▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  ▐✿▐✿▐✿▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  ▐✿▐✿▐✿▐
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض ▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله ▐✿▐✿▐✿▐







    بسم الله الرحمن الرحیم

    ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین
    و کان الله بکل شیءٍ علیما

    محمد پدر یکی از شماها نیست بلکه او رسول پروردگار
    متعال و ختم کننده پیغمبران است
    و خداوند به هر جیزی عالم و دانا می باشد ( سوره احزاب آیه ۴۰ )





    بررسی دلائل خاتمیت

    از همان روزیکه این آیه شریفه نازل شده و در میان مسلیمن منتشر گردید همه فهمیدند که رسول اکرم آخرین فرستاده و رسول پروردگار متعال بوده و تعلیمات مقدسه آن حضرت (ص) آخرین تعلیمات و کاملترین وظائف و جامعترین دستورها و بالاترین حقایقی است که برای افراد بشر مقرر گردیده و سعادت و کمال و خوشبختی بشر را تأمین کرده است .

    اینستکه از همان روز این موضوع جزء عقاید افراد مسلمان و از ضروریات آئین مقدس اسلام بشمار رفته و پیشوایان بزرگ اسلام و محدثین و دانشمندان و علماء و مولفین شهیر جهان و مورخین ، همه به این مطلب معتقد و گویا شده و در کتب و تألیفات خودشان از جمله مسائل مسلمه و مقطوعه قرار داده اند و لذادر این مجال به برخی اسامی که ضمنا ارتباطی در شکل گیری با فرقه انحرافی بابیه و بهائیه داشته اند اشاره می نمائیم:

    ۱ ـ شیخ احمد احسایی ( همان که سید باب از او تجلیل نموده و او. را مبشر خود می داند . ) در جلد اول جوامع الکلم ( صفحه ـ ۷ ) می گوید : محمد ( ص ) خاتم انبیاء است و پیغمبری بعد از آنحضرت نخواهد آمد زیرا که پروردگار متعال در کتاب خود می گوید و لکن رسول الله و خاتم النبیین و خداوند متعال دروغ نمی گوید . زیرا دروغ گفتن قبیح است و شخص غنی از عمل قبیح بی نیاز است و باز می فرماید ما آتیکم الرسول فخذوه ـ آنچه را که رسول اکرم اظهار می کند بپذیرید ـ و آنحضرت فرموده است : لا نبی بعدی ـ پیغمبری بعد از من نخواهد آمد ـ پس ما باید سخن آنحضرت را قبول کرده و او را خاتم انباء بدانیم

    ۲ ـ جلد دوم جوامع الکلم ص ۷۰
    sید کاظم رشتی ( استاد باب ) در ابتدای کتاب مجموعه الرسائل در ضمن وصیت خود می گوید : وسپس امام دوازدهم حضرت حجت ابن الحسن ………………………….. و آنحضرت زنده است و نخواهد مرد تا هنگامیکه جبت و طاغوت را میان بردارد و شهادت می دهم که شریعت اسلام تا روز حساب باقی خواهد بود .



    ▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  ▐✿▐✿▐✿▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:44
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 2


  3.  

  4. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مقدمه

    اساساً مسأله خاتميت خود يك مسأله‌اي است كه با زمان ارتباط دارد. نسخ شدن يك شريعت و آمدن شريعت ديگر به جاي آن فقط و فقط به زمان بستگي دارد. همه علما اين را قبول دارند كه رمز يك شريعت تا زمان معيني هست و سپس از طرف خدا نسخ مي‌شود، تغيير پيداكردن اوضاع زمان و باصطلاح امروز مقتضيات زمان است.

    حال اين سؤال پيش مي‌آيد كه اگر اين‌طور باشد، پس بايد هميشه با تغيير مقتضاي زمان شرايع تغيير بكنند، بنابراين هيچ شريعتي نبايد شريعت ختميه باشد و نبوت نبايد در يك نقطه معين ختم شود. علت عمده اينكه شريعتي مي‌آيد و شريعت قبل را نسخ مي‌كند، اين است كه در زمان شريعت پيش مردم استعداد فراگرفتن همه حقايقي كه از راه فهم بايد به بشر ابلاغ شود را ندارند. تدريجاً كه در مردم رشدي پيدا مي‌شود، شريعت بعدي به صورت كامل‌تري ظاهر مي‌شود، و هر شريعت بعدي از شريعت قبلي كامل‌تر است. تا بالاخره به حدي مي‌رسد كه بشر از وحي بي‌نياز مي‌شود، ديگر چيزي باقي نمي‌ماند كه بشر به وحي احتياج داشته باشد.

    يعني احتياج بشر به وحي نامحدود نيست، محدود است. به اين معني كه چه از لحاظ معارف الهي و چه از لحاظ دستورهاي اخلاقي و اجتماعي يك سلسله معارف، مطالب و مسائل است كه از حدود عقل و تجربه و علم بشر خارج است. يعني بشر با نيروي علم نمي‌تواند آنها را دريابد چون علم و عقل قاصر است، وحي به كمك مي‌آيد. ديگر لازم نيست كه بي‌نهايت مسايل از طريق وحي به بشر القا شود. حداكثر آن مقداري كه بشر به وحي احتياج دارد، زماني به او القا مي‌شود كه او قدرت و توانايي دريافت آن را داشته باشد و ثانياً بتواند آن را حفظ و نگهداري كند.

    يكي از درجات احتياج به شريعت بعدي اين است كه مقداري از حقايق شريعت قبلي در دست مردم تحريف شده و به شكل ديگر درآمده است در حقيقت يكي از كارهاي هر پيغمبر احياء و زنده كردن تعليمات پيغمبر پيشين است كه در طول تاريخ در دست مردم مسخ شده است و اين را مي‌توان گفت كه تقريباً لازمه طبيعت بشر است كه در هر تعليمي كه از هر معلمي مي‌گيرد كم و زياد مي‌كند، نقص و اضافه ايجاد مي‌كند و به عبارت ديگر آن را تحريف مي‌كند.

    اين مسأله‌اي است كه خود قرآن‌كريم آن را قبول دارد، تجارب بشر هم به درستي آن را شهادت مي‌دهد؛ مثلاً خود قرآن‌كريم كه آمد، تورات و انجيل را نسخ كرد ولي قسمتي از تعليمات آنها را احياء و زنده نمود.

    يعني بعد از اينكه به دست مردم مسخ شده بود قرآن گفت نه، آنكه تورات و انجيل واقعي گفته است اين نيست كه در دست اين مردم است.

    پيش از آنكه بخواهيم دلائلي براي اثبات نبوت پيامبر (ص) كه در واقع خيلي بيشتر از آن است كه در توان ما باشد ارائه نماييم، لازم است به چند نكته اشاره شود.
    هنگامي كه پيامبر (ص) از اين جهان به ابديت پرگشود و رحلت كرد هيچ‌كس از ساكنان جزيرة العرب، در پي‌اثبات نبوت او نبودند؛ زيرا پيش از آن، اين مسأله مورد اتفاق و اجماع ايشان قرار گرفته بود.آن روز كه اعراب به اين آيه گوش فرا مي‌دادند كه «در امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام كرد و اسلام را به عنوان دين شما پسنديدم.

    اعراب نبوت پيامبر را همگان پذيرفته بودند، و اثبات نبوت براي مردم جزيرةالعرب و همچنين براي فرزندان و نوه‌هاي آنها محتاج به دليل نبود، اما براي مردم زمان‌هاي ديگر بديهي است كه سخت مورد حاجت است. اثبات خاتميت از طريق منطق وحي و آيات قرآني محكم‌ترين سند و برهان و دليل براثبات خاتميت حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) است و موارد آن بسيار است. از جمله آياتي كه در قرآن تصريح بر خاتميت آن حضرت دارد اين آيه مباركه است:

    «وما كان محمد ابا احد من رجالكم ولكن رسول الله و خاتم النبيين و كان الـ ... بكل بشي عليما»

    بنابراين پس از ختم نبوت و رسالت به حضرت محمد(ص) تا قيامت هركس مدعي نبوت شود ادعايش كاذب و باطل است و گفتارش هيچ رسميت و اعتبار ندارد و هركس او را تصديق نكند كافر است و نيز كافر است كسي كه شك و ترديد در نبوت و رسالت و خاتميت حضرت محمد(ص) نمايد، زيرا انكار نص كتاب آسماني قرآن را نموده است پس به حكم نص صريح منطق وحي قرآن خاتميت آن حضرت ثابت و محرز است. اگر كسي بگويد (خاتم) در لغت به معني زينت و نگين هم آمده است و نيز خاتميت آن حضرت مورد تأييد و تثبيت و مطلوب ما نيز است. زيرا آنكه وجودش زينت كشور، هستي و زيور كونين در قوسين نزول و صعود در دائره وجود باشد، زينت بخش سلسله انبياء رسل است.

    و در نهج‌البلاغه در مورد بعثت پيامبر اكرم چنين آمده است:
    «ثُمَّ الله بَعَثَ مُحَمداً صلي عليهع و اله بالحقِ حينَ دنا الدُنيا الاِنقطاعُ و اَقبَل من الآخرِه الاصلاعُ...»

    «پس خدا محمد را كه درود وي بر او و ياران او باد به حق برانگيخت، آنگاه كه پايان دنيا نزديك بود و آخرت روي آورد جهان پس از روشني و زيبايي به تاريكي.»

    زندگي مردمش دشوار، و آرام جاي آنان ناهموار، جهان به نيستي و فرو ريختن نزديك گرديده، مدت آن به سر رسيده، و نشانه‌هاي آن پديد و پيوند مردمش با آن بريده، و حلقه‌هاي پيوندشان از هم دريده، و اسباب از هم گسيختگي‌شان بسيار و نشانه‌هاي رستگاري ناپايدار، و زشتي‌هاي دنيا آشكار، رشته عمرش كوتاه و به سر رسيدنش نمودار. اين هنگام خدا او را مأمور رساندن شريعت به مردمان كرد و موجب ارجمندي امت و بهار مردم زمانش و مايه سربلندي يارانش و موجب شرف ياورانش.


    ▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  ▐✿▐✿▐✿▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:45
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. تشكرها 2


  6. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نبي در اصطلاح

    نبي در اصطلاح كسي را گويند كه از جانب خدا مردم را به وظايفشان خبر دهد و از جانب پروردگار بر او وحي مي‌شود، خواه داراي شريعت مستقله و دين تازه باشد،
    خواه تابع شريعت نبي صاحب شريعت پيش از خود بوده و مردم را به شريعت قبل بخواند؛ شرط در نبوت، وحي الهي است، اعم از اينكه وحي رويارويي يا الهامي و يا وحي به وسيله فرشته و غيره باشد و هركس از جانب خداوند به وسيله وحي به نبوت برگزيده شد نبي است.

    «النبوه الاخبار عن الله و ما يتعلق به تعالي ـ النبي المجنر عن الله و ما يتعلق به تعالي»

    «و اطلاق لفظ رسول نيز به نبي اعتبار رسالت و سفارت او نزد پروردگار به افراد صحيح است».

    به عبارت ديگر پيغمبران نبي هستند به اعتبار وحي كه از جانب پروردگار به آنها نازل مي‌گردد و رسولند به اعتبار قيام به دعوت مردم و ابلاغ احكام شريعت و واجد بودن شريعت، مستقل يا نبودن آن تغييري در اطلاق لفظ نبي بر پيغمبر نمي‌دهد.

    و اعم از اينكه صاحب شريعت باشند و يا تابع شريعت سالفه باشند به حقيقت نبي است. زيرا ميزان در صدق نبوت اخبار از ناحيه خداوند از طريق وحي است و نكته دقيق و قابل توجه اينكه نبوت صفت خاص پيغمبران است و نبي مفهوماً و استعمالاً اعم از رسول مي‌باشد، زيرا نبي از نظر مفهوم لغوي خبر دهنده از خداوند و غيب است به وحي الهي نه هر خبر دهنده‌اي.»




    ▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  ▐✿▐✿▐✿▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:46
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. تشكر

    مدير اجرايي (10-03-1392)

  8. #4
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ـ رسالت پيامبر اسلام

    الف: اثبات رسالت

    پيامبر اسلام ادعاي نبوت كرد و خداوند ـ تعالي ـ بر اين ادعا، هم شهادت قولي و لفظي داد و هم گواهي فعلي. گفتني است كه ثبوت شهادت لفظي خدا، متوقف بر آن است كه قرآن كلام خداوند باشد؛

    زيرا در اين حال است كه مي‌توان آيه قرآن را شهاد ت قولي خداوند دانست، چون معجزه است و اعجاز ـ به ويژه اگر جاويد باشد ـ شاهد صادق است. شهادت خداوند در آيات فراواني از قرآن بيان شده است مانند:

    «يس و القرآن الحكيم، انك لمن المرسلين»
    (ياسين، سوگند به قرآن حكمت‌آموز كه قطعاً تو از جمله پيامبراني)!

    «لكن الله شهيد بما اُنزل اليك...»
    (ليكن خدا به حقانيت آنچه بر تو نازل كرده، گواهي مي‌دهد)، بنابراين او پيامبر است و خداوند بر حقانيت كتاب نازل شده بر او گواهي داده است.

    آياتي كه خداوند با عبارت‌هاي «يا ايها الرسول» و «يا ايها النبي» به پيامبر اكرم خطاب فرموده يا مستقيماً او را نام برده است بر پيامبري ايشان گواهي مي‌دهد، مانند:

    «يا ايها الرسول لا يحزنك الذين يسارعون في الكفر...»
    (اي پيامبر اندوهناكت مسازند آنان كه در وادي كفر مي‌شتابند.)

    اين‌ها چند نمونه از آياتي كه براي اثبات رسالت بيان شد. براي اثبات اين امر خطير (رسالت پيامبر اكرم ص) چند امر ديگر لازم است كه اعجاز و نويد پيامبران پيشين مي‌باشد كه به شرح مختصر آن مي‌پردازيم.




    ▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  ▐✿▐✿▐✿▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:46
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. تشكر

    مدير اجرايي (10-03-1392)

  10. #5
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    معجزات پيامبر اسلام:

    گفتني است كه معجزه كار خارق عادت است، نه كاري برخلاف قانون علّيت، و نيز معجزه تابع اراده و قداست نيرومند صاحب اعجاز و معجزه‌گر است، آن‌سان كه بدن در اختيار روح مجرد قرار دارد، يعني اين كردار ناتوان‌ساز به دستورات خداوند صورت مي‌گيرد و بنيان يك آئين و مذهب را استوار مي‌كند و نشان‌گر قدرت و توان نامحدود خداوند قادر است.

    پيامبر (ص) با اين عمل هم پيشنهاد و هم خواسته منكران را پاسخ مثبت گفته و هم خداوند او را تصديق و تأييد كرده و معجزه را به دست او اجرا فرموده است. هدف از معجزه، آشكار ساختن صدق كسي است كه مدعي رسالت از جانب خداوند است، مانند گلستان شدن آتش بر حضرت ابراهيم و خشك شدن رود نيل براي عبور حضرت موسي و زنده شدن مردگان به دست حضرت عيسي و آوردن قرآن با دست و زبان حضرت محمد (ص).

    پيامبر اكرم (ص) معجزات فراواني داشتند ولي بزرگترين و با عظمت‌ترين معجزه ايشان قرآن‌كريم است كه در قلمرو اعجاز قرآن، مرز جغرافيايي و تاريخ زمان را در نورديده است. برخلاف معجزات پيامبران پيشين كه در مقطع خاص، و تنها بر مخاطبان ويژه خود كارگر افتاده است. ولي قرآن هيچ مقطع زماني و مكاني خاصي ندارد و براي تمام افراد بشر تا روز قيامت فرستاده شده است.



    ▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  ▐✿▐✿▐✿▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:47
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  11. تشكر

    مدير اجرايي (10-03-1392)

  12. #6
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ـ نويد پيامبران پيشين:

    دليل ديگر بر رسالت حضرت محمد (ص) نويدهاي پيامبران پيشين بوده است.
    قرآن كه از هرگونه تحريف مصون مانده است، چنين مي‌فرمايد: حضرت مسيح پس از آن كه معجزاتش را باز گفت، افزود، من از آنچه در خانه‌هايتان مي‌خوريد و از آنچه ذخيره مي‌كنيد به شما خبر مي‌دهم. و از رخدادهاي آينده نيز خبر داد:

    «واذ قال عيسي ابن مريم يا بني‌اسرائيل اني رسول الله اليكم مصدقا لما بين يدي من التوريه و مبشرا برسول...»

    الف: اگر غير از حضرت محمد (ص) پيامبر يا پيامبران ديگر نيز ظهور مي‌كردند، بشارت در خصوص حضرت محمد (ص) وجهي نداشت.

    ب: مقام حضرت محمد برتر از مقام پيامبران پيش از آن حضرت، و دين او كامل‌تر از دين قبلي است؛ چون واژه «بشارت» گذشته از آن كه علم غيب به آينده را در بردارد برتري آينده نسبت به حال را هم مي‌فهماند زيرا، حال رخداد و آينده، اگر مساوي، يا پائين‌تر از حال موجود باشد، اعلام محقق شدن آن در آينده، بشارت نيست. مژده را همواره براي امر شادماني آفريني به كار مي‌گيرند كه انسان فاقد آن است. بنابراين، بايد كمال در دين پيامبر خاتم باشد كه دين پيامبر پيشين فاقد آن است، چنان كه برتري‌هايي در اسلام هست كه مسيحيت آنها را ندارد. و قرآن و اسلام بر همه اديان، نظارت و اشراف و سلطه دارد و نيز پيامبر اسلام بر ديگر پيامبران برتري دارد.

    بزرگترين دليل بر حقانيت پيامبر (ص) بيان ويژگي‌هاي پيامبر و اوصاف او و ياران او در كتاب‌هاي تورات و انجيل و زبور است و اهل كتاب بارها با پيامبر (ص) به سخن و مجادله و مصاحبه پرداخته‌اند و هيچ‌يك، اين ادعاي پيامبر و پيشوايان دين را تكذيب نكردند.



    ▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  ▐✿▐✿▐✿▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:47
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  13. تشكر

    مدير اجرايي (10-03-1392)

  14. #7
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ـ بشارت‌هاي تورات:

    تورات در مورد متعدد، نويد فراوان حضرت محمد (ص) را خاطر نشان كرده است:
    در تورات مثني مي‌خوانيم:

    (15) «خداوند خدايت»، از ميان شما از برادرانت پيغمبري را مثل من مبعوث مي‌كند، او را بشنويد،(16) موافق هر آنچه كه از خداوند خدايت در حوريب در روز جمعيت درخواستي و هنگام گفتنت كه قول خداوند خداي خود را ديگر نشنوم و اين آتش عظيم را ديگر نبينم مبادا كه بميرم.

    (17) و خداوند بمن فرمود: آنچه كه گفتند نيكوست (18) از براي ايشان پيغمبري را مثل تو از ميان برادران ايشان مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت تا هر آنچه كه به او امر مي‌فرمايم به ايشان برساند.»

    و صاحب أنيس كه از كشيشان برجسته و دانشمند نامي مسيحيت بوده و به دين اسلام مشرف شده است، معتقد است اين بشارت مژده به حضرت يوشع نيست و چنان كه يهوديان مي‌پندارند ـ و بشارت به حضرت مسيح نيست ـ آن‌گونه كه كشيشان گمان دارند ـ بلكه بشارت به حضرت محمد (ص) است.

    - نويدهاي انجيل:

    در انجيل يوحنا مي‌خوانيم:

    (26) أيْنَ ايمن داتي پارقليطاد هوِد...، يعني «ليكن چون فارقليطا آمد كه او را از جانب پدر نزد شما مي‌فرستم. روح حق كه از پدر صادر مي‌شود، او بر من شهادت خواهد داد، منظور حضرت محمد است كه بر حقانيت حضرت عيسي شهادت داد.»




    ▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  ▐✿▐✿▐✿▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:48
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  15. تشكر

    مدير اجرايي (10-03-1392)

  16. #8
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فلسفه ختم نبوت پيامبر اسلام (ص):


    يكى از علل تجديد رسالت و ظهور پيامبران جديد، تحريف و تبديل‌هايى است كه درتعليمات و كتب مقدس پيامبران رخ مي‌داده است و به هميت جهت آن كتاب‌ها و تعليمات صلاحيت خود را براى هدايت مردم از دست مي‌داده‌اند. غالباً پيامبران احياء كننده سنن فراموش شده و اصلاح كننده تعليمات تحريف يافته پيشينيان خود بوده‌اند. گذشته از انبيايى كه صاحب كتاب و شريعت و قانون نبوده و تابع يك پيغمبر صاحب كتاب و شريعت بوده‌اند، مانند همه پيامبران بعد از ابراهيم تا زمان موسى و همه پيامبران بعد از موسى تا عيسى، پيامبران صاحب قانون و شريعت نيز بيشتر مقررات پيامبران پيشين را تأييد مي‌ كرده‌اند.

    ظهور پياپى پيامبران تنها معلول تغيير و تكامل شرايط زندگى و نيازمندي‌ بشر به پيام نوين و رهنمايى نوين نيست، بيشتر معلول نابودي‌ها و تحريف و تبديل‌هاى كتب و تعليمات آسمانى بوده است.

    بشر چند هزار سال پيش نسبت به حفظ مواريث علمى و دينى ناتوان بوده است و از او جز اين انتظار نمي‌توان داشت.

    آنگاه كه بشر به مرحله‌اى از تكامل مي‌رسد كه مي‌تواند مواريث دينى خود را دست نخورده نگهدارى كند، علت عمده تجديد پيام ظهور پيامبر جديد منتفى مي‌گردد و شرايط لازم (نه شرط كافي) جاويد ماندن يك دين موجود مي‌شود. چنانكه مي‌دانيم در ميان كتب آسمانى جهان تنها كتابى كه در دست رشد و قابليت بشر اين دوره است كه دليل بر نوعى بلوغ اجتماعى انسان اين عهد است، در حقيقت، يكى از اركان خاتميت، بلوغ اجتماعى بشر است به حدى كه مي‌تواند حافظ و نگهبان مواريث علمى و دينى خود باشد و خود نيز به نشر و تبليغ و تفسير آن بپردازد. و در سراسر قرآن اسرار عجيبى هست كه دين، از اول تا آخر جهان، يكى بيش نيست و همه پيامبران بشر را به يك دين دعوت كرده‌اند، در سوره شورى آمده است:

    «شَرَعض لكُم من الدينِن ماوَصى به نوحاً والذى اوحَينا اَليك وَ ماوَّصينا بِهِ ابراهيمَ و موسى و عيسى»

    «خداوند براى شما دينى قرار داد كه قبلاً به نوح توصيه شده بود و اكنون بر تو وحى كرده‌ايم، و به ابراهيم و موسى نيز و به عيسى توصيه كرده‌ايم



    ▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  ▐✿▐✿▐✿▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:49
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  17. تشكر

    مدير اجرايي (10-03-1392)

  18. #9
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    قرآن در همه جا نام اين دين را كه پيامبران از آدم تا خاتم مردم را بدان دعوت مي‌كرده‌اند، اسلام مي‌نهد، مقصود اين نيست كه در همه زمان‌ها به اين نام خوانده مي‌شده است، مقصود اين است كه دين داراى حقيقت و ماهيتى است كه بهترين معرف آن لفظ «اسلام» است. در سوره آل‌عمران درباره ابراهيم مي‌گويد:

    «ما كانَ ابرِاهيمُ يهودياً و لا نصرانياً ولكِن كانَ حنيفاً مسلماً»
    «ابراهيم نه يهودى بود نه نصرانى، حق جو بود و مسلم بود».

    آيات قرآن در اين زمينه زياد است، البته پيامبران در پاره‌اى از قوانين و شرايع با يكديگر اختلاف داشته‌اند. قرآن در عين‌اينكه دين را واحد مي‌داند، اختلاف شرايع و قوانين را در پاره‌اى مسائل مي‌پذيرد، در سوره مائده مي‌گويد:

    «لكل جعلَنْا مِنْكُم شَرعه و مِنهاجا»
    «براى هر كدام (هر قوم و امت) يك راه ورود و يك طريقه خاص قرار داديم.»

    ولى از آنجا كه اصول فكرى و اصول عملى كه پيامبران به آن دعوت مي‌كرده‌اند، يكى بوده، همه آنان مردم را به يك شاه‌راه و به سوى يك هدف دعوت مي‌كرده‌اند.

    اختلاف شرايع و قوانين جزئى در جوهر و ماهيت اين راه كه نامش در منطق قرآن «اسلام» است تأثيرى نداشته است، تفاوت و اختلاف تعليمات انبياء با يكديگر از نوع اختلاف برنامه‌هايى است كه در يك كشور هرچند يك‌بار به مورد اجرا گذاشته مي‌شود و همه آنها از يك «قانون اساسى» الهام مي‌گيرد.

    تعليمات پيامبران در عين پاره‌اى از اختلافات، مكمل و متمم يكديگر بوده است. اختلاف و تفاوت تعليمات آسمانى پيامبران از نوع اختلافات مكتب‌هاى فلسفى يا سياسى و اجتماعى يا اقتصادى كه مشتمل بر افكار متضاد است نبوده است؛ انبياء تماماً تابع يك مكتب و يك تز بوده‌اند و تفاوت تعليمات انبياء با يكديگر، يا از نوع تفاوت تعليمات كلاس‌ هاى عالي‌تر با كلاس‌هاي‌داني‌تر، يا از نوع تفاوت اجرائى يك اصل در شرايط و اوضاع گوناگون بوده است.

    «توحيد» اصل و سنگ اول ساختمانى است كه پيامبران دست در كار ساختنش بوده‌اند، اما همين توحيد، درجات و مراتبى دارد. آنچه يك عامى به نام خداى يگانه در ذهن خود تجسم مي‌كند با آنچه در قلب يك عارف تجلى مي‌كند يكى نيست. عارفان نيز در يك درجه نيستند «اگر ابوذر بر آنچه در قلب سلمان است آگاه گردد، گمان كفر بر او مي‌برد و او را مي‌كشد».

    بديهى است كه آيات اول سوره حديد و آخر سوره حشر و سوره «قل هو الله احد» براى بشر چند هزار سال پيش ـ بلكه بشر هزار سال پيش قابل هضم نبوده است، تنها افراد معدودى از اهل توحيد خود را به عمق اين آيات نزديك مي‌نمايند.

    در آثار اسلامى وارد شده است كه: «خداوند چون مي‌دانست بعدها افراد متعمق و ژرف‌انديشى خواهند آمد، آيات (قل هو الله احد) و پنج آيه اول سوره حديد را نازل كرد».

    شكل اجرايى يك اصل كلى نيز در شرايط گوناگون متفاوت مي‌شود بسيارى از اختلاف‌هايى كه در روش انبيا بوده است از نوع تفاوت در شكل اجرا بوده است نه در روح قانون.





    ▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  ▐✿▐✿▐✿▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:49
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  19. تشكر

    مدير اجرايي (17-03-1392)

  20. #10
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    قرآن هرگز كلمه دين را به صورت جمع اديان نياورده است، دين در قرآن همواره مفرد است؛ زيرا آن چيزى كه وجود داشته و دارد دين است نه دين ها. و قرآن نيز تصريح مي‌كند كه دين مقتضاى فطرت و نداى طبيعت روحانى بشر است:

    «فَاَقِم وجهكَ للدينِ حنيفاً فِطره الله التى فَطر الناسُ عليها»
    «حق جويانه چهره خويش را به سوى دين، همان فطرت خدا كه مردم را بر آن آفريده، ثابت نگه‌دار.»

    اينكه دين از اول تا آخر جهان يكى است و وابستگى با فطرت و سرشت بشر دارد، كه آن نيز بيش از يكى نمي‌تواند باشد تصور خاصى درباره فلسفه تكامل به ما مي‌دهد. زيرا همه جا سخن از تكامل است. (تكامل جهان، تكامل جانداران، تكامل انسان و اجتماع) از نظر قرآن سير تكاملى جهان و انسان و اجتماع يك سير هدايت و هدفدار است و بر روى خطى است كه صراط مستقيم ناميده مي‌شود و از لحاظ مبدأ و مسير و منتهى مشخص است. انسان و اجتماع، متحول و متكامل است، ولى راه و خط سير، مشخص و واحد و مستقيم است:

    «وَ اِن هذا صِراطى مستقيماً فَاتبعوِهُ و لاَتَتبعوا السُبُل فَتَفرق بِكُم عَن سَبيله»
    «اين راه راست است پيروى آن كنيد و از راه‌هاى ديگر كه موجب تفرقه شماست جز از راه خدا متابعت نكنيد.»

    اما اگر همان‌طور كه خود بشر در تكاپوست و هر لحظه در يك نقطه است، خط سير او نيز دائماً دستخوش تغيير و تبديل باشد و نهايت و مقصد و مسير، مشخص نباشد و در هر برهه‌اى از زمان بخواهد در يك جاده حركت كند، بديهى است كه ختم نبوت معقول و متصور نخواهد بود، رسالت پيامبر اسلام با همه رسالت‌هاى ديگر اين تفاوت را دارد كه از نوع قانون است نه برنامه، قانون اساسى بشريت است، مخصوص يك اجتماع تندرو يا كندرو راست و يا چپ‌رو نيست.

    از نصوص اسلامى برمي‌آيد كه همه پيامبران بر حكم اينكه مقدمه ظهور و نبوت كلى و ختمى و قانون اساسى يگانه الهى بوده‌اند، موظف بوده‌اند كه نويد اكمال و اتمام دين را در دوره ختميه به امتهاى خود بدهند. از پيغمبر اكرم دو جمله لطيف در اين زمينه وارد شده است:

    «نَحنُ الاِخرونُ السابِقون يومَ القيطِه»
    «ما در دنيا پس از همه پيامبران و امت‌ها آمده‌ايم، اما در آخرت در صف مقدم هستيم و ديگران پشت سر ما هستند.»

    ديگر اينكه فرموده‌اند:

    «ادم و من دونه تحت لوائى يوم القيامه»
    «تمام پيامبران در قيامت زير پرچم من هستند.»

    علت اين سبقت و تقدم در قيامت و علت اينكه همه پيامبران در آن جهان در زير پرچم اين پيامبر هستند اين است كه همه مقدمه‌اند وايشان نتيجه، وحى آنان در حدود يك برنامه موقت بوده و وحى پيامبر اكرم (ص) در سطح قانون اساسى كلى هميشگى است. پيوند‌ نبوت‌ها و رابطه اتصالى آنها مي‌رساند كه نبوت يك سير تدريجى به سوى تكامل داشته و آخرين حلقه نبوت، مرتفع‌ترين قله آن است.


    ▐✿▐✿▐✿▐بررسی دلائل خاتمیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  ▐✿▐✿▐✿▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 10:50
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  21. تشكر

    مدير اجرايي (17-03-1392)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •