۱۲قاعده عقلی ازیک حدیث امام جوادعلیه السلام برای شناخت صحیـح آفریدگار و آفریدگان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۱۲قاعده عقلی ازیک حدیث امام جوادعلیه السلام برای شناخت صحیـح آفریدگار و آفریدگان
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض ۱۲قاعده عقلی ازیک حدیث امام جوادعلیه السلام برای شناخت صحیـح آفریدگار و آفریدگان









    ۱۲قاعده عقلی ازیک حدیث امام جوادعلیه السلام برای شناخت صحیـح آفریدگار و آفریدگان







    عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی ع فَسَأَلَهُ رَجُلٌ فَقَالَ أَخْبِرْنِی عَنِ الرَّبِّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَ لَهُ أَسْمَاءٌ وَ صِفَاتٌ فِی کِتَابِهِ؟ وَ هَلْ أَسْمَاؤُهُ وَ صِفَاتُهُ هِیَ هُوَ؟

    فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّ لِهَذَا الْکَلَامِ وَجْهَیْنِ إِنْ کُنْتَ تَقُولُ هِیَ هُوَ أَنَّهُ ذُو عَدَدٍ وَ کَثْرَةٍ فَتَعَالَى اللَّهُ عَنْ ذَلِکَ وَ إِنْ کُنْتَ تَقُولُ هَذِهِ الْأَسْمَاءُ وَ الصِّفَاتُ لَمْ تَزَلْ فَإِنَّ مِمَّا لَمْ تَزَلْ مُحْتَمِلٌ عَلَى

    مَعْنَیَیْنِ فَإِنْ قُلْتَ لَمْ تَزَلْ عِنْدَهُ فِی عِلْمِهِ وَ هُوَ یَسْتَحِقُّهَا فَنَعَمْ وَ إِنْ کُنْتَ تَقُولُ لَمْ تَزَلْ صُوَرُهَا وَ هِجَاؤُهَا وَ تَقْطِیعُ حُرُوفِهَا فَمَعَاذَ اللَّهِ أَنْ یَکُونَ مَعَهُ شَیْ‏ءٌ غَیْرُهُ بَلْ کَانَ اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرُهُ وَ

    لَا خَلْقَ ثُمَّ خَلَقَهَا وَسِیلَةً بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ یَتَضَرَّعُونَ بِهَا إِلَیْهِ وَ یَعْبُدُونَ وَ هِیَ ذِکْرُهُ وَ کَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ لَا ذِکْرَ وَ الْمَذْکُورُ بِالذِّکْرِ هُوَ اللَّهُ الْقَدِیمُ الَّذِی لَمْ یَزَلْ وَ الْأَسْمَاءُ وَ الصِّفَاتُ

    مَخْلُوقَاتٌ وَ الْمَعْنِیُّ بِهَا هُوَ اللَّهُ لَا یَلِیقُ بِهِ الِاخْتِلَافُ وَ لَا الِایتِلَافُ وَ إِنَّمَا یَخْتَلِفُ وَ یَأْتَلِفُ الْمُتَجَزِّئُ وَ لَا یُقَالُ لَهُ قَلِیلٌ وَ لَا کَثِیرٌ وَ لَکِنَّهُ الْقَدِیمُ فِی ذَاتِهِ لِأَنَّ مَا سِوَى الْوَاحِدِ مُتَجَزِّئٌ وَ

    اللَّهُ وَاحِدٌ وَ لَا مُتَجَزِّئٌ وَ لَا مُتَوَهَّمٌ بِالْقِلَّةِ وَ الْکَثْرَةِ وَ کُلُّ مُتَجَزِّئٍ أَوْ مُتَوَهَّمٍ بِالْقِلَّةِ وَ الْکَثْرَةِ فَهُوَ مَخْلُوقٌ دَالٌّ عَلَى خَالِقٍ لَهُ فَقَوْلُکَ إِنَّ اللَّهَ قَدِیرٌ خَبَّرْتَ أَنَّهُ لَا یُعْجِزُهُ شَیْ‏ءٌ فَنَفَیْتَ

    بِالْکَلِمَةِ الْعَجْزَ وَ جَعَلْتَ الْعَجْزَ لِسِوَاهُ وَ کَذَلِکَ قَوْلُکَ عَالِمٌ إِنَّمَا نَفَیْتَ بِالْکَلِمَةِ الْجَهْلَ وَ جَعَلْتَ الْجَهْلَ لِسِوَاهُ فَإِذَا أَفْنَى اللَّهُ الْأَشْیَاءَ أَفْنَى الصُّورَةَ وَ الْهِجَاءَ وَ التَّقْطِیعَ فَلَا یَزَالُ مَنْ لَمْ یَزَلْ

    عَالِماً فَقَالَ الرَّجُلُ فَکَیْفَ سَمَّیْنَا رَبَّنَا سَمِیعاً؟- فَقَالَ لِأَنَّهُ لَا یَخْفَى عَلَیْهِ مَا یُدْرَکُ بِالْأَسْمَاعِ وَ لَمْ نَصِفْهُ بِالسَّمْعِ الْمَعْقُولِ فِی الرَّأْسِ وَ کَذَلِکَ سَمَّیْنَاهُ بَصِیراً لِأَنَّهُ لَا یَخْفَى عَلَیْهِ مَا یُدْرَکُ

    بِالْأَبْصَارِ مِنْ لَوْنٍ أَوْ شَخْصٍ أَوْ غَیْرِ ذَلِکَ وَ لَمْ نَصِفْهُ بِبَصَرِ طَرْفَةِ الْعَیْنِ وَ کَذَلِکَ سَمَّیْنَاهُ لَطِیفاً لِعِلْمِهِ بِالشَّیْ‏ءِ اللَّطِیفِ مِثْلِ الْبَعُوضَةِ وَ مَا هُوَ أَخْفَى مِنْ ذَلِکَ وَ مَوْضِعِ الْمَشْیِ مِنْهَاوَ

    الشُّهُودِ وَ السَّفَادِ وَ الْحَدَبِ عَلَى أَوْلَادِهَا وَ إِقَامَةِ بَعْضِهَا عَلَى بَعْضٍ وَ نَقْلِهَا الطَّعَامَ وَ الشَّرَابَ إِلَى أَوْلَادِهَا فِی الْجِبَالِ وَ الْمَغَاوِرِ وَ الْأَوْدِیَةِ وَ الْقِفَارِ وَ عَلِمْنَا بِذَلِکَ أَنَّ خَالِقَهَا لَطِیفٌ بِلَا

    کَیْفٍ إِذِ الْکَیْفُ لِلْمَخْلُوقِ الْمُکَیَّفِ وَ کَذَلِکَ سَمَّیْنَا رَبَّنَا قَوِیّاً بِلَا قُوَّةِ الْبَطْشِ الْمَعْرُوفِ مِنَ الْخَلْقِ وَ لَوْ کَانَتْ قُوَّتُهُ قُوَّةَ الْبَطْشِ الْمَعْرُوفِ مِنَ الْخَلْقِ لَوَقَعَ التَّشْبِیهُ وَ احْتَمَلَ الزِّیَادَةَ وَ مَا

    احْتَمَلَ الزِّیَادَةَ احْتَمَلَ النُّقْصَانَ- وَ مَا کَانَ نَاقِصاً کَانَ غَیْرَ قَدِیمٍ وَ مَا کَانَ غَیْرَ قَدِیمٍ کَانَ عَاجِزاً فَرَبُّنَا تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَا شِبْهَ لَهُ وَ لَا ضِدَّ وَ لَا نِدَّ وَ لَا کَیْفِیَّةَ وَ لَا نِهَایَةَ وَ لَا تَصَارِیفَ

    مُحَرَّمٌ عَلَى الْقُلُوبِ أَنْ تَحْتَمِلَهُ وَ عَلَى الْأَوْهَامِ أَنْ تَحُدَّهُ وَ عَلَى الضَّمَائِرِ أَنْ تُصَوِّرَهُ جَلَّ وَ عَزَّ عَنْ أَدَاةِ خَلْقِهِ وَ سِمَاتِ بَرِیَّتِهِ تَعَالَى عَنْ ذَلِکَ عُلُوّاً کَبِیرا


    الکافی ج۱ ص۱۱۶و. بحار الأنوار، ۴/ ۱۵۳وتوحیدصدوق، ۱۹۳واحتجاج ج۲ص۴۴۲والوافی ج۱ ص۴۷۳





    ۱۲قاعده عقلی ازیک حدیث امام جوادعلیه السلام برای شناخت صحیـح آفریدگار و آفریدگان
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2. تشكر

    مدير اجرايي (24-03-1391)

  3.  

  4. #2
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض






    أبو هاشم جعفرىّ گوید: خدمت امام جواد علیه السّلام بودم که مردى از آن حضرت پرسید:

    بمن بفرمایید آیا اسماء و صفاتى که در قرآن براى خداوند آمده، آن اسماء و صفات، خود پروردگار است؟


    امام فرمود: کلام تو داراى دو معنى است، اگر مقصود تو که مى‏گویى اینها خود او هستند این است که خدا متعدّد و متکثّر است که خدا برتر از آنست،

    و اگر مقصود تو این است که این اسماء و صفات همیشگى و ازلى هستند، ازلى بودن دو معنى دارد:

    نخست اگر بگویى خدا همیشه بآنها علم داشته و شایسته آنها بوده، صحیح است،

    دوم و اگر بگویى‏ تصویر آنها و الفباى آنها و حروف مفرده آنها همیشگى بوده، پناه به خدا مى‏برم که با خداوند چیز دیگرى در ازل بوده باشد،

    بلکه خدا بود و مخلوق نبود،
    سپس این نامها و اسماء و صفاترا پدید آورد تا بین او و مخلوق خود واسطه باشند و توسّط آنها به درگاه خدا

    تضرّع کنند و او را بپرستند و آنها همه ذکر او باشند، خدا بود و ذکر نبود و کسى که توسّط ذکر یاد شود همان خداوند قدیم است که همیشه بوده

    و اسماء و صفات همه مخلوقند، و معانى آن و آنچه از آنها مقصود است همان خدایى است که اختلاف و بهم پیوستگى او را سزاوار نیست،

    چیزى که جزء دارد اختلاف و بهم پیوستگى دارد (نه خداى یگانه یکتا)، و نیز نباید گفت خدا کم است و زیاد است بلکه او به ذات خود قدیم است،

    زیرا هر چیز که یکتا نباشد تجزیه‏ پذیر است و خدا یکتا است و تجزیه پذیر نیست و کمى و زیادى نسبت به او تصوّر نشود هر چیز که تجزیه پذیرد

    و کم و زیادى نسبت به او تصوّر شود مخلوقى است که بر خالق خویش دلالت کند، اینکه گویى خدا توانا است خود خبر داده‏ اى که چیزى

    او را ناتوان نکند و با این کلمه عجز را از او برداشته و ناتوانى را غیر او قرار داده‏اى و نیز اینکه گویى خدا عالمست، با این کلمه جهل را از او

    برداشته و نادانى را غیر او قرار داده‏اى و چون خدا همه چیز را نابود کند، صورت تلفّظ و مفردات حروف راهم نابود کند،

    و آنکه علم و دانائیش همیشگى است همیشه باشد.

    پرسید: (در صورت از بین رفتن الفاظ) پس چگونه خداى خود را شنوا مى‏نامیم؟


    فرمود: از آن جهت که آنچه با گوش درک شود بر خدا پوشیده نیست ولى او را به گوشى که در سر فهمیده مى‏شود توصیف نمى‏کنیم،

    همچنین او رابینا مى ‏نامیم از آن جهت که آنچه با چشم درک شود مثل رنگ و شخص و غیر اینها بر او مخفى و پوشیده نیست،

    ولى او را به بینایى نگاه چشم وصف و تعریف نکنیم، و نیز او را لطیف مى‏نامیم براى آنکه به هر لطیفى (کوچک و بزرگى) دانا است،

    مانند پشه و کوچکتر از آن؛ و موضع راه رفتن و شعور جنسى او و مهرورزى به فرزندان او،

    و سوار شدن برخى بر برخى دیگر و بردن خوردنى و آشامیدنى او براى فرزندانش در کوهها و کویرها و

    نهرها و خشکزارها، از همین جا دریافتیم که آفریننده پشه لطیف است بدون کیفیت، کیفیت تنها مختصّ مخلوق است که چگونگى دارد، و نیز خداى خود

    را توانا نامیم نه از جهت قدرت مشت‏کوبى که میان مخلوق مشهور است، اگر توانایى او قدرت مشت‏کوبى معمول میان مخلوق باشد تشبیه به مخلوق

    مى‏شود و احتمال زیادت برد و آنچه احتمال زیادت برد احتمال کاهش برد و هر چیز که ناقص و کاست باشد قدیم نباشد و چیزى که قدیم نیست

    عاجز است،
    پس ربّ و خداى ما- تبارک و تعالى- شبه و مانند آنها نیست، و عارى از هر ضدّ و ندّ (شریک) و کیفیت و نهایت و تبدیلى است،

    بر دلها و قلوب حرام است که او را حمل کند (یا: حرام است او را تشبیه کند) و اینکه اوهام او را محدود سازد و اینکه ضمائر او را به تصویر کشد،

    چه ذات اقدس الهى أجلّ و أعزّ از ادات و ابزار خلق او، و نشانه ‏هاى مخلوق او است، برتر است از آنچه مى‏گویند برترى بزرگ‏.






    ۱۲قاعده عقلی ازیک حدیث امام جوادعلیه السلام برای شناخت صحیـح آفریدگار و آفریدگان
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  5. تشكر

    مدير اجرايي (24-03-1391)

  6. #3
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ارکان شناخت صحیـح آفریدگار و آفریدگان

    در این حدیث نورانی از امام جواد علیه السلام ۱۲قاعده عقلی برای خدا شناسی

    اصل اول: هر موجودی غیرخداوندمتعال،ممکن،عددى (= قابل شمارش، و پذیرش کمى و زیادى) است.

    اصل دوم: هر موجود عددى ‏اى، متجزّى است.

    اصل سوم: نامتناهى، محال و موهوم است.۲

    اصل چهارم: موجود داراى مقدار و اجزا (= ممکن)، حادث حقیقى (= داراى ابتداى وجود) است.

    اصل پنجم: زمان و مکان، مقدارى و متناهى و حادث حقیقى مى‏باشد.


    اصل ششم: موجودِ حادث، نیازمند به خالق است.

    اصل هفتم: موجود مقدارى، خالق نتواند بود.

    اصل هشتم: موجود ممکن (= مقدارى)، مجرّد از زمان نیست.

    اصل نهم: ذات خداوند متعال هرگز شناخته نمى‏شود چه اینکه:

    الف) آنچه شناخته شود مقدارى و مخلوق است.

    ب) ذات فراتر از مقدار، قابل شناخت و وصول نیست.

    ج) تنها راه علم به وجودِ ذاتِ فراتر از مقدار، علم به وجودِ مخلوقات آن است.

    اصل دهم: تقابل وجود خالق و خلق، تقابل مقدار و غیر مقدار است.

    اصل یازدهم: آنچه بر خلق (= موجود داراى مقدار و اجزا) روا باشد، ویژه خود آن‏هاست.

    اصل دوازدهم: اقرار به وجود خالقى که هم “هست”، و هم “بر خلاف همه چیز است”، ضرورى است.


    ۱۲قاعده عقلی ازیک حدیث امام جوادعلیه السلام برای شناخت صحیـح آفریدگار و آفریدگان
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  7. تشكر

    مدير اجرايي (24-03-1391)

  8. #4
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بسیار شگفت است که فلاسفه از یک طرف خداوند را نامتناهی می‌دانند و از طرف دیگر صریحا معترفند که متناهی بودن و نامتناهی بودن از خواص کمیت بوده، و کمیت هم از اعراض جسم است. چنان‌که می‌‌نویسند:

    النهایة واللانهایة من الاعراض الذاتیة التی تلحق الکم.
    [۱]


    تناهی و عدم تناهی از اعراض ذاتی کمیت و مقدارند.


    الکم عرض… ویختص الکم بخواص… الخامسة النهایة واللا نهایة
    .[۲]


    کم عرض است… و خواص و ویژگی‌هایی دارد که… پنجمین آن‌ خواص، متناهی بودن و نامتناهی بودن است.


    بنابراین، اصل و پایه شبهه و توهم افراد مذکور باطل است لذا تمامی نتایجی هم که از آن گرفته‏ اند باطل و نادرست بوده، و جداً بی‏ اساس است که کسی بگوید:

    ”وجود خدا نامتناهی است و نامتناهی بودن ذات او مجالی برای وجود غیر او باقی نگذاشته است”،


    یا اینکه بپندارد:

    “محال است که خداوند متعال وجود چیزی را جعل و خلق نماید”،


    و بدتر از همه اینکه نتیجه بگیرد:

    “اشیا از حیث وجود چیزی جز خدا نیستند و تنها از نظر تعیّن و شکل و شبح و هاذیت خود با خدا تفاوت دارند”.


    روایاتی هم که در زمینه متناهی نبودن خداوند وارد شده است در مقام سلب حد و تناهی و مقدار و اجزا از خداوند می‎باشد، نه اینکه او را به عنوان موجودی نامتناهی اثبات کند که نتیجه آن این باشد که دیگر نمی‏تواند وجودی غیر از خودش خلق فرماید.

    به عبارت دیگر روایات مورد اشاره، نشان‎گر فراتری ذاتی خداوند از قابلیت و شأنیت اتصاف به تناهی و عدم تناهی می‎باشند که شأنیت اتصاف موضوع به محمول را نفی می‎کنند، و در این جهت هیچ تفاوتی نمی‌کند که سالبه محصله باشند یا معدولة المحمول.


    (قضیه سالبه محصله، قضیه‌ سالبه‌ای است که ادات نفی جزء موضوع و محمول نشده باشد مانند: “هوا گرم نیست”؛ و “خداوند متناهی نیست”؛ و قضیه معدوله آن است که ادات نفی جزء موضوع یا محمول یا هر دو شده باشد مانند: “هوا غیر گرم است”، یا “خداوند غیر متناهی است” که در مورد خداوند متعال از این جمله نباید نتیجه گرفت که وجود خداوند بی‌نهایت بزرگ یا وسیع است به گونه‌ای که دیگر جایی برای غیر خود باقی نمی‌گذارد! بلکه معنای آن این است که خداوند متعال غیر از موجودات متناهی و نامتناهی و کوچک و بزرگ می‌باشد).


    باید دانست که اصولا وجود نامتناهی ذاتا محال است و حتی در مورد غیر خداوند هم اعتقاد به آن باطل است. در طول تاریخ اعتقادی شیعی، اعتقاد به محال‏بودنِ ذاتی وجود نامتناهی از امور مسلم و بدیهی بوده است، و اعتقاد به آن توسط فلاسفه و عرفای اهل سنّت ـ با تعبیر مطلق و مقید ـ در بین برخی از ایشان رخنه کرده است.
    شیخ طوسی قدس سره می‏فرماید:

    إن وجود ما لا نهایة له محال.
    [۳]

    همانا وجود چیزی که نهایت نداشته باشد محال است.


    شرح تجرید می‏نویسد:


    إن وجود ما لا یتناهی محال علی ما یأتی.[۴]
    همان‌طور که بیان خواهیم داشت وجود آن‌چه که نهایت نداشته باشد محال است.




    زیرنویس [۱] . شرح ‏الاشارات، ‏۳/۱۷۶٫


    [۲] . طباطبایی، محمد حسین، بدایة الحکمة، ۷۷٫

    [۳] . الاقتصاد، ۲۴٫

    [۴] . علامه حلی: شرح تجرید، ۳۵٫


    ۱۲قاعده عقلی ازیک حدیث امام جوادعلیه السلام برای شناخت صحیـح آفریدگار و آفریدگان
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  9. تشكر

    مدير اجرايي (24-03-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •