نقد آرای ذهبی در معرفی «مجمع البیان» سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
نقد آرای ذهبی در معرفی «مجمع البیان»
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 41
  1. #21
    عضو وفادار
    زهرای مرضیه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 452      تشکر : 16
    788 در 379 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زهرای مرضیه آنلاین نیست.

    پیش فرض





    3. طبرسی و روایات تفسیری


    ذهبی، طبرسی را به گمان استفاده از روایات نادرست، محدثی خطاکار می‌داند که روایات صحیح را ذکر نکرده و به ذکر روایات موضوع و مجعول پرداخته است. ذهبی بر آن است که طبرسی در آغاز کتاب، تفسیرش را چنین توصیف کرده که برای محدثان و اهل حدیث حجت و معتبر است،49 اما او احادیث جعلی را ذکر کرده و آنها را به پیامبر یا اهل‌بیت نسبت داده است مانند آنچه در مورد فضایل سور آمده. این احادیث گرچه منسوب به ابّی و دیگران است، به اتفاق اهل علم مجعول است.50

    ذهبی نمونه‌هایی از چنین روایات تفسیری را می‌آورد و بیان می‌کند که طبرسی در ذیل آیه هفتم سوره رعد و به هنگام‌تفسیر آیه:«انّما انت منذر و لکل قوم هاد»51به روایاتی اشاره می‌کند که مقصود از «منذر»،‌ پیامبر و مقصود از «هادی» نیز علی است. همچنین طبرسی در ذیل آیه:«قل لا أسالکم علیه اجراً الا المودة فی القربی»،52 به روایاتی اشاره کرده که مقصود از مودت، دوستی علی و فاطمه و فرزندان اوست.53ذهبی در دیگر موارد نیز که به نقد و بررسی تفاسیر پرداخته، چنین ادعایی را در مواردی بیان کرده است. وی از جمله در مورد تفسیر صافی معتقد است که فیض نیز به روایات ساختگی، همت گماشته و کتابش را از آغاز تا پایان،‌ از این احادیث پر کرده است. وی می‌گوید:
    به نظر من، این روایات دروغین است و همانند روایات منسوب به ابی و ابن عباس در خصوص فضایل سور است و عجیب نیست که طبرسی آنها را گرد آورده و کتاب تفسیرش را از آن روایات دروغین، بی نصیب نگذاشته است.54


    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    49. مجمع البیان، ج1، ص77 مقدمه: «و هو بحمد الله للادیب عمدة… و للمحدث حجة.»
    50. التفسیر و المفسرون، ج2. ص137.
    51. رعد، آیه 7.
    52. شوری، آیه 23.
    53. التفسیر و المفسرون، ج2، ص 138 و 139.
    54. همان، ج2، ص185.
    نقد آرای ذهبی در معرفی «مجمع البیان»

  2. تشكرها 4

    mahsa (24-04-1391), مدير اجرايي (24-04-1391), بیقرار ظهور (31-04-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-05-1391)

  3. #22
    عضو وفادار
    زهرای مرضیه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 452      تشکر : 16
    788 در 379 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زهرای مرضیه آنلاین نیست.

    پیش فرض





    اما هر محقق منصفی که به تفسیر طبرسی بنگرد، به خوبی درک می‌کند که وی پس از بیان معنای آیات و بررسیهای لغوی و ادبی و تفسیر آیات با یکدیگر، روایات را آن هم به نحوی مستند و با هوشمندی نقل می‌کند؛ زیرا طبرسی به خوبی می‌داند که هر روایتی ممکن است، درست نباشد، لذا در نقل روایات، پس از بررسیهای سندی و متنی، به ذکر آنها مبادرت می‌کند.
    وی به خصوص در آیات اعتقادی که مرز تمایز بین شیعه و اهل سنت است، با درایت کامل روایات را می‌آورد تا خصم را قانع نماید. بدین جهت، ادعای ذهبی در‌باره جعلی بودن روایات، نمی‌تواند جعلی بودن آنها را اثبات بنماید.

    ذهبی برای جعلی بودن روایات، می‌باید به استناد سند و یا متن و با کمک معیارهای جعلی بودن به قضاوت می‌پرداخت، زیرا هر یک از فریقین برای صحیح و یا غیر صحیح بودن احادیث، معیارهایی را ذکر کرده‌اند. مثلاً محدثان متقدم شیعه مانند شیخ کلینی، صدوق و شیخ طوسی، معیار صحت احادیث را برخورداری از قراین حجیت و صحت می‌دانند و نزد محدثان متأخر شیعه، معیار صحت، اتصال سند، عدالت و امامی بودن راویان ذکر شده است. هچنین برای حدیث حسن وموثق ملاکهایی ذکر شده که تفصیل آنها در کتابهای درایه آمده است.55معیار صحت و عدم صحت نزد محدثان اهل سنت نیز، امور معینی است.56محدثان شیعه هر گاه بخواهند روایاتی را از مصادر اهل سنت، جعلی قلمداد نمایند، بر اساس معیارهای آنها به تبیین جعلی بودن روایات می‌پردازند. مثلاً یکی از راویان در کتابهای رجال آنها، مثل کتاب میزان الاعتدال ذهبی، تضعیف شده است. ذهبی نیز باید علت جعلی بودن روایات را به صراحت می‌آورد. اگر روایات فضایل قرآن نادرست است، علت آن چیست؟ آیا مطالب و محتوای آنها با روایات معتبر و متواتر ناسازگار است و یا با متن آیات نمی‌سازد و یا راویان آنها از جاعلان و مذمومان هستند؟

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    55. مقیاس الهدایة، مامقانی، ج1، ص139؛ الرعایة فی علم الدرایة، شهید ثانی، ص 77؛ علم الدرایه تطبیقی، نگارنده، ص47.
    56. علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح، ص11؛ تدریب الراوی، سیوطی، ج1، ص63 ؛ علم الدرایه تطبیقی، مؤدب، ص 52.
    نقد آرای ذهبی در معرفی «مجمع البیان»

  4. تشكرها 4

    mahsa (24-04-1391), مدير اجرايي (24-04-1391), بیقرار ظهور (31-04-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-05-1391)

  5. #23
    عضو وفادار
    زهرای مرضیه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 452      تشکر : 16
    788 در 379 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زهرای مرضیه آنلاین نیست.

    پیش فرض





    نقد آرای ذهبی در معرفی مجمع البیان


    ذهبی در آغاز معرفی طبرسی، او را از علمای بزرگ، مفسر، محدث، فقیه و ثقه می‌داند و به انگیزه‌های او از تدوین مجمع‌البیان به نقل از کلام خود او اشاره می‌کند. وی می‌گوید: تفسیر طبرسی جدای از تفکرات شیعی و اعتزالی او، کتاب عظیم و مهمی در موضوع خود است که بر پیشگامی او در فنون مختلف علمی دلالت می‌کند.30سپس او را از جمله معدود مفسران شیعه می‌داند که در تشیع خود غالی نبوده و در عقیده افراط نکرده‌اند، برخلاف غالب مفسران شیعه که راه غلو را پیموده‌اند.31


    1. طبرسی و آیات ولایت


    ذهبی در نخستین تحلیل از تفسیر مجمع البیان، به بررسی برخی از آیات ولایت در آن می‌پردازد و می‌گوید:32چون طبرسی معتقد به امامت علی(ع) است و او را خلیفه بلافصل پس از پیامبر می‌داند، تلاش فراوان می‌‌کند تا امامت او را ثابت نماید. لذا در تفسیر آیه 55 مائده،33در تفسیر آیه برای اثبات وجوب امامت علی(ع) می‌کوشد و در این خصوص از هر چیزی حتی از لغت هم بهره می‌گیرد تا بتواند مدعای خود را ثابت کند. طبرسی سعی می‌کند سبب نزول آیه را با کمک روایاتی از جمله روایت «تصدق علی بخاتمه» بیان کند تا مطلب را به اثبات برساند.
    ذهبی عبارت طبرسی را در نقل روایت مذکور ذکر می‌کند و سپس در پایان کلام او می‌گوید: بدون شک، تلاش طبرسی بی ثمر است، زیرا اساسی ترین استدلال او در اثبات ولایت علی(ع) پس از پیامبر(ص)، یعنی همان حدیث مذکور، موضوع است و ابن تیمیه در کتاب منهاج السنة متکفل رد آن شده است.34



    نقد آرای ذهبی در معرفی «مجمع البیان»

  6. تشكرها 4

    mahsa (25-04-1391), مدير اجرايي (25-04-1391), بیقرار ظهور (31-04-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-05-1391)

  7. #24
    عضو وفادار
    زهرای مرضیه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 452      تشکر : 16
    788 در 379 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زهرای مرضیه آنلاین نیست.

    پیش فرض





    اما طبرسی برای اثبات امامت بلافصل حضرت علی(ع) از مقدمات فراوانی استفاده می‌کند که از جمله آنها استفاده از لغت در واژه «ولی» است. وی سپس به کلام صحابه و تابعین معروف اشاره می‌کند که سبب نزول آیه را حضرت علی می‌دانند. منابع فراوانی از اهل سنت هم حدیث مذکور را نقل کرده و تفاسیر روایی اهل سنت نیز آن را آورده‌اند35و صحابه و تابعین36بسیار بر آن شهادت داده‌اند. مرحوم طبرسی به تعدادی از راویان روایت مذکور اشاره نموده است تا ذهبی و امثال ذهبی که صحابه را محترم می‌شمارند و کلام آنها را معتبر می‌دانند، اندکی تامل کنند و این طور بی باکانه، روایت مذکور را موضوع ندانند. طبرسی حتی روایت را مستند به کلام مجاهد، سدی و عطا می‌کند که از راویان بزرگ حدیثی‌اند تا کسی مثل ذهبی به علت تعصب مذهبی، روایت مذکور را باطل تلقی نکند. اگر روایت مذکور، بنابر ادعای ذهبی، جعلی باشد، آیا می‌توان

    گفت که تمام مصادری که روایت مذکور را آورده اند، خصوصاً مصادر روایی اهل سنت که تعداد آنها نیز فراوان است، راوی روایت جعلی‌اند و بی اعتبار‌اند؟ و یا ذهبی و امثال او، بر درستی مصادر روایی اهل سنت تاکید دارند؟
    ذهبی همچنین در ذیل آیه 33 احزاب سوره: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً»، در مورد تفسیر طبرسی می‌گوید:37او چون معتقد به عصمت اهل بیت است، تلاش بی دریغی را انجام می‌دهد تا اهل بیت را تنها مصدایق آیه بداند. ذهبی پس از ذکر کلام طبرسی می‌گوید: طبرسی می‌خواهد در یک جدل نادرست اثبات عصمت نماید، در حالی‌که عقیده به عصمت باطل و غیر قابل قبول است و چنین برداشتی تفسیر به رأی و تحمیل عقاید بر آیات است.38

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    35. روایت مذکور در منافع ذیل آمده است: تفسیر طبری، تفسیر فخررازی، تفسیر الدرالمنثور سیوطی، تفاسیر خازن، نیشابوری، ثعلبی، ابن کثیر، آلوسی، فتح القدیر، تفسیر المنیر و کتابهای ذخائر العقبی طبری، ص 88؛ اسباب النزول واحدی، ص 148؛ لباب النقول سیوطی، ص90؛ الکافی الشاف، ابن حجر عسقلانی، ص 56؛ کنز العمال، ج6، ص 391؛ الغدیر، ج2، ص71.
    36. تعدادی از روایان روایت مذکور عبارت‌اند از: ابن عباس، ابوذر غفاری، جابربن عبد الله انصاری، عبدالله بن سلام، سلمه بن کهیل، انس بن مالک، عتبه بن حکیم، مجاهد، عطاء و... (المراجعات، سید شرف الدین، ص 155).
    37. التفسیر و المفسرون، ج2، ص110.
    38. همان.


    نقد آرای ذهبی در معرفی «مجمع البیان»

  8. تشكرها 4

    mahsa (27-04-1391), مدير اجرايي (27-04-1391), بیقرار ظهور (31-04-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-05-1391)

  9. #25
    عضو وفادار
    زهرای مرضیه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 452      تشکر : 16
    788 در 379 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زهرای مرضیه آنلاین نیست.

    پیش فرض





    اما هر کس کلام طبرسی را با دقت و تامل بخواند در می‌یابد که چگونه او با کمک معانی لغوی در واژه«بیت» و نقل اقوال و ذکر کلام صحابه و تابعین و سپس روایات عامه و خاصه و بررسی عبارات آیه، به تبیین نظر خود می‌پردازد و می‌گوید:
    وقتی آیه تطهیر نازل شد، پیامبر اصحاب کساء را جمع کرد و گفت: «اللهم هولاء اهل بیتی و عترتی» و روایات در این خصوص از طریق عامه و خاصه فراوان است.39

    طبرسی سپس با کمک مباحثی ادبی به بررسی کلمه«انّما» در آیه می‌پردازد و ثابت می‌کند که آیه مخصوص افراد خاص است و نمی‌تواند عام باشد. چگونه است که ذهبی در نقل کلام طبرسی، عبارات ایشان در استناد به کلام صحابه و تابعین و گزارش سبب نزول و همچنین چگونگی استدلال به آیه را به صورت کامل نمی‌آورد و آن را تحکم در رأی می‌داند؟

    2. طبرسی و تفاسیر رمزی

    ذهبی، آن چنان که در بخش نخست مقاله در نگاه غیر عالمانه او به مسئله بطن گذشت،‌بیان می‌دارد که تفسیر باطنی قرآن از اختصاصات شیعه است. وی آن را در خدمت اثبات امامت ائمه می‌داند و بر طبرسی خرده می‌گیرد که هرچند در تفسیرش اهتمام به ظاهر آیات دارد، ظاهری که مبتادر به ذهن است، اما در مواردی نیز همانند علمای شیعه، به سوی تفسیر رمزی و یا باطنی می‌رود و گرچه ناقل آنها‌ست، چون آنها را نقد نمی‌کند و به آنها رضایت دارد و برای اثبات آنها مؤیداتی می‌آورد، از مفسران باطنی شمرده می‌شود.40

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    39. مجمع البیان،‌ ج8، ص157، ذیل آیه 33 احزاب.
    40. التفسیر و المفسرون، ذهبی، ج2، ص141.

    نقد آرای ذهبی در معرفی «مجمع البیان»

  10. تشكرها 4

    mahsa (28-04-1391), مدير اجرايي (27-04-1391), بیقرار ظهور (31-04-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-05-1391)

  11. #26
    عضو وفادار
    زهرای مرضیه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 452      تشکر : 16
    788 در 379 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زهرای مرضیه آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ذهبی سپس مثالی می‌آورد که طبرسی در مورد آن، راه مفسران باطنی را رفته است. آن مثال آیه 35 سوره نور است که خداوند می‌فرماید:
    الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح، المصباح فی زجاحة الزجاجة کانّها کوکب دُرّی یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لاشرقیه و لا غربیه یکاد زیتها یُضی و لو لم تمسسه نار نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء…؛
    خداوند نور آسمانها و زمین است، مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی باشد، چراغ در حبابی قرار گیرد. حبابی شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان، این چراغ با روغنی افروخته می‌شود که از درخت پر برکت زیتونی گرفته شده که نه شرقی است و نه غربی(روغنش آن چنان صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش، شعله ور شود، نوری است بر فراز نوری و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می‌کند.

    ذهبی بر تفسیر عبارت «نور علی نور» که مرحوم طبرسی در ذیل آیه به برخی از روایات وکلام صحابه اشاره نموده اشکال می‌کند. که طبرسی گفته است: مقصود از نور بر نور ، پیامبری از نسل پیامبر است. مقصود از «مصباح» پیامبر و مقصود از «لاشرقیة و لا غربیه»، مکه است. مقصود از «مشکاة» بنابر روایتی از امام رضا(ع) که فرموده ما مشکات هستیم اهل‌بیت است. امام باقر(ع) هم فرموده است: مقصود از «کمشکاة فیها مصباح»، نور علم در صدر پیامبر(ص) است، مقصود از «زجاجه»، صدر علی است و علم بسیار به صدر علی منتقل شده است. مقصود از «نور علی نور»، امامی است که خود مؤید به نور علم و حکمت است؛ امامانی(ع) از آل محمد که از نسل آدم تا ظهور قائم را فرا می‌گیرند و آنها همان اوصیایی هستند که زمین هیچ‌گاه از آنها خالی نیست. طبرسی سپس در پایان تفسیر آیه می‌گوید: مقصود از شجره مبارکه همان خانواده تقوا و ایمان است که اصل آن نبوت است و فرع آن امامت و شاخه ها تنزیل و اوراق آن تاویل و خادمان آن جبرئیل و میکائیل هستند.41

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    41. همان؛ مجمع البیان،ج 7، ص226.
    نقد آرای ذهبی در معرفی «مجمع البیان»

  12. تشكرها 4

    mahsa (28-04-1391), مدير اجرايي (01-05-1391), بیقرار ظهور (31-04-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-05-1391)

  13. #27
    عضو وفادار
    زهرای مرضیه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 452      تشکر : 16
    788 در 379 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زهرای مرضیه آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ذهبی عبارات فوق را که در تفسیر آیه از طبرسی نقل شده، تفسیر باطنی می‌داند در نظر وی، عبارات فوق فراتر از ظاهر و تبینی باطنی است، زیرا نور و شجره بر امامان معصوم(ع) تطبیق داده شده است. اما اگر ذهبی آن چنان که خود بدان اشاره کرده است،42تامل و دقت بیشتری می‌نمود، در می‌یافت که طبرسی نخست در تفسیر آیه، همانند مشی و شیوه خود در دیگر آیات مباحث لغوی و ادبی را بیان کرده و با توجه به آنها به تفسیر آیه مذکور پرداخته است. وی در تبیین «مشکوة» بیان کرده که مقصود جایگاهی در داخل دیوار برای قرار دادن چراغی است که از آن با عنوان چراغدان یاد می‌شود.43مقصود از شجره مبارکه، شجره زیتون است که در آن انواع منافع است. وی سپس در ادامه به بیان تشبیه نور خدا به مشکات و ذکر اقوال می‌پردازد و مصداق آیه مذکور را با توجه به اقوال تفسیری بیان می‌کند. هر مفسری با توجه به مبانی و اصول تفسیر خود می‌‌تواند به این اقوال بپردازد. اگر ذهبی آنها را تفسیر باطنی می‌داند، عیبی بر تفسیر طبرسی نخواهد بود، زیرا برخی از مفسران چنین مصادیقی را در تفسیر آیات ذکر می‌کنند تا مفهوم آیه دارای معانی وسیع باشد.
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    42. همان در عبارت:« یقول بعد کلام طویل.»

    نقد آرای ذهبی در معرفی «مجمع البیان»

  14. تشكرها 4

    mahsa (29-04-1391), مدير اجرايي (01-05-1391), بیقرار ظهور (31-04-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (07-05-1391)

  15. #28
    عضو وفادار
    زهرای مرضیه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 452      تشکر : 16
    788 در 379 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زهرای مرضیه آنلاین نیست.

    پیش فرض





    بدین جهت تفسیر باطنی که ذهبی از آن یاد کرده، جز ذکر مصادیقی در تفسیر آیه نیست. طبرسی به استناد روایات مأثور و اقوال مفسران بزرگ، از آنها یاد کرده است. این مصادیق منافات با ظاهر آیه ندارد و بر اساس اسلوب بطن گیری در آیات است که پس از الغای خصوصیت در هر آیه، ‌از مفهوم آن اصل کلی و عامی اتخاذ می‌شود که می‌تواند بر موارد فراوان قابل انطباق باشد. علامه طباطبایی هم آنها را تطبیق می‌دهد و در این باره می‌گوید: در برخی از روایات، عبارات آیه بر پیامبر و ائمه اهل بیت(ع) تطبیق شده که از موارد تطبیق است و نه تفسیر، و دلیل آن هم اختلاف روایات در تطبیق مذکور است که در برخی«مشکاة» قلب محمد(ص) در برخی نور علم در سینه پیامبر(ص) است.44سیوطی هم در ذیل آیه، عبارت«زیتونة لاشرقیة و لاغربیة» را بر قلب حضرت ابراهیم تطبیق داده که نه یهودی است و نه نصرانی.45

    علامه طباطبایی چنین شیوه‌ای را که در تفسیر آیه به برخی از روایات استناد شود و مصادیق آیه بیان گردد، آن‌چنان که طبرسی چنین مواردی را در تفسیر آیه بیان می‌کندـ از موارد اشاره به برخی مصادیق می‌داند والبته بر آن است که موارد مذکور که پیامبر و ائمه(ع) مصادیق آیه مذکورند، اشاره به بهترین مصادیق در آیه است و الا آیه عام است و می‌تواند مصادیق دیگری را نیز دارا باشد.46

    البته ذهبی چون نگاهی غیر عالمانه به روایات شیعه دارد و آنها را نادرست می‌داند و در تفسیر آیه نیز تفسیر طبرسی را مستند به روایات می‌داند، بر او انتقاد می‌کند که به روایات موضوع و مجعول استناد کرده است.47اما او هیچ دلیلی ارائه نمی‌کند که چگونه روایات مذکور مجعول است. به نظر می‌رسد ذهبی هر روایتی را که بر اساس افکار و آرا او صحیح نباشد، مانند غالب روایات مأثور در بحث آیات ولایت، مجعول قلمداد می‌کند.

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    43. مجمع البیان، ج7، ص 224.
    44. المیزان، ج15، ص142.
    45. الدر المنثور، ج6، ص200، ذیل آیه 35 سوره نور.
    46. المیزان، ج15، ص141.
    47. التفسیر و المفسرون، ج2، ص 141.

    نقد آرای ذهبی در معرفی «مجمع البیان»

  16. تشكرها 3


  17. #29
    عضو وفادار
    زهرای مرضیه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 452      تشکر : 16
    788 در 379 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زهرای مرضیه آنلاین نیست.

    پیش فرض





    با توجه به آنچه گفته شد، تفسیر مذکور بیان مصداق است و اگر هم باطنی باشد، استناد روایت نبوی قرآن دارای باطن است، زیرا پیامبر(ص) فرمود:«ما فی القرآن آیه الاّ و لها ظهر و بطن؛ هیچ آیه‌ای در قرآن نیست، مگر آنکه دارای ظهر و بطن است.» هنگامی‌که از امام باقر(ع) در‌باره معنای روایت مذکور پرسیدند، حضرت فرمود:«ظهره تفسیره و بطنه تاویله. معنای ظاهری آن همان تنزیل‌ و معانی درونی آن تاویل است.»48بدین جهت قرآن دارای بطن است که اشاره به همان تاویل در آیات است که غالباً در مورد آیات متشابه صدق پیدا می‌کند. طبرسی در تفسیر باطنی آیات، معتقد به حد و مرزی است و هر چه را با مفهوم و تفسیر آنها سازگار باشد بیان می‌کند و همانند باطنیه نیست که بی ملاک به تفسیر آیات می‌پردازد.


    3. طبرسی و روایات تفسیری

    ذهبی، طبرسی را به گمان استفاده از روایات نادرست، محدثی خطاکار می‌داند که روایات صحیح را ذکر نکرده و به ذکر روایات موضوع و مجعول پرداخته است. ذهبی بر آن است که طبرسی در آغاز کتاب، تفسیرش را چنین توصیف کرده که برای محدثان و اهل حدیث حجت و معتبر است،49 اما او احادیث جعلی را ذکر کرده و آنها را به پیامبر یا اهل‌بیت نسبت داده است مانند آنچه در مورد فضایل سور آمده. این احادیث گرچه منسوب به ابّی و دیگران است، به اتفاق اهل علم مجعول است.50

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    48. بصائر الدرجات، محمد صفار، ص 195.
    49. مجمع البیان، ج1، ص77 مقدمه: «و هو بحمد الله للادیب عمدة… و للمحدث حجة.»
    50. التفسیر و المفسرون، ج2. ص137.

    نقد آرای ذهبی در معرفی «مجمع البیان»

  18. تشكرها 3


  19. #30
    عضو وفادار
    زهرای مرضیه آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 452      تشکر : 16
    788 در 379 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    زهرای مرضیه آنلاین نیست.

    پیش فرض





    وی به خصوص در آیات اعتقادی که مرز تمایز بین شیعه و اهل سنت است، با درایت کامل روایات را می‌آورد تا خصم را قانع نماید. بدین جهت، ادعای ذهبی در‌باره جعلی بودن روایات، نمی‌تواند جعلی بودن آنها را اثبات بنماید.

    ذهبی برای جعلی بودن روایات، می‌باید به استناد سند و یا متن و با کمک معیارهای جعلی بودن به قضاوت می‌پرداخت، زیرا هر یک از فریقین برای صحیح و یا غیر صحیح بودن احادیث، معیارهایی را ذکر کرده‌اند. مثلاً محدثان متقدم شیعه مانند شیخ کلینی، صدوق و شیخ طوسی، معیار صحت احادیث را برخورداری از قراین حجیت و صحت می‌دانند و نزد محدثان متأخر شیعه، معیار صحت، اتصال سند، عدالت و امامی بودن راویان ذکر شده است. هچنین برای حدیث حسن وموثق ملاکهایی ذکر شده که تفصیل آنها در کتابهای درایه آمده است.55معیار صحت و عدم صحت نزد محدثان اهل سنت نیز، امور معینی است.56محدثان شیعه هر گاه بخواهند روایاتی را از مصادر اهل سنت، جعلی قلمداد نمایند، بر اساس معیارهای آنها به تبیین جعلی بودن روایات می‌پردازند. مثلاً یکی از راویان در کتابهای رجال آنها، مثل کتاب میزان الاعتدال ذهبی، تضعیف شده است. ذهبی نیز باید علت جعلی بودن روایات را به صراحت می‌آورد. اگر روایات فضایل قرآن نادرست است، علت آن چیست؟ آیا مطالب و محتوای آنها با روایات معتبر و متواتر ناسازگار است و یا با متن آیات نمی‌سازد و یا راویان آنها از جاعلان و مذمومان هستند؟

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    55. مقیاس الهدایة، مامقانی، ج1، ص139؛ الرعایة فی علم الدرایة، شهید ثانی، ص 77؛ علم الدرایه تطبیقی، نگارنده، ص47.
    56. علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح، ص11؛ تدریب الراوی، سیوطی، ج1، ص63 ؛ علم الدرایه تطبیقی، مؤدب، ص 52.


    نقد آرای ذهبی در معرفی «مجمع البیان»

  20. تشكرها 2


صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •