زندگی نامه سروان *شهید رسول فرهادی* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زندگی نامه سروان *شهید رسول فرهادی*
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll زندگی نامه سروان *شهید رسول فرهادی*




    سروان شهيد رسول فرهادي در سال 1343 در شهرستان تهران به دنيا آمد.
    او در خانواده اي مذهبي و سرشار از مهر و محبت بزرگ شد و پس از پايان تحصيلات در سال 1361 به استخدام ارتش جمهوري اسلامي ايران(هوانيروز) درآمد و پس از طي دوره هاي مختلف به عنوان مهندس پرواز هواپيما وارد اسكادران هوايي هوانيروز گرديد.

    شهيد فرهادي مردي خوش قلب و مهربان بود و هميشه به ياري افراد نيازمند مي شتافت .با خانواده‌ي شهدا با احترام و محبت خاصي برخورد مي كرد.

    همسرش در باره اش چنين مي نويسد :

    رسول هميشه آماده ي شهادت بود و به دنياي مادي بي علاقه بود . كسي كه تعلقات مادي نداشته باشد خود را اسير تجملات دنيا نمي كند ، تنها نگرانيش بزرگ كردن فرزندانش بود كه بارها به صورت شوخي اين مسئله را از من سؤال كرده بود و هر دفعه به نوعي از من اقرار مي گرفت كه بعذ از او بچه هايش را با عزت و احترام بزرگ كنم.
    هميشه مي گفت : من بايد بروم

    آن شهيد بزرگوار يك همسر فداكار و دلسوز و مقيد به زندگي بود .

    وي از نظر من نمونه ي كامل يك همسر خوب بود .
    پدري مهربان و زحمتكش بود .

    وي احساس مسئوليت فراواني نسبت به خانواده اش مي كرد و هميشه دوست داشت كه خانواده اش احساس كمبود نداشته باشند و كوشش مي كرد تا آن ها حداقل از نظر عاطفي بي نياز باشند .
    رفتار وي با فرزندانش قابل ستايش بود . با فرزندانش رفتاري دوستانه آميخته با محبت پدري داشت و متناسب با سنشان با آنها صحبت مي كرد و به موقع فرزندانش را به گردش و تفريح مي برد و به مسائل آموزشي آنها توجه خاصي داشت و به تكاليف و دروس دخترش رسيدگي مي كرد .

    به صراحت مي توانم بگويم وقتي پسر 4 ساله من از پدرش سخن مي گويد ، من كه مادر او هستم و بيست و هشت سال سايه ي پدرم بر سرم بوده و هست به اين كودك 4 ساله غبطه مي خورم چون احساس مي كنم كه فرزندم كه 2 سال بيشتر از عشق و محبت پدري برخوردار نبوده است ، از مادرش بهتر و كامل تر توانسته است دل خود را از محبت پدر لبريز كند و بي نياز از محبت ديگران شود .

    من واقعاً نمي دانم با چه كلماتي اين پدر را توصيف كنم ، پدري كه توانسته در كوتاه ترين مدت ؤ عشق و علاقه ي خود را خالصانه و صادقانه نثار دو فرزندش كند و توانست غنچه اي را كه هنوز نشكفته بود بپروراند و به دست تقدير و پروردگار بسپارد.

    وي به زندگي اش عشق مي ورزيد و به راستي تمام عشق و احساس و عاطفه اي كه در وجودش بود ، صادقانه و بي ريا نثار همسر و فرزندانش مي كرد جمله اي را كه وي هميشه به زبان مي آورد به ياد دارم ، آن شهيد بزرگوار كه فرمود :

    « من قبل از اينكه سروان شوم شادروان مي شوم »

    و من تا وقتي كه در قيد حيات بود معناي واقعي سخنش را درنيافتم اما اكنون معناي سخنش را درك مي كنم .

    هميشه مي گفت : « من بايد با هواپيما سقوط كنم و بايد اينچنين از دنيا بروم » و اينچنين شد .

    شهيد نسبت به مسائل معنوي و مذهبي بسيار علاقه مند بود ، هميشه سعي داشت با قرآن مأنوس باشد.

    از اين كه دختر خردسالش قاري و حافظ قرآن بود بسيار خوشحال و مسرور بود و به خود مي باليد.

    او همه ي توان خود را به كار مي گرفت كه آسايش و راحتي خانواده را فراهم نموده و آرامش را به ما هديه نمايد .

    شهيد نسبت به انجام خدمت در راه ميهن اسلامي بسيار علاقه مند و در انجام وظيفه بسيار جدي بود و از هر مأموريتي با آغوش باز استقبال مي نمود .

    در آخرين مأموريت رفتاري بسيار متفاوت از گذشته داشت و حرف هايش معنا و مفهومي ديگر داشتند .
    گويا به او الهام شده بود كه شهادتش بسيار نزديك است . طي تماسي كه قبل از آخرين پروازش از فرودگاه با من داشت ، صراحتاً اشاره نمود كه اين آخرين خداحافظي اوست اما با اين اوصاف از مأموريت خود روي برنتافت و سرانجام در روز 13/12/1375 مشتاقانه به ديدار معشوق شتافت .

    روح و روانش شاد باد
    زندگی نامه سروان *شهید رسول فرهادی*

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •