چرا جوانان نسبت به دین بی میل شده اند؟ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
چرا جوانان نسبت به دین بی میل شده اند؟
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15
  1. #11
    عضو صمیمی
    قیام آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 330      تشکر : 822
    1,524 در 322 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    قیام آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط معمار نمایش پست ها
    من فکر می کنم یکی از چیزهایی که می تواند جوانان را به دین دعوت کند,بیان زیبایی های دین برای جوانان است

    به جوانان بگوییم که,دین مزایای زیر را دارد

    1 دین احسان ونیکوکاری است
    2 دین تعاون وهمکاری است
    3 دین احترام به والدین است
    4 دین حفظ شخصیت فرزندان است
    5 حفظ عزت افراد است
    6 دین رعایت حقوق مردم است
    7 دین حفظ سلامتی وتدرستی است
    8 دین داشتن یک زندگی متوسط است
    9 دین بهره مند شدن همه مردم از لذات مشروع مادی است
    10 دین رعایت حقوق همسر است
    11 دین استفاده از بهترین فناوری هاست
    12 دین صله رحم است
    13 دین سخاوت وبخشندگی است
    14 دین برابری نژادی است
    15 دین نشاط وشادابی است
    16 دین علم و دانش است
    17 دین ازدواج است
    18 دین آزادی مشروع است
    19 دین مالکیت افراد بر اموالشان است
    20 دین توبه ورحمت است
    21 دین حفظ اسرار شخصی است
    22 دین صلح وصفاست
    23 دین شجاعت وغیرت وعفو وگذشت است
    24 دین عدالت
    و.....
    (البته تمام این 24 مورد ذکر شده آیات مربوطش در قرآن آمده است)
    سلام علیکم.
    اینهایی که گفتید درست هست ولی برای بنده هنوز کامل برای مشخص نیست چرا وضع این گونه هست.
    تمامی این مسائلی را که گفتید یک بچه از خرد سالی تا بزرگ سالی با این ها در گیر هست...حالا چه در جامعه و مسجد و دوستان و...به گوشش این مطالب میرسد.
    حتی اگر این ها هم نباشد به زور هم شده در دبیرستان در کتاب دین و زندگی با این ها آشنا میشود... پس قطعا شخص از این ها بی اطلاع محظ نیست که برایش جدید باشد...
    ولی باز میبینیم آنگونه که باید تاثیر گذار باشد نیست!

    چرا جوانان نسبت به دین بی میل شده اند؟
    یَومٌ عَلی صَدر المصطفی...

    حسین جان ، روزی جات رو سینه ی پیغمبر بود...

  2. تشكرها 3


  3. #12
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط .:MOBAREZ:. نمایش پست ها
    سلام عليکم.
    اينهايي که گفتيد درست هست ولي براي بنده هنوز کامل براي مشخص نيست چرا وضع اين گونه هست.
    تمامي اين مسائلي را که گفتيد يک بچه از خرد سالي تا بزرگ سالي با اين ها در گير هست...حالا چه در جامعه و مسجد و دوستان و...به گوشش اين مطالب ميرسد.
    حتي اگر اين ها هم نباشد به زور هم شده در دبيرستان در کتاب دين و زندگي با اين ها آشنا ميشود... پس قطعا شخص از اين ها بي اطلاع محظ نيست که برايش جديد باشد...
    ولي باز ميبينيم آنگونه که بايد تاثير گذار باشد نيست!

    اين مسائل بايد ريشه اي کار شود تا داراي ثمره مفيدي باشد


    البته عوامل ديگري هم مي تواند علت فرار از دين باشد

    مثلا:

    1-علاقه به آزادي بي حد و حصر که در بين جوانان وجود دارد يکي از علت هاي بي علاقه اي به دين است.فکر مي کنند اگر دين دار باشند محدود مي شوند و اين محدود شدن به ضررشان است

    2-عدم شناخت واقعی دین.فکر می کنند دین مخصوص 1400 سال پبش بوده و الان دین کاربردی در جامعه ندارد

    3-تبليغات منفی دشمنان و القاي شبهه درباره دين

    4-اشتغال‌ فكر و تعلق‌ قلب ‌به‌ دنيا و مسائل ‌مادي‌.
    چرا جوانان نسبت به دین بی میل شده اند؟

  4. تشكرها 3

    قیام (04-03-1391), مدير اجرايي (04-03-1391), نرگس منتظر (05-03-1391)

  5. #13
    عضو آشنا
    islamquest آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    نوشته : 39      تشکر : 1
    108 در 36 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    islamquest آنلاین نیست.

    baeragh علت دین گریزی جوانان چیست؟




    پرسش:

    علت دین گریزی جوانان چیست؟ و چه پیامد هایی را به دنبال خواهد داشت؟

    پاسخ کوتاه:

    دین برنامه سعادت و رستگاری بشر است. دین داری نهادینه کردن تعالیم و ارزش های دینی در همه ابعاد زندگی است که ثمرات بی شماری در فرد و اجتماع دارد. عواملی به صورت پیدا و پنهان، دین داری را تهدید می کند که یکی از آنها دین گریزی است.
    البته هیچ کس نمی تواند به طور کامل با دین قطع رابطه کند؛ زیرا دین داری یک امر فطری است. امادین گریزی به معنای کم رنگ شدن ایمان و کم نور شدن چراغ دین در زندگی افراد واقعیت دارد و اختصاص به دین خاصی هم ندارد، بلکه دامن گیر همه ادیان و مکتب ها است. البته علت دین گریزی در همه ادیان یکسان نیست. در مورد اسلام باید ریشه های دین گریزی را در
    خارج از قلمرو دین و آموزه های دینی جست و جو کرد.


    عوامل دین گریزی در جامعه اسلامی، یا گریز از مکتب اسلام به طور کلی، به دو دسته تقسیم می شوند:

    1. عوامل محیطی (اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و … ) نظیر: نارسایی عوامل مؤثر در معنویت گرایی ، تهاجم فرهنگی، عدم اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر، عدم تأمین نیازهای اولیه ،
    رواج خرافه پرستی
    ،
    هوا پرستی ها،
    منفعت طلبی ها و درگیری برخی گروه ها و جناح های مذهبی بر سر کسب مقام و قدرت، تعارض قول و عمل متولیان و طرفداران حکومت دینی، عدم انتقال ارزش هایی؛ مانند ایثار، استقلال طالبی، معنویت گرایی و... به نسل های بعدی.


    2. عوامل درون ی (فردی) نظیر: گرایش به تمایلات و هواهای نفسانی، ضعف بینش دینی افراد، ضعف و سستی بنیان های دینی خانواده ها و... .





    این پدیده عواقب نامطلوب و جبران ناپذیری در فرد و اجتماع دارد. بعضی از این عواقب عبارت اند از:



    سست شدن بنیادهای اخلاقی خانواده ها، از دست دادن روحیه ایثار گری و شجاعت، عدم حساسیت در مقابل وابستگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... به بی گانگان، بی تفاوتی در مقابل ظلم و تبعیض و بی عدالتی و... .

    پاسخ جامع و کامل:

    دین استوارترین ستون حیات مادی و معنوی انسان است که به او عزت و شرافت می بخشد و او را از اسارت ها و تعلقات و وابستگی های نفسانی و حیوانی آزاد می سازد. دین برنامه سعادت و رستگاری بشر است. دین کیمیای معنوی، نوش دارویی است که سبب آرامش حقیقت انسان که همان جان ملکوتی او است می شود. دین داری نهادینه کردن تعالیم و ارزش های دینی در همه ابعاد زندگی است که ثمرات بی شماری در فرد و اجتماع دارد و در لباس یقین، صبر، تسلیم، رضا، امانت داری، راستی، حیا، پاکدامنی، وفاداری، پارسایی، انفاق، احسان، عطوفت، گذشت، مدارا، طاعت، عبادت، جهاد، تلاش و ... جلوه می کند و به زندگی و شخصیت انسان زیبایی و طراوت و شادابی می بخشد.

    پیوسته عواملی به صورت پیدا و پنهان، دین داری را تهدید می کند. یکی از این آفت ها دین گریزی است. برای مبارزه با این آسیب ابتدا باید آن را شناخت و سپس آن را علاج کرد.

    در اصل وجود دین گریزی باید گفت اگر این واژه به معنای ترک کردن و رها کردن دین باشد، هیچ کس نمی تواند به طور کامل با دین قطع رابطه کند؛ زیرا دین داری یک امر فطری است و از انسان جدا شدنی نیست. چنان که قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره می کند:" فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ"؛ [1] پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتى است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده دگرگونى در آفرینش الهى نیست این است آیین استوار ولى اکثر مردم نمى‏ دانند.

    البته ممکن است دینداری افراد برای مدتی کم رنگ و ضعیف شود یا فردی دین خود را تغییر دهد و دین دیگری انتخاب کند، اما هیچ کس نمی تواند برای همیشه بی دین باشد! پس دین گریزی به این معنا امکان ندارد. ما این نکته را در محیط پیرامون خود نیز بسیار تجربه کرده ایم!

    اما اگر دین گریزی به معنای کم رنگ شدن ایمان و کم نور شدن چراغ دین در زندگی افراد باشد، باید گفت این امر واقعیت دارد و بسیاری از افراد ممکن است در شرایط خاصی برای مدتی کوتاه یا طولانی از دین و دین داری فاصله بگیرند و این اختصاص به دین خاصی هم ندارد، بلکه دامن گیر همه ادیان و مکتب ها است. البته علت دین گریزی در همه ادیان یکسان نیست. در مورد اسلام باید ریشه های دین گریزی را در خارج از قلمرو دین و آموزه های دینی جست و جو کرد.

    همچنین باید توجه داشت که در ذات ادیان الاهی که دست ناپاک تحریف به آنها نرسیده باشد هیچ عنصر دین گریزانه ای وجود ندارد. اگر انسان ها به دریافت صحیح از دین الاهی نایل آیند، در هیچ رتبه ای، از دین نمی گریزند! به ویژه این که عقل و عشق که دو رکن اساسی در حیات انسانی محسوب می شوند و همه جاذبه ها و دافعه ها در این دو حوزه و بر اساس این دو معیار رخ می دهند، هر دو در درون دین وجود دارد و دین با این دو نیرو هر دو گروه باقی مانده است. بنابراین دین گریزی به عنوان یک پدیده اجتماعی، عینی و رفتاری، معلول ماهیت و ذات خود دین نیست، بلکه علت یا علل دین گریزی را در خارج از قلمرو دین و آموزه های دینی باید جست و جو کرد. بی شک عوامل متعددی؛ مانند ناهنجاری های فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و روانی به صورت آفت ها، آسیب ها و موانع بازدارنده، فرا روی اندیشه دینی و گرایش او به دین قرار می گیرد و زمینه دین گریزی و دین ستیزی را فراهم می آورند.

    عواملی که در بروز دین گریزی جوانان نقش دارند به طور کلی، به دو دسته تقسیم می شوند:1.عوامل محیطی و بیرونی (اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و … )

    2. عوامل درون ی (فردی) که از آنها به عوامل «روان شناختی» تعبیر می شود؛ یعنی قطع نظر از عوامل محیطی، ویژگی های شناختی و عاطفی هر فرد نیز در اقبال و ادبار ( روی آوردن و فاصله گرفتن) او نسبت به معارف دینی نقش دارند.

    عوامل محیطی (اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و … را می توان در موارد زیر جست و جو کرد:

    الف. نارسایی عوامل مؤثر در معنویت گرایی(دین گرایی): هر کدام از عللی که در معنویت گرایی مؤثرند، اگر در جهت صحیح و درست عمل نکنند، خود عامل معنویت گریزی عموماً و دین گریزی خصوصاً خواهند شد.

    تبیین صحیح از دین و دستورات حیات بخش آن برای جوانان باعث می شود که آنها به دین و مسائل معنوی متمایل شوند. همچنین برخورد منطقی و عقلانی با مسائل آنان نقش مهمّی در تمایل آنها به دین و مسائل معنوی دارد؛ زیرا جوانان نه تنها فطرتاً دین گریز نیستند که خیلی هم متمایل به دین و تشنه راه سعادت، تکامل و دریافت علوم دینی هستند. بر این اساس وظیفه همه مربیان و دست اندرکاران امر تربیت دینی است که آموزه های دینی را در قالب های نو و جذاب بر جوانان عرضه نمایند.

    بعضی از رفتارها و برخوردهای ناصحیح و مخالف شرع در بیان احکام شرعی، موجبات بدبینی افراد (به خصوص جوانان) را فراهم می آورد.

    نارسایی عوامل مؤثر در معنویت گرایی و دین گرایی را می توان به طور کلی در پنج محور تقسیم بندی کرد:

    1. جایگزینی تعلیم به جای تفکر؛ استاد مطهری ره در این باره می فرماید:" در تعلیم و تربیت بایستی به جوان مجال اندیشه داد و آن را ترغیب به فکر کرد. درحالی که نظام تعلیمی و تبلیغی ما تعلیم را به جای تفکر گذاشته است و در حقیقت منتهی شده است به انباشت محفوظات." [2]

    2. عدم توجه به حس کاوش و حقیقت جویی؛ معمولاً انسان ها به دانستن حقیقت گرایش دارند. منکوب کردن، تشرزدن، چرا آن قدر می پرسی یا نپرس، روشی است که در برابر فکر حقیقت جویی وجود دارد. نمی توان پرسشی را از میان برد. اگر با پرسشی مخالفت شود به اشکال انحرافی ظاهر خواهد شد و باعث می شود تا انسان (چون پاسخی دریافت نکرده است) خود در آن زمینه تجربه پیدا کند. [3] متقابلاً اگر از سؤالات و مجهولات افراد به درستی و با پاسخ های منطقی استقبال شود، به جای مصرف کننده اندیشه، تولیدکننده اندیشه های دینی می شویم. به همین دلیل هر نهاد اجتماعی باید به پناهگاه های امن پرسش های پنهان در لایه های ذهن تبدیل شود تا امکان پاسخ گویی به آنها را پیدا کنند.

    3. غفلت از تغییر آداب زمان در تربیت؛ باید توجه داشت جامعه جوان جامعه ای متفاوت است و اساساً با معیارهای گذشته قابل سنجش نیست. مقتضیات زمان بسیاری از آداب را عوض و شکل بروز و ظهور آن را متفاوت می کند. بر این اساس تحمیل آداب زمان خویش به نسل بعد از خودمان، منجر به یک نوع جمود یا ثبات آداب می شود. باید ویژگی ها و معیارهای نسل حاضر را به درستی شناخت و با توجه به آنها به تعلیم و تربیت او پرداخت. [4]

    4. سرکوب غرایز؛ افرادی که فن تربیت را نمی دانند، توجه ندارند که در تربیت تمامی قوایی که در وجود انسان است دارای حکمت و مصلحتی است و باید غرایز شهوانی را در حد طبیعی و از راه مشروع اشباع کنیم. برآورده نشدن احتیاجات طبیعی منجر به نوعی تراکم و واکنش می شود یا همان مکانیزم طرد که امروزه هم شاهد هستیم. [5]

    ب. تهاجم فرهنگی:

    توطئه های دشمنان و کافران و منافقان ضد دین که در قالب تهاجم فرهنگی شکل می گیرد از عوامل دخیل در معنویت گریزی است. هدف عمده این تهاجم رواج فساد بی قیدی و لامذهبی در بین مردم خصوصاً نسل جوان است که گاهی با ایجاد شبهات و وارونه جلوه دادن مسائل دین و پنهان کردن حق و پوشاندن باطل در لباس حق صورت می پذیرد. بنابراین باید توجه داشت که دشمن در پیشبرد اهداف شوم خویش همیشه در لباس باطل ظاهر نمی شود و ممکن است در لباس حق باطل را عرضه کند. با هوشیاری و ظرافت می توان جلوی پیشرفت اهداف دشمن را گرفت.

    ج. عدم اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر:

    یکی از عوامل مؤثر در دوری جامعه از امور معنوی و دینی، عدم توجه به اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر به ویژه از جانب متولیان امور دینی است. قرآن کریم می فرماید: "شما بهترین امت هستید به شرط آن که نسبت به خوبی ها و بدی ها متعهد باشید، به خوبی ها سفارش کنید و از بدی ها جلوگیری کنید". [6] اما برعکس هر چقدر ملتی نسبت به ناهنجاری های جامعه خود؛ نظیر ظلم ها، حق کشی ها، فسادها، خیانت ها و رواج دیگر رفتارهای ناپسند بی توجه و بی تفاوت باشند، به همان نسبت از یک جامعه ارزشی و آرمانی فاصله می گیرد. این رفتار در یک جامعه اسلامی موجب نادیده گرفتن حقیقت و فرهنگ اصیل اسلامی و فاصله گرفتن از دین و محروم ماندن از آثار آموزه های آن می شود.

    د. عدم تأمین نیازهای اولیه: ناکارآمدی برخی از مدیران جامعه در اجرای برنامه های اعلام شده حکومت دینی، عدم توزیع عادلانه امکانات و فرصت ها در برخی از ادارات و دستگاه های کشور موجب بی پاسخ ماندن نیازهای اجتماعی جوانان (ازدواج، اشتغال، مسکن و...) می شود. نیازهای آدمیان را باید طبقه بندی کرد تا نیازهای اولیه ارضا نشود بقیه را نمی توان تأمین کرد.

    جامعه اخلاقی جامعه ای است که نیازهای اجتماعی اولیه در آن تأمین است و در کنار آن آزادی و امنیت و محبت وجود دارد.

    هـ. رواج خرافه پرستی در دین: آمیخته شدن آموزه های اصیل دین با خرافات، بدعت ها و مسائل خارج از دایره دین و عقل، سبب ایجاد تصویر غیر واقعی و غیر قابل قبول از دین خواهد شد که نتیجه اش طرد شدن دین است.

    و. هوا پرستی ها، منعت طلبی ها و درگیری برخی گروه ها و جناح های مذهبی بر سر کسب، حفظ و استمرار قدرت سیاسی، اقتصادی و... و به طور کلی تعارض قول و عمل متولیان و طرفداران حکومت دینی یکی از عوامل مهم گریز از دین است.

    2 عوامل درون ی (فردی)

    الف. گرایش به سوی تمایلات و هواهای نفسانی: خواسته های نابه جای برخی افراد، ناهنجاری های عاطفی و روانی آنان و بی بند و باری و گرفتاری در انواع دام های شیطانی و ... موجب شده است تا به سستی و فساد و سود جویی های نامشروع و... روی آورده و التزام به دین و چهارچوب های دینی را مزاحم خود ببینند. چنان که در قرآن کریم درباره مهم ترین عامل روی گردانی از توحید و معاد آمده است:" (انسان شک در معاد ندارد) بلکه او مى‏خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند"! [7]

    امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: "مان گونه که از دشمنان خود حذر می کنید، از هوس هایتان حذر کنید؛ زیرا برای مردان دشمنی برتر از پیروی از هوس هایشان و آنچه زبان هایشان کسب کرده (سخنان بیهوده و یاوه)، نیست". [8] از آن جا که دینداری جلوی هوا پرستی های مهار گسیخته و ویران گر را می گیرد، افراد هواپرست سعی می کنند مسیر خود را از دین جدا کنند.

    ب. ضعف بینش دینی افراد: نداشتن آگاهی درست از ماهیت دین و نقش و کارکرد آن در تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان، عدم تفکیک بین ذات دین و مدعیان دینداری و ثبت نقاط ضعف دینداران در پرونده دین، موجب اهمیت ندادن به دین و دین گریزی می شود.

    ج. ضعف و سستی بنیان های دینی خانواده ها: در برخی از خانواده ها ضعف بنیه دینی منجر به عدم تربیت و پرورش صحیح جوانان شده است. و همین امر فاصله ای بین آنان و آموزه های دینی ایجاد کرده است که باید با محکم کردن بنیان های دینی خانواده ها این فاصله را از بین برد.

    بنا براین با توجه به این که همه افراد در یک درجه و مرتبه از ایمان قرار ندارند! و مسائل نفسانی و مادی و دنیایی از جاذبیت بالایی نسبت به مسائل دینی برخودارند، کم رنگ شدن دینداری در بعضی از افراد و در برهه ای از زمان امری عادی است. دلیل این نکته نیز روشن است؛ چرا که انسان موجودی با اراده و انتخاب گر است و عوامل متعددی می تواند الزامات و تعهدات دینی او را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو ممکن است در برهه ای از زمان انجام فرائض و تعهدات خود را ترک نماید یا رفتارهای غیر دینی یا حتی ضد دینی از او سر بزند! اما در همان زمان به بعضی از برنامه های دیگر دین پای بند باشد و یا در زمان ها و مکان های خاص و ویژه این پای بندی خود را بروز دهد. حتی ممکن است بعد از مدتی از کوتاهی های خود کاملاً پشیمان شده و توبه نماید و در صدد جبران گذشته خود بر آید!

    در هر حال هر یک از عوامل مذکور که به تنهایی یا به همراه دیگر عوامل علت و منشأ دین گریزی باشد. این پدیده عواقب نا مطلوب و جبران ناپذیری در زندگی فرد و همچنین در اجتماع دارد. بعضی از این عواقب عبارت اند از:

    1. سست شدن بنیاد های اخلاقی خانواده ها: بی شک عمل به تعهدات اخلاقی در خانواده با مشکلات و محدودیت هایی همراه است که تحمل آنها بدون یک پشتوانه محکم و مقدس (دین) امکان پذیر نیست با تضعیف دینداری این تعهدات به سردی می گراید.

    2. از دست دادن روحیه ایثار گری و شجاعت در رفع مشکلات همنوعان و در مقابله بادشمنان؛ زیرا دین با تبین و تصویر فرجام صحیح جهاد و شهادت و ایثارگری، پرده های راحت طلبی و منفعت پرستی را کنار زده و انسان ها را به معامله با ارزش هایی بالاتر از زندگی مادی فرا می خواند. با تضعیف دین داری ارزش ها در دنیا و مادیات خلاصه خواهد شد.

    3. عدم حساسیت در مقابل وابستگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... به بی گانگان: دینداری با تقویت روحیه توکل به قدرت خداوند قادر و ایجاد اعتماد به نفس و ضامن مقاومت در مقابل وابستگی ها و در نتیجه به بار نشستن استقلال همه جانبه ملت ها است.

    4. بی تفاوتی در مقابل ظلم و تبعیض و بی عدالتی: مبارزه واقعی با ظلم و بی عدالتی مستلزم تحمل مشقت ها، محرومیت ها و حتی ایثار جان است؛ از این رو تجربه نشان داده است انسان های مبارزی که روابط مستحکمی با دین ندارند کمتر مبارزه خود را تا مرحله نهایی ادامه داده اند و غالباً در وسط راه در مواجهه با مشکلات احساس خستگی کرده و از آرمان ها و شعار های خود دست برداشته اند در مقابل انسان های با ایمان تا آخرین مرحله به پیش رفته اند و قله های پیروزی را فتح کرده اند.مبارزه با رژیم ستمشاهی پهلوی و پیروزی نهایی ملت مسلمان گواه خوبی بر این مطلب است. در حالی که گروه های غیر مذهبی در وسط راه دست از آرمان های خود بر داشتند.

    آنچه بیان شد تنها بخشی از آثار و عواقب دین گریزی است که باید برای جلوگیری از این عواقب با اتخاذ تدابیر عقلانی پیوند نسل جدید را با دین هر چه مستحکم تر نمود.


    منبع: http://islamquest.org/fa/archive/question/fa9288

    -----------------------------------------
    [1] روم، 30 .

    [2] مجموعه، ‏آثاراستاد، شهید مطهرى، ج ‏22، ص 526، انتشارات صدرا، قم.

    [3] همان، ج ‏3، ص 493.

    [4] همان، ج ‏21، ص 189.

    [5] همان، ج ‏23، ص 539.

    [6] آل عمران، 110.

    [7] قیامت، 5 "بَلْ یُریدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامه".

    [8] «احذروا أهواءکم کما تحذرون أعدائکم،فلیس شیء أعدی للرجال من إتباع أهوائهم و حصائد ألسنتهم».
    چرا جوانان نسبت به دین بی میل شده اند؟

  6. تشكرها 4


  7. #14
    عضو وفادار
    ranji آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 331      تشکر : 772
    1,007 در 288 پست تشکر شده
    وبلاگ : 33
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ranji آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بزرگترین واصلی ترین مشکل و علت دین گریزی از دین نیست از دیندارهاست
    چرا جوانان نسبت به دین بی میل شده اند؟

  8. تشكر

    یابن یاسین (02-06-1391)

  9. #15
    عضو وفادار
    ranji آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 331      تشکر : 772
    1,007 در 288 پست تشکر شده
    وبلاگ : 33
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ranji آنلاین نیست.

    پیش فرض




    به نظر من برای پذیرش هر چیزی در زندگی باید حس اعتماد در انسان بوجود بیاد والا هرگز قبول امری بطور نهادینه در انسان شکل نمی گیره
    در مورد دین هم بخصوص در کشور ما هرگز این حس اعتماد بطور نهادینه چه از سوی خانواده وچه از سوی جامعه ودولت بوجود نیامده ونخواهد آمد وامروزه دین هم قشر بندی شده
    هرکی پول و موقعیتش بیشتره مسلما از آموزش وروش زندگی بهتری برخورداره
    مثلا اگه یک نوجوان یا جوان معمولی دچار خطای اجتماعی یا هرنوع خطای دیگری در جامعه بشه چنان تنبیه وتوبیخ ومتهمش میکنن که اگه خیلی محکم باشه مجازاتش رو تحمل میکنه وباقی عمرش رو در زجر وسکوت سرشار از ناگفته ها بسر میبره...اما...اما...اگر فلان شخصیت اجتماعی یا فلان روحانی بدترین کارهارو هم در جامعه انجام بده چنان با استفاده از میانبرهای دینی وقانونی خودش رومبرا میکنه که حتی کسی اجازه وجرات هیچگونه اعتراضی هم نمیتونه داشته باشه چون زور اون آدم بیشتره...

    چرا جوانان نسبت به دین بی میل شده اند؟

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •