوگند تا در ميان ما باشد البته با وي به نيكي رفتار مي كنيم.

    به روايت ابن اسحاق؛ عبدالله بن عبدالله بن ابي نزد رسول خدا امد و گفت: شنيده ام كه مي خواهي پدرم را به كيفر انچه گفته است بكشي؛ اگر چنين است مرا بفرما تا او را بكشم و سرش را نزد تو اورم چرا كه مي ترسم ديگري را مامور كشتن او كني و من نتوانم كشنده پدرم را ببينم كه در ميان مردم راه مي رود و او را بكشم. حضرت رسول فرمودند: نه با وي مدارا مي كنيم و تا در ميان ماست با وي به نيكي رفتار خواهيم كرد.

    بعدها هرگاه كار ناپسندي از وي سر ميزد مردان قبيله اش او را ملامت و سرزنش مي كردند و رسول خدا به عمر بن خطاب كه پيشنهاد كشتن او را داده بود گفت:

    مي بيني عمر؟! به خدا قسم اگر ان روز كه گفتي او را بكش او را كشته بودم كساني به خاطر او ازرده خاطر مي شدند ولي اگر امروز دستور دهم همانان وي را مي كشند.


    منبع: سیره ابن هشام


  2. تشكرها 3


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی