روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم ! سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 29
  1. #11
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !




    درافتادن علم با مذهب تصادفی نبود !

    آنچه که به ما و به همه ی روشنفکران می گویند که :

    در قرن شانزدهم و هفدهم ، عده ای نابغه و روشنفکر ،
    یک مرتبه از زمین جوشیدند !
    و یا از آسمان افتادند !
    و ناگهان فهمیدند که قرون وسطی منحط است ،
    مذهب ، دست و پا گیر است ،
    و با مذهب بایستی مخالفت کرد تا جامعه آزاد شود ،

    و نیز در این عصر جدید ، دانشمندان « روشن » شدند !
    و علم از قید مذهب آزاد شد ،
    و فهمید که مذهب خرافه است ،

    چنین چیزی ، نه بود ،
    و نه از لحاظ جامعه شناسی ممکن است چنین چیزی باشد !


    بلکه باید ریشه ی اقتصادی و طبقاتی داشته باشد .

    مشهود است که از پایگاه اعتقادی و از جبهه ی مذهب ، به این مسئله و این طرز فکر غیر مذهبی انتقاد نمی شود ،
    بلکه از پایگاه « جامعه شناسی ِ طبقاتی » و بر اساس زیربنای اقتصادی و « قانون تحول مادی جامعه » مساله مطرح می شود .

    این روشنفکران و این نهضت روشنفکران ، در آغاز قرون جدید و تمدن و علم ِ امروز ِ اروپا ، زیربنای ِ اقتصادی شان چیست ؟

    زیربنای اقتصادی این تحول ِ فکری و بینش علمی ، « رشد و تولید بورژوازی » و از میان رفتن ِ تولید ِ کشاورزی و تولید « سیستم فئودالیته » است .
    بنابراین درست است که روشنفکری که در قرن شانزده و هفده در دنیا با مذهب مبارزه می کند ، سلاحش فلسفه و علم است ،
    اما « ریشه » اش طبقه ی بورژوازی است و روحیه و هدف و اخلاقش ، روح و اخلاق ِ ویژه ی بورژوازی است .

    بورژوازی چه می خواست ؟
    چرا با مذهب درافتاد ؟


    همانطور که گفته شد ، بخاطر اینکه مذهب کاتولیک ، نگهبان سنت فئودالیته ای بود که روشنفکر باید آن سنت و آن طبقه را از بین می برد ،
    تا جامعه را تبدیل به یک جامعه ی مادی و بازاری ، یعنی بورژوازی با مصرف های مدرن - برای بورژوا - می کرد .

    سلاح و وسیله ی فریب دهنده ی او برای این تغییر دادن چه بود ؟
    اول ترقی ،
    دوم علم ،
    سوم آزادی ،
    چهارم واقعیت گرائی ِ مادی ،
    و بعد ، آنچه که در قرون هجده و نوزده به آن اضافه شد ، « لذت ِ زندگی » و « اصالت ِ فرد یاخودمداری » ،

    یعنی فلسفه ی ایجاد ِ « بهشت ِ موعود ِ ادیان » در روی ِ زمین !

    یعنی فلسفه ی اصالت ِ مصرف ، بجای همه ی اصالت های فلسفی و اخلاقی و ماوراء الطبیعی !
    و خلاصه ، یعنی اینکه : همه ی حرف ها و دغدغه ها و گرایش ها و قیدها و عقیده ها و فضیلت ها و ارزش ها را رها کن و :

    خودت را بچسب و برخورداریت را !! که هر چه هست ، همین است !

    این، از « اصول » بورژوازی است .

    بنابراین بورژوازی در قرون جدید ، علم را به عنوان اسلحه ای گرفت و روی مذهب کشید !
    روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  2. #12
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !




    ازدواج ِ نامشروع ِ پول و علم !!

    و این ، نه خود ِ علم بود که :
    بدون ِ ضرورت و علت و حرکت ِ طبقاتی ،
    و همینطوری ناگهان ! با شکفتن ِ مرموز ِ نبوغ و الهام و کشف و شهود ِ علمی و انقلاب فکری ! ، « کشکی » ! با مذهب مخالف شد !

    همانطور که در قرون ِ وسطی ، مذهب ، اسلحه ی دست فئودالیسم بود ،
    در دوره ی تفوق بورژوازی ِ قرون ِ جدید ،
    « علم » اسلحه ی دست بورژوازی شد !


    و هدفش : از بین بردن مذهب بود که : زیربنای ِ فرهنگی ِ دوره ی فئودالیته بود ،
    و ایجاد یک بهشت ِ بورژوازی در زمین،

    بهشت ِ بورژوازی یعنی چه ؟
    یعنی : ایجاد یک فلسفه ی خاص ، برای زندگی مادی .

    کدام فلسفه ؟
    فلسفه ی : « رفاه زندگی و مصرف ِ مادی »
    شعار ِ گذشته که می گفت :
    « زندگی کنیم تا به شناخت ِ حقیقت برسیم » - که شعار ِ مذهب بود -
    به این شکل درآمد که :
    « حقایق را بشناسیم ، تا خوب زندگی کنیم »

    « مصرف » ، برای زندگی شد ، « زندگی » برای مصرف !

    « ساختن ِ وسایل ِ زندگی ، برای کسب ِ آسایش » ،
    شد : « فدا کردن ِ آسایش ، برای ساختن و فراهم کردن ِ وسایل ِ زندگی » !

    و بالاخره ، « علم در جستجوی ِ حقیقت » ، راهش را کج کرد و شد :
    « علم ، در کسب ِ قدرت » ،
    این شعار ِ : بهتر زیستن در همین زمین ، شعار ِ ایجاد ِ « بهشت ِ مصرفی ِ بورژوازی » است ،

    بهشتی را که مذهب می گفت با :
    عشق و پرستش
    و فداکاری و کسب ارزش های اخلاقی
    و تعالی روحی و معنوی
    و گذشت و شهادت
    و پاکی و پارسائی و کمال انسانی ،

    به پاداش خواهید یافت ،

    بورژوازی و فلسفه ی بورژوازی ِ جدید می گفت که ما آن را در روی ِ همین زمین می سازیم .
    به کمک چه چیز ؟
    بجای آنهمه ، فقط با 2 چیز :
    « سرمایه » و « علم » ،
    سرمایه و علم ، دست بدست هم می دهند و « تکنیک » را می زایند ،
    و تکنیک ، جانشین مذهب می شود .

    این است که بورژوازی ، علم و سرمایه را با هم تالیف داد ،
    از ازدواج نامشروع ِ پول و علم ، تکنیک ِ جدید بوجود آمد ،


    بنابراین ، ماشین ، فرزند ِ نامشروع ِ « پیوند ِ علم و پول » است .
    و پیداست که وقتی عالم و پولدار به ازدواج هم درآیند ،
    کدام زن است و کدام شوهر !!


    بنابراین رسالت جدید ِ علم ، یعنی مدعی و مخالف ِ مذهب شدن ِ او،

    و ادعای ِ « هدایت بشر » و آنهمه ستایش دیگری که از علم می شد ، همه کار ِ بورژوازی بود!!
    برای آنکه زمینه ی پیشرفت و قدرت و حاکمیت ِ پول را در زمین برایش فراهم آورد .

    شعار تازه ای که برای بشریت اعلام شد ،
    « قدرت » و « ثروت » ، شعار بورژوازی بود ، اما « عالم » از زبان ِ او و بجای او این شعار را می داد !!
    و ما تا بحال ، گول ِ این شعار را خورده ایم !

    چون در قدیم بقول شاعر ، همیشه این بوده است :
    دانش و خواسته است ، نرگس و گل ــــــ که به یک جای نشکفند به هم
    هر که را دانش است ، خواسته نیست ــــ هر که را خواسته است ، دانش کم !
    دانش و پول ، مثل گل ِ نرگس و گل سرخ هستند که همزمان با هم نمی شکفند ، بطوریکه هر که دانش دارد ، پول ندارد ، و هر که پول دارد دانش ندارد،
    اما اینجا به این شکل در نیامد ،

    این دو دشمن ِ همیشه - که علم مخالف با پول بود و بیزار از زندگی ِ مادی ، و زندگی مادی هم نیازی به علم و علماء نداشت - با هم یک « شرکت سهامی » ! درست کردند .
    که قیود جدید و انسانی امروز بوجود آمد . و آن :

    ساختن ِ یک زندگی مصرفی ، به کمک علم ، برای « پول » است !

    این « فلسفه ی جدید ِ زندگی » است ،
    اما شعارهایش عالمانه بود !
    روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  3. #13
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !




    این مخالفت ها ، اصلا تصادفی نیست !

    تصادفی نیست که علم ، نه تنها با مذهب مخالف می شود ،
    بلکه با فلسفه و با اخلاق هم ناسازگاری می کند !
    و اصلا « روحیه و جهتش » هم تغییر می کند !

    یعنی دغدغه ی همیشگی اش را که :

    « پی بردن به کنه و ذات اشیاء » ،
    شناختن واقعیت ِ‌ انسان و زندگی
    و بالاخره جستجوی حقیقت بود ،
    از سر بدر کرد و گفت :


    من فقط به پدیده ها و خواص ظاهر اشیاء و روابط میان آنها و کشف قوانین طبیعت ِ‌ مادی کار دارم ،
    آنهم نه برای یافتن حقیقت !
    بلکه برای
    استخدام اینها در کسب قدرت و منفعت !!

    می بینیم که این لحن ، لحن ِ‌ بورژوازی است که علم تقلید می کند !

    و این علم ، به کشف هیچ رمزی و رازی ، به هیچ مجهولی نیازمند نیست ،
    به ماوراء الطبیعه احتیاجی ندارد ،
    و به بعد از مرگ نمی اندیشد ، اصولا بعد از مرگ قیدی وجود ندارد !
    این است و جز این نیست که در آن هستیم ! که عمر نام دارد .

    و انسان و زندگی انسان جز این نیست که به رفاه برسد و راهش هم « تامین مصرف » است ! و وسیله اش علم ،
    اما همه ، به نفع طبقه ی بورژوازی ِ‌ پولدار !!


    بورژوازی چرا می خواست پایه ی « فلسفه ی اصالت اقتصاد » و پایه ی « اصالت مصرف » را محکم کند ؟

    علم می تواند برخلاف آنچه که مذهب می گفت ، به کمک پول درهمین زندگی و به وسیله ی تکنیک و ماشین و شناخت همین طبیعت و استخدام ِ‌ طبیعت ، بهشت بسازد .

    بهشت کجا است ؟
    آنجائیکه به سادگی با کار بسیار اندک - چون با تکنیک و علم است - می شود به مصرف های فراوان و زندگی ای برخوردار و مرفه ، و به رفاه اقتصادی رسید.

    علم ، که آنهمه فضیلت های ماوراء مادی و ارزش های خارق العاده و ایده آل های فوق طبیعی برای انسان قائل بود و انسان را مظهر خدا و دارای روح خدائی نشان می داد و می خواست ؛


    ناگهان نظرش برگشت !
    و گفت :
    انسان یک « حیوان اقتصادی » است !!
    واگر مصرفش تامین شود ، دیگر به هیچ چیز احتیاج ندارد !


    چه حادثه ای پیش آمد که علم ناگهان تغییر رویه داد ؟!
    نظرش تا این حد پست شد ؟
    و انسان یکباره در چمش حقیر گشت و بلند گرائی هایش را از دست داد ؟

    حادثه این بود ‌ :
    علم از « خدمت به مذهب » به « خدمت پول » درآمد !


    و از یکطرف وسوسه ی مردم را برای تقوی ، اخلاص ، تکامل انسانی ،‌ فردا ، سرنوشت بشری ، شناخت عالم و راز ِ‌ هستی و حقیقت ِ وجود و راه درست و آنچه باید بود ، از بین برد .
    و وسوسه ای را که در ذات آدمی هست و فلسفه و مذهب ، همیشه بدان پاسخ می گفته اند ، نابود کرد !

    چرا ؟؟!!
    برای اینکه انسان را برای « اشتهای کثیف بورژوازی » آماده سازد !!


    و به زندگی مصرفی ِ اقتصادی و تولیدی محدود کند.
    و از طرفی خودش « ایده آل
    ها و هوس های سرمایه و پول » را به کمک « قدرت و منطق ِ‌ علمی خودش » در روی زمین تحقق بخشد .

    این است که شعار شورانگیز قرون شانزده و هفده و هجده و نوزده و اوایل قرن بیستم این بود که :


    ای انسان ها !
    چون هیچ چیز نیست ، باید این وسوسه ها را دور ریخت و با آن حرف ها نباید کار داشت !
    اینها همه افسانه های مذهبی است !‌ خرافه های فلسفی است !!

    زندگی ِ‌ عملی و رآلیسم ، همین است که بخوریم ، بیاشامیم و غرائزمان را در زندگی اشباع کنیم ...

    و به چیز دیگری هم کاری نداشته باشیم !!

    این را علم می گفت ؛
    اما لهجه ، « لهجه ی بورژوازی »‌ است !!

    شعار زندگی او ایجاد بهشت در روی زمین بود ، فلسفه ی زندگی اش « اصالت مصرف » بود ، و ایده آل ِ‌ زندگی :

    « برخورداری ِ هر چه بیشتر »‌ !!
    روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  4. #14
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !




    کدام برخورداری؟
    احتیاج مصرفی

    شعار زندگی بورژوا ، « ایجاد بهشت ِ اُخروی در روی زمین » بود،
    فلسفه ی زندگی اش ، « اصالت مصرف » بود،
    ایده آل زندگی اش چه بود؟
    برخورداری هر چه بیشتر !!

    اما کدام برخورداری؟
    برخورداری ای که علم به کمک بورژوازی - یعنی بورژوازی به کمک علم ! - می خواهد بسازد، چه نوع برخورداری ای است؟
    برخورداری مادی !

    اما پول که ایمان نمی سازد،
    پول کالا می سازد ، کالاهای متنوع ؛
    اگر همه ی نیازهایمان هم اشباع شده باشد، باز هم خودش برایمان نیازهای جدید دیگری می سازد!

    دستگاه های تبلیغاتی اکنون چه کار می کنند؟
    شما در خانه تان نشسته اید ، تمام وسائل مادی زندگی تان کافی است، توی خانه تان وسائل مبلمان و فرش و ... به اندازه کافی دارید، برای آشپزخانه تان همه چیز دارید، پوشاک و ظروف و خوراک و همه چیزتان تکمیل و کافی است.
    به محض اینکه تلویزیون تان را روشن می کنید، ده ها نیاز مصنوعی تازه به شما تحمیل می کند !!
    و فردا، شما یا همسر یا فرزندانتان را به دنبال آن کالاها می فرستد تا آنها را بخرید !
    تا ابد باید بروید دنبال مصرف تازه !

    بورژوازی فقط کالای مصرفی نمی سازد که تمامی داشته باشد،
    احتیاج مصرفی هم می سازد که هیچگاه حد نهائی ندارد !
    زیرا علم در اختیارش است:
    جامعه شناسی ، روان شناسی ، عقده شناسی ، عقده شناسی ، احمق شناسی !
    ادبیات و هنر و تبلیغات را هم در اختیار دارد.
    بنابراین احتیاج می سازد.

    و آدم تازه با احتیاج ِ تازه می سازد ، و بعد ، احتیاج او را هم خودش برآورده می سازد !!
    روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  5. #15
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !




    همه ی دنیا ، مزرعه ی خور و خواب ِ بورژوازی !
    و همه ی ملت ها استثمار شده ی آنها

    ما نسل بسیار خوشبختی هستیم.
    اگر چه بیش از همه ی نسل های تاریخ رنج می کشیم.

    نسلی خوشبخت ، از این جهت که دوره های درد و شکست انسان را با چشم خود می بینیم.
    آیا نه اینست که شکست و درد راستین بهتر است از امید و شور دروغین؟
    آیا درد ِ زاده ی آگاهی ، بهتر از بی دردی زاده ی بی عقلی و ناآگاهی نیست؟

    ما باید خیلی خوشحال باشیم که در نیمه دوم قرن بیستم و نیمه اول قرن بیست و یکم هستم .
    و در قرن 19 نیستیم که احمقانه برای بهشت بورژوازی که در قرن 20 و 21 می خواهد در روی زمین درست بشود ، شعار بدهیم .

    اکنون ، در زمانی که بهشت بورژوازی درست شده است ، به چشم می بینیم که سه قرن علم ، « گوساله ی سامری » پول شد؛
    و با صورتی طلائی و فریبنده ، ولی بدون روح و معنویت ، پول ، بانگ دروغین سر می داد و احمق ها را در برابر خود به سجده می انداخت !

    این بهشت بورژوازی که اکنون درست شده یعنی چه؟
    یعنی نه برای همه ی انسان ها ، نه !

    این زندگی مصرفی و وفور نعمت که از در و دیوار به روی اروپائی و امریکائی می بارد، از هوا نیامده !
    بلکه به قیمت گرسنگی دو میلیارد انسان دیگر درست شده است!

    برای خود ِ بورژوازی اروپای سه قرن پیش درست شده که همه چیز را می توان در آن یافت :

    الماس تانزانیا،
    کنف مصر،
    قهوه ی کامرون ،
    نیشکر کوبا ،
    شراب الجزائر،
    چای هند،
    کائوچوی ویتنام ،
    نفت خاورمیانه ،
    و ...

    پس همه ی دنیا ، مزرعه ی خور و خواب خوراک آنهاست !
    و همه ی ملت ها استثمار شده ی آنها ،
    کارگران ِ بی جیره و مواجب ِ این بهشت پلید ،
    بنابراین در این بهشت باید دید همان انسان اروپائی چگونه زندگی می کند!

    این انسان به منتهای شعارهای که بورژوازی در طی 3 قرن می داد ، رسید.
    برخورداری و مصرف به اوجش رسید !
    بطوریکه اکنون، 10% قلمهای اقتصادی او ، مصرف های عینی و اصلی است ،
    و 90% آن مصرف های تفننی !
    از این برخورداری بیشتر چه می خواهید؟!!

    دیگر اینکه علم ، به منتهای ایده آل و ادعای خودش، که ایجاد یک تکنیک در روی زمین برای تسخیر زندگی مادی و قوای طبیعی باشد ، موفق شده ،
    و این زندگی ِ مبتنی بر « اصالت مصرف » را ساخته است.

    اما ...
    روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  6. #16
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !




    بورژوازی امروز به انتهای رسالتش رسیده است !

    بیداری و عصیان انسان امروز غربی علیه بورژوازی و علم دروغین او و بهشتش

    آنچه را که بورژوازی پیش بینی نمی کرد - و این بزرگترین حقیقت زندگی این قرن و انسان امروز است - عصیان همین انسان در چنین بهشت بورژوازی است .

    درست همانطور که آدم در باغ بهشت اولیه به تعبیر قرآن عصیان کرد؛
    همه چیز داشت و هر چه دلش می خواست می توانست بخورد،
    اما عصیان کرد و از درخت ممنوع خورد,

    انسان ِ امروز ِ غربی ِ وابسته به زندگی مصرفی و زندگی بورژوازی ِ پیشرفته ،که دارد در مرحله ی « امپریالیسم جهانی » زندگی می کند،
    و بر دنیا و زمین و آسمان ها مسلط است ، و بر همه ی مائده ها و نعمت های بشری ِ دنیا دست یافته و می خورد ؛
    عصیان کرده ،
    عصیان در زندگی مرفه و در برخورداری و رفاه !
    میوه ی ممنوعی که انسان امروز را به عصیان واداشته چیست ؟

    خودآگاهی ِ انسانی .

    بیدار شدن و ناگهان احساس کردن که علم هم 3 قرن است که به او دروغ می گوید .
    و « نوکر سرمایه داری » است ، نه « هدایت کننده ی پارسا و دوستدار انسان » !

    به او نمی گویند : « تو که انسانی » یعنی چه ؟

    این شعار ِ « مصرف و قدرت » دیگر برای انسان امروز کافی نیست !
    زیرا به هر دو رسیده است و چیز دیگری می خواهد.

    این شعار ِ بخصوص و این عصیان برای انسان ، از وقتی شروع می شود که تمام رنجهای موقتی مادی و گرسنگی های این جهانی اش بر طرف می شود ،
    و آنگاه نیاز به یک جهان بینی که با آن جهان را بشناسد و بفهمد ، پیدا می کند،

    آنچه که علم ، سه قرن دائما کتمان می کرد و دائما مردم را به طرف اشاعه ی و گسترش « بینش ِ تجاری بورژوازی » منحرف می کرد.

    معنی زندگی کردن چیست؟

    برای چه باید بود؟

    زندگی ای که با این قدرت و با این رفاه اکنون می گذرد ، جهتش کدام است؟

    در این زندگی ، به چه جهتی و به طرف کدام هدف می رویم؟

    به جای « ایمان » ، « ایده آل » ، « ارزش » ، « اخلاق » ، « روح » ، « عشق » ، « فضیلت » و « نیازهای برتر » ،
    که همگی را « علم ِ بورژوا کیش ِ پول اندیش » نفی می کند،

    چه چیز را باید جانشین کرد؟

    باز هم مصرف ؟!

    عصیان می کند !

    نه « علم »جواب می دهد و نه « تکنیک » و نه حتی « علوم انسانی » !

    زیرا همه ی اینها دست اندکار ساختن « زندگی مصرفی » هستند ، مخصوصا زندگی مصرفی در خدمت و برای یک طبقه !

    اما امروزه بورژوازی به انتهای رسالتش رسیده است !

    و برخلاف قرون شانزده و هفده که آن همه ادعا و جوانی و شور و امید داشت، و به آینده اش سخت ایمان داشت ،
    امروزه در انتهای پیری و شکست قرار دارد و رو به زوال همیشگی است .

    و برای همین می بینیم که به حیله و به جنایت های بزرگ دست می زند!
    روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  7. #17
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !




    امروزه بورژوازی با کمک روشنفکر ، فاشیسم می سازد !

    امروز بورژوازی به انتهای رسالتش ! رسیده
    و برخلاف قرون شانزده و هفده که آن همه ادعا و جوانی و شور و امید داشت و به آینده اش سخت ایمان داشت، امروز در انتهای پیری و شکست قرار دارد و رو به زوال است و می بینیم که به حیله ها و جنایت های بزرگ دست می زند !

    بورژوازی که دیروز با ارتجاع و دیکتاتوری و اشرافیت های پوسیده مبارزه می کرد،
    و انقلاب کبیر فرانسه راه می انداخت !
    اکنون می بینیم که دژخیم شده است !

    و فاشیسم می سازد !!!

    و ملت ها را می خورد.
    و جز با تکیه بر جنگ و استعمار و قتل عام جهان ، نمی تواند سر پا بایستد !

    می بینیم علم ، برخلاف قرون شانزده و پانزده ، که مست از نابود کردن قرون وسطی ، و محکوم کردن علوم قدیم و فرود آوردن قدرت عظیم کلیسا بود، و پشت سر هم پیشرفت و اختراع می کرد،
    الان به بن بست رسیده است ،

    بطوری که « برتولت برشت » می گوید:
    « انسان امروز از علم بیزار است ، زیرا علم بود که فاشیسم را به وجود آورد ،
    و دو جنگ را به بشریت تحمیل کرد،
    و علم بود که برای اولین بار ، مسئله ی گرسنگی را در سطحی به این وسعت ، ایجاد کرد » !

    آری ! علم است که « استثمار طبقاتی » و « غارت سود اضافی » را به این حد رساند،
    علم است که استعمار را از صورت بدوی ، ساده و صریحش ، این چنین توانا و ریشه دار و سخت کرد.

    علم است که « استعمار فرهنگی » ملت های جهان را پدید آورد.

    علم است که اروپا را « کرگدن وحشی » کرد !
    و دنیای سوم را « بره های مسخ شده ی گرگ زده » ...

    آری علم !
    همان علمی که به دروغ می گفت از قید مذهب آزاد شده است ،
    اکنون می بینیم که « ارباب » عوض کرده است !

    و « پول » را به جای خدا ، « معبود » خود گرفته است
    و برای به دست آوردن ِ این پول ، هر کاری می کند...
    انسان را « مسخ » می کند ،

    و او را آنچنان می سازد که بورژوازی « سفارش » داده است !!
    روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  8. #18
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !




    آری علم !
    همان علمی که به دروغ می گفت از قید مذهب آزاد شده است ،

    اکنون می بینیم که « ارباب » عوض کرده است !

    و « پول » را به جای خدا ، « معبود » خود گرفته است
    و برای به دست آوردن ِ این پول ، هر کاری می کند...
    انسان را « مسخ » می کند ،

    و او را آنچنان می سازد که بورژوازی « سفارش » داده است !!
    __________________________________________________ __

    بیم ِ « متلاشی شدن تمدن ِ امروز بشری » !

    بنابراین نیاز انسان امروز به مذهب برای این است که به 2 سوالش پاسخ گوید:
    یکی دادن ِ یک « جهان بینی معنوی بزرگ » و « بیان یک تفسیر روحانی از عالم هستی » ،
    به گونه ای که انسان ِ آزاد - آنگونه که اگزیستانسیالیسم می گوید ، و الان ! راست می گوید - خودش را در آن بیگانه و مجهول احساس نکند.

    دوم ایجاد یا ارائه ی « یک جهت و هدف ِ انسانی برای زیستن » .
    زیرا که یکی از خصوصیات ممتاز انسان نسبت به همه ی حیوانات در این است که حیوانات دیگر زندگی می کنند ، بدون آنکه لازم بدانند که « بفهمند چرا؟ » .
    اما انسان است که وقتی می گویند « زندگی کن » ، قبل از اینکه بگوید چگونه ، می پرسد : « چرا » ؟

    بنابراین ، به این انسان ، فقط « آموختن ِ چگونه زیستن » کفایت نمی کند !

    انسان تا وقتی که گرسنه است به دنبال « مواهب معمولی زندگی » می رود و برای رفع دردهای روزمره اش تلاش می کند،
    و تنها در این هنگام است که از این سوال ها بیش و کم فارغ - یا غافل - می شود.

    اما وقتی این نیازهایش برطرف شد ، « نیازهای اساسی ِ انسان بودند » و « در کجا بودن » برایش مطرح می شود ،
    این است که مذهب امروز و « احساس ِ مطلق مذهبی » ، امروز بیشتر و جدی تر و حیاتی تر مورد نیاز است .

    مسئله ی دیگری که لزوم « شناخت دقیق و عالمانه » ی مذهب را ایجاب می کند ، این است که بررسی ِ تاریخ ادیان ، این حقیقت ِ بزرگ را به ما نشان می دهد که :
    دین ، در مسیر تاریخ ، دارای 2 جریان است :
    یک جریان انسانی
    و یک جریان تاریخی

    جریان انسانی همواره زنده است و بلکه انسان ِ امروز بیش از انسان گذشته به مذهب و « جریان ِ انسانی مذهب » نیازمند است .
    چرا نیازمند است ؟
    برای اینکه انسان ِ گذشته را « سنت » و « احترام ِ به گذشته » اشباع می کرد،
    « ملیت » و « تفاخرات ِ خاک و خون » سیر می کرد،
    و « تلاشش برای زندگی مادی » او را سرگرم و غافل می کرد،
    انسان ِ عصر جدید را حتی « کشف های تکنیکی و علمی » اقناع می کرد،

    اما امروز هیچیک از اینها چنگی به دل انسان نمی زند !
    و باز هم با داشتن ِ همه ی اینها ، باز هم « طغیان » می کند،
    طغیانی که به حد مرگ و جنون می رسد !
    به حدی که بیم ِ « متلاشی شدن تمدن ِ امروز بشری » می رود .

    و این بر خلاف ِ گذشته است .

    در گذشته « جهل انسان » ، « ضعف انسان » ، « ترس انسان » و « نیازهای مادی انسان » با مذهب در آمیخته بود ،
    و انسان « همه چیز » را می خواست از مذهب بگیرد .

    ولی اکنون ، علم ، بسیاری از نیازها را برآورده می کند، آما آنچه را که برآورده نمی کند ، « مذهب ِ متعالی » است ،
    مذهبی است که برای انسان ِ امروز « جهان » را توجیه بکند ،
    و به انسان و زندگی ، « معنی » ببخشد .
    و انسان ِامروز بیش از هر وقت به این مذهب احتیاج دارد ،

    جریان ِ دوم ، آن « جریان منفی » و جریان « حاکم بر تاریخ » است ،
    که ضد این « وجهه ی انسانی » است .
    و آن مذهبی است که به دست قدرت های حاکم ، علیه مردم و برای توجیه وضع موجود به ضرر مردم به کار گرفته می شود.

    این 2 بُعد ِ واقعی و حقیقی در طول تاریخ با هم حرکت و همیشه هم با هم مبارزه داشته اند .
    و اکنون ، در انتهای این تاریخ ، مذهب از این 2 نظر بررسی می شود:
    یکی از نظر وابستگی ما به زمان و قرنی که در جستجوی یک « احساس معنوی » و یک تفسیر ماوراء علمی ،
    و یافتن معنائی ، مفهومی ، روحی ، ایمانی و عشقی متعالی برای زیستن است .

    دوم از نظر اینکه ما وابسته به « یک تاریخ و یک جامعه و فرهنگ مذهبی » هستیم،
    که آن « جریان ِ منفی مذهب » نیز در طول تاریخ ما ، حرکت و حاکمیت داشته و پیوسته بر ضد خود ِ مذهب و بر ضد مردم و تاریخ ما و حرکت مردم ما و اجتماع ما نقش داشته.

    باید این نقش را نشان داد و شناخت !
    روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  9. #19
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !




    تفاوت « طبقه ی حاکم » با « هیئت حاکم »

    از قرون 16 و 17 در غرب ، طبقه ی تازه ای به وجود آمد بنام طبقه ی متوسط یا بورژوازی ، یعنی طبقه ای که با پول کار می کند و با تجارت و کسب و با فروش کالاهای صنعتی روزگار می گذراند.
    بورژوازی که به وجود آمد ، نهضت فکری ِ جدیدی نیز شکل گرفت.

    این طبقه را به آن جهت طبقه ی متوسط می گویند که در قرون وسطی ، در جامعه ی فئودالی و مالکیت های بزرگ ، جامعه به دو طبقه تقسیم می شود:

    یکی « طبقه ی اشرافی یا اربابی » ، که صاحب همه چیز است ،
    هم نیروهای مادی و اقتصادی ِ جامعه را مالک است،
    و هم - به همین دلیل - نیروهای معنوی ، اخلاقی ، فکری ، هنری و ادبی جامعه را در اختیار دارد.

    و دیگری « طبقه ی رعیت » است به معنای ِ اعم :
    چه به شکل « سرو » در دوره ی « سرواژی » - یعنی دهقانی که برده نبود ، اما وابسته به زمین بود ، و وقتی مالک ملکش را می فروخت ، دهقان هم با زمین فروخته می شد -
    و چه به صورت « برده » در برده داری ، - که غلام ، وابسته به زمین نبود، اما یکی از اموال مالک به حساب می آمد و مانند حیوانات و اشیاء خرید و فروش می شد و مالک ، صاحب ِ جان و هستی اش بود -
    و چه به شکل تکامل یافته ترش : دهقان - که برده نبود ، وابسته به زمین هم نبود ، رسما هم خرید و فروش نمی شد ، اما فاقد همه چیز بود.

    به این 2 طبقه ، به طور اعم گفته می شود : طبقه ی حاکم و طبقه ی محکوم .

    « طبقه ی حاکم » ، غیر از « هیئت حاکم یا هیئت حاکمه » است !
    هیئت حاکمه عبارت از دستگاه و مجموعه ی افرادی است که حکومت ِ اجتماع را به عهده دارند و قدرت های « سیاسی ، قضائی و نظامی » به دست آنهاست,
    و اینان ، یک « گروه » اند ، نه یک « طبقه ».

    اما « طبقه ی حاکم » ، طبقه ای است که همه ی « قدرت های اجتماعی ، معنوی و مادی » در قبضه ی آنهاست .
    حتی اگر وارد در مسائل سیاسی نباشند !
    حتی اگر پست سیاسی هم نداشته باشند !

    هر یک از افراد ِ این طبقه ، به میزان « سرمایه و قدرت و نفوذی » که بر روی گروهی دارند ، جزء « طبقه ی حاکم » قرار می گیرند .
    ولو با « هیئت حاکم » ارتباط مستقیم نداشته باشند ،
    و حتی اگر مخالفشان هم باشند !
    روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

  10. #20
    مدیر افتخاری
    ganjineh آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,150      تشکر : 122
    736 در 462 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ganjineh آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !




    ظهور طبقۀ متوسط

    میان این دو طبقه - که بطور اعم « طبقه ی حاکم » و « طبقه ی محکوم » نامیده می شوند -
    به این صورتش در قدیم - دوره ی برده داری ، دوره ی فئودالیته و دوره ی سرواژی - یک خلاء مطلق وجود دارد.

    این « دو گانگی طبقاتی » را در جامعه های قدیم - حتی در دهات - به روشنی می توان دید ، که در چهره های مختلفش ، حتی در معماری منعکس است.
    این دو طبقه ، کاملا دور از هم و در دو سر یک « خط اجتماعی » هستند.

    در معماری قدیم ، در روستاها ، تا همین اواخر می شد دید که در خانه ی اربابی ، اتاقی که ارباب اشخاص را می پذیرد ، شکل ساختمانی خاصی دارد.
    اتاق های ما معمولا اشکال هندسی محدودی داشته است، یا مربع است یا مربع مستطیل و یا چند گوش ، ولی سطح ِ کف اتاق یکدست است و « بالا و پایین بودنش » جنبه ی اعتباری دارد و در متن اتاق نیست.
    اما در معماری قدیم ، اتاق تقسیم می شود به دو قسمت :
    اول مربع مستطیل بزرگی است که مجموعه ی اتاق را می سازد ، و چسبیده به آن ، مربع مستطیل یا مربع کوچکتر دیگری است که به این اتاق اضافه شده است که در برخی روستاها به آن « شاه نشین » می گویند.
    این قسمت ، بظاهر ، از اتاق اصلی جداست ، یعنی 3 دیوار مستقل و مجزا دارد و دیوار چهارمی نیست که به اطاق وصل شود.
    بنابراین وقتی وارد این ساختمان می شویم ، دو اتاق در کنار هم می بینیم که یکی بزرگ است و یک کوچک و هر دو به هم متصل ، و میانشان در یا دیواری نیست.
    این 2 قسمت بطور متضادی فرش شده است:
    چیزهای گرانبها در اتاق کوچکتر و چیزهای ساده تر و بی ارزش تر سهم اطاق بزرگتر است.

    این 2 اتاق گر چه متصل به همند ، اما همه چیز ، از نوعی جدائی شکایت می کند!
    از فرش و پرده و تزئینات بگیرید تا ارتفاع سطح ، که همیشه قسمت کوچکتر - شاه نشین - بر بلندی ایستاده است.
    در زمستان کرسی را در قسمت شاه نشین می گذاشتند ، چرا که بر خلاف امروز ، کرسی جنبه ی اشرافی داشته و بخاری ِ چوبی یا ذغالی را در قسمت عمومی می گذاشتند که نه پشتی دارد و نه تشک اختصاصی.

    معمار و معماری قدیم این همه می کوشد تا « تضاد و دوگانگی طبقاتی » را حتی در کف اتاق ، شکل اتاق ، تاقچه های اتاق ، تزئینات معماری و بقیه ی دکورها نشان بدهد ، و « واقعیت » ببخشد !

    این به آن جهت است که در تضاد وحشتناک طبقاتی ، ارباب از نظر نوع کارش با دهقان ، تماس مستقیم دارد،
    و باید در یک اتاق جمع شوند و در زیر یک سقف بنشینند .
    (بر خلاف نظام های سرمایه داری که سرمایه دار ممکن است هرگز روی کارگر را نبیند و نامش را نیز نشنود. بخصوص در سرمایه داری سازشی امروز - که تراست ها و کارتل های بزرگند - که هزاران نفر در موسسات مختلفشان کار می کنند و هیچکدام نمی دانند که سرمایه دار یا سرمایه داران ِ این موسسه یا تراست یا کارتل ، کی و کی هایند !)

    در این دوره ، مذهب نقش « هماهنگی و پوشش این دو قطب متضاد » را بازی می کند،
    یعنی اختلاف شدید طبقاتی ِ این 2 قطب را به شکل « اشتراک دینی » می پوشاند . و این دو طبقه ی جدا و متضاد را با هم جمع می کند و تالیف می دهد.

    در اینجا مقصود از مذهب، عبارت است از بُعد مذهبی ، از « سه بُعد مشخصه طبقه ی حاکم »،
    که مذهب را به شکلی تبلیغ یا مسخ و تحریف می کنند که بتواند چنین نقش اجتماعی را بازی کند !

    این مذهب ، 2 طبقه ی ارباب و رعیت را در مراسم ِ خاص ِ دینی ، در یک جا جمع می کند - مثل مراسم روضه خوانی و تعزیه و ... -
    اما معماری ِ متضاد می کوشد که در « جمع شدن ِ ناگزیری این دو طبقه » نیز ، اختلاف طبقاتی را حفظ کند و نگذارد که ارباب و رعیت کنار هم بنشینند.
    ارباب و وابستگانش و شخصیت هائی که هم شان او هستند، در شاه نشین و در بلندی می نشینند ، و رعیت پائین و اطراف اتاق ساده ی اولی .

    تا اینکه سر و کله ی « دکاندار » پیدا می شود!
    او (دکاندار) که تا دیروز رعیت ساده ای بود و جایش در اتاق بزرگ ِ ساده و پست تر از اتاق ارباب ،
    اکنون مقام و منزلتی دیگر پیدا کرده است ، چرا که اکنون او پولدار است و ارباب بدهکارش ! و خانواده ی ارباب محتاج او .
    سرمایه برایش « شخصیت » ساخته است ، اما نژاد و تبار ندارد. آقا زاده و حاجی زاده و بزرگ زاده نیست !
    از یک سو او را نمی توان در گروه رعیت ساده نشاندش ، و از سوی دیگر ، بی اصل و ریشه بودنش نمی گذارد که در جای ارباب بنشیند؛
    پس حد وسطی باید ساخت ،
    و چنین می کنند !
    پله ی پایین کرسی ، که در هر صورت اربابی است ، اما اندکی پایین تر را به او می دهند که حد وسط ارباب نشین و رعیت نشین است.

    اینجاست که « طبقه ی متوسط » به وجود می آید.
    طبقه ای که نه دیگررعیت ساده است و نه از نژاد ارباب.
    در عمل ارباب است، اما بی اصلی و بی ریشگی ، در فرودست ارباب می نشاندش .

    طبقه ی متوسط به رشد کردن آغاز می کند و اندک اندک سر بر می آورد ، تا اینکه دورادور ِ کرسی ارباب را اشغال می کند و بالاخره ارباب را بیرون می راند.
    و این یعنی « انقلاب طبقه ی متوسط » .

    « انقلاب بورژوازی ِ انقلاب کبیر فرانسه » از این دست است :
    انقلاب طبقه ی متوسط ِ تازه به دوران رسیده ِ پولدار ، روشن بین ، متفکر و متحول در برابر اشرافیت ِ پوسیده ی بی معنی ِ قدیم ، که تفاخر و تفاضل ِ نژادی و برتری های خانوادگی راملاک برتری می دانستند.

    انقلاب ِ طبقه ی متوسط، ملاک ها و معیارها را عوض می کند ...
    دیروز ملاک برتری ، خون و خاک و نژاد و خانواده بود،
    و امروز اقتصاد و پول و سرمایه .
    روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم !
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •