جزایر سه گانه (بخش اول) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
جزایر سه گانه (بخش اول)
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    عضو كوشا
    روزهای ابری آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    نوشته : 143      تشکر : 43
    275 در 113 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    روزهای ابری آنلاین نیست.

    zangooleh جزایر سه گانه (بخش اول)




    جزایر سه گانه ابوموسی، تنب بزرگ و كوچك از دیرباز متعلق به ایران بوده­ اند. فراز و فرود تاریخی و شاید سیاست­های نادرست حاكمان ایران در گذشته موجب شد تا این واقعیت دستخوش سیاست­ بازی­های رندانه­ای قرار گیرد كه هدف آن پوشاندن لباس گسستگی بر پیوستگی حاكمیت ارضی ایران بود. ادعای امارات پیرامون حاكمیت بر این جزایر از سال 1971 بارها تكرار شده است. ماهیت چنین ادعاهایی نمی‏تواند غیرسیاسی باشد. به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی این امر با حمایت گسترده­ ی قدرت­های بزرگ صورت پذیرفته است. تقویت و تعمیق دو شكاف ایرانی- عربی و مذهبی شیعی-سنی توسط آن­ها می­تواند اقدامی درجهت تأمین منافع­شان باشد. چرا كه منافع و مطامع خود را در وجود تشنج و تنش در خاورمیانه می­دانند. منازعه­ ی ایران- امارات و داعیه­ های امارات بر سر جزایر سه گانه موضوعی است كه محققان و نگارندگان بسیار پیرامون آن نگاشته­ اند. امّا این نوشتار با هدف واكاوی مسأله­، ابتدا موضوع را در عمق تاریخ جستجو كرده و سپس به تحلیلی پیرامون ادعای امارات و پیامدهای آن خواهد پرداخت.


    پیشینه­ای بر تارك جزایر سه گانه
    مروری بر صفحات تاریخ نشان می­دهد در دوران مادها و هخامنشیان جزایر سه گانه تحت حاكمیت ایران بوده و قلمرو آن محسوب شده­ اند؛
    [1]چنان­چه همه­ ی جزیره ­ها و كرانه­ های خلیج فارس از 550 سال پیش از میلاد مسیح تا 651 پس از میلاد دراختیار ایران بوده است.[2] در قرون 18 و 19 میلادی نیز این جزایر جزیی از ولایت لنگه –كه خود بخشی از استان فارس بوده- به حساب آمده و تحت صلاحیت و اداره ­ی این ولایت بوده است. همچنین در نقشه ­های جغرافیایی تهیه شده توسط انگلیسی­ها و پرتغالی­ها از خلیج فارس، در این دو قرن نیز این جزایر به رنگ سرزمین ایران و در محدوده­ ی جغرافیایی و ارضی ایران ترسیم شده ­اند.



    افزون بر این­ها اواسط 1800 میلادی (اواخر قرن یازدهم شمسی) حاج میرزا آغاسی وزیر خارجه ­ی وقت ایران، ادعای ایرانی بودن آب­ها و جزایر خلیج فارس را تكرار كرد؛ تا این­كه با حضور استعماری انگلیس در خلیج فارس و اشغال این جزایر، در سال 1887 برای نخستین بار ادعای انگلیس پیرامون حاكمیت بر این جزایر سه گانه اظهار شد.
    [3]
    با آغاز قرن بیستم، انگلستان به دلیل نگرانی از نفود روسیه در خلیج فارس، این سه جزیره را بدون اطلاع ایران به شیوخ قاسمی شارجه بخشید
    و در ژوئن 1903 فرماندار انگلیسی هند به شیوخ قاسمی دستور داد پرچم خود را در این سه جزایر برافزازند. پس از تصرف این جزایر از سوی انگلیس، ادعای مالكیت بر این جزایر از سوی این كشور با همراهی شارجه، در سال­های 1923-26 و 1927 باز هم تكرار شد تا این كه در سال 1928، معلوم شد تا جایی كه به ایران مربوط می­شود پس از اعتراض 1904، هیچ پرچمی كه نشانه­ ی هویت باشد در این سه جزیره برافراشته نشده است.
    [4] در همین سال برای بار نخست دولت ایران به جامعه­ ی ملل در این باره شكایت كرد و خواستار بازگشت این سه جزیره به ایران شد.[5] در پایان این سال، ایران این سه جزیره را گرفت امّا با اعتراض انگلیس مواجه شد. از این تاریخ به بعد این روند ادامه داشت. مذاكرات متعدد و مفصلی تا سال 1971 بین دو كشور ایران و انگلیس در این باره انجام شد كه همگی نشان از تلاش ایران برای اعاده­ ی حاكمیت ایران بر این جزایر دارد.




    جزایر سه گانه (بخش اول)

  2. تشكر

    maxi00800 (24-05-1391)

  3.  

  4. #2
    عضو كوشا
    روزهای ابری آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    نوشته : 143      تشکر : 43
    275 در 113 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    روزهای ابری آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فرآیند ادعا:انگلیس تا امارات
    در دی ماه 1347(ژانویه1968) انگلستان اعلام كرد تا سال 1350 نیروهای خود را از شرق سوئز و از خلیج فارس بیرون خواهد كرد. در این مقطع زمانی مسأله بحرین و ادعای ایران و انگلیس بر آن موجب شد تا درگاهی برای چانه ­زنی با انگلستان پیرامون استقرار نیروهای ایرانی در سه جزیره باز شود. در واقع ایران قصد داشت پاسخ مثبت خود به خواست انگلیس پیرامون ایجاد یك فدراسیون عربی را-در جهت پر كردن خلأ ناشی از حضور فیزیكی خود- به تأمین منافع خود در بحرین و سایر جزایر خلیج فارس مرتبط كند. امّا این استراتژی به دلایلی همچون تلاش ایران به جلب دوستی با كشورهای عربی خلیج فارس كه با سفر محمدرضاشاه به عربستان و كویت انجام گرفت از یك طرف و وسوسه ­های انگلستان در مورد معامله بهتر با ایران در رابطه­ ی با جزایر سه­ گانه و فشارهای سیاسی ایالات متحده به ایران برای حل و فصل سریع ­تر اختلافات، نیمه­ كاره رها شد.
    [6]



    ایران از ادعای خود بر بحرین دست كشید و طی سلسله مذاكرات طولانی در 24 مرداد 1350(15 اوت 1971) بحرین مستقل شد. در همین زمان در پویش تلاش كشورهای منطقه، كنفدراسیون امارات نیز از مجموعه 7شیخ نشین امارات، ابوظبی، دوبی، شارجه، عجمان، فجریه، ام القوین و راس الخیمه تأسیس گردید. همزمان با تلاش سازمان ملل متحد در اعطای استقلال به بحرین و با توافق ایران و انگلیس ادعای مالكیت ایران بر جزایر نیز در سازمان عنوان شد. در مقابل تلاش ایران برای پیوند بین انصراف از حق خود بر بحرین و ادعای مالكیت بر جزایر سه گانه، انگلیس علاقه­ ای به پیوند این دو مسأله به هم نشان نمی­داد. در این باره اسدالله علم در خاطراتش، از گفت و گوی خود با سفیر انگلیس می­نویسد و این­كه چگونه سفیر انگلیس بر جدایی این دو موضوع تأكید می­كند. سفیر انگلیس با اكراه از صحبت در باره­ ی ابوموسی، ایران را به اشغال تنب بزرگ و كوچك تشویق می­نماید. اصرار بر اشغال این دو جزیره، نشان از عدم تمایل انگلیس به حل حقوقی این موضوع است.
    [7] ولی در نهایت، سیاست چانه ­زنی و ابن الوقتی انگلیس در این باره تحت فشارهای دیپلماسی ایران و الزام این كشور به هماهنگی سیاست­هایش در خلیج فارس با آمریكا به عنوان قدرت برتر، پایان یافت.
    پس از توافق 5 ماده­ ای انگلیس و آمریكا بر مواردی چون برتری نظامی-دیپلماتیك ایران به عنوان ضامن امنیت منطقه، به رسمیت شناختن استقلال كشورهای تازه استقلال یافته، غیرقابل تحمل دانستن جنبش­ها و رژیم­های چپ­گرا و رادیكال بر هم زننده­ ی ثبات منطقه
    [8] و همچنین حمایت آمریكا، انگلیس مذاكرات خود را با ایران در سال 1349 جهت بازگشت سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب كوچك ادامه داد و با خروج نیروهای خود از منطقه، شتاب بیشتری به این مذاكرات بخشید. در نهایت در 8 آذر 1350(29 نوامبر 1971) بر اساس تفاهمی كه با میانجی­گری انگلیس بین ایران و شارجه ایجاد شد؛ حق حاكمیت ایران بر جزیره­ ی ابو موسی به رسمیت شناخته شد. امّا در مورد دو جزیره­ی تنب بزرگ و كوچك كه حاكمیت و مالكیت ایران بر آن قطعی عنوان می­شد ضرورتی بر عقد توافقنامه با شیخ راس الخیمه نبود. به موجب توافقنامه قرار شد پس از استقرار نیروهای ایرانی در این جزیره، برای یك دوره­ ی نه ساله ایران سالیانه مبلغ یك میلیون و نیم لیره به شیخ شارجه بپردازد.[9]



    یك روز قبل از خروج نیروهای انگلیسی از منطقه و دو روز قبل از اعلام رسمی تشكیل امارات متحده عربی در نه آذر 1350(29 نوامبر 1971) نیروهای نظامی با حضور مقامات شارجه وارد سه جزیره شدند. دو روز بعد از استقرار نیروها، ایران تأسیس امارات متحده عربی را به رسمیت شناخت و از دی 1351 مناسبات خود را با این كشور تحت مبادله­ ی سفیر آغاز كرد. بدین ترتیب مناسباتی كه تا پیش از این جزیی از روابط ایران- انگلیس محسوب می­شد وارد دوران جدید شد.
    [10]
    جزایر سه گانه (بخش اول)

  5. تشكر

    maxi00800 (24-05-1391)

  6. #3
    عضو كوشا
    روزهای ابری آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    نوشته : 143      تشکر : 43
    275 در 113 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    روزهای ابری آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دوران نوین: منازعه وافعیت با ادعا
    پس از بازپس­ گیری جزایر سه گانه توسط ایران، امیر نشین شارجه با حمایت گاه به گاه برخی كشورهای عربی از جمله عراق، لیبی و یمن جنوبی در مقاطعی چند، ادعای مالكیت خود بر جزایر سه گانه را تكرار كرد. برای نمونه یك روز پس از استقرار نیروهای ایرانی در جزایر 21 كشور عربی، شكایت نامه­ ای را در ضدیت با ایران به شورای امنیت سازمان ملل ارائه كردند كه شورای امنیت روند دیپلماتیك را به عنوان راه حل پی گیری موضوع انتخاب كرد. بار دیگر شهریور 1351 با تحریك دو كشور عراق و یمن جنوبی یاداشتی با امضای پانزده كشور عربی تسلیم شورای امنیت شد تا در میان نامه­ ها و اسناد بین المللی ثبت و بایگانی شود.
    [11] بنابراین دوران نوین ادعاهای حاكمیتی راجع به جزایر سه گانه، در ابتدا با ادعای امیر شارجه آغاز شد كه البته بدون حمایت و تحریك كشورهای عربی صورت نپذیرفته است.

    آغاز منازعه ایرانی-اماراتی
    پس از وقوع انقلاب اسلامی رویدادهای مختلفی چون تجاوز عراق به ایران و جنگ هشت ساله، حمله­ ی عراق به كویت و ائتلاف بین المللی در برابر عراق در منطقه رخ داد. در این مدت وقفه­ ای بیست ساله در ادعاهای حاكمیتی راجع به جزایر سه گانه، پیش آمد. اولین بارقه­ ی منازعه میان كشور امارات و ایران بدون احتساب اختلافات با امیر نشین شارجه، پیرامون جزایر سه گانه به فروردین 1371 (1992)باز می­گردد. در این سال رسانه­ های اماراتی پس از چندین سال ادعا كردند مقامات تهرانی از ورود تعدادی كارگر هندی و پاكستانی در خدمت شارجه به جزیره ابوموسی ممانعت كردند. چند ماه بعد در مرداد ماه بار دیگر، امارات موضوع ممانعت از ورود چند خانواده ­ی شارجه ­ای به ابوموسی را حربه ­ای برای تكرار ادعاهای خود یافت. هر چند مقامات ایرانی اظهار كردند این افراد تابعیت اماراتی نداشته و جاسوس عراقی بودند.



    از این پس امارات سكوت بیست ساله­ ی خود را شكست و داستان ادعاهای حاكمیت خود را به میان برنامه­ ی خلیج فارس تبدیل كرد. پس از گزارش این موارد، شورای عالی اتحادیه امارات در 23 اردیبهشت 1371(12 مه 1992) تشكیل جلسه داد و در انتها نتیجه گرفت كه تعهدات خارجی هر یك از شیخ نشین­های عضو فدراسیون امارات به مثابه­ ی تعهد اتحادیه امارات عربی متحده تلقی شده و بنابراین از این پس مسأله­ ی ابوموسی را وزارت امور خارجه­ ی امارات پی گیری خواهد كرد. بدین ترتیب ابوظبی، ابتكار عمل را از سایر امارات امیر نشین كه تا پیش از این با ایران مذاكره می­كردند؛ گرفت.
    به هر حال جمهوری اسلامی ایران در سال 1371 حسن نیت خود را نشان داد و به افراد مورد نظری كه روزنامه­ های اماراتی گزارش داده بودند اجازه­ ی ورود به ابوموسی داد. سپس مذاكرات در ابوظبی پیرامون سوءتفاهم بین دو كشور آغاز شد امّا حكومت ابوظبی ادامه­ ی مذاكرات را منوط به مذاكره درباره­ ی سرنوشت سه جزیره كرد.
    [12] روند اقدامات ابوظبی و سایر امیرنشینان نشان می­دهد در مقابل ابوظبی كه خواستار برخورد قاطع با ایران است دوبی به دلیل حجم مبادلات تجاری و همچنین شارجه به دلیل میدان نفتی مشترك با ایران تمایلی به رفتار سخت­گیرانه در برابر ایران ندارند.[13] بنابراین حكومت ابوظبی با حمایت نهادهای عربی، منطقه­ ای و بین­ المللی سیاست­های خود را پیش می­برد.



    برای نمونه شورای همكاری خلیج فارس در موارد متعدد طی بیانیه­ هایی از مواضع امارات به صورت كامل دفاع كرده است. در سال 1375(1996) لحن شورای همكاری خلیج فارس با تلاش امارات تند شد و از «اشغال جزایر توسط ایران» سخن راند. امارات با این كار قصد داشت تا موضوع را وجه ه­ای منطقه­ ای-عربی بدهد.
    [14]این امر باعث می­شد تا موضوع به اختلاف بین كشورهای عربی و ایران تبدیل شود و فشار بر ایران تشدید شود. امارات در اجرای این سیاست موفق شد. به گونه ­ای كه شورای همكاری خلیج فارس در تمامی بیانیه­ های پایانی اجلاس وزیران و سران شورای همكاری خلیج فارس مداخله دارد. برای نمونه بیانیه­ ی هفتاد و یكمین اجلاس وزرای خارجه، كمیته­ ای متشكل از سه كشور عربستان، عمان و قطر به همراه دبیركل شورای همكاری را با هدف پی گیری موضوع جزایر سه گانه تشكیل داد.
    علاوه بر شورای همكاری خلیج فارس، در همین اواخر در تاریخ 3 اردیبهشت 1391 دبیرخانه­ ی اتحادیه عرب هم اعلام كرد در نشست فوق العاده وزیران خارجه كشورهای عربی، مسأله­ ی جزایر سه گانه مورد ادعای امارات و سفر احمدی نژاد به جزیره ابوموسی بررسی می­شود.
    موضع این نهاد نیز به موازات موضع امارات تعریف شده است. در بیانیه­ ی دبیرخانه اتحادیه­ ی عرب، جزایر سه گانه به عنوان مناطق تحت مالكیت امارات و تحت اشغال ایران توصیف شده­ اند.
    احمد بن حلی معاون دبیر كل اتحادیه عرب در این باره گفت: هدف از بررسی این موضوع در این نهاد، اتخاذ موضع واحد و یكپارچه از سوی دولت­های عربی در برابر موضوع جزایر است.
    [15] این سخن بازنمایاننده این موضوع است كه مسأله جزایر سه گانه به یك مسأله عربی- ایرانی بدل شده است و امارات توانسته است احساسات اعراب را در این باره برانگیزاند.
    امارات به موازات تكرار ادعاهای خود و نیز سیاست­های این چنینی به ابزارهای دیگری نیز متوسل شده است. یكی از این موارد كمك و حمایت مالی امارات به طالبان بود. با سلطه­ ی طالبان بر افغانستان، امارات همراه با پاكستان و عربستان حكومت طالبان را به رسمیت شناخت. امارات به عنوان یكی از حمایت كنندگان مالی طالبان درآمد و بیش از سه میلیارد دلار به طالبان كمك كرد. اختلاف بر سر جزایر سه گانه یكی از دلایل اصلی كمك امارات به طالبان بود.
    [16]



    روند ادعاهای امارات با فراز و فرود امّا متداوم و با گسترش منازعه به سطوح فرامنطقه­ای ادامه دارد. بر همین اساس سفر ریاست جمهوری ایران به جزیره­ ی ابوموسی، بار دیگر آتش پنهان امارات را هویدا كرد. عیسی سیف المرزوعی، معاون فرمانده ارتش امارات در گفتگو با نشریه "درع الوطن" در این باره گفت:
    "سفر احمدی نژاد به جزایر اشغالی تحریك آمیز و نقض توافق طرفین بود. این حركت مغایر با اصول همسایگی بود".

    المزروعی اظهار داشت: "در حالی كه ایران بر روی اشغال جزایر امارات اصرار دارد و آن را موضوع داخلی می­داند، داشتن سلاح هسته­ ای توسط ایران، واكنشی به نگرانی­ها توسط این كشور است."
    [17]
    این بار نیز یك مقام رسمی اماراتی از واژه­­ی "اشغال" استفاده كرده است تا بدین ترتیب حاكمیت ایران را بر جزایر سه گانه مخدوش بنمایاند. علاوه بر این، المزورعی با اتصال میان موضوع انرژی هسته­ای به موضوع جزایر سه گانه قصد دارد تا هر چه بیشتر با تخریب وجهه­ ی ایران، مسأله را بعدی جهانی ببخشد. موضع امارات در این باره مورد حمایت انگلیس نیز قرار گرفت. به نقل از خبرگزاری رسمی كویت، سخنگوی وزارت امور خارجه انگلیس سفر احمدی نژاد به جزیره ابوموسی را "بسیار تأسف برانگیز" توصیف كرد.این سخنگو گفت: بریتانیا دست یابی به حل مسالمت آمیز و مورد پذیرش دو طرف این منازعه یعنی امارات و ایران بر سر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب كوچك براساس قوانین بین المللی را تأیید می­كند.
    حمایت انگلیس از موضع امارات و اظهاراتی این چنین زیر سؤال بردن مذاكرات 1971 است كه خود انگلیس نیز آن را تأیید كرده بود. انگلیس در این بیانیه از "رفتارهای از پیش بررسی شده" امارات درباره این مسأله، تقدیر می­كند.
    مصادیقی از رفتارهای از پیش بررسی شده­ ی امارات را می­توان در مواردی همچون نام­گذاری سه خیابان­ شهر عجمان به نام ابوموسی، تنب بزرگ و كوچك یافت. حاكم امیر نشین عجمان در چرایی این نامگذاری بر حفظ هویت اماراتی این سه جزیره تأكید می­كند.
    [18]
    با مروری بر مباحث مطرح شده در نوشتار مزبور، ابتدا و انتهای بحث به مداخله­ ی آشكار و پنهان انگلیس در این مسأله اختصاص یافت. با دوری از آن­چه تئوری توهم توطئه می­خوانند این فراز و فرود تاریخی می­تواند داده­ هایی مطلوب برای پردازش تحلیلی مسأله باشد...

    جزایر سه گانه (بخش اول)

  7. تشكر

    maxi00800 (24-05-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •