☼ ▐☼ ▐☼ عمل‌ فرشتگان‌ قبض‌ ارواح‌ و ملك‌ الموت‌ عين‌ عمل‌ خداست‌ ☼ ▐☼ ▐☼ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
☼ ▐☼ ▐☼ عمل‌ فرشتگان‌ قبض‌ ارواح‌ و ملك‌ الموت‌ عين‌ عمل‌ خداست‌ ☼ ▐☼ ▐☼
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض ☼ ▐☼ ▐☼ عمل‌ فرشتگان‌ قبض‌ ارواح‌ و ملك‌ الموت‌ عين‌ عمل‌ خداست‌ ☼ ▐☼ ▐☼






    عمل‌ فرشتگان‌ قبض‌ ارواح‌ و ملك‌ الموت‌ عين‌ عمل‌ خداست‌





    كيفيّت‌ قبض‌ روح‌ ارواح‌ طيّبه‌ و نفوس‌ ستمگران


    قال‌ اللهُ الحكيمُ في‌ كتابِه‌ الكريم‌:

    قُلْ يَتَوَفَّیٰكُم‌ مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي‌ وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَي‌' رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ.


    اين‌ آيۀ كريمه‌ يازدهمين‌ آيه‌ از سورۀ سجده‌، سي‌ و دوّمين‌ سوره‌ از قرآن‌ مجيد است‌. ميفرمايد:


    «بگو (اي‌ پيغمبر) كه‌: شما را مي‌ميراند و جان‌ شما را مي‌گيرد آن‌ فرشتۀ مرگي‌ كه‌ بر شما گماشته‌ شده‌ است‌ و مأموريّت‌ قبض‌ روح‌ شما را دارد، و پس‌ از آن‌ بسوي‌ پروردگارتان‌ بازگشت‌ خواهيد نمود.»

    در اين‌ آيۀ مباركه‌ خداوند جلّ و عزّ قبض‌ روح‌ مردم‌ را نسبت‌ به‌ ملك‌ الموت‌ كه‌ همان‌ عزرائيل‌ است‌ داده‌ است‌.

    در آيۀ شريفه‌اي‌ كه‌ مفصّلاً در مجلس‌ قبل‌ پيرامونش‌ بحث‌ شد


    ص 202
    خداوند نسبت‌ قبض‌ روح‌ را مستقيماً به‌ خودش‌ ميدهد:

    اللَهُ يَتَوَفَّي‌ الانفُسَ حِينَ مَوْتِهَا
    .
    [120]

    «خداوند است‌ فقط‌ كه‌ هميشه‌ جانها را در هنگام‌ مرگ‌ مي‌گيرد.»

    در آيۀ ديگر نسبت‌ قبض‌ روح‌ را نه‌ به‌ يك‌ فرشتۀ خاصّ بلكه‌ به‌ فرشتگان‌ داده‌ است‌:


    وَ هُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّي‌'ٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَ هُمْ لَا يُفَرِّطُونَ
    . [121]

    «و اوست‌ آن‌ خداوندي‌ كه‌ سيطره‌ دارد بر بندگانش‌، و از مقام‌ عالي‌ خود آنها را در تحت‌ عبوديّت‌ مسخّر داشته‌ و براي‌ حفظ‌ و حراست‌ آنها فرشتگاني‌ را مي‌گمارد و بسوي‌ آنان‌ گسيل‌ ميدارد، تا زمانيكه‌ مرگِ يكي‌ از شما مقدّر گردد فرشتگاني‌ كه‌ براي‌ انجام‌ اين‌ مأموريّت‌ فرستاده‌ايم‌ جان‌ او را مي‌گيرند و در اين‌ امر كوتاهي‌ نمي‌نمايند.»
    در آيۀ چهارم‌ نسبت‌ سلام‌ و تحيّت‌ به‌ ملائكه‌اي‌ كه‌ قبض‌ روح‌ مردم‌ پاك‌ و پاكيزه‌ را مي‌كنند ميدهد:

    الَّذِينَ تَتَوَفَّیٰهُمُ الملائكة طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون
    َ[122].

    «آن‌ دسته‌ از مردمي‌ كه‌ پاك‌ و پاكيزه‌اند، ملائكۀ قبض‌ روح‌ از

    ص 203
    طرف‌ خدا به‌ آنها سلام‌ و تحيّت‌ فرستاده‌ مي‌گويند: سلامٌ عليكم‌، داخل‌ در بهشت‌ شويد در مقابل‌ أفعال‌ نيك‌ كه‌ بجاي‌ آورده‌ايد.»
    در آيۀ ديگر از همين‌ سوره‌ ميفرمايد: در هنگام‌ قبض‌ روح‌ مردم‌ ظالم‌ و ستم‌ پيشه‌، چون‌ ميخواهند آن‌ مردم‌ از در آشتي‌ و مسالمت‌ با آن‌ فرشتگان‌ رفتار كنند و زشتيها و بديهاي‌ خود را انكار بنمايند، براي‌ آنان‌ فائده‌اي‌ ندارد.

    الَّذِينَ تَتَوَفَّـٰهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي‌ٓ أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن‌ سُوءٍ بَلَي‌'ٓ إِنَّ اللَهَ عَلِيمُ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
    .
    [123]

    «آن‌ دسته‌ از مردمي‌ كه‌ به‌ نفس‌هاي‌ خود ستم‌ روا داشته‌اند، با فرشتگان‌ قبض‌ روح‌ از راه‌ مسالمت‌ و صلح‌ وارد شده‌ و اظهار ميدارند كه‌ ما مردمي‌ نبوديم‌ كه‌ مرتكب‌ عمل‌ بدي‌ شده‌ باشيم‌. بلي‌، بدرستيكه‌ خداوند به‌ آنچه‌ در دنيا بجاي‌ مي‌آورده‌ايد داناست‌.»
    و پس‌ از آنكه‌ فرشتگان‌ اين‌ خطاب‌ را به‌ آنها مي‌كنند، آنها را دوباره‌ مخاطب‌ ساخته‌ مي‌گويند:

    فَادْخُلُوٓا أَبْوَ'بَ جَهَنَّمَ خَـٰلِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَي‌ الْمُتَكَبِّرِينَ.
    [124]

    «پس‌ داخل‌ شويد از درهاي‌ جهنّم‌، و در جهنّم‌ مُخلَّد و جاودان‌ خواهيد بود؛ پس‌ بد جايگاهي‌ است‌ منزل‌ و محلّ مستكبران‌ و خودپسندان‌!»

    ص 204
    در اين‌ آيات‌ همانطور كه‌ ملاحظه‌ مي‌شود، در بعضي‌ نسبت‌ قبض‌ روح‌ را به‌ خدا داده‌ است‌ و در بعضي‌ به‌ ملك‌ الموت‌ و در بعضي‌ به‌ ملائكه‌، و آن‌ ملائكه‌ نيز به‌ طريقي‌، قبض‌ روح‌ طيّبين‌ و پاكان‌ را مينمايند و بطريق‌ دگري‌ قبض‌ روح‌ ظالمين‌ و ستمكاران‌ را مي‌كنند.

    جمع‌ بين‌ اين‌ آيات‌ را چه‌ قسم‌ بايد كرد ؟ اگر خود خدا قبض‌ روح‌ مي‌كند عزرائيل‌ و سائر فرشتگان‌ چه‌ مي‌كنند ؟
    و اگر عزرائيل‌ مي‌كند سائر فرشتگان‌ چه‌ عملي‌ انجام‌ مي‌دهند ؟

    و نسبت‌ اين‌ فعل‌ به‌ ذات‌ مقدّس‌ حضرت‌ ربوبي‌ عزّوجلّ چه‌ معني‌ دارد ؟ و اگر فرشتگان‌ مي‌كنند ملك‌ الموت‌ چكاره‌ است‌ ؟
    و نسبت‌ قبض‌ روح‌ به‌ خدا نيز چه‌ معني‌ دارد ؟

    اين‌ يك‌ مسأله‌اي‌ است‌ كه‌ بايد روشن‌ شود؛ زيرا علاوه‌ بر آنكه‌ در قرآن‌ كريم‌ تناقض‌ نيست‌، اين‌ آيات‌ اصل‌ مهمّي‌ از اصول‌ متقنۀ توحيد را بيان‌ مي‌كنند.




    ☼ ▐☼ ▐☼ عمل‌ فرشتگان‌ قبض‌ ارواح‌ و ملك‌ الموت‌ عين‌ عمل‌ خداست‌ ☼ ▐☼ ▐☼
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2. تشكر

    مدير اجرايي (20-03-1391)

  3.  

  4. #2
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض






    معناي‌ توحيد ذاتي‌، صفاتي‌ و أفعالي‌


    براي‌ توضيح‌ اين‌ معني‌ مي‌گوئيم‌ كه‌ دين‌ مقدّس‌ اسلام‌ براساس‌ توحيد است‌؛ توحيد در ذات‌ و توحيد در صفات‌ و توحيد در أفعال‌.

    توحيد در ذات‌ يعني‌ در تمام‌ عوالم‌ وجود، يك‌ وجود مستقلّ قائم‌ بالذّات‌ بيش‌ نيست‌ و آن‌ وجود، ذات‌ مقدّس‌ حضرت‌ مُعطِي‌ الوجود جلّ و علا است‌، و بقيّۀ موجودات‌ وجودشان‌ ظِلّي‌ و تبَعي‌ است‌ و معلولي‌ و ناقص‌ و ممكن‌.


    توحيد در صفات‌ يعني‌ در تمام‌ عوالم‌ وجود و هستي‌ يك‌ علم‌

    ص 205

    مطلق‌ و حيات‌ مطلقه‌ و قدرت‌ مطلقه‌ بيش‌ نيست‌ و همچنين‌ سائر صفات‌؛ و اين‌ صفات‌ اختصاص‌ به‌ ذات‌ مقدّس‌ حضرت‌ حيّ قديم‌ عالِم‌ قادر دارد، و صفاتي‌ كه‌ از علم‌ و قدرت‌ و حيات‌ در بقيّۀ موجودات‌ مشاهده‌ ميگردد همه‌ از پرتو علم‌ و قدرت‌ و حيات‌ حضرت‌ واجب‌ الوجود است‌، و آنها استقلالي‌ ندارند بلكه‌ نسبت‌ به‌ صفات‌ الهيّه‌ در حكم‌ سايه‌ و صاحب‌ سايه‌ و در حكم‌ پرتو مُشعشع‌ از منبع‌ روشنائي‌ و قدرت‌ و علم‌ و حيات‌ است‌.

    و توحيد در افعال‌ يعني‌ در تمام‌ جهان‌ هستي‌ و عالم‌ وجود يك‌ فعل‌ مستقلّ قائم‌ بالذّات‌ بيش‌ نيست‌، و تمام‌ افعالي‌ كه‌ از موجودات‌ ممكنه‌ صورت‌ مي‌گيرد همه‌ پرتو آن‌ فعل‌ مستقلّ بالذّات‌ كه‌ قائم‌ به‌ وجود واجب‌ الوجود است‌ بوده‌، و در عين‌ آنكه‌ نسبت‌ با ممكنات‌ دارد نسبت‌ با حضرت‌ پروردگار جلّوعزّ دارد.

    يعني‌ كاري‌ كه‌ از موجودات‌ سر ميزند ظهور و طلوعي‌ است‌ از فعل‌ حضرت‌ ربّ عزّوجلّ، و آن‌ كار حقيقةً متعلّق‌ به‌ خداست‌، و به‌ امر خدا و اذن‌ خدا در آن‌ موجود به‌ ظهور مي‌پيوندد و طلوع‌ ميكند، و بر اين‌ اساسِ ظهور، با آن‌ موجود نيز نسبت‌ پيدا ميكند.



    ☼ ▐☼ ▐☼ عمل‌ فرشتگان‌ قبض‌ ارواح‌ و ملك‌ الموت‌ عين‌ عمل‌ خداست‌ ☼ ▐☼ ▐☼
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  5. تشكر

    مدير اجرايي (20-03-1391)

  6. #3
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض






    كيفيّت‌ ظهور نور فعل‌ الهي‌ در مظاهر عالم‌ امكان‌ و پيدايش‌ موجودات‌( افعال‌ موجودات‌ عين‌ فعل‌ خداست‌ به‌ دو نسبت)

    پس‌ در حقيقت‌ و واقع‌ امر، فعلي‌ كه‌ از يك‌ موجود به‌ وقوع‌ مي‌پيوندد، در عين‌ آنكه‌ منسوب‌ به‌ اوست‌ منسوب‌ به‌ خداست‌، غاية‌ الامر نه‌ در عرض‌ هم‌، بلكه‌ در طول‌ هم‌.


    چون‌ آن‌ موجود و خدا هر كدام‌ مستقلاّ آن‌ فعل‌ را انجام‌ نداده‌اند و نيز براي‌ وقوع‌ آن‌ فعل‌ با يكدگر شركت‌ نكرده‌اند، بلكه‌ اوّلاً و

    ص 206

    بالذّات‌ آن‌ فعل‌ از مصدر فعل‌ و وجود كه‌ ذات‌ مقدّس‌ خداست‌ صادر شده‌ و هويدا گشته‌ و سپس‌ در اينمورد ثانياً و بالعَرَض‌ پيدا شده‌ است‌.


    حكيم‌ سبزواري‌ در اين‌ موضوع‌ فرموده‌ است‌:


    فَالْكُلُّ بِالذّاتِ لَهُ دِلالَةْ حاكيَةٌ جَمالَهُ جَلالَهْ
    وَ كُلُّ جُزْئِيٍّ مِنَ الاسْما وُضِعْ وَضْعًا إلَهيًّا لِمَعْنَي‌ ما صُنِعْ
    إذْ عَرَضُ الدِّلالَةِ الْعَرْضِيَّةْ تَزولُ لا الذّاتيَّةُ الطّوليَّةْ [125]

    ميفرمايد: «تمام‌ موجودات‌ ذاتاً آيات‌ و مرائي‌ ذات‌ حقّند و بر وجود او دلالت‌ دارند و حكايت‌ از جمال‌ و جلال‌ او دارند. و هر يك‌ از موجودات‌ و اسماء جزئيّه‌ به‌ وضع‌ الهي‌ و واقعي‌ دلالت‌ بر ذات‌ او دارند نه‌ به‌ دلالت‌ وضعي‌ و تصنّعي‌، به‌ علّت‌ آنكه‌ دلالت‌ اگر عَرْضي‌ باشد از بين‌ ميرود بخلاف‌ دلالت‌ طوليّه‌ كه‌ ناشي‌ از علّيّت‌ و معلوليّت‌ است‌ و با ذات‌ موجود در حاقّ وجود او موجود است‌.»


    و بنابراين‌ بايد گفت‌ كه‌ حضرت‌ ملك‌ الموت‌ كه‌ آئينه‌وار و مرآت‌ صفت‌، دلالت‌ بر ذات‌ مقدّس‌ حضرت‌ ربّ ودود مي‌كند، و سائر فرشتگان‌ قبض‌ ارواح‌ كه‌ آئينه‌ و مرآت‌ حضرت‌ ملك‌ الموت‌ هستند،

    ص 207

    همگي‌ با ذات‌ مقدّس‌ حضرت‌ باري‌ تعالَي‌ شأنُه‌ العزيز اتّحاد بلكه‌ عينيّت‌ دارند و در مقام‌ فعل‌ ابداً جدائي‌ و بينونت‌ ميان‌ آنها متصوّر نيست‌.


    فعل‌ قبض‌ ارواح‌ از ذات‌ مقدّس‌ حضرت‌ خالق‌ پيدا مي‌شود و در اوّل‌ وهله‌ در آئينۀ وجود ملك‌ الموت‌ ظهور پيدا كرده‌ و سپس‌ از ملك‌ الموت‌ به‌ فرشتگان‌ دگر عَلي‌ حسب‌ اختلافِ درجاتِهم‌ و مراتِبهم‌ طلوع‌ و ظهور نموده‌ تا بالاخره‌ در گروه‌ فرشتگاني‌ كه‌ از همه‌ درجه‌ و سعۀ وجودي‌ آنها كمتر است‌ پديدار ميگردد.

    و چون‌ اين‌ افعال‌ نسبت‌ به‌ يكديگر طوليّت‌ دارد نه‌ عرضيّت‌، لذا همۀ آنها حقيقةً فعل‌ واحدند.

    پس‌ ذات‌ مقدّس‌ پروردگار در فعل‌ قبض‌ ارواح‌ مستقلّ است‌ و ابداً يار و مُعيني‌ در اين‌ عمل‌ براي‌ او فرض‌ نميتوان‌ كرد، گر چه‌ اين‌ فعل‌ بدست‌ ملك‌ الموت‌ و همچنين‌ بدست‌ سائر ملائكه‌اي‌ كه‌ زيردست‌ ملك‌الموت‌ هستند صورت‌ گيرد.


    و بنابر اين‌ اساس‌ كلّي‌ مشاهده‌ مي‌شود كه‌ قرآن‌ مجيد، موضوعاتي‌ را كه‌ مورد بحث‌ قرار ميدهد از موت‌ و حيات‌ و رزق‌ موجودات‌ و حوادث‌ آسماني‌ يا حوادث‌ زميني‌، در عين‌ آنكه‌ بوضوح‌ نسبت‌ به‌ علّت‌هاي‌ سفلي‌ يا عِلوي‌ خود ميدهد، نسبت‌ به‌ ذات‌ مقدّس‌ پروردگار ميدهد و او را در اين‌ افعال‌ وحيد مي‌داند.[126]

    ص 208




    ☼ ▐☼ ▐☼ عمل‌ فرشتگان‌ قبض‌ ارواح‌ و ملك‌ الموت‌ عين‌ عمل‌ خداست‌ ☼ ▐☼ ▐☼
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  7. تشكر

    مدير اجرايي (20-03-1391)

  8. #4
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    مثلاً در موضوع‌ خلقت‌ و آفرينش‌ با آنكه‌ بسياري‌ از مصنوعات‌ انسان‌ نسبت‌ بخود انسان‌ دارد، در عين‌ حال‌ به‌ ذات‌ مقدّس‌ خود نسبت‌ ميدهد:


    وَ اللَهُ خَلَقَكُمْ وَ مَا تَعْمَلُونَ [127].

    «خداوند است‌ كه‌ شما را آفريد، و آنچه‌ از دست‌ شما حاصل‌ شود و نسبت‌ عمل‌ با شما داشته‌ باشد آن‌ نيز آفريدۀ خداست‌.»

    در آيۀ ديگر ميفرمايد:

    ذَ'لِكُمُ اللَهُ رَبُّكُمْ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ خَـٰلِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ [128].
    «اي‌ مردم‌! اينست‌ خدا كه‌ پروردگار شماست‌ و هيچ‌ معبودي‌ و مقصودي‌ جز او نيست‌. آفريننده‌ و پديد آوردندۀ هر چيزي‌ است‌؛ بنابراين‌ او را پرستش‌ كنيد.»

    و در آيۀ سوّمي‌ ميفرمايد:


    قُلِ اللَهُ خَـٰلِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْوَ'حِدُ الْقَهَّـٰر
    ُ.[129]

    «بگو خداست‌ كه‌ آفرينندۀ هر چيزي‌ است‌، و اوست‌ خداوند واحد قهّار كه‌ تمام‌ موجودات‌ در مقابل‌ عظمت‌ او ناچيزند.»
    و نيز آيۀ 62 از سورۀ زمر ( 39 ) و آيۀ 62 از سورۀ غافر ( 40 ) و آيۀ 24 از سورۀ حشر ( 59 ) مانند همين‌ آيات‌ مذكوره‌ بر آنچه‌ ذكر شد دلالت‌ دارند.

    ص 209
    و همچنين‌ در موضوع‌ مِلكيّت‌ و مَلِكيّت‌، با آنكه‌ مُلك‌ و مِلك‌ تمام‌ موجودات‌ را صرفاً به‌ خود نسبت‌ ميدهد؛ مانند:
    لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَـٰوَ'تِ وَ الارْضِ وَ مَا فِيهِنَّ
    .
    [130]

    «اختصاص‌ به‌ خدا دارد صاحب‌ اختياري‌ آسمانها و زمين‌ و آنچه‌ در آنهاست‌.»

    و مانند بسياري‌ از آيات‌ قرآن‌ كه‌ در آنها لفظ‌ وَ لِلَّهِ مَا فِي‌السَّمَـٰوَ'تِ وَ مَا فِي‌ الارْضِ استعمال‌ شده‌ است‌، يعني‌ «از براي‌ خداست‌ و اختصاص‌ بذات‌ مقدّس‌ او دارد آنچه‌ در آسمانها و زمين‌ است‌.»


    ولي‌ در عين‌ حال‌ نسبت‌ مُلك‌ و صاحب‌ اختياري‌ به‌ آل‌إبراهيم‌ داده‌ است‌:
    فَقَدْ ءَاتَيْنَآ ءَالَ إِبْرَ'هِيمَ الْكِتَـٰبَ وَ الْحِكْمَةَ وَ ءَاتَيْنَـٰهُم‌ مُّلْكًا عَظِيمًا
    .[131]

    «بتحقيق‌ كه‌ به‌ آل‌ إبراهيم‌ داديم‌ كتاب‌ آسماني‌ و حكمت‌ را، و به‌ آنها مُلك‌ و حكومت‌ عظيمي‌ عنايت‌ فرموديم‌.»

    و راجع‌ به‌ حضرت‌ داود مي‌فرمايد:

    وَ شَدَدْنَا مُلْكَهُ و وَ ءَاتَيْنَـٰهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ [132].
    «ما قدرت‌ و حكومت‌ او را محكم‌ كرديم‌ و به‌ او حكمت‌ و فصل‌

    ص 210
    خطاب‌ مرحمت‌ كرديم‌.»
    و نسبت‌ مِلكيّت‌ به‌ افراد انسان‌ داده‌ است‌؛

    مانند بسياري‌ از آيات‌ قرآن‌ كه‌ در آنها لفظ‌ مَا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُكُمْ و يا أَيْمَـٰنُهُمْ استعمال‌ شده‌ است‌، و مانند: وَ مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّآ أَفَآءَ اللَهُ عَلَيْكَ [133].


    و از همين‌ قبيل‌ است‌ آيات‌ مورد بحث‌ كه‌ نسبت‌ قبض‌ روح‌ را در عين‌ آنكه‌ صرفاً بخود داده‌ است‌ به‌ ملك‌ الموت‌ و سائر ملائكۀ قبض‌ ارواح‌ داده‌ است‌.
    عيناً مانند خورشيد كه‌ در آئينۀ بزرگي‌ بدرخشد و از آن‌ آئينه‌ به‌ آئينه‌هاي‌ كوچكتري‌ كه‌ متعدّد و كثير بوده‌ منعكس‌ گردد، در اينحال‌ نور و تشعشع‌ اوّلاً و بالذّات‌ اختصاص‌ به‌ خورشيد دارد و ثانياً و بالعرض‌ به‌ اين‌ آئينه‌ها انتساب‌ پيدا مي‌كند.


    ارادۀ ازلي‌ حضرت‌ حقّ در ملك‌ الموت‌ ظهور پيدا مي‌كند و از او به‌ يكايك‌ از ملائكۀ قبض‌ روح‌ بر حسب‌ اختلاف‌ آنها در قبض‌ روح‌ مؤمن‌ و كافر و منافق‌ و عادل‌ و فاسق‌ كه‌ به‌ أشكال‌ و صور مختلفه‌اي‌ هستند ظاهر ميگردد.
    پس‌ اين‌ ظهورات‌ در طول‌ هم‌ قرار دارند نه‌ آنكه‌ در عرض‌ هم‌ مجتمع‌ گردند و سپس‌ بالاستقلال‌ يا بالاجتماع‌ قبض‌ روح‌ كنند. ملك‌ الموت‌ مظهر اسم‌
    القابض‌ يا المُميت‌ است‌ و فرشتگان‌ دگر مظاهر جزئيّۀ اين‌ اسم‌ هستند.



    کتاب معادشناسي/ جلد اول


    پایگاه علوم و معارف اسلام،
    تاليف حضرت علامه آية الله حاج سيد محمد حسين حسيني طهراني قدس‌سره







    ☼ ▐☼ ▐☼ عمل‌ فرشتگان‌ قبض‌ ارواح‌ و ملك‌ الموت‌ عين‌ عمل‌ خداست‌ ☼ ▐☼ ▐☼
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  9. تشكر

    مدير اجرايي (20-03-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •