دين فرهنگ و تمدن اسلامى سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دين فرهنگ و تمدن اسلامى
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 44
  1. #21
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دين فرهنگ و تمدن اسلامى






    براى نمونه مبارزه با انحراف جنسى كه در روزگار رسالت حضرت لوط دامنگير جامعه شده بود برنامه اصلاحى آن حضرت را شكل مى دهد. حضرت مى كوشد تا مردمانى را كه در زندگى از قانون فطرى ازدواج سر برتافته و به كژراهه افتاده اند به پذيرفتن دستورها و آيينهاى دينى متعهد كند.43
    حضرت يوسف در روزگارى كه جامعه با تنگناهاى اقتصادى و مالى روبه رو مى شود با الهام و تأييد خداوند مديريت و وزارت اقتصادى جامعه را بر عهده مى گيرد و اقتصاد درهم ريخته جامعه را سامان مى دهد. توفيق حضرت يوسف در سامان دادن به امور اقتصادى و بر آوردن نيازهاى مالى مردم سبب شد مصريان آيين او را بپذيرند و به آن گردن نهند.44
    حضرت شعيب در شهر مدين نزديك پايتخت مصر با فراگير شدن كم فروشى و فريب در خريد و فروش رو به رو مى شود كه آفت و پديده اى است جديد در جامعه متمدّن آن روز بشر.براى از بين بردن اين ناهنجارى اقتصادى در جامعه قانونها و آيينهايى براى سامان دهى و نظام بازار در رسالت حضرت شعيب گنجانده مى شود:
    (و الى مدين أخاهم شعيباً قال… و يا قوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط و لا تبخسوا الناس أشياءهم و لا تعثوا فى الارض مفسدين).45
    اى قوم پيمانه و ترازو را به درستى و راستى و داد بپيماييد و بر سنجيد و در زمين تباه كارى و فساد نكنيد.
    كم كم كه اجتماع بشر شكل كامل ترى از تمدّن و پيشرفت پيدا مى كند ساحتى از دين كه مربوط به زندگانى و گونه امرار معاش و پيوستگيهاى گوناگون مردم با يكديگر است گسترش مى يابد و قانونها و احكام شريعت افزوده مى شود.
    در پيامبرى حضرت موسى نخستين پيام وحى حركت براى رهايى جامعه از سلطه جابرانه فرعون است.46


    دين فرهنگ و تمدن اسلامى
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #22
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دين فرهنگ و تمدن اسلامى






    در اين دوران پيامبرى وشريعت با آموزه هاى اجتماعى و سياسى آغاز مى شود؛47 زيرا جامعه به پايه اى از رشد تمدّن رسيده كه داراى ساختار و بنياد يك پارچه سياسى است و مهم ترين بازدارنده ديندارى و خداپرستى مردمان قدرت ظالمانه حاكم بر جامعه است. البته اين رسالت به قوم بنى اسرائيل محدود مى شد كه رشد يافته ترين تمدّن را در اختيار داشتند.
    حضرت عيسى(ع) در دورانى به رسالت برانگيخته شد كه بشر ساليان درازى بود كه دوره ها و مرحله هايى از تمدّن را از سر گذرانده و در مكتب پيامبران پيشين به رشدى در خور رسيده بود و براى درك حقيقت و پذيرفتن نيكى و صلاح زمينه هايى در خود داشت. نياز بشر به اخلاق و آراسته شدن به خويهاى نرم و برانگيخته شدن احساسهاى مهرورزانه در او در آن برهه ايجاب مى كرد كه مسيح با پيام مهربانى و مهرورزى و دوستى با مردم و خدمت به خلق خدا و فداكارى انسانها براى يكديگر و… برانگيخته شود.
    در قرآن پيام آغازين عيسى چنين است:
    (قال انّى عبدالله آتانى الكتاب و جعلنى نبيّا. و جعلنى مباركاً أين ما كنت و اوصانى بالصلوة و الزكاة ما دمت حيّا. و برّاً بوالدتى ولم يجعلنى جباراً شقيا).48
    [عيسى در حالى كه در گهواره بود] گفت: منم بنده خدا كه مرا دين و كتاب داد و مرا پيغمبر قرار داد. و مرا خداوند بركت داد هر كجا باشم و مرا به نماز و زكات اندرز داد تا زنده هستم. و مهربانى به مادرم سفارش فرمود و مرا جبّار و بدبخت نكرد.
    در كتاب مقدس رسالت عيسى با اين فراز آغاز شده است:
    (روح خدا بر من است زيرا كه مرا مسح كرد تا فقيران را بشارت دهم و مرا فرستاد تا شكسته دلان را شفا بخشم و اميران را به رستگارى وكوران را به بينايى موعظه كنم).49
    انجيل لوقا باب چهارم آيات 18 ـ 19


    دين فرهنگ و تمدن اسلامى
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #23
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دين فرهنگ و تمدن اسلامى






    شريعت عيسى در فضاى فرهنگى ديانت يهود و در حاكميت تمدّن روم به ظهور رسيد. آن فرهنگ و اين تمدّن زمينه هايى را براى جامعه پديد آورده بودند كه هويت اجتماعى انسان را به برخوردارى از برترى جدال برانگيز صرفا مادى و دور از احساس و مهروزى انسانى فرو كاسته بودند.
    اين ناهنجارى بازدارنده بزرگى در سر راه مهرورزيها و احساسهاى انسان دوستانه و مشى انسانى در درون تمدّن بود. و نمى گذارد همگام با شكوفاييهاى مادى اخلاق و رفتارهاى انسانى به رشد و شكوفايى برسد.
    آموزه هاى اخلاقى و روحانى در شريعت عيسى به واقع برابر با نياز عينى انسانى بود كه به گونه يك بُعدى مسير تمدّن را مى پيمود. از اين روى با اين كه مخالفتهاى علماى يهود شديد و رفتار امپراطورى خشن و غيرانسانى بود پيام عيسى اثرخود را بر جامعه گذاشت و دگرگونى تمدّن روم به تمدّن مسيحى را حتمى ساخت.
    دين زرتشت نيز كه همزمان در امپراطورى و تمدّن ايران رواج داشت وجوه همانندى با آن دارد بويژه از اين جهت كه عنصر اساسى در مسيحيت بخشش اخلاقى است و دين زرتشت كه در سه جمله معروف: (پندار نيك گفتار نيك كردار نيك) خلاصه مى شود به طور كامل جنبه اخلاقى دارد.
    اين نظر دور از واقعيت نيست كه گفته شود رواج اين دو مذهب در محيط تمدّنى آن روز همزمان با دوره اى از تكامل بشر بوده است كه غرائز اخلاقى و احساسى به كمال رسيده ولى هنوز تواناييهاى فكرى و عقلى آدمى آن اندازه شكوفا نشده بوده كه بشر در آنچه با احساس و عواطف مى يابد شك كند؛ بلكه اصول نظرى دين را در سايه جاذبه اخلاقى و احساسى آن مى پذيرفت و به باور و اعتقاد دست مى يافت. در متنهاى مقدس دين به عنوان يك گزاره عقلى و استدلالى و برآيند مشاهده هاى منطقى در طبيعت جلوه اى ندارد. بلكه يك امر وجدانى درونى معرفى مى شود كه تنها بر احساسهاى روحانى متكى است.50


    دين فرهنگ و تمدن اسلامى
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #24
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دين فرهنگ و تمدن اسلامى






    اسلام آخرين مرحله كمال دين
    دين اسلام در مرحله اى از پيشرفت تمدّنى بشر ظهور يافت كه نه تنها وجدان و احساس بلكه نيروى عقل و تفكر نيز به اندازه لازم و درخور شكوفا شده بود. انسان مى توانست مؤلفه هاى يك وحى جامع كامل و همه سويه را درك كند و بپذيرد. در اسلام پيامبر(ص) براى نشان دادن حق بودن دين مانند پيامبران پيشين به معجزه هاى حسى نيازى نداشت؛ زيرا بشر به حدى از بلوغ رسيده بود كه خود مى توانست درست را از نادرست باز شناسد:
    (لا اكراه فى الدين قد تبيّن الرّشد من الغيّ.)51
    اكراه و اجبارى در دين داشتن وايمان آوردن نيست راه راست از كژراهى نموده شده.
    در اين شريعت نخستين پيام وحى با خواندن و نوشتن و آموختن آغاز مى شود.52 در جاى جاى قرآن بشر به خردورزى وانديشيدن دعوت شده است. از قلم و كتاب و حكمت سخن رفته است. حتى (انديشيدن) درباره آموزه هاى وحى به عنوان يكى از هدفهاى دين ياد شده است:
    (كتاب أنزلناه اليك مبارك ليدبّروا آياته و ليتذكر اولوا الألباب.)53
    [اى محمد] نامه اى كه به تو فرستاديم بركت كرده است[بر خوانندگان و نيوشندگان] كه در پى آن مى روند و در آن انديشند و تا زيركان و خردمندان نيز پند يابند.
    در قرآن مسائل انديشه برانگيز بسيارى چه در حوزه امور طبيعى مانند: زمين و آسمان و گياه و حيوان و يا در مسائل فرا طبيعى مانند: روح و وحى و اشراق و علم خدا و قيّوميّت و… طرح شده است و از مردمان مى خواهد كه درباره آنها بينديشند. بيش ترين آموزه هاى دينى در اسلام الهام بخش خردورزى انديشه و برانگيزانده عقل وانديشه اند. حتى عبادتهاى دينى كه چه بسا به نظر مى رسد با تفكر و انديشه بشرى نسبتى ندارند اگر با تفكر و دانايى همراه نباشند ارج و بهايى نخواهند داشت


    دين فرهنگ و تمدن اسلامى
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #25
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دين فرهنگ و تمدن اسلامى






    در قرآن از گزاردن نماز در حالى كه عبادت كننده نتواند انديشه اش را با عبادت همراه كند باز داشته شده است.54
    امام على(ع) انديشه به وقت عبادت را گوهر ارزشمند هر عبادت بيان مى كند.55
    برترين نيروى نهفته در بشر نيروى عقل و قدرت انديشه است. به طور طبيعى برترين تمدّنى كه مى تواند به دست بشر ساخته و پرداخته شود تمدّن علمى و عقلى است.آن گاه كه انسان بتواند بيش ترين توانِ عقلى و علمى خود را در زندگى به كار گيرد پايان خط تمدّن خواهد بود. شمارى مانند توين بى 56 تمدّن غرب را اين گونه دانسته اند. اين نظر تأييدى بر همين مطلب است كه دراين تمدّن نيروى انديشه و خرد چه بسا بتواند آخرين و نهايى ترين مرزهاى عقلى و انديشه اى را پشت سر بگذارد و تمام ساحتهاى علمى و عقلى را فراروى بشر بگشايد. يعنى كمال يافتگى و پايان پذيرى تمدّن به دست عقل و انديشه سپرده شده است.

    در حوزه وحى و پيامبرى نيز به طور دقيق همين امر ديده مى شود. يعنى تكيه اسلام بر عقل وانديشه و به رسميت شناختن توان راهبردى عقل و حق دخالت در ساحت دين و ديندارى سرّ پايان يافتگى وحى و پيامبرى است. در اسلام حق دخالت عقل در زندگى مدنى بى گمان انگاشته شده است؛ بلكه در ساحت دين و سازمان دادن به امور مربوط به ديندارى نيز اين حق براى عقل رسمى و مشروع است. در بخش قانونگذارى دينى كه درگيرترين بخش با زندگى و تمدّن است عقل هم مى تواند كشف كننده قانون و قانونگذار باشد هم مى تواند از دامنه و گستره قانون دينى بكاهد و يا دامنه آن را بگستراند و هم مى تواند در استنباط و فهم و كشف قانونها و آيينها از متنهاى دين كاربرد ابزارى داشته باشد. پس بخش مهم و گسترده اى از كارهايى را كه در دوره هاى نخستين و مقدماتى بشر به ناگزير وحى انجام مى داده است در دوره رشد و بلوغ خرد و انديشه نيرو و استعداد عقلى و علمى بشر انجام مى دهد و تلاش خردورزانه انسانهاى عالم و آگاه بر جاى وحى انبياء مى نشيند


    دين فرهنگ و تمدن اسلامى
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #26
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دين فرهنگ و تمدن اسلامى






    علامه اقبال آخرين حدّ كمال براى رسالت اسلام را ضرورت و مقتضاى تكامل عقلى بشر مى داند:
    (رسالت با ظهور اسلام در نتيجه اكتشاف ضرورت پايان يافتن خود رسالت به حدّ كمال مى رسد. و اين خود مستلزم دريافت هوشمندانه اين امر است كه زندگى نمى تواند پيوسته در مرحله كودكى و رهبرى شدن از خارج باقى بماند…. توجه دائمى به عقل و تجربه در قرآن و اهميتى كه اين كتابِ مبين به طبيعت و تاريخ به عنوان منابع معرفت بشرى مى دهد همه سيماهاى مختلفِ انديشه واحد ختم دوره رسالت است.)57
    استاد شهيد مطهرى راز ختم نبوت را بر پايه تكامل فكرى و عقلى و در نتيجه رشد اجتماعى بشر توجيه و تفسير مى كند:
    (در حقيقت يكى از اركان خاتميت بلوغ اجتماعى بشر است به حدّى كه مى تواند حافظ و نگهبان مواريث علمى و دينى خود باشد و خود به نشر و تبليغ و تعليم و تفسير آن بپردازد.)58
    بنابر تفسير استاد مطهرى از خاتميت اسلام وحى اسلامى طرحى كلى و جامع است براى تمام دوره هاى زندگى بشر. اين طرح كلى و جامع منبع پايان ناپذير است. كم كم همراه پيشرفت زندگى و تمدّن عقل مى تواند نيازهاى دينى بشر را به كمك اين منبع فهم و كشف نمايد


    دين فرهنگ و تمدن اسلامى
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #27
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دين فرهنگ و تمدن اسلامى






    سير نهايى دين و تمدّن از چشم انداز تاريخ
    از نگاه تاريخى به سير دگرگونى دين و تمدّن به دست مى آيد در مسير حركتى كه در گذشته براى تمدّن بشر رخ داده است بخشى از پديده هاى تمدّن بشر كه با جنبه خيال و تفكر و خردورزى انسان پيوند دارد مانند: هنر فلسفه و علم به سوى كمال؛ يعنى گسترده شدن پيش رفته است و بخش ديگر تمدّن كه جنبه عينى و اجرايى دارد؛ يعنى نظام اجتماعى بشر به سوى يگانگى جريان داشته است. بنابراين هدف نهايى كه سير تمدّن بايد به آن آرام گيرد در دو اصل مى توان خلاصه نمود:
    1. كمال.
    2. وحدت.
    كمال يابيِ فكر انديشه و برآيندهاى آن در تاريخ تمدّن بشر نمايان است. فرآيند تكامل در زمينه نظام اجتماعى كه همواره به سوى يگانگى جريان داشته به گونه فشرده و خلاصه چنين است: تاريخ تمدّن از مرحله (وحدت خانواده) آغاز شده است و سپس با دور هم جمع شدن خانواده ها وحدت بزرگ ترى به نام وحدت قبيله و عشيره پديد آمده و دومين مرحله از سير تاريخ شكل گرفته است. پس از گذشتِ زمانى طولانى وحدت قبيله تكامل يافته و به وحدت ملى دگر شده است. امّا اين مرحله نمى تواند آخرين مرحله تكامل در نظام اجتماعى باشد؛ بلكه بشر كم كم از اين مرحله؛ يعنى وحدت ملى گذر خواهد كرد وبه كامل و رساترين مرحله؛ يعنى وحدت جهانى خواهد رسيد. حركتهاى پلوراليستى در وجوه گوناگون آن: علمى اعتقادى سياسى و نيز شكل گيرى يگانگيها و يك پارچگيهاى منطقه اى قاره اى و بين المللى كه روز به روز افزون تر مى شود مى توان گامهاى مقدماتى براى پديد آرى چنين يگانگى دانست. در متنهاى دينى اين سير تاريخى تمدّن از وحدت حضرت آدم آغاز مى شود و به وحدت و يگانگى نظام جهانى پسران آدم؛ يعنى آرمانشهر دينى حضرت مهدى(عج) پايان مى يابد. به گفته توين بى:
    (تاريخ باخدا آغاز گشته به ملكوت خدا پايان مى پذيرد.)59


    دين فرهنگ و تمدن اسلامى
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #28
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دين فرهنگ و تمدن اسلامى






    پس مى بينيم سير تكامل تمدّن تا رسيدن به مرحله فرجامين از كاستى به سوى كمال و از كثرت به سوى وحدت در جريان بوده است. همين دو ويژگى در سير تكامل دين نيز وجود دارد:
    1. دين از مرحله ساده و قلمرو محدود به مرحله كامل و جامع پيش رفته كه از نگاه تاريخى در بحث پيشين شرح شد.
    2. از مرحله دينهاى منطقه اى قومى و مدت دار به دين واحد فراقومى فرامكانى و فرا زمانى پايان يافته است.
    در اين جا بحث (جاودانگى) (جامعيت) و (جهانى بودن) دين اسلام كه از نگاه كلامى روشنگر همان دو ويژگى براى اسلام است انگاشته شده مى گيريم؛ زيرا از هدف نوشتار دور است اين جُستار درخور ياد است كه به مقتضاى اين سير طبيعى در مرحله نهايى تكامل دين و فرهنگى مى تواند پويا و سازنده باشد و در درون تمدّن به حيات و حضور خود ادامه دهد كه تواناييهاى لازم و بايسته براى پديد آوردن يگانگى گسترده و تفاهم و همدلى و گفت و گو ميان همه انسانها و ملتها را دارا باشد. فرهنگ اسلامى اين تجربه را در برهه اى از تاريخ بر جاى گذاشته است و نشان داده كه مى تواند چنان وحدت و يگانگى را پديد آورد:
    (اسلام كه يك امپراطورى عظيم جهانى بود با سماحت و تساهلى كه از مختصات اساسى آن به شمار مى آمد… فرهنگ تازه اى كه حدود و ثغور نمى شناخت [پديد آورد]. مسلمان از هر نژاد كه بود عرب يا ترك سندى يا افريقايى در هر جايى از قلمرو اسلام قدم مى نهاد خود را در وطن خويش و ديار خويش مى يافت. يك شيخ ترمذى يا بلخى در قونيه و دمشق مورد تكريم و احترام عامه مى شد و يك سياح اندلسى در ديار هند عنوان قاضى مى يافت.)60


    دين فرهنگ و تمدن اسلامى
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #29
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دين فرهنگ و تمدن اسلامى






    اين بررسى و چشم انداز به دين و تمدّن نشان مى دهد كه اين دو در درازاى حيات خود وجوه مشترك و پيوند ناگسستنى با يكديگر داشته اند. اما امروز بايد پذيرفت اين پيوند دست كم در بخشى از تمدّن بشرى رنگ باخته است. آيا اين به معناى پايان خويشاوندى و پيوند دين و تمدّن است؟ به واقع تمدّن بشر در هيچ مرحله اى هرگز نخواهد توانست خود را از تمام ويژگيهاى مشترك با دين جدا سازد؛ زيرا هنگامى كه دو نظام از واقعيتها در ذات و هويت خود اين گونه ژرف و پيوسته با يكديگر پيوند و داد و ستد داشته باشند و در زمانى چنين دراز ميان آنها خويشاوندى و آميختگى وجود داشته باشد ممكن نيست كه آنها يكسره از هم بگسلند و نسبت به يكديگر بيگانه و نامحرم شوند.
    دين واقعى از تمدّن درست و و اقعى جداشدنى نيست. اين گسست كه امروزه ميان تمدّن غرب و دين ديده مى شود به هويت و ذات دين و تمدّن باز نمى گردد؛ بلكه پيامد پديده ها و عارضه هاى بيرونى كه بر دين و تمدّن است. اگر مى بينيم شمارى مانند ماركس ميان دين و تكامل و يا ماكس وبر ميان ديندارى و تمدّن دو گانگى و ناسازگارى انگاشته اند از آن رو است كه از دين همان چهره واژگونه و غير وحيانى مسيحيت را مى شناخته اند و از ديندارى رفتارهاى شكلى آمرانه و بى روح را در نظر داشته اند. البته اين چگونگى ويژه مسيحيت غرب نيست بلكه سوكمندانه در دنياى اسلام نيز چهره شفاف و ناب دين با پيرايه هاى بسيارى پوشانده شده است و ديندارى اسلامى صفاى آغازينش را ندارد. با اين تفاوت كه در اسلام متن ناب و بى آميغ و شفاف وحى در دسترس هست. ولى در مسيحيت چنين نيست.


    دين فرهنگ و تمدن اسلامى
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #30
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دين فرهنگ و تمدن اسلامى






    جامعه شناس وقتى چهره موجود و نمود يافته دين را در جامعه و ميان مردمان مى بيند تنها با ظواهرى از دين كه به درست يا نادرست در گفتار و رفتار عادت گونه متدينان بروز دارد رو به روست. در اين صورت دور از انتظار نيست كه به چنان داورى و باورى برسد؛ زيرا وقتى آموزه هاى زلال ناب و بى آميغ دين به رسمها و عادتهاى خشك و بى روح فرو كاسته شود و يا دچار گونه گون تحريفها تعصبّها تحكّمها و جزميتها گردد سازو كار واقعى و اوّلى دين از ميان مى رود و به عكس با سازو كارى دروغين و ويران گر ظاهر مى شود. البته اين يك روى سكه است. عصيان ظاهرگرايانه در پاره اى پديده هاى تمدّن جديد و به خود تكيه كردن انسان به گونه زياده از حدّ در درون اين تمدّن روى ديگر آن است كه در پيدايى اين گسل بى نقش نبوده است. هر چند كه اين رويداد را بر آيند ناخالصيهاى دين يا نارواييهاى ديندارى در نظر بگيريم.
    به هر روى سخن ما درباره پيوند ميان دين حقيقى و تمدّن سالم و انسانى است. هر اندازه دين مطرح در جامعه و رفتارهاى دينى با دين ناب و خالص نزديك تر باشد پيوند دين با تمدّن انسانى بيش تر و حس شدنى تر است.
    سرّ آن كه جامعه جهانى و تمدّن بزرگ دينى ـ آرمانشهر دين ـ بر بنياد تجديد دين و انقلاب در ساختار فرهنگ دينى از سوى امام معصوم(عج) استوار خواهد شد در همين مطلب نهفته است كه دين واقعى و فرهنگ اصيل وحيانى مى تواند با جامعه مدنيت سالم و انسانى سازگارى داشته باشد و هم بهره برساند وهم بهره بگيرد.


    دين فرهنگ و تمدن اسلامى
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •