سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

موضوع: ▐✿▐✿▐مولود کعبه*ویژه نامه ولادت حضرت علی (ع) و گرامیداشت روز پدر* ▐✿▐✿▐

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,725
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,650
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    ▐✿▐✿▐مولود کعبه*ویژه نامه ولادت حضرت علی (ع) و گرامیداشت روز پدر* ▐✿▐✿▐


    ▐✿▐مولود کعبه ▐✿▐
    ویژه نامه ولادت با سعادت مولای متقیان ،‌امیر مومنان،
    مولی الموحدین ، اولین مقتدا و پیشوای شیعیان جهان ،
    حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام






    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-03-1391 در ساعت 04:41
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 4


  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,725
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,650
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    ▐♣*♣*♣▐یک جرعه معرفت▐♣*♣*♣▐

    قالَ الامام علی علیه السلام:

    اَلْعُقُولُ أئِمَّهُ الأفْکارِ، وَ الاْفْکارُ أئِمَّهُ الْقُلُوبِ،
    وَ الْقُلُوبُ أئِمَّهُ الْحَواسِّ، وَ الْحَواسُّ أئِمَّهُ الاْعْضاءِ.([۱۶])


    فرمود: عقل هر انسانى پیشواى فکر و اندیشه اوست;
    و فکر پیشواى قلب و درون او خواهد بود;
    و قلب پیشواى حوّاس پنج گانه مى باشد،
    و حوّاس پیشواى تمامى اعضاء و جوارح است.



    بحارالأنوار: ج ۱، ص ۹۶، ح ۴۰.





    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  5. تشكرها 6


  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,725
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,650
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    ای علی، ای آیت جان، آمدی
    آمدی، ای جان جانان، آمدی

    ذات حق را جلوه گر چون آفتاب
    دل فروز، از مشرق جان آمدی

    کعبه از نور جمالت روشن است
    کز حریم لطف یزدان آمدی

    ای ز تو، آیین احمد در کمال
    ای دلیل راه انسان، آمدی

    شهر بند عشق را، مفتاح راز
    تا گشایی راز قرآن آمدی

    خاتم دین خدا را پاسدار
    ای به حشمت چون سلیمان آمدی

    تا بر افروزی چراغ معرفت
    در طریق علم و عرفان آمدی

    یار با مظلوم و، با ظالم به جنگ
    رحمتِ این، زحمتِ آن، آمدی

    برفراز قله آزادگی
    عالم آرا، مهر تابان آمدی

    دردهای دردمندان را به لطف
    ای طبیب جان، به درمان آمدی

    تا بسوزی پرده های شرک را
    شعله آسا، گرم و سوزان آمدی

    ای ولی حق زمین را از فروغ
    چون فلک، اختر به دامان آمدی

    آسمان احمدی را، همچو مهر
    سرکشیده از گریبان آمدی

    دست حق، آمد برون از آستین
    تا تو، ای بازوی ایمان آمدی

    موج خیز مکتب توحید را
    همچو مروارید غلطان آمدی

    قبله جان محبان خدا
    مرحبا، ای شیر یزدان آمدی.

    شعر از مشفق کاشانی




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  7. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,725
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,650
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    او علی ست ....
    ياس ها و نرگس ها
    در بي کران هاي گذرگاه هستي،

    عرشيان و زمينيان را
    در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛

    چرا که عطر وجودشان را
    از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند!


    آب هاي همه درياها از انعکاس نام او
    مي درخشند و مي خندند

    و نسيم هاي بهاري،
    در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي
    بيدهاي مجنون
    نام او را زمزمه مي کنند .

    نغمه خوش طنين نام اوست

    که اين گونه بلبلان عاشق را
    به ترنم در آورده است

    و بهشت براي خاطر او
    تمام زنبق هايشان را

    نثار زمينيان کرده است!

    او علي است؛
    طبيبي که هر کجا که لازم باشد
    بر زخم ها مرهم مي نهد

    و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا
    و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند.


    او علي (ع) است که غفلت و ناداني
    و حيرت و سرگرداني را معالجه
    و روشني هاي حکمت و عرفان را
    تقديم دل ها و جان هاي
    تشنه عاشق الهي مي کند.





    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  8. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,725
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,650
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    تقدیم به ساحت مقدس مولای متقیان،‌مولی الموحدین
    آقا امیر المومنین علی علیه السلام




    ◄*♥*► ويژه نامه ميلاد فرخنده مولي الموحدين ،حضرت علي (ع) ◄*♥*►( سال گذشته)

    ♥|~*~|♥ فلک امشب مگر ماهي دگر زاد؟( اشعار ولادت مولا امير المومنين(ع) ♥|~*~|♥

    ▐♣*♣*♣ ▐پيامک هاي تبريک ولادت حضرت علي (ع) روزپدر و روزمددکار ▐♣*♣*♣▐

    ▐*♪* ▐گالري تصاوير ويژه ولادت مولي الموحدين▐*♪* ▐

    عکس هایی بسیار زیبا از خانه امام علی (ع) در كوفه

    ❀╫ کعبه عشق( صوت ، فیلم و فلش های ویژه ولادت حضرت علی*ع* ) ❀╫

    ▐♥^♥▐ نرم افزار ویژه میلاد امام عارفان حضرت علی علیه السلام ▐♥^♥▐


    مقالات :

    ╫ミ★ミ╫ نگاهی کوتاه و گذار بر زندگی مولای متقیان ╫ミ★ミ╫

    ۩۩*۞*۩۩ 1001 داستان از زندگاني امام علي "ع" ۩۩*۞*۩ ۩

    (¯`’★• ♥ فضائل امام علی علیه السلام ♥ •★’´¯)

    * *╬♥╬* ولادت حضرت علی(ع)در کعبه *╬♥╬*

    ••*❀*••رفتار شناسی امام علی علیه السلام ••*❀*••

    ❀.❀ استغنا و آزادگی از نظر امام علی علیه السلام ❀.❀ 

    ◄*♥*♥*► پسرم اينگونه باش (گزيده هائي از وصيت علي (ع) به فرزندش امام حسن (ع))◄*♥*♥*►

    ◄**► شكست نظام طبقاتى در حکومت حضرت علی ◄**►

    ♥╬♥╬♥فضایل علی‏ علیه السلام از دیدگاه تفسیر قرآن به قرآن ♥╬♥╬♥

    ۩۞۩❀تاثير قرآن در انديشه امام علي عليه السلام ❀۩۞۩

    ۞ *‍‍‍‍ ۞- جوانان از دیدگاه امام علی(ع) -۞ *‍‍‍‍ ۞

    آیا عبادت علي (ع) بالاتر از عبادت ثقلين است ؟!

    ☼●•●☼...زيبايي شناسي جرج جرداق مسيحي...☼●•●☼



    ╫❀.❀.❀╫ در منقبت علی (علیه ‏السلام) ╫❀.❀.❀╫

    ••*❀❀*•• ایمان از دیدگاه امام علی(ع)••*❀❀*••






    ویرایش توسط مدير اجرايي : 14-03-1391 در ساعت 14:21
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  9. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    نقش حبِّ خاندان بر لوح دل باید نگاشت

    تا صورت پیوند جهان بود، علىّ بود
    تا نقش زمین بود و زمان بود، علىّ بود

    شاهى كه ولىّ بود و وصىّ بود، علىّ بود
    سلطان سخا و كرم و جود، علىّ بود

    آن شیر دلاور كه ز بَهر طَمَع نفس
    در خوان جهان پنجه نیالود، علىّ بود

    آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن
    كردش صفت عصمت و بستود، علىّ بود

    آن شاه سرافراز كه اندر ره اسلام
    تا كار نشد راست نیاسود، علىّ بود

    آن قلعه گشائى كه در از قلعه خیبر
    بر كند به یك حمله و بگشود، علىّ بود

    دم به دم ، دم از ولاى مرتضى باید زدن
    دست و دل بر دامن آل عبا باید زدن

    نقش حبِّ خاندان بر لوح دل باید نگاشت
    مُهر مِهر حیدرى بر دل چو ما باید زدن

    هر درختى كو ندارد میوه حُبّ علىّ
    اصل و فرعش چون قلم سر تا به پا باید زدن

    شاعر: شمس تبریزى



    امضاء


  10. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0


    بشارت راهب به مولودی فرخنده

    در زمان حضرت ابوطالب، راهبى زندگى مى كرد بنام مثرم بن دعیت بن شیتقام .
    این مرد در عبادت معروف بود و صد و نود سال خداوند را عبادت كرده بود و هرگز حاجتى از خداوند نخواسته بود.

    تا اینكه از خدا خواست ، خداوندا! یكى از اولیاء خود را به من نشان ده ؛ خداوند حضرت ابوطالب را نزد او فرستاد تا چشم مثرم به حضرت افتاد از جا برخاست و سر او را بوسید و او را در مقابل خود نشانید و گفت : خدا تو را رحمت كند، تو كیستى ؟
    حضرت فرمود: مردى از منطقه تهامه .
    پرسید از كدام طایفه عبد مناف ؟
    فرمود: از بنى هاشم .
    راهب بار دیگر برخاست و سر حضرت ابوطالب را بوسید و گفت : خدا را شكر كه خواسته مرا عطا كرد و مرا نمیراند تا ولى خود را به من نشان داد.
    سپس گفت : تو را بشارت باد! خداوند مژده اى به تو را، به من الهام نموده.
    حضرت ابوطالب پرسید: آن بشارت چیست ؟
    گفت : فرزندى از صلب تو بوجود مى آید كه ولى الله است . اوست ولى خدا و امام متقین و وصى رسول رب العالمین .
    اگر آن فرزند را ملاقات كردى از من به او سلام برسان و از من به او بگو: مثرم به تو سلام مى گوید و شهادت مى دهد كه خدایى جز الله نیست ، یگانه است و شریكى ندارد و محمد بنده و فرستاده خداست و تو جانشین بر حق او هستى نبوت با محمد و وصایت با تو كامل مى شود.
    در اینجا حضرت ابوطالب گریه كرد و فرمود: نام این فرزند چیست ؟
    او گفت : نامش «على» است.
    بعد از آن ماجرا، وقتی على علیه السلام متولد شد، در همان ساعات اول تولد رو به پدر كرد و گفت :
    اكنون نزد مثرم برو و او را بشارت ده ...

    حضرت ابوطالب از مكه راهى سرزمین شام شد تا در كوه لكام در غارى كه قبلا محل آن معین شده بود، مثرم را از ولادت على علیه السلام مطلع كند.
    لذا در روزهاى بعد از ولادت على علیه السلام ناگهان ابوطالب علیه السلام چهل روز از چشم مردم غایب شد و راهى شام شد.
    هنگامى كه به كوه لكام رسید و وارد غار شد مشاهده كرد كه مثرم از دنیا رفته و جسد او در رو انداز روزانه اش پیچیده شده و بسوى قبله قرار داده شده است . و هم چنین او دو مار سیاه و سفید را دید كه كنار بدن او از آن مواظبت مى كنند. مارها همین كه حضرت را دیدند، در غار پنهان شدند. حضرت ابوطالب علیه السلام مقابل جنازه مثرم قرار گرفت و گفت : سلام بر تو اى ولى خدا.
    ناگهان خداوند مثرم را زنده كرد، او به پا خاست در حالیكه دست بر صورت خود مى كشید و مى گفت :
    اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریك له و ان محمدا عبده و رسوله و ان علیا ولى الله و الامام بعد نبى الله.
    حضرت ابوطالب به مثرم گفت : بشارت ده كه على در زمین ظاهر گشته است !
    مثرم پرسید: علامت آن شبى كه بدنیا آمد چه بود؟
    حضرت ابوطالب علیه السلام تمام ماجراهاى پیش آمده را براى مثرم بازگو كرد، تا آنجا كه گفت : على علیه السلام به سخن آمد و به من گفت : نزد تو بیایم و تو را بشارت دهم و آنچه دیده ام برایت بازگو كنم .
    مثرم گریه كرد و سپس سجده شكر بجا آورد و بعد از آن دراز كشید و خوابید و گفت : رو انداز را روى من قرار بده ؛ ابوطالب روانداز او را انداخت و متوجه شد او از دنیا رفته است. ابوطالب علیه السلام سه روز در آنجا ماند و هر چه با مثرم سخن گفت : پاسخى نشنید.
    اینجا بود كه بار دیگر دو مار بیرون آمدند و به او گفتند: سلام بر تو اى ابوطالب !
    حضرت هم جواب آنها را داد.
    سپس به او گفتند: نزد ولى خدا باز گرد كه تو از دیگران سزاوارتر به حفظ و نگهدارى او هستى .
    حضرت به آن دو مار گفت : شما كیستید؟
    آنها گفتند: ما عمل صالح او هستیم كه خداوند ما را از نیكی هاى اعمالش خلق كرده و تا روز قیامت در اینجا از او محافظت مى كنیم و روز قیامت یكى از ما پیش روى او و دیگرى از پشت سرش او را به بهشت هدایت مى كنیم .
    پس از این ماجرا حضرت ابوطالب از شام به مكه بازگشت و این سفر چهل روز به طول انجامید.
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

    منبع: بحارالانوار، ج 35، ص 10؛ روضة الواعظین ، ص 68؛ نقل از «1001 داستان از زندگانى امام على علیه السلام»، محمد رضا رمزى اوحدى.



    امضاء


  11. Top | #8

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    satare


    درسی زیبا از امیر دلها



    امام على علیه السلام داراى جاذبه هاى عجیبى بود، و دوست و دشمن ، مسلمان و كافر را جذب مى كرد، تا جایى كه كسانى در این راه دست خود را قطع مى كردند، و از آئین خود منصرف گردیده ، آئین بحق على علیه السلام را مى پذیرفتند.
    روزى على علیه السلام كنیزى را دید كه محزون و گرایان است ، و چون از علتش پرسید، جواب داد: صاحبم مرا براى خرید گوشت مأمور ساخت ، و چون گوشت را خریدم مورد پسند وى واقع نشد، لذا آن را برگرداندم ، دوباره قصاب گوشت را عوض كرد و گفت : چنانچه بار دیگر بیاورى عوض نمى كنم ، ولى صاحبم این گوشت را نیز نپسندید، نمى دانم چه كار كنم ؟
    حضرت فرمودند: من حاضرم تو را به پیش صاحبت ببرم ، و از او تقاضا كنم كه آزارت ندهد، و یا از قصاب بخواهم گوشت را براى بار دوم عوض ‍ كند، كدام را انتخاب مى كنى ؟
    به درخواست كنیز آن حضرت به مغازه قصابى وارد شد، و از قصاب خواست كه گوشت را عوض كند، و یا معامله را اقاله نماید ( وجنس را پس بگیرد).
    قصاب امیرالمۆمنین علیه السلام را نمى شناخت ، و لذا مشتى بر سینه آن حضرت زد و گفت : برو بیرون به شما مربوط نیست !!
    على علیه السلام با آن همه توان و شجاعت و قدرتى كه داشت ، مشت قصاب را تحمل كرد و چیزى به او نگفت !! و كنیز را به خانه اش برگرداند، و به ارباب سفارش كرد كه وى را آزار ندهد.
    چون صاحب كنیز، مولاى متقیان را شناخت ، كنیز را به شكرانه تشریف آوردن آن حضرت آزاد ساخت .
    ولى از سوى دیگر چون مردم ، آن حضرت را هنگام وارد شدن به مغازه قصابى دیده بودند، لذا به سراغش آمدند و گفتند: امیرالمۆمنین چه شد و كجا رفت ؟
    على علیه السلام چون از این جریان آگاه گشت بر بالین قصاب آمده ، و دست قطع شده را از زمین برداشت ، و بلافاصله آن را در جاى خود قرار داد، و از خدا خواست سلامتى را به وى برگرداند، در نتیجه دست قطع شده به بركت انفاس ملكوتى آن حضرت خوب شد

    قصاب كه مردى غریب و از عاشقان مولا بود، و اساسا براى دیدار آن حضرت به كوفه آمده بود، ولى على علیه السلام هنگام ورود وى به كوفه ، در مسافرت به سر مى برد، جواب داد: من كجا و على كجا؟ من كه مدتها است كه در انتظار على هستم.
    گفتند: همان عربى كه با كنیز گریان وارد مغازه ات شد على علیه السلام بود!!
    قصاب كه دید كه به چه بزرگوارى جسارت كرده است ، گرفتار غم و اندوه شدیدى شد، و لذا دستش را با ساطور قصابى قطع كرده و بى هوش ‍ افتاد!!
    على علیه السلام چون از این جریان آگاه گشت بر بالین قصاب آمده ، و دست قطع شده را از زمین برداشت ، و بلافاصله آن را در جاى خود قرار داد، و از خدا خواست سلامتى را به وى برگرداند، در نتیجه دست قطع شده به بركت انفاس ملكوتى آن حضرت خوب شد. (1)
    نظیر این جریان با كمى تفاوت در مورد بقالى پیش آمد، كه حضرت در شفاعتش از كنیزى مشت او را نیز تحمل كرد.
    امام على علیه السلام نه تنها در اخلاق و برخورد نمونه بود، و اسلام در وجود او تجسم پیدا مى كرد، بلكه به هر موضوعى در وجود او بنگریم ، وى همانند رسول خدا اسوه و الگو بود، در عدالت ، ایثار، اخلاص ، سوز و مسۆ ولیت ، جوانمردى و همه سیماى واقعى قرآن و اسلام بود، و لذا جاذبه داشت ، و دوست و دشمن در برابر وى خاضع بودند.
    این اخلاق الهی امام، همواره الگویی شایسته برای شیعیان حقیقی آن حضرت بوده است. چنانکه مالک اشتر سردار شجاع و بی بدیل لشگر علی علیه السلام که در همه چیز از امام خود پیروی می کرد، روزی در کوفه در بازار عبور می کرد، یکی از بازاریان او را نشناخت، به خیال این که یک دهاتی فقیری عبور می کند، مقداری ته مانده سبزی را به سوی او پرتاب کرد، و از تلخ کاری خود خندید. مالک بی آن که سخنی بگوید از آنجا عبور کرد.
    امام على علیه السلام نه تنها در اخلاق و برخورد نمونه بود، و اسلام در وجود او تجسم پیدا مى كرد، بلكه به هر موضوعى در وجود او بنگریم ، وى همانند رسول خدا اسوه و الگو بود، در عدالت ، ایثار، اخلاص ، سوز و مسۆ ولیت ، جوانمردى و همه سیماى واقعى قرآن و اسلام بود، و لذا جاذبه داشت ، و دوست و دشمن در برابر وى خاضع بودند.

    مردی به آن بازاری گفت: آیا این شخص را نشناختی؟
    او گفت: نه.
    آن مرد گفت: او مالک اشتر، سردار بزرگ سپاه علی بود.
    بازاری با شنیدن این سخن ترسان و لرزان به دنبال مالک شتافت، تا به محضرش رسیده عذرخواهی کند. دید مالک وارد مسجد شد و به نماز ایستاد، بازاری پس از نماز نزد مالک آمد و با کمال فروتنی به عذرخواهی پرداخت. مالک گفت:
    «سوگند به خدا به مسجد نیامدم مگر برای این که دعا کنم تا خدا تو را بیامرزد و اصلاح کند.» (2)
    این رأفت اسلامی، و برخورد بزرگوارانه و عفو و گذشت شاگرد برجسته و دست پرورده امیرمۆمنان، نشان می دهد که شاگردان و شیعیان علی علیه السلام باید در هر حال و مقام خصلت عفو و بخشش را از یاد نبرند.

    پی نوشت:
    1) بحارالانوار، ج 41، ص 48.
    2) همان، ج 42، ص 157.

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



    منابع:
    کتاب «آفتاب ولایت»، صص 176 - 175.
    نشریه پاسدار اسلام ، شماره 284.








    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  12. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    يارب این ماه کدامین مه و امشب چه شب است

    که فلک غرق نشاط است، زمین در طربست



    شد مگر چشم مه امشب به جمالی روشن

    کاین چنین خرم و تابنده و پر خنده لبست



    آری از منظره ماه و کواکب پیداست

    که شب سیزده ماه شریف رجب است



    گوش دل باز کن ای بی‌خبر از عالم غیب

    تا منادی دهدت مژده که امشب چه شبست



    مژده جبریل امین از عرش برین

    که مبارک شب میلاد امیر عرب است




    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  13. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ناگهان يک صبح زيبا آسمان گل کرده بود
    خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
    حتم دارم در شب ميلادت،
    اي غوغاترين!
    حضرت حق نيز در کارش تأمل کرده بود
    هر فرشته، تا بيايي،
    اي معمايي ترين!
    بال هاي خويش را دست توسل کرده بود

    خجسته میلاد فرخنده مولود کعبه ،
    قران ناطق ، مولی الموحدین،حضرت علی علیه السلام
    و گراميداشت مقام والاي پدر
    بر امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف و دوستداران
    خاندان عصمت و طهارت (ع)
    مبارک باد



    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی