يگانگى يا گوناگونى فرهنگ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
يگانگى يا گوناگونى فرهنگ
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25
  1. #1
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض يگانگى يا گوناگونى فرهنگ






    تاريخ يكسره مَغاك نااميديها و وحشتها نيست مدينه اى است ملكوتى. كشور پهناور انديشه هاست و سرزمين هزاران دانشمند هنرمند شاعر عاشق فيلسوف موسيقيدان سياستمدار روحانى و نوآور كه همگان در آن زنده اند و هنوز سخن مى گويند و درس مى دهند و نقش مى آفرينند و نغمه مى سرايند.
    (نيك بخت كسى كه پيش از مرگ هر اندازه كه بتواند از يادگارهاى جاودان تمدن توشه برگيرد و آن را به فرزندان خويش برساند.)1
    (فرزندم! گرچه من هم اندازه كسانى كه پيش از من بوده اند نزيسته ام امّا در كارها و روزهاشان نگريسته ام و در سرگذشت آنها انديشيده. و در يادگارها و ماندگاران شان گرديده ام و ديده ام تا چون يكى از آنان گرديده ام. بلكه با آگاهى اى كه از كارهاشان به دست آورده ام گويى چنان است كه با نخستين تا پسينشان زيسته ام. آن گاه از آنچه ديدم روشن و آشكار را از تار و مبهم و سودمند را از زيانبار باز شناختم و براى تو از هر چيز فشرده آن را جدا ساختم و نيكويى آن را برايت جست وجو كردم و آن را كه شناخته نبود از دسترس تو به دور انداختم.
    …خبرهاى پيشينيان را بر دلت عرضه دار و آنچه را به آنان كه پيش از تو بودند رسيد به يادش آر و در سرزمين و فرهنگ و تمدن آنها به گردش پرداز و بنگر كه چه كردند و از كجا به كجا شدند و كجا بار انداختند و كجا فرود آمدند…)2
    كارهاى پژوهشى درباره شناخت فرهنگها و فرهنگ شناسى به پيروى از دو دانش: قوم(=مردم) شناسى و جامعه شناسى از سده هيجده ميلادى در پى كشورگشايى اروپاييان و پديدارى استعمار در كشورهاى استعمار شده آغاز شد. امّا پديدارى فرهنگهاى گوناگون ريشه در آغاز آفرينش آدم دارد.آن گاه كه براى كشاورزى ابزارى ساخت تا به بهره بردارى از طبيعت و دگرگون ساختن آن بپردازد بذر فرهنگ و تمدن را در كشتزار جان آدمى افشاند


    يگانگى يا گوناگونى فرهنگ
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. تشكر

    محب فاطمه (24-08-1388)

  3.  

  4. #2
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : يگانگى يا گوناگونى فرهنگ







    كتابهاى مقدس (آسمانى يا غير آسمانى) از نخستين آثارى بشمارند كه فرهنگ و فرهنگ آفرينى را براى انسان به ارمغان آورده اند همانند: گاتاها در ايران باستان تورات و انجيل در سرزمين شام اوپانيشادها و بهاگودگيتا در هندوستان وائود جنيگ در چين و قرآن در سرزمينهاى مسلمانان و….
    كتابهاى مقدس گرچه به باور پيروان و گروندگان آنها ريشه در آسمانها و ژرفاى جان دارد؛ امّا هر آسمانى زمين مى خواهد تا در آن تناورى يابد و كالبد پذيرد:
    (خداوند هر پيامبرى كه به سوى مردمى فرستاد به زبان همان مردم بود.)3
    شرط نخست درك و فهم رو به رو داشتن زبان يگانه است. بدون همزبانى پيوند و بستگى ممكن نيست. زبان هر قوم و ساختار واژگان و جمله هاى آن آينه و درخششگاه فرهنگ آن قوم است. گوناگونى زبانها نشانه فرهنگهاى گوناگون است زبان هر قومى جلوه گاه و نمايان گر فرهنگ آن قوم است. و در بسيارى و گوناگونى زبانها نشانه هايى بر هستى خداوندگار زبان و فرهنگ است.4
    با نگاهى پديده شناختى فرآورده ها و نمودهاى فرهنگى گوناگون است زبان يكى از آن نمودهاست كه نمودگار فرهنگ آورنده و حاملِ آن زبان نيز هست. فرآورده هاى فرهنگى در يك شمار (اسطوره دين علم هنر تاريخ و زبان)5 در شمار ديگر:(زبان دين اخلاق حقوق قدرت سياسى فن و هنر و آموزش و پرورش…) در شمار سوم (علم فن و هنر حكمت دين اخلاق و حقوق) اند كه البته زبان گزارش گر شايسته و ويژه همه اين جلوه ها و فرآورده هاى فرهنگى است. راه ورود به انديشه و فرهنگ ديگر قومها و ملتها پژوهش در زبانها گوناگون و زبان شناسى تطبيقى است كه پرتو افشان گوناگونى فرهنگهاست.
    انسان تنها آفريده اى است كه با ويژگى فرهنگى از ديگر گونه هاى هستى جدا مى گردد. در پژوهشهاى دانشهاى انسانى مدار پژوهش (فرهنگ) است و جوهره فرهنگ هم آن شالوده و ريشه با گوهر و استوارى است كه جلوه هاى فرهنگى بر مدار و بنيان آن جلوه گرى مى كنند و شكل مى گيرند

    يگانگى يا گوناگونى فرهنگ
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. تشكر

    محب فاطمه (24-08-1388)

  6. #3
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : يگانگى يا گوناگونى فرهنگ







    پس دور از حقيقت است اگر همانند پيشينيان بيانديشيم كه (جهان بر گرد ما مى چرخد و ما محور جهانيم.) بايد اندكى فروتنى پيشه سازيم و ديگران را نيز در (بازى فرهنگ) شركت دهيم و بازدارنده هاى پيشرفت و اعتلاى فرهنگى را از ميان برداريم بر خوان گسترده فرهنگها بنشينيم تا از گوناگونى فرآورده هاى فرهنگى بهره بريم و ديگران را نيز بهره مند سازيم. اگر ديگران را در اين بازى شركت نداديم دليل بر نبودن آنان نيست بلكه خود را از افزونيها و خجستگيهاى آن فرهنگ بى بهره ساخته ايم و هستند ديگرانى كه او را به بازى خويش فراخوانند و از او بهره برند و به او بهره رسانند. سخن اين نيست كه دست از فرهنگ ديرينه و كهن خود شسته و پذيراى فرهنگ بيگانه شويم بلكه جان سخن آن كه: سفارش امام على(ع) را آويزه گوش جان كنيم و در فرهنگ و سرگذشت ديگران بيانديشيم و با نيروى خرد خدادادى سره از ناسره باز شناسيم و در پذيرش فرهنگ ديگر قومها و ملتها گزينشى برخورد كنيم:
    (از هر چيز بهترين آن را برگزيدم و نيكويى آن را برايت جست و جو كردم)
    و از تمام بهره منديهاى آنان بهره ببريم آنچنان كه گويى يكى از آنان شده ايم و زندگى نخستين تا پسين آنان را به تجربه بنشينيم. به گردش در سرزمين قومهاى دور و نزديك بپردازيم و آثار (فرهنگ و تمدن) آنان به دقت بنگريم تا دريابيم آنان را چه بهره اى است؟
    پس به حكم عقل و منطق نبايد سر در لاك خود فرو بريم و پيله اى براى نابودى خود بتنيم.بايد به تلاش برخيزيم و كارى ديگر پيشه سازيم و روشى ديگر پيش گيريم.
    اگر به اين آگاهى تاريخى برسيم كه: همه خوبيها نيكيها و زيباييها را ما تنها نداريم بلكه ديگران نيز از آنها بهره اى دارند ديگر سخن از خودخواهى و خودمحورى فرهنگى و ملى نخواهد بود. لازمه و خواست انسان بودن زيستن با همه انسانها با هر فرهنگ و مليّتى است. در واقع بها دادن به ديگران و مقام شناسى و ارج نهى نمايان گر بهاى خويش و پاسداشت خود است. هر گونه برخورد و رفتار ناشايست با ديگران بازتابى دارد همانند و بلكه با شدّت بيش تر

    يگانگى يا گوناگونى فرهنگ
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. تشكر

    محب فاطمه (24-08-1388)

  8. #4
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : يگانگى يا گوناگونى فرهنگ






    در قرآن رفتار نادرست با كسانى كه غير خدا را مى پرستند اين گونه وصف شده است:
    (آنانى را كه جز خدا را مى خوانند دشنام و ناسزا مگوييد چرا كه آنان از روى دشمنى و نادانى خدايتان را دشنام خواهند داد اين گونه كار و رفتار هر گروهى را براى آنان آراستيم.)6
    مايه گرفتاريها و دشواريهاى گريبانگير دلبستگى به قالبهاى كهن و نهادينه شده گذشته است. و همين است كه سبب تنشهاى فرهنگى و درگيرى مى شود.
    قالب شكنى و ساختار شكنى با نگهدارى درونمايه و مدار اصلى فرهنگى و ساختن قالبهاى نو و روز آمد سازوار با زمينه ها و چگونگيهاى روز و كارساز راه رهايى و دستيابى به اعتلاى فرهنگى است.
    از چشم انداز دينى ـ كه شيوه تبليغى و مبارزات انبياء مى باشد ـ نيز به راهكارهاى اين چنين دست مى يابيم. كار انبياء در سراسر روزگار نبوّت آنان آيا چيزى جز قالب شكنى و بت شكنى و بنيان ساختارها و قالبهاى نوين است؟
    مگر حضرت ابراهيم در برابر ستاره پرستان و ماه پرستان و خورشيد ستايندگان چه كرد؟
    آيا اصل (پرستش) را در هم شكست يا (قالب پرستش) را؟
    مگر كار موسى دربارگاه فرعون جز دگرگونى قالبهاى نهادينه شده دربار فوعون و قوم او بود؟
    (به نزد فرعون برويد او سركشى پيشه كرده با او سخن نرم بگوييد باشد كه فرا ياد آورد [عهد ديرينه را] و نرم گردد.)7
    امّا واكنش فرعون و فرعونيان چيزى جز چنگ زدن به فرهنگ پيشينيان نبود و شعار آنان براى برانگيزاندن احساسها و هيجانهاى وطن خواهى پاى بندى به فرهنگ ديرينه بود آن جا كه ندا در دادند:
    (اين دو نفر جادوگرند مى خواهند شما را با جادو از سرزمين آبا و اجدادى شما بيرون رانده آواره كنند و (فرهنگ پسنديده) شما را نابود سازند.)


    يگانگى يا گوناگونى فرهنگ
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. تشكر

    محب فاطمه (24-08-1388)

  10. #5
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : يگانگى يا گوناگونى فرهنگ






    آنچه فرعونيان در بند آن بودند گرفتارى آنان در قالبهاى فرهنگى ادبها آيينهاى پيشينيان بود. آنچه موسى و هارون در پى آن بودند دگرگونى و از هم گسستن ساختارهاى پيشين و جايگزينى قالبهاى نو و كارآمد بود. فرعون از پاى بندى مردم به فرهنگ آباء و اجدادى به عنوان جنگ ابزار عليه موسى و هارون بهره گرفت. با اين حال و با تمام تلاشها و تكاپوها پيروزى فرهنگ نو موسى و هارون بود. هر پيامبرى با يك چنين فرايندى در روند مبارزاتى و نبوّت خود روبه رو بوده است از آدم تا خاتم امّا هر يك سازوار با زمينه ها و چگونگيهاى سرزمين و روزگار و فرهنگ مردم خود روشى ويژه پيشه كرده است.
    از ديدگاه انسان شناسى فلسفى نيز نتيجه هاى همانند به دست مى آيد. جهان و جهانيان هميشه در دگرگونى هستند دگرگونى ذاتى و عرضى. انسان و شخصيت او نيز از اين دگرگونى بى بهره نيست. فرآورده هاى انسانى (فرآورده هاى فرهنگى) نيز دگرگون مى شوند. در هر دوره اى از زندگى با توجه به دگرشدن ذاتيات فرآورده هاى آن نيز دگر مى شود و هر زمانه اى زمينه ها نيازها و خواسته هاى ويژه خود را دارد. اگر انسانهايى خود را با اين زمينه ها و نياز هماهنگ نكنند راهى جز نيستى در انتظارشان نيست.
    دگرگونيهايى از سده شانزده ميلادى تا كنون در جهان رخ داده و چهره فرهنگ را نيز دگر ساخته است واز مسأله اى سخن به ميان آمده با اين عنوان: (گسست تداوم فرهنگى) يا (تداوم گسست فرهنگى)؟
    به اين معنى كه آيا تا كنون يك گونه فرهنگ دوام داشته امّا امروزه انسانها از آن فرهنگ يگانه بريده و گسسته اند؟ يا اين كه انسانها در هر برهه اى و دوره اى فرهنگ ويژه آن را داشته اند يعنى انسانها تا كنون فرهنگ را تجربه كرده و امروزه نيز فرهنگ نوين را تجربه مى كنند؟


    يگانگى يا گوناگونى فرهنگ
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  11. تشكر

    محب فاطمه (24-08-1388)

  12. #6
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : يگانگى يا گوناگونى فرهنگ






    هر پاسخى كه به اين پرسش بدهيم به مسأله ديگرى به نام (اسكيزوفرنى (=شيزوفرنى) فرهنگى) دامن مى زند (بيمارى چند فرهنگى)؛ چرا كه جامعه هاى انسانى اين روزگار از گروه هاى گوناگون و فراوان ساخته شده و هر گروهى فرهنگ ويژه خود را دارد (دسته ها و گروه هاى گوناگون مردم و حزبهاى سياسى ـ اجتماعى).
    گذر از فرهنگ يك گروه دسته و حزب به فرهنگ گروه دسته و حزب ديگر افراد را با مسأله (هويت فرهنگى) و در فرجام (بحران هويت) روبه رو مى سازد.
    حال اگر فرهنگ يك جامعه به فرهنگ جامعه ديگر راه يابد و سايه افكند مسأله (هويت فرهنگى) و (بحران هويت) بسيار جدّى تر پيش مى آيد.
    دل در گرو فرهنگ بيگانه داشتن و پاى در زمين فرهنگ خود فرو رفته يا بر عكس ناسازگاريها و تنشهاى شخصيتى فردى و گروهى را سبب مى شود.

    مشكل جامعه هاى انسانى روزگار نو همين است. رها كردن فرهنگ نهادينه و سنتى و چنگ زدن به فرهنگ نو در حال دگرگونى يا بر عكس؟ يا چيزى ديگر. ناسازگارى (سنّت مدرنيته و پست مدرن).
    با درس گرفتن از امام على(ع) در برخورد با فرهنگ در داد وستد فرهنگها ـ كه ايرانيان برترين الگوى اين رفتار در طول تاريخ بوده اند ـ ميدان دار باشيم و با نگهدارى اصل و جانمايه ها قالبهاى نو را به كار بنديم و در اين بازى و مسابقه شركت كنيم.


    يگانگى يا گوناگونى فرهنگ
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  13. تشكر

    محب فاطمه (24-08-1388)

  14. #7
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : يگانگى يا گوناگونى فرهنگ






    تعريف و فرهنگ به بد در جهان تا توانى مكوش
    دلت دار زنده به فرهنگ و هوش
    سزد گر دلت يابد افروختن
    ز فرهنگ وز دانش آموختن
    به فرهنگ باشد روان تندرست
    گهر بى هنر زار و خوارست و سست
    ز گوهر سخن گفتن آسان بود
    كه فرهنگ آرايش جان بود
    فردوسى
    واژه فرهنگ (colere cultura culture kultur frahang) در همه زبانها به يك معناست و آن همانا پرورش و رشد و نمو همه جانبه در زمينه كشاورزى يا پرورش استعدادهاى انسانى است. مسكن گزيدن (تمدن و شهرنشينى) كشت حراست و پرستش از مقوله فرهنگ بشمارند.

    در آغاز مظهر قنات را (جايى كه آب كاريز از زير خاك سر برمى آورد بر روى زمين جارى مى شود) فرهنگ مى گفتند. اين خود نشانه رشد و نمو و توسعه و پيشرفت است. اين نكته گرايش به رشد طبيعى را نشان مى دهد. امّا از سده شانزده ميلادى رشد طبيعى گسترش يافت و در توسعه انسانى به كار رفت.


    يگانگى يا گوناگونى فرهنگ
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  15. تشكر

    محب فاطمه (24-08-1388)

  16. #8
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : يگانگى يا گوناگونى فرهنگ






    فرهنگ فراگرد عام رشد فكرى و معنوى و زيبايى شناسانه را مى نماياند. اين جا همان معناى ويژه آموزش و پرورش(education) را مى دهد.
    در جامعه شناسى فرهنگ اين جنبه در نظر است.
    در جامعه شناسى عمومى فرهنگ شناساننده روش زندگى و قوم ويژه است. و در فلسفه فرهنگ وصف آثار و تجربه هاى فكرى بويژه كارهاى هنرى پوياست.فرهنگ يك چهره ندارد نظامى است در هم تنيده و بر ساخته تاريخ سياست زبان روان شناسى فلسفه و…
    پژوهش گران فرهنگ از ديدگاه هاى گوناگون به آن پرداخته اند كه مى توان پاره اى از آنها را اين گونه برشمرد.
    1. توصيفى(تايلور).
    2. تاريخى.
    3. هنجارها.
    4. روانى.
    5. ساختها و الگوها.
    6. ژنتيكى.
    7. رويكردى فراگير و چند جانبه.9
    از اين روى به هنگام تعريف فرهنگ بايد زواياى چند را در نظر داشت:
    الف. راه و رسمهاى زندگى مردمان.
    ب.ميراث اجتماعى كه فرد از گروه (جامعه) مى گيرد.
    ج.رفتار آموخته شده.
    د.سازو كار سامان دهى هنجارى رفتارها.
    هـ. مجموعه شيوه هايى كه براى هماهنگى با ديگر افراد (جامعه) يا محيط خارجى به كار گرفته مى شود.10
    بهترين وجه جدايى و فرق انسان از ديگر آفريدگان و پديدگان صفت (فرهنگى بودن) اوست. انسان آفريده اى است فرهنگى فرهنگ آفرين و اثرپذير از فرهنگ.


    يگانگى يا گوناگونى فرهنگ
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  17. تشكر

    محب فاطمه (24-08-1388)

  18. #9
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : يگانگى يا گوناگونى فرهنگ






    آن گاه كه انسان دست به آفرينش فرهنگ و كارهاى فرهنگى مى زند در حقيقت در برابر طبيعت قد علم كرده و چيرگى خود را بر طبيعت مى نماياند. تمام جلوه ها و فرآوده هاى فرهنگى به گونه اى در برابر طبيعت قرار دارند. اين جاست كه بزرگ ترين مخالفان (فرهنگ) در چين كنفوسيوس و لائوتزه و در غرب روسو سر برآورده و هر گونه تلاش فرهنگى را ناسازگارى در برابر جريان طبيعى امور دانسته و آن را مايه واپس گرايى نوع بشر به شمار آورده و دوران طلايى زندگى انسان را در آغاز آفرينش دانسته آينده اش را تيره و تار انگاشته اند و بر اين باورند كه انسان به دست خويش اسباب نابودى خود را با فرهنگ سازى فراهم مى كند.
    بر خلاف جانداران و جانوران انسان از منظومه طبيعت خارج مى شود. جانداران در پيوند با طبيعت به طور معمول روشها و راهبُردهاى روشن و ثابتى دارند ولى انسان از روشها و راهبُردهاى گوناگون بهره مى گيرد. اين راه حل هاى گوناگون گونه گون فرهنگها را به دنبال دارند. راز بسيارى فرهنگها (دست كم خرده فرهنگها) همين است گرچه جوهر فرهنگ انديشه ها باورها ارزشها گرايشها و باورهاى دينى و معنويت است. عمل انسان ناشى از انگاره هايى است كه به گونه نمادين چگونگى موجود را معنى مى كند و بر اساس معناهاى سامان يافته اش رفتار مى كند نه بر اساس معيارهاى طبيعى و از پيش گزين شده.
    ييكى از فرآورده هاى انسانى جامعه است و فرهنگ در جامعه رخ مى نمايد. از اين روى فرهنگ ويژگى تمام فرآورده هاى اجتماعى را همانند: گسترش جابه جايى و واگذارى به ديگران را دارد و خود نيز در خور دگرگونى و افزونى است.
    هر جامعه اى فرهنگ ويژه خود را دارد؛ چرا كه جامعه ها با اثرپذيرى و بهره گيرى از زمينه هاى طبيعى جغرافى و تاريخى به گونه هاى گوناگون سير مى كنند فرهنگها نيز جورا جور خواهند بود.


    يگانگى يا گوناگونى فرهنگ
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  19. تشكر

    محب فاطمه (24-08-1388)

  20. #10
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : يگانگى يا گوناگونى فرهنگ






    پديد آمدن فرهنگ با جلوه گرى عقل و به كارگيرى آن همزمان بوده است و سرچشمه فرهنگ در شايستگى انسان در به كمال رسانى خويش است. پايه ها و مرحله هاى آدمى از طبيعت به فرهنگ با سه فراگرد همراه است.
    الف. گذار از حيوانيت به انسانيت.
    ب. گذار از مهرورزى به خردورزى.
    ج. گذار از طبيعت به فرهنگ.11
    واژه ديگرى كه همراه فرهنگ مى آيد (تمدن) است. اين واژه ريشه در شهر و شهرنشينى و شهروندى دارد. نشان از يك پيشرفت عالى در انسان است كه همانا پديد آوردن شهر باشد .(civilization)
    از فرهنگ و تمدن پژوهش گران تعبيرهاى گوناگونى كرده اند شمارى آن دو را يكى دانسته اند. شمارى فرهنگ را فراگير در نظر گرفته و گروهى به تعبير ارسطويى تمدّن را مادّه فرهنگ و فرهنگ را صورت تمدن مى دانند. مى توان گفت اگر فرهنگ نهادينه گردد و راه يابد تمدّن شكل مى گيرد و اگر درحال پويايى و بالندگى و دگرگونى باشد كه نشانه زنده بودن است فرهنگ است. امّا اين دو بستگى و پيوند دو سويه دارند تمدن زمينه رشد و نمو فرهنگ را فراهم مى كند و فرهنگ به تمدن توان و پويايى و سرزندگى و شادابى و حيات مى بخشد.
    در شكل گيرى و پيدايش فرهنگها سببها و انگيزه هاى بسيار دست اندر كارند از جمله:
    1. زمين شناختى.
    2. شرايط اقليمى و جغرافيايى.
    3. چگونگيها و رويدادهاى اقتصادى.
    4. عاملها و سببهاى روانى ـ روحى.
    5. ساختار و سامان سياسى.
    6. قانون اخلاقى.
    7. وسايل تربيتى.12
    از نگاهى ديگر اين عاملها و سببها را مى توان اين گونه ياد كرد:
    1. سنتها و باورها.
    2. ساختار و سامان ارزشى.
    3. حقوق بنيادى انسانها.
    4. چگونگى زندگى.(ادبها رسمها شعاير و مناسك عبادى).13


    يگانگى يا گوناگونى فرهنگ
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  21. تشكر

    محب فاطمه (24-08-1388)

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •