llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 37
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll







    llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر llı §✿§ ıll
    ویژه نامه شهادت جانسوزهفتمین اخترتابناک آسمان امامت و
    ولایت ،باب الحوائج ،حضرت امام موسی کاظم علیه السلام




    تقدیم به ساحت مقدس هفتمین پیشوای شیعیان جهان
    اقا امام موسی کاظم علیه السلام




    ▐▄ ۩ ▄ ▐شهيد مکتب تقوا(وبژه نامه شهادت امام کاظم عليه السلام)▐▄ ۩ ▄ ( ویژه نامه سال 90)

    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞( ویژه نامه سال 89)

    ۩ ▄♥▄ ۩ گلواژههاي اشک درسوگ هفتمين خورشيد ۩ ▄♥▄ ۩

    ▐* ▐* ▐ پيامک هاي تسليت شهادت امام موسي کاظم(ع)▐* ▐* ▐

    ‍۩~*~۩ گالري تصاوير ويژه شهادت امام کاظم (ع)‍۩~*~۩

    ܓ✿ غریب کاظمین ( مجموعه مداحی و روضه خوانی های شهادت امام موسی کاظم *ع* )


    مقالات


    ••*♥♥*••زندگي نامـه امام موسی بن جعفر (ع)••*♥♥*••

    پرتوى از سیره و سیماى امام موسى کاظم(علیه السلام)

    ✎*✿*✎ گوشه هایی از مکارم اخلاقی امام موسی بن جعفر (ع) ✎*✿*✎

    ▐♥* ♥ ▐امام کاظم علیه السلام اسوه ظلم ستيزي ▐♥* ♥ ▐

    ★❊★مناظرات امام موسی کاظم علیه السلام★❊★

    ۩°●♥●°۩رهنمودهاي ارزشمند امام موسي كاظم (ع) با شرح كوتاه۩°●♥●°۩

    ╫ミ★ミ╫ از گناه کوچک بترس ( در محضر امام کاظم(ع) ╫ミ★ミ╫

    تربیت یافتگان مكتب تربیتى امام موسی کاظم(علیه السلام)

    ★اوقات فراغت خود را به روش امام موسي كاظم (ع) بگذرانيد★

    با حضرت امام موسی کاظم(علیه السلام) در سایه قران کریم

    سوالی که هارون از امام کاظم (علیه‌السلام) پرسید

    آمدن مامور زندان به احوالپرسی امام علیه السلام

    برآورده شدن حوائج شیعیان توسط امام کاظم (علیه السلام)

    :.:كيست اين عبد صالح ؟:.:

    ▌*๑۩๑*▌ گزیده ای از سخنان امام موسی کاظم(علیه السلام)▌*๑۩๑*▌






    llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll
    ویرایش توسط مدير اجرايي : 26-03-1391 در ساعت 07:23
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 7


  3.  

  4. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    خوشه ای از خرمن علم و معرفت پیشوای هفتم

    قال الامام الکاظم (عليه السلام):

    إنّ الزَّرعَ يَنبُتُ في السَّهلِ ولايَنبُتُ في الصَّفا ؛ فكذلكَ الحِكمَةُ تَعمُرُ في قَلبِ المُتَواضِعِ ،
    ولا تَعمُرُ في قَلبِ المُتَكبِّرِ الجَبّارِ ؛ لأنّ اللّه‏َ جَعلَ التَّواضُعَ آلَةَ العَقلِ ، وجَعَلَ التَّكبُّرَ مِن آلَهِ الجَهلِ .

    هـمـانا زراعـت در خـاك مى ‏رويد و روى تخته سنگ نمى‏ رويد .
    حكمت نيز چنين است ، در دل شخص فروتن مى رويد و در دل انسان متكبّر و گردن فراز نمى ‏رويد ؛
    زيرا خداوند فروتنى را ابزار خرد قرار داده است و تكبّر را ابزار نابخردى .


    (بحار الأنوار : 78 / 312 / 1 منتخب ميزان الحكمة : 596)



    llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. تشكرها 8


  6. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    امشب شب تازیانه است
    امشب شب دیوارهاست
    امشب شب سلول است و میله‏ ها

    امشب کدام شب است
    که صدای شیون از آهن‏ ها می‏آید،
    صدای سوگ از تازیانه ‏ها بلند است،
    دیوارها نُدبه می‏خوانند
    و سلول‏ها، «وَ إِنْ یَکادْ می‏گیرند.

    آه! از برکه کُدام چشم بارانی،
    این همه اشک می‏جوشد؟
    کبوترها برای کیست
    که سرهایشان را به زمین می‏زنند؟

    خدایا! این چه پیروزی است، نگاه کن!
    این همه کبوتر چرا از آسمان،
    خود را به دیوار این سیاه‏چال می‏کوبند؟
    چرا این همه ماهی در دجله،
    از آب بیرون می‏افتند؟
    چرا امشب ستاره‏ها بیرون نمی‏آیند؟
    چرا ماه شیون می‏کند... ؟

    می‏ترسم از پس این دیوار،
    به عشق نگاه کنم ،
    به پاهای خون آلود
    می‏ترسم به خورشید نگاه کنم
    که در زنجیر است
    می‏ترسم به ملکوتی نگاه کنم
    که جای تازیانه بر تن دارد...

    آه از جفای هارون...
    با عشق چه کرده ‏ای که دارد خون... ؟

    زمین خشکش زده؛
    یکی قطره‏ای آب برای این تشنه بغداد بیاورد؛
    کربلا دارد این‏جا تکرار می‏شود...

    دلم بوی مدینه می‏دهد...
    خون... خون... خون...
    این‏جا دارند برای ماه، ختم فراق می‏گیرند.

    رهایم کنید!
    این‏که بر تکه چوبی می‏آورند،
    پاره‏ای از خداست...
    چه قدر زخمی می‏ آید
    از این دریای شکسته!



    llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. تشكرها 8


  8. #4
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    زنجیرها آب می‏شوند.
    زنجیرها می‏سوزند.
    زنجیرها از خجالت می‏سوزند.

    چه قدر پروانه زیر این عبا جمع شده!
    مگر این گل محمد صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ،

    کجا می‏خواست برود
    که سنگینی این همه بند، رهایش نمی‏کنند؟

    نگاه کن مچ پاهایش را!
    نگاه کن، دُرست مثل پاهای اسیران شام است

    چه قدر ایستاده نماز عشق خوانده!
    جگرم را آتش زدی بغداد؛ جگرت آتش بگیرد!

    این همه هستی من است
    که بر شانه‏ های شکسته شهر،
    از زندان بیرون می‏آورند.

    این باب الحوایج است،
    خدای کرم است،
    سراسر خشوع است؛

    بگذار خودم را سبک کنم!
    این‏که می‏بینی می‏آید،
    مردی است که همه زخم‏های مرا می‏دانست،
    این عشق است؛ خود عشق.

    این بهار است؛ خون آلود می‏آورندش
    این بهار است؛ در زنجیر می‏آید
    این بهار است؛ با زنجیر می‏آید

    این زنجیرهای سوخته،
    عزای کسی را گرفته که روزها،
    برای‏شان قرآن خوانده بود...

    دلم هوای کاظمین کرده
    دلم بوی تو را می‏دهد
    کاش این همه زنجیر را
    می‏توانستم پاره کنم و به سویت بشتابم!

    کاش من هم رها و آسمانی بودم!
    کاش من هم یکی از این همه کبوتر باشم
    که به دیوارهای این زندان می‏کوبند!

    دارند می‏آورندت؛
    پیچیده در جامه ‏ای از خون و زنجیر
    می‏خواهم دلم را تکه تکه کنم

    این آخرین سطر دلتنگی‏ها
    و آخرین ترانه اندوه من است.
    دلم را آرام کن،
    خشمم را فرو نشان و دهانم را ببند!

    باید از تو صبر بیاموزم،
    کظم غیظ کنم و از تو یاد بگیرم
    که چگونه با زنجیر می‏توان به عرش رسید.




    llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. تشكرها 7

    **موعود** (26-03-1391), *آیه های انتظار* (25-03-1391), ║✿║خادم زهرا║✿║ (25-03-1391), قیام (26-03-1391), مدير اجرايي (26-03-1391), نرگس منتظر (27-03-1391), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-03-1391)

  10. #5
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض







    غروب غربت آمیخته هفتمین آفتاب ولایت امام موسی کاظم (ع)

    را به تمام آزادگان جهان، تسلیت عرض میکنم .



    llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll

  11. تشكرها 6


  12. #6
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    پیش فرض










    قالَ الإمام موسى بن جعفر الكاظم (عليه السلام):
    ما قُسِّمَ بَيْنَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ.


    چیزى بهتر از عقل، بین بندگان تقسیم نشده است، خواب عاقل برتر از شب زنده دارى نادان است.
    (بحارالانوار، 1/154 و 75/312)



    llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  13. تشكرها 5


  14. #7
    عضو ماندگار
    *آیه های انتظار* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 742      تشکر : 4,542
    2,528 در 714 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *آیه های انتظار* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    امام نیکو سیرتان



    «ابابصیر» شاگرد برجسته مکتب امامت که محضر سه امام معصوم را درک نموده بود (از امام باقر علیه السلام تا امام کاظم علیه السلام )، روزی نزد مولای خویش امام کاظم علیه السلام می رود و از امام می پرسد که نشانه های شناخت امام چیست؟ امام پاسخ می دهد: «امام را از چند راه می توان شناخت؛ نخست اینکه امامت او منصوص باشد؛ یعنی توسط امام پیشین بدان تصریح شده باشد.
    دوم اینکه هر پرسشی از او شد، بتواند پاسخ گوید و از جواب درنماند و اگر هم از او پرسشی [در زمینه ای که پاسخ آن لازم است] نشد، خودش سخن را شروع کند و آن مسئله را حل نماید.
    سوم از آینده خبر بدهد. چهارم زبانهای مختلف اقوام بشر را بداند و بتواند با هر زبانی که با او سخن می گویند، به همان زبان پاسخ دهد.»

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ
    موقعیت علمی امام کاظم علیه السلام

    اشراف کامل به مسائل علمی و پاسخ فراگیر، رمز دیگری از هزاران نکته پنهان و آشکار موقعیت علمی امام کاظم علیه السلام بود. در دوران ائمه معصومین علیهم السلام بسیار اتفاق می افتاد که حکمرانان برای زیر سۆال بردن شخصیت علمی ائمه علیهم السلام از برپایی مجالس علمی و مناظرات گوناگون بهره می جستند.
    روزی فردی به نام «ابو یوسف» که سمت قضاوت و امامت جمعه و جماعت را در بغداد عهده دار بود، از خلیفه عباسی (مهدی یا هارون الرشید) خواست تا جلسه مناظره ای برای درهم شکستن شخصیت امام کاظم علیه السلام ترتیب داده و با طرح مسائلی به خیال خود، «پیچیده!» امام را در تنگنا قرار دهد. ابویوسف به خلیفه گفت: «به من رخصتی ده تا از موسی بن جعفر علیهما السلام سۆالاتی بپرسم که توان پاسخ دادن به هیچ یک از آنها را نداشته باشد.» خلیفه با کمال میل پذیرفت و امام را به دربار احضار نمودند. ابویوسف از امام خواست تا مسائل خود را مطرح نماید. امام پذیرفت.

    ابویوسف پرسید: «نظرت در مورد تظلیل (زیر سایه رفتن) شخص مُحرم که لباس احرام پوشیده است، چیست؟»
    امام فرمودند: «شخصی که مُحرم شده، نبایستی زیر سایه برود.»
    او بلافاصله پرسید: «اگر خیمه بزند چه؟ آیا می تواند داخل خیمه برود؟»
    امام فرمودند: «آری، زیر خیمه می تواند برود.»
    ابویوسف که به خیال خود، پاسخ دلخواه را ستانده بود، به خیال اینکه تناقض در پاسخ امام وجود دارد، گفت: «پس فرق این دو (سایه بان و خیمه) با هم چیست [که مُحرم زیر سایه بان نمی تواند برود، اما در سایه خیمه اشکالی ندارد که قرار گیرد]»؟
    امام فرمودند: «حال من از تو می پرسم: چه تفاوتی بین نماز و روزه زنی که در عادت ماهانه است، وجود دارد؟ آیا باید نمازهای این ایام را قضا نماید؟»
    قاضی پاسخ داد: «خیر قضای این نمازها بر او واجب نیست.»
    امام پرسید: «روزه چطور؟»
    او پاسخ گفت: «بله روزهایی را که در ایام عادت نگرفته، بایستی قضا نماید.»
    امام دوباره پرسید: «چگونه است که نمازها را نباید قضا کند، اما قضای روزه ها را باید به جای آورد؟»
    قاضی پاسخ داد: «چون این حکم اسلام است.»
    امام فرمود: «آن (تظلیل در سایه بان یا خیمه) هم حکم اسلام است.»
    خلیفه در این مدت سکوت کرده و منتظر نتیجه مناظره بود، وقتی از پیروزی ابویوسف ناامید شد، زیر لب به او غرّید: «گمان نمی کنم دیگر [در مقابله با او] از تو کاری ساخته باشد.»
    ابویوسف که از شکست آسان خود در برابر امام خشمگین و خجلت زده بود، رو کرد به خلیفه و گفت: «سنگ بزرگی پیش پایم افکند.» (1)



    llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll

  15. تشكرها 4

    **موعود** (26-03-1391), مدير اجرايي (26-03-1391), نرگس منتظر (27-03-1391), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-03-1391)

  16. #8
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    kabotar.





    پای درس اعتقادات امام هفتم





    اصول اعتقادی به عنوان مبنا و ریشه فکری هر انسان جویای حقیقت است. اعمال انسان بر پایه افکار و اعتقادات آنان است؛ بنابراین اگر انسانی در افکار و اعتقادات دچار خطا باشد و درک صحیحی از جهان، خدا و فلسفه آفرینش نداشته باشد؛ در پیمودن راه راست نیز به خطا خواهد رفت و به سعادت واقعی نخواهد رسید. بهترین راه برای رسیدن به اعتقاد صحیح استفاده کردن از کلام معصومین می باشد که ایشان در کلام خود به خطا نمی روند. در این مقاله گذری هر چند کوتاه به کلمات نورانی هفتمین امام شیعیان در این موضوع شده است.


    ثبات قدم در اعتقاد صحیح

    «یا هشام لو كان فی یدك جوزة و قال الناس فی یدك لۆلۆة ما كان ینفعك و أنت تعلم انها جوزة و لو كان فی یدك لۆلۆة و قال الناس انها جوزة ما ضرك و أنت تعلم انها لۆلۆة».[1]
    امام کاظم به صحابی خود هشام بن حکم چنین پند می دهد: «اى هشام! اگر گردویى در دست داشته باشى و مردم گویند درّ است، تو را كه مى‏دانى گردو است سود نمى‏دهد و اگر درّى در دست داشته باشى و همه گویند كه آن گردو است و تو خود مى‏دانى درّ است سخن ایشان هیچ زیانى براى تو ندارد.» [2]

    درس توحید

    الفضل بن شاذان عن محمد بن أبی عمیر قال: دخلت على سیدی موسى‏ بن‏ جعفر علیه السّلام‏ فقلت له: یا ابن رسول اللّه علمنی التوحید، فقال: یا أبا أحمد لا تجاوز فی التوحید ما ذكره اللّه تعالى ذكره فی كتابه فتهلك (الحدیث) [3].
    ابن ابی عمیر از اصحاب خاص امام علیه السلام می گوید: بر آقای خودم موسی بن جعفر وارد شدم . عرضه داشتم: ای پسر رسول خدا ! توحید را به من یاد بدهید. جضرت فرمود: ای ابا احمد! در توحید از آنچه خداوند در کتابش ذکر کرده تجاوز نکن که هلاک می شوی.
    گناهكارترین مردم كسى است كه بر [عالم‏] آل محمّد، طعنه بزند و سخنگوى آنان را تكذیب و معجزاتشان را انكار كند. علاوه بر این، هر كس معجزات على- علیه السّلام- و یازده فرزند معصوم او را انكار نماید، در حالى كه نبوّت پیامبر- صلّى اللَّه علیه و آله- را قبول دارد، جاهل به قرآن است

    درس نبوت

    یَا هِشَامُ مَا بَعَثَ اللَّهُ أَنْبِیَاءَهُ وَ رُسُلَهُ إِلَى عِبَادِهِ إِلَّا لِیَعْقِلُوا عَنِ اللَّهِ فَأَحْسَنُهُمُ اسْتِجَابَةً أَحْسَنُهُمْ مَعْرِفَةً وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ أَحْسَنُهُمْ عَقْلًا وَ أَكْمَلُهُمْ عَقْلًا أَرْفَعُهُمْ دَرَجَةً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ .[4]
    امام‏ كاظم‏ علیه السلام فرمود: اى هشام! خداوند پیامبران و فرستادگان خود را از آن جهت به نزد بندگان فرستاد تا حقایق را از طریق خدا بیاموزند (و شناختى الهى پیدا كنند). این است كه هر كس، از پیامبران پذیرشى نیكوتر داشته باشد، به معرفت و شناختى بهتر دست یافته است. و هر كس از كار خدا آگاهتر گردد از خردى نیكوتر برخوردار است. و آنان را كه عقلى تمامتر باشد، در دنیا و آخرت‏ درجه‏اى بالاتر باشد.[5]
    در توضیح مختصر این روایت و ترجمه آن شاید بتوان گفت: پیامبران آمدند تا انسانها را به این مطلب رهنمون کنند که تنها راه مطمئن کسب معارف، آن است که از منابع اصیل دینی باشد. بنابراین اگر کسی با رجوع به این منابع به حقیقت دین رسید و آن را با جان و دل پذیرفت و بدان عمل کرد معلوم می شود که در اعتقادش به خطا نرفته است.در ادامه حضرت به این شاگرد کلامی خویش فرمود: یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ ع وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُول.‏
    «اى هشام- خدا بر مردم دو حجت دارد: حجت آشكار و حجت پنهان، حجت آشكار رسولان و پیغمبران و امامانند و حجت پنهان عقل مردم است‏.» [6]

    درس امامت

    عن صفوان بن یحیى عن أبی الحسن الأول یعنی موسى‏ بن‏ جعفر علیه السّلام قال: ما ترك اللّه الأرض بغیر إمام قط منذ یوم قبض آدم یهتدى به إلى اللّه عز و جل و هو الحجة على العباد، من تركه هلك و من لزمه نجا حقا على اللّه عز و جل. [7]
    صفوان از امام کاظم علیه السلام روایت نقل می کند که فرمودند: خداوند از زمان وفات آدم هیچگاه زمین را بدون امام وانگذارد؛ امام کسی است که بوسیله وی انسانها بسوی خدا هدایت می شوند؛ و اوست حجت خدا بر بندگانش؛ هر کس امام را رها کند نابود می شود و هر کس همراهی امام کند نجات می یابد.
    هر كس، از پیامبران پذیرشى نیكوتر داشته باشد، به معرفت و شناختى بهتر دست یافته است. و هر كس از كار خدا آگاهتر گردد از خردى نیكوتر برخوردار است. و آنان را كه عقلى تمامتر باشد، در دنیا و آخرت‏ درجه‏اى بالاتر باشد

    همچنین امام موسى بن جعفر- علیه السّلام- مى‏فرماید: «گناهكارترین مردم كسى است كه بر [عالم‏] آل محمّد، طعنه بزند و سخنگوى آنان را تكذیب و معجزاتشان را انكار كند. علاوه بر این، هر كس معجزات على- علیه السّلام- و یازده فرزند معصوم او را انكار نماید، در حالى كه نبوّت پیامبر- صلّى اللَّه علیه و آله- را قبول دارد، جاهل به قرآن است. در حالى كه خداوند متعال از آوردن تخت بلقیس، توسط آصف بن برخیا؛ وصى حضرت سلیمان خبر داده است. حضرت سلیمان در این موقع در بیت المقدس بود و آصف بن برخیا گفت: قبل از اینكه چشمت را بر هم زنى آن تخت را مى‏آورم. در یك چشم بهم زدن، هیچ زمانى متصور نیست. بین بیت المقدس و جایى كه تخت در آنجا قرار داشت [سبا] پانصد فرسخ، رفت و برگشت راه، فاصله بود. اگر سلیمان خود این كار را انجام مى‏داد، معجزه مى‏شد؛ ولى مى‏خواست وصى خود را بر اهل زمانش معرفى كند، پس وصى او این كار را كرد.و این قوى‏تر از نص است. [8]
    در پایان مناسب است به این نکته اشاره شودکه برخی در مباحث اعتقادی به موضوعات فرعی می پردازند که آنان را از مباحث ضروری باز می دارد. این گونه مباحث در سیره معصومین به گونه ای رد شده است؛ به عنوان نمونه کلام حضرت موسی بن جعفر علیه السلام آورده می شود:
    «سلیمان بن جعفر جعفرى‏ مى‏گوید: به امام‏ كاظم‏ علیه السلام گفتم: اى پسر رسول خدا! شما درباره قرآن چه مى‏گویى؟ كسانى كه پیش از ما بودند در مورد آن اختلاف كردند. قومى مى‏گویند قرآن آفریده (حادث) است، قومى مى‏گویند غیر آفریده (قدیم) است. فرمودند: ولى من در این باره آنچه را ایشان گفته‏اند نمى‏گویم و مى گویم قرآن كلام خداى عزوجل است.»[9]

    پی نوشت:
    1. أعیان الشیعة، محسن الأمین، ج‏2،ص 10.
    2. سیره معصومان، ج‏6، ص 131.
    3. إثبات الهداة، الحر العاملی ، ج‏1، ص 82.
    4.الكافى، الكلینی ،ج‏1 ، ص 16.
    5. الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج‏1، 194.
    6. اصول كافى، ترجمه مصطفوى ، ج‏1، ص 19.
    7. إثبات الهداة، الحر العاملی ، ج‏1،ص 134.
    8. جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام ، ص9.
    9. روضة الواعظین، ترجمه مهدوى دامغانى، 75.

    سیدروح الله علوی
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان






    llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  17. تشكرها 4

    **موعود** (26-03-1391), *آیه های انتظار* (26-03-1391), مدير اجرايي (26-03-1391), نرگس منتظر (27-03-1391)

  18. #9
    عضو ماندگار
    *آیه های انتظار* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 742      تشکر : 4,542
    2,528 در 714 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    *آیه های انتظار* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    پاسخ کوبنده در برابر کج اندیشی مخالفان ولایت

    مُجاب کردن غرض ورزان و پاسخ کوبنده در برابر کج اندیشی مخالفان ولایت، از جمله شیوه های علمی امامان معصوم در برخورد با این گونه افراد است که عمدتا دست نشاندگان حکمرانان فاسد بوده و در شمار مزدوران دربار هستند. یکی از این افراد دست نشانده و دانشوران مزدور، «نفیع انصاری» بود.
    روزی هارون الرشید عباسی، امام کاظم علیه السلام را به حضور طلبید. امام به دربار خلیفه رفت. نفیع پشت در کاخ هارون الرشید منتظر نشسته بود تا او را به درون راه دهند. امام از پیش روی او گذشت و با شکوه و جلالی ویژه به درون رفت. نفیع از عبدالعزیر بن عمر که در کنارش بود، پرسید: «این مرد باوقار که بود؟» عبدالعزیز گفت: «او فرزند بزرگوار علی بن ابی طالب از آل محمد صلی الله علیه و آله است. او موسی بن جعفر علیهماالسلام است.» نفیع که از دشمنی بنی عباس با خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله آگاه بود و خود نیز کینه آنان را به دل داشت، گفت: «گروهی بدبخت تر از اینان (عباسیان) ندیده ام؛ چرا آنان به کسی که اگر قدرت یابد، آنان را سرنگون خواهد کرد این قدر احترام می گذارند؟ هم اینک این جا منتظر می شوم تا او برگردد و با برخوردی کوبنده، شخصیتش را درهم بکوبم.» عبدالعزیز با دیدن سخنان کینه توزانه نفیع نسبت به امام، گفت:

    «بدان که اینان خاندانی هستند که هر کس بخواهد با مرکب سخن به سوی آنها بتازد، خود پشیمان می شود و داغ خجالت و شرمساری بر جبین خویش تا پایان عمر می زند.» اندکی گذشت و امام از کاخ بیرون آمد و سوار بر مرکب خویش شد. نفیع با چهره ای مصمّم جلو آمد، افسار اسب امام را گرفت و مغرورانه پرسید: «آی! تو که هستی؟» امام از بالای اسب نگاهی «عاقل اندر سفیه» کرد و با اطمینان فرمود:
    «اگر نَسَبَم را می خواهی، من فرزند محمد صلی الله علیه و آله دوست خدا، فرزند اسماعیل ذبیح الله و پور ابراهیم خلیل الله هستم. اگر می خواهی بدانی اهل کجا هستم، اهل همان مکانی که خدا حج و زیارت آن را بر تو و همه مسلمانان واجب کرده است. اگر می خواهی شهرتم را بدانی، از خاندانی هستم که خدا درود فرستادن بر آنان را در هر نماز بر شماها واجب گردانیده و اما اگر از روی فخر فروشی سۆال کردی، به خدا سوگند! مشرکان قبیله من راضی نشدند، مسلمانان قبیله تو را در ردیف خود به شمار آورند و به پیامبر گفتند: ای محمد! آنان که از قبیله خویش هم شأن و هم مرتبه ما هستند، نزد ما بفرست. اکنون نیز از جلوی اسب من کنار برو و افسارش را ردکن!»
    نفیع که همه شخصیت و غرور خود را در طوفان سهمگین کلام امام بر باد رفته می دید، در حالی که دستش می لرزید و چهره اش از شرمندگی سرخ شده بود، افسار اسب امام را رها کرد و به کناری رفت.
    عبدالعزیز با پوزخندی زهرناک به شانه نفیع زد و گفت: «نگفتم به تو که با او توان رویارویی نداری!»(2)

    تفقد از مخلوق

    در برنامه های عبادت و بندگی امام علیه السلام عبادت ویژه ای هم گنجانده شده بود که محض خشنودی خدا، و جلب رضایت و رفاه مخلوق صورت می گرفت که از نظر اهمیت کمتر از سجده های طولانی آن بزرگوار نبود و آن تفقد از مستمندان و رسیدگی به وضع درماندگان در دل شبها بود بی آنکه خود آنان متوجه عامل این تفقدها گردند.
    شیخ مفید در این باره می نویسد:
    «او شبانه از فقراء و مستمندان شهر مدینه تفقد و دلجوئی به عمل می آورد و در زنبیل مخصوص پول و مواد غذائی بمنازل و کلبه های آنان حمل میکرد، و به ترتیبی در اختیار آنان قرار می داد که گاهی خودشان هم نمی دانستند که این کمک ها از سوی کدام شخص است و از کدام ناحیه صورت گرفته است»(3)

    پی نوشت:
    1) الارشاد، ص 229
    2) بحار الانوار، ج 48، ص 143 ؛ مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 431
    3) تفصیل داستان مزبور در کتابهای: اخبر الدول، ص 112؛ مختار صفوة الصفوة، ص 153 ؛ نور الابهار، ص 135 ؛ و احقاق الحق، ج 12 و بحارالانوار و دیگر منابع تاریخی آمده است.
    فرآوری: آمنه اسفندیاری
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


    منابع:
    سایت حوزه
    مجله مبلغان، مرداد و شهریور 1385، شماره 81
    الارشاد
    بحار الانوار، ج 48
    مناقب آل ابی طالب، ج 3




    llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll

  19. تشكرها 3

    **موعود** (26-03-1391), مدير اجرايي (26-03-1391), نرگس منتظر (27-03-1391)

  20. #10
    عضو حرفه‌ ای
    مليکه آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 2,027      تشکر : 4,554
    7,552 در 1,896 پست تشکر شده
    وبلاگ : 6
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مليکه آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سيماي ظاهري امام:

    قامتي معقول، با اندام مناسب و زيبا بود، صورتش گندمگون و نوراني و رنگ موهايش مشکي و انبوه چهره اش با صفا و ملکوتي، فاصله دندان هايش گشاد و کتف هايش باز و گسترده، بدنش لاغر و باريک، به طوري که در هاله اي از ابهت و جلال قرار داشت. هيچ کس آن حضرت را مشاهده نمي کرد، مگر اين که هيبتش او را مي گرفت و او را گرامي مي داشت.
    llı §✿§ ıll خورشید در زنجیر{ویژه نامه شهادت مظلومانه امام موسی کاظم(ع) llı §✿§ ıll




  21. تشكرها 3

    **موعود** (26-03-1391), مدير اجرايي (26-03-1391), خادمه صدیقه طاهره(س) (27-03-1391)

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مقالات پیرامون امام کاظم, مناظرات امام کاظم علیه السلام, مداحی و نوحه و روضه شهادت امام کاظم, مزارو مرقد شریف امام کاظم, چهل حدیث برگزیده از امام کاظم, نگاهی به زندگانی امام کاظم (ع), ویژه نامه سالهای گذشته, ویژه نامه شهادت امام موسی کاظم, گلچین سخنان ارزنده امام موسی کاظم, گلواژه های اشک در سوگ غریب کاظمین, گالری تصاویر ویژه شهادت امام موسی کاظم, پیامک های تسلیت شهادت امام کاظم, پرتوی از سیما وسیره امام کاظم, القاب امام موسی بن جعفر, امام موسی کاظم عبد صالح خداوند, امام کاظم اسوه ظلم ستیزی, اس ام اس های تسلیت شهادت امام کاظم, اشعار و دل سرودها در سوگ امام کاظم, بر آورده شدن حاجات شیعیان توسط امام کاظم, تربیت یافتگان مکتب امام موسی کاظم, خورشید در اسارت, در محضر امام کاظم علیه السلام, در سوگ پیشوای هفتم, درسهایی از مکتب امام موسی کاظم, رهنمودهای ارزشمند امام کاظم, سیره اخلاقی و اجتماعی و سیاسی امام کاظم, سیری در زندگی پیشوای هفتم, شهادت مظلومانه امام موسی بن جعفر

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •