▐*^* ▐سفیر نور*ویژه نامه مبعث حضرت ختمی مرتبت, محمد مصطفی(ص) * ▐*^* ▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐*^* ▐سفیر نور*ویژه نامه مبعث حضرت ختمی مرتبت, محمد مصطفی(ص) * ▐*^* ▐
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 24
  1. #11
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    roozdota






    بعثت، یک ضرورت طبیعی و فطری










    بعثت انبیا و پیامبران، یک ضرورت و نیاز طبیعی و فطری انسان است؛ زیرا هرگز کتاب آسمانی به تنهایی کارساز نیست؛ خداوند پیامبران را برای تبیین راه و ارشاد و هدایت مردم به سوی حق و خیر و صواب، مبعوث کرده است تا حق برای همگان روشن گردد و این چنین بود که در طول تاریخ، پیامبران و یا اوصیای آنان برای راهنمایی و ارشاد مردم آمدند و مردم را انذار و هشدار دادند، تا مبادا در نتیجه تبعیت از هواهای نفسانی از صراط مستقیم منحرف شوند.


    تا عیان از پرده شد حسن دل آرای محمد

    جهان روشن زنور چهره زیبای محمد

    تیرگی های ضلالت پاک شد از چهر گیتی

    بر طرف شد گرد غم از یک تجلای محمد

    بعثت در کلام وحی





    خداوند در یکی از آیات قرآن کریم، وضعیت دوران قبل و بعد از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله را این گونه ترسیم کرده است: «به تحقیق خداوند بر آنان منت نهاد و در میان خودشان رسولی را برانگیخت؛ رسولی از خودشان که آیات او را بر آنان تلاوت کند و آنان را تهذیب و تزکیه نماید و رشد و تعالی ببخشد و کتاب و حکمت به ایشان بیاموزد؛ اگرچه پیش از آن در گمراهی آشکاری به سر می بردند».


    پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اغلب خندان و متبسّم بود، مگر آن گاه که قرآن فرود می آمد. وقتی در حال وعظ و پند دادن بود، کلام خویش را با تبسّم می آمیخت، و چهره ای خندان داشت، و با دیگران نیز با خوشرویی و خوشخویی برخورد می کرد


    بعثت در کلام امیر




    حضرت علی علیه السلام در بیان وضعیت اجتماعی اعراب دوران رسول خدا صلی الله علیه و آله و نیز بعثت پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: «خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله را برای هشدار به جهانیان و پاسداری از قرآن فرستاد، در حالی که شما گروه اعراب بر بدترین آیین و در فاسدترین جایگاه، قرار داشتید. در میان سنگ های درشت فرود می آمدید و با مارهای خشن سر و کار داشتید. آب گندیده می نوشیدند و نان خشکیده می خوردید. با این حال خون یکدیگر را می ریختید و با خویشان خود بد عمل می کردید. بت ها در میان شما بر افراشته و گناهان سراسر وجودتان را فرا گرفته بود. در چنین محیطی که مه غلیظ خرافه پرستی و سنت های زشت جاهلی سرتاسر جامعه را فرا گرفته بود، خداوند حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله را مبعوث فرمود تا آنان را به چشمه حقیقت و راه مستقیم هدایت رهنمون گرداند».




    قطره ای از دریای مکارم اخلاقی پیامبر



    کودکی ملکوتی

    حضرت محمد صلی الله علیه و آله از کودکی دارای ویژگی های اخلاقی فراوانی بود. وی بر عکس دیگر کودکان هم سن و سالش که ژولیده و نامرتب بودند همواره پاکیزه و آراسته بود؛ به وسایل بازی بچه ها، علاقه و رغبتی نشان نمی داد؛ از خوردنی ها، تنها به اندکی قانع بود، هرگز دروغ نمی گفت و کار زشت انجام نمی داد؛ خنده بیجا نمی کرد، خودخواه و متکبر نبود؛ هرگز کسی را نمی آزرد و با هیچ کس درشتی نمی کرد؛ بردبار، رازدار، باوفا و امین بود؛ از زیرکی خاصی برخوردار بود و همتی بلند داشت. با فقرا نشست و برخاست می کرد و آنان را دوست می داشت؛ بسیار متواضع و فروتن، و زاهد و پارسا بود؛ نمی گذاشت کسی در سلام بر او تقدّم جوید .

    پیامبر و کمک در خانه

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در امور مربوط به خانه نیز یار و همراه همسر خود بود؛ به طوری که در نظافت خانه و پختن غذا به همسر خود کمک می کرد و نیز کارهای شخصی خود را به تنهایی انجام می داد.

    پیامبر و خنده رویی با مردم

    پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اغلب خندان و متبسّم بود، مگر آن گاه که قرآن فرود می آمد. وقتی در حال وعظ و پند دادن بود، کلام خویش را با تبسّم می آمیخت، و چهره ای خندان داشت، و با دیگران نیز با خوشرویی و خوشخویی برخورد می کرد. روایت شده است: «بیش از همه، لبخند داشت».



    در چنین محیطی که مه غلیظ خرافه پرستی و سنت های زشت جاهلی سرتاسر جامعه را فرا گرفته بود، خداوند حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله را مبعوث فرمود تا آنان را به چشمه حقیقت و راه مستقیم هدایت رهنمون گرداند


    پیامبر و ادب در برخورد

    سلام گفتن و دست دادن و مصافحه کردن، نشان ادب، تواضع و حسن خلق است. در حدیث آمده است: « از خلق و خوی حضرت آن بود که با هرکس برخورد می کرد، آغاز به سلام می نمود». و همچنین روایت شده است: «هرگاه با مسلمانی دیدار می کرد، با او دست می داد» و در دست دادن نیز مواظب بود تا دست خویش را زود عقب نکشد، تا مبادا طرف مقابل احساس بی علاقگی و سردی در برخورد پیدا کند.

    فداکاری و گذشت پیامبر

    رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، بدرفتاری و بی حرمتی به شخص خود را با نظر اغماض می نگریست، کینه کسی را در دل نگاه نمی داشت و در صدد انتقام نیز بر نمی آمد. روح نیرومندش عفو و بخشایش را بر انتقام ترجیح می داد. در جنگ احد با آن همه وحشیگری و اهانت که به جنازه عمویش حمزه بن عبدالمطلب روا داشته بودند و آنحضرت از مشاهده آن به شدّت متألّم بود، اما به عمل متقابل با کشتگان قریش دست نزد و بعدها که به مرتکبین آن، از جمله هند زن ابوسفیان دست یافت، در مقام انتقام بر نیامد، و حتّی ابوقتاده انصاری را که می خواست زبان به دشنام آنها بگشاید از بدگویی منع کرد.

    همچنین پس از فتح خیبر جمعی از یهودیان که تسلیم شده بودند، غذایی مسموم برایش فرستادند. حضرت از سوء قصد و توطئه آنها آگاه شد، اما آنان به حال خود رها و متعرض آنها نشد.

    امید آنکه وجود پاک پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را همواره الگو و اسوه خویش بدانیم و از او درس بیاموزیم.


    فرآوری: آمنه اسفندیاری

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان




    منابع:

    سایت حوزه.

    مجله گلبرگ، شماره 7 .






    ▐*^* ▐سفیر نور*ویژه نامه مبعث حضرت ختمی مرتبت, محمد مصطفی(ص) * ▐*^* ▐





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكرها 3


  3. #12
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
    دل رمیده ما را انیس و مونس شد
    نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
    به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
    عید بزرگ مبعث مبارک باد


    ▐*^* ▐سفیر نور*ویژه نامه مبعث حضرت ختمی مرتبت, محمد مصطفی(ص) * ▐*^* ▐
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  4. تشكرها 5


  5. #13
    كاربر ويژه
    خادم کریمه اهل بیت آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 12,137      تشکر : 19,988
    15,886 در 7,078 پست تشکر شده
    وبلاگ : 34
    دریافت : 0      آپلود : 1
    خادم کریمه اهل بیت آنلاین نیست.

    پیش فرض








    حسن مطلع غزل سبز خلقتی
    حسن ختام قصه ی ناب نبوتی
    خورشید جاودانه ی اشراق روی توست
    سرچشمه ی «مکارم الاخلاق» خوی توست
    عید بزرگ مبعث مبارک باد



    ▐*^* ▐سفیر نور*ویژه نامه مبعث حضرت ختمی مرتبت, محمد مصطفی(ص) * ▐*^* ▐
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

  6. تشكرها 5


  7. #14
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض






    تویی هم مصطفی و هم محمد
    تو را در آسمان نامند احمد

    تـو کانــون صفـــا مــــرد یقـینی
    تو عیـن رحمـه للعـالمینی


    تو اکـنـون شهــر علــم و اجتهادی
    تو رب النوع شمشیر و جهادی

    تو خورشیدی شدی در گوشه غار
    بر نور تو شد خورشید و مه تار

    بتـاب و روشنـی بخش جهان باش
    مـهـین پیغـمبر آخر زمان باش

    عید پیامبری رسول خدا مبارك

    از بعثت او جهان جـوان شد
    گیتـى چو بهشـت جاودان شد

    این عید به اهل دین مبارک
    بر جمله مسلمین مبارک . . .


    تویی هم مصطفی و هم محمد
    تو را در آسمان نامند احمد

    تــو کانـــون صفـــا مــرد یقینـی
    تو عیـن رحمــه للعالمینی


    ▐*^* ▐سفیر نور*ویژه نامه مبعث حضرت ختمی مرتبت, محمد مصطفی(ص) * ▐*^* ▐


  8. #15
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بعثت سرآمد نعمت های الهی



    پیامبر(ص) در چهل سالگی پس از گذشت چهل سال از عام الفیل در روز دوشنبه 27 رجب مبعوث به رسالت شد و با درخشش آیات وحی از افق غیب، جهان و جهانیان را روشن و منور ساخت.

    واژه بعثت، از ریشه بعث یعنی برانگیختن و برشوراندن کسی برای انجام کاری است و مبعث بدین معنی است که خداوند متعال بنده صالح خودش حضرت محمد بن عبداللّه را به پیامبری برگزید و هدایت خلق را بر عهده او گذاشت. بر این اساس مبعث شگفت انگیزترین رستاخیز عالم بشریت و مبدأ تحول و تغییر اوضاع و حیات مجدد آیین توحیدی در عرصه جهان گشت. با بعثت پیامبر(ص) مزرعه خشکیده معنویت و توحید، شور و نشاط و حیات دوباره یافت و بار دیگر باران رحمت بر کویر تفتیده دل ها باریدن گرفت و باغ رسالت به ثمر نشست و توحید، عدل و آزادی، بار آورد و گلواژه های وحی نجات بشریت را نوید داد و مبارک ترین روز و عظیم ترین نهضت آغاز شد.
    شریف ترین میوه باغ رسالت

    امام خمینی(ره) درباره جایگاه و مکانت بعثت می فرماید:

    « ... روز بعثت رسول اکرم(ص) در سرتاسر دهر «من الازل الی الابد» روزی شریف تر از آن نیست. برای اینکه حادثه ای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده زیرا که بزرگتر از رسول اکرم(ص) در عالم وجود نیست غیر از ذات مقدس حق تعالی و حادثه ای بزرگتر از بعثت او هم نیست.»(1)

    مقام معظم رهبری درباره عظمت این روز می فرماید:

    « ... روز مبعث بی شک بزرگترین روز تاریخ بشر است زیرا هم آن کسی که طرف خطاب خداوند قرار گرفت و مأموریت بر دوش او گذاشته شد یعنی وجود مکرم نبی بزرگوار اسلام(ص) بزرگترین انسان تاریخ و عظیم ترین پدیده عالم وجود و مظهر اسم اعظم ذات اقدس الهی است ... و هم از این جهت که آن مأموریتی که بر دوش این انسان بزرگ گذاشته شد یعنی هدایت مردم به سوی نور برداشتن بارهای سنگین از روی دوش بشر و تمهید یک دنیای مناسب وجود انسان ... وظیفه بسیار بزرگی بود. یعنی هم مخاطب بزرگترین است. هم وظیفه بزرگترین است. پس این روز بزرگترین و عزیزترین روز تاریخ است.»(2)


    وحی پشتوانه نیرومند عقل
    خداوند جهت هدایت و سعادت انسان ابزار و راهکارهای زیادی در اختیار او قرار داده که مهم ترین آنها عقل و حجت باطنی و وحی و انبیاء الهی است. پیامبران از طریق وحی برای هدایت بشر فرستاده شده اند تا راه نجات و سعادت دنیا و آخرت را به انسان ها بیاموزند و حدود و مقررات آن را نیز روشن نمایند. زیرا عقل به تنهایی و بدون حمایت وحی ممکن است اسیر نفس گردد. عقل نیاز به تقویت و پشتوانه ای دارد که او را از اسارت خواهش ها و خواسته های پست نجات بخشد. پشتوانه ای که خطا و اشتباه در او راه نداشته باشد و از مقام عصمت و کنترل غیب برخوردار باشد و این جز از طریق بعثت تأمین نمی گردد. پس بعثت بزرگترین نعمت خداوند بر بشر است و لذا پروردگار بر این نعمت عظیم بر بشریت منّت نهاده و این احسان و تفضل را به رخ انسان کشیده است:

    «لقد منَّ اللّه علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین؛(3) خداوند بر مؤمنان منت نهاد هنگامی که در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.»

    واژه منّت، از (مَنّ) به معنای چیزی است که اشیا را با آن وزن و ارزیابی می نمایند و نیز به معنای نعمت بزرگ و سنگین و با عظمت نیز به کار می رود. بنابراین هر نعمت بزرگ و گرانبهایی را منت می گویند. منت ممکن است با عمل صورت گیرد و ممکن است با لفظ و گفتار.(4)

    منت، در عمل این است که عملاً نعمت بزرگی را به شخصی عنایت کند. و خداوند بعثت و رسالت پیامبر(ص) را نعمت بزرگ بر مؤمنان دانسته است. در آیات دیگر هم خداوند به خاطر هدایت نمودن انسان ها به اعتقاد و باور دینی درست، بر آنها منت گذاشته است:

    «بل اللّه یمنّ علیکم ان هداکم للایمان»(5)

    از این رو برای شناخت صحیح و درست نعمت بزرگ بعثت پیامبر(ص) هر قدر تلاش کنیم و هرچه هزینه نماییم هنوز کم است و در برابر نعمتی که با آن روبه رو هستیم اندک است. زیرا خداوند با نعمت بعثت پیامبر(ص) چهره آفرینش را زیبایی و روشنایی بخشید و شب کائنات را به فروغ وحی روشن ساخت و معلم بشر با متن آموزشی، در این روز مشخص گشت.
    زمینه های شناخت نعمت بعثت

    بدیهی است شناخت درست یک نعمت بزرگ و درک عظمت آن بدون شناخت بسترها و زمینه های ظهور و بروز و شرایط زمانی و جغرافیایی و انسانی آن، اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار است. از این رو دریافت اهمیت بعثت پیامبر وقتی بهتر روشن می شود که با اوضاع و شرایط پیش از بعثت آشنا شویم تا به خوبی دریابیم که بعثت پیامبر(ص) چه تحول و انقلابی در جهان پدید آورده است.

    درباره عصر جاهلیت و حیات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی شبه جزیرة العرب پیش از بعثت پیامبر(ص) مطالعات و پژوهش های فراوانی از دیدگاههای مختلف تاریخی، جغرافیایی، جامعه شناسی، مردم شناسی و دینی و ... انجام شده و همه ابعاد آن کاویده شده است.(6)

    از امتیازات اسلام بر سایر ادیان و مذاهب آن است که همه پیش زمینه های تاریخی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دینی آن در قرآن کریم، نهج البلاغه و سایر منابع معتبر و کتاب های تاریخی و حدیثی و تاریخ مکتوب ثبت است.

    قرآن، فضای پیش از بعثت را بسیار تاریک و تباه ترسیم کرده و آن را روزگار قتل و غارت، بی رحمی، زنده به گور کردن دختران، شیوع خرافات و اساطیر و افسانه ها و قصه های مبتذل و پرستش بت های بی شمار معرفی کرده و در تبیین شرایط و فضای آن عصر می فرماید:

    «و کنتم علی شَفا حُفرَة منَ النار فانقذکم منها...؛(7) و بر کنار پرتگاه آتش بودید که خداوند شما را از آن رهانید.»

    زیباترین تصویر از زمینه های بعثت را امیر بیان علی(ع) ارائه داده و فرموده است:

    «پروردگار رسولش محمد(ص) را در هنگامه ای فرستاد که فاصله قطع رسالت های آسمانی و وحی الهی به درازا کشیده بود. مردمان در خواب بلند بی خبری فرو رفته و فتنه ها کمر به تباهی آفرینی بسته بودند، آتش جنگ ها زبانه می کشید دنیا تیره بود و پر فریب، خزان زده بود و یأس آفرین و بی برگ و بار، خشکسالی معنویت بود و قحطی حقیقت، نشانه های هدایت فرسوده و پرچم های گمراهی افراشته بود ... روزگاری بود میوه اش فتنه، خوراکش مردار و کسب و کارش آلوده، در دل ها هراس و در دست ها شمشیر ...»(8)

    همچنین امام علی(ع) اوضاع دینی و فرهنگی و اجتماعی عصر پیش از بعثت را روزگار فترت و غیبت طولانی راهنمایان راه سعادت دانسته و در ترسیم آن می فرماید:

    «پیامبر(ص) هنگامی مبعوث شد که ادیان و مکاتب پرشمار و فرقه های گوناگونی از هر دین و مکتبی سر برآورده بودند.»(9)

    در این شرایط اصلی ترین پیام دین، توحید و خداشناسی نیز به انحراف گراییده بود یهودیان خداوند را مختص قوم بنی اسرائیل می دانستند مسیحیان خدا را به زمین آورده و به صلیب آویخته و مجوسان به ثنویت گراییده بودند، شرک و

    بت پرستی در همه جا رواج داشت. شماری نیز به پرستش ستارگان و کواکب رو آورده به تناسب قدرت و قوت قوم و قبیله خویش ستاره ای بزرگ یا کوچک را می پرستیدند و بسیاری به انکار خدا و الحاد پناه برده بودند.

    البته وضعیت اقتصادی آنان بهتر از اوضاع و شرایط دینی و اعتقادی آنان نبود. مغیرة بن شعبه، وضعیت اقتصادی عرب پیش از اسلام را برای یزدگرد پادشاه ایران چنین تشریح می کند:

    «چه کسی بدحال تر از ما بود؟ گرسنگی مان به گرسنگی نمی مانست. خوراک ما سوسک و جُعل و عقرب و مار بود. کاشانه مان زمین پوشاک مان موی شتر و پشم گوسفند. قتل و تجاوز را دین خود ساخته بودیم. و دختران را از ترس تنگ دستی زنده به گور می کردیم»(10)

    ابن خلدون جامعه شناس و تاریخ دان نامبردار مسلمان، جامعه عرب جاهلی پیش از اسلام را چنین توصیف نموده است:

    «این قوم برحسب طبیعت، وحشی و یغماگر بودند و موجبات وحشی گری چنان در میان آنها استوار بود که خوی و سرشت آنان شده بود و از این خوی لذت می بردند ... پیداست چنین خوی و سرشتی با عمران و تمدن منافات دارد ...»

    «هر چه را در دست دیگران می یافتند می ربودند و تاراج می کردند و روزی آنان در پرتو نیزه ها فراهم می آمد و در ربودن اموال دیگران حد معینی قائل نبودند بلکه چشم ایشان به هر گونه ثروت یا ابزار زندگی می افتاد آن را غارت می کردند.»(11)

    درست در چنین شرایطی محمد بن عبداللّه به امر خداوند جهت نجات قوم خود مهیا شد. فردی که در شرافت تبار از دودمان بهترین پاکان و سلاله ابراهیم خلیل بود. قبل از بعثت هرگز گرد شرک و گناه نگشت. همواره بر آیین توحید استوار بود. در سفر تجاری که به شام داشت وقتی راهب نصرانی (بُحیرا) او را به لات و عزی، دو بت مشهور مکه سوگند داد، حضرت برآشفت و فرمود: «هرگز مرا به لات و عزی سوگند مده»(12)

    سال ها روزان و شبان را به عبادت خدا و مطالعه و تفکر در آفرینش سپری کرد. بسیار پیش می آمد که محمد از مکه به عبادتگاهش در حرا پناه می برد و در غار حرا معتکف و به پرستش خدا و خودسازی به سر می برد و خود را آماده برداشتن بار سنگین رسالت می نمود. غرق اندیشه و تدبر در آفاق و انفس بود که در سکوت شب 27 رجب صدایی گرم و گیرا دلنشین در فضا پیچید که «بخوان!» صدا دوباره تکرار شد «بخوان» اینبار محمد(ص) گفت: من خواندن نمی دانم پاسخ شنید: «بخوان به نام پروردگارت که آدمی را از لخته خون آفرید.

    بخوان و پروردگار تو ارجمندترین کریمان است. همو که با قلم و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت.»(13)

    به این ترتیب گلواژه های وحی بر اولین مخلوق نوری و آخرین پیامبر(ص) فرود آمد. در آن شب نبض زمین از سنگینی فرود آمد آسمان بر پایگاه «حرا» به تپش افتاد و شکوهمندترین لحظه تاریخ رقم خورد. محمد(ص) آخرین سفیر الهی و برترین انسان جهان هستی و عصاره همه انبیاء، برانگیخته شد.


    پی نوشتها:

    1. صحیفه نور.

    2. سخنرانی مقام معظم رهبری در تاریخ 26 آبان 1377.

    3. آل عمران، آیه 164.

    4. مفردات، راغب اصفهانی، ماده (مَنَّ).

    5. حجرات، آیه 17.

    6. مجموعه ده جلدی المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، نوشته دکتر جواد علی، جامع ترین کتابی است که همه ابعاد زندگی مردمان پیش از بعثت را به تفصیل پرداخته است.

    7. آل عمران، آیه 103.

    8. خطبه 89.

    9. محمد خاتم النبیین، ابوزهره، ج1، ص36. نهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه، ج2، ص134.

    10. البدایه و النهایه، ابن کثیر، ج7، ص49.

    11. ترجمه مقدمه ابن خلدون، ج1، ص285 و 286؛ فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ج1، ص52، چاپ هشتم.

    12. فروغ ابدیت، ج1، ص209.

    13. علق، آیات 1 تا 5.


    پدید آورنده : سید عباس میری ، صفحه 46
    ▐*^* ▐سفیر نور*ویژه نامه مبعث حضرت ختمی مرتبت, محمد مصطفی(ص) * ▐*^* ▐

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


  9. تشكرها 5


  10. #16
    عضو ثابت
    منتظرمولا آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1390
    نوشته : 865      تشکر : 2,288
    3,894 در 915 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    منتظرمولا آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مهدی بیا که عید اعظم پیمبر است
    این بعثت محمد و تبریک حیدر است
    در اهتزار پرچم قرآن هل اتی
    تا موسم ظهور بدستان رهبر است . . .



    عید مبعث مبارک



    ▐*^* ▐سفیر نور*ویژه نامه مبعث حضرت ختمی مرتبت, محمد مصطفی(ص) * ▐*^* ▐


  11. #17
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بعثت، امید انسان به فردایی روشن است.

    بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.

    بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

    ▐*^* ▐سفیر نور*ویژه نامه مبعث حضرت ختمی مرتبت, محمد مصطفی(ص) * ▐*^* ▐

  12. تشكرها 4


  13. #18
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض










    نزدیک ترین جا به خدا


    تیرگی گسترده، چشم ها تار!
    سرها بی ذوق و دل ها بیمار!

    نه کسی به آسمان می نگرد؛ نه آسمان سر شوق کسی دارد.
    شبح های زشت؛ شبح هایی از جنس چوب و سنگ و استخوان.

    شبیه مردگانی که عده ای زنده مثل ارواح خبیثه به دورش حلقه زده اند.
    انگار نه انگار که خانه، خانه خداست، تنها خانه خداوند در زمین؛ هر کژ اندیشی، با تکه استخوانی به گردن، درونش پا می گذارد!
    زمانی بس تیره بود؛ تیره مثل جهالت، تیره مثل سنگدلی، تیره مثل خشم.
    نه حرمتی برای پیران بود، نه کودکان، نه عصمت دخترکان به چشم می آمد و نه شرافت زنان.

    بوی تعفن متکبران، سراسر حجاز را آلوده بود.
    گویی خداوند، نگران شرافت بندگان خویش است؛ نگران آن همه کژی و ناراستی و جهل.

    تلنگری می بایست این قوم را تا به خود آیند و به گوهر وجودی خود دست یابند.
    اینک نوبت رسالت بهترین مخلوق خداوند، برگزیده خلقت و گلچین شده گلستان انبیا است که باید این رسالت را بپذیرد!
    ... و بهترین و امین ترینِ مردمان برای هدایت نااهل ترین مردمان، انتخاب می شود.
    حتّی نامش، جانمایه رحمت است؛ جانمایه ادب و احترام؛ محمّد!

    ... آن گاه، محمّد صلی الله علیه و آله باید به تزکیه بپردازد؛ چه جایی نزدیک تر به خدا از غار «حرا»؛
    خلوتگاهی که می شود با معشوق اولی خویش به خلوت و گفتگو نشست!

    گویی این بار دیگر معشوق، زبان به گفتگو گشوده است: اِقرء بخوان!





    ▐*^* ▐سفیر نور*ویژه نامه مبعث حضرت ختمی مرتبت, محمد مصطفی(ص) * ▐*^* ▐


  14. #19
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بخوان به نام خداوند!

    بخوان به نام آن که خلوت نشین دل پر آشوب توست!
    بخوان به نام او که تو را حبیب خویش خوانده است و محبوب تمامی کاینات!


    بخوان به نام خداوند:...

    ... و این خواندن سرآغاز
    «قولوا لا اله الا اللّه تُفْلِحوا» شد که کژاندیشان، برای رهایی از جهل باید به «تفلحوا» بیش از پیش بیاندیشند!

    بار دیگر ارتباط آسمان و زمین برقرار شد و وجدان عرب و عجم از چوب و سنگ پرستی، به خداپرستی گرایید.

    بار دیگر نوح کشتیبان ، قوم خویش را از توفان بلا رهانیده، به ساحل نجات خواهد رسانید.

    بار دیگر موسای کلیم ، قوم خود را از قید ذلت فرعونی رهانیده، به دیار آرامش و صلاح خواهد رسانید.

    بار دیگر ابراهیم خلیل ، قوم خویش را از چنگال آتش نمرودی رهانیده، به زمزم رستگاری خواهد رسانید!

    بار دیگر سلیمان محتشم ، قوم خویش را از ذلت در یوزگی رهانیده، به عزّت سرافرازی خواهد رسانید.

    بار دیگر عیسای مسیح، قوم خود را از امراض خودپرستی رهانیده، به عشق خداپرستی خواهد رسانید.

    بار دیگر آسمان و زمین دست در دست همدیگر برای رهایی انسان از ذلّت، لبیک گویان،
    نوای محمد صلی الله علیه و آله را همراه شدند:


    «قولوا لا اله الا اللّه تفلحوا»

    خجسته روز آزادگی انسان از قید جهل، روز بعثت رسول گرامی اسلام مبارک باد!

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
    سیدعلی اصغر موسوی



    ▐*^* ▐سفیر نور*ویژه نامه مبعث حضرت ختمی مرتبت, محمد مصطفی(ص) * ▐*^* ▐

  15. تشكرها 3


  16. #20
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    قلب گزارشی از عصر بعثت





    گزارشی از عصر بعثت




    هر روز که می گذرد، نیاز بشر به آموزه های اصیل و ناب اسلام راستین بیشتر می شود. بعثت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فقط برای دوران جاهلیت تاریخ نیست، بلکه بشر امروزی که در جاهلیت مدرنیته خود، بیش از پیش در خطر سراشیبی سقوط قرار گرفته، بدان احتیاج مبرم دارد. با نگاهی اجمالی به عصر بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله می توانیم عصر امروز را با عصر نزول قرآن تطبیق بدهیم و به حکیمانه بودن بعثت و دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله پی ببریم.

    اوضاع علمی و فرهنگی


    مردم عرب، شعر را به جای حکمت قرار داده بودند و غیر از شعر نیز چیزی نداشتند که در احکام و افعالشان بدان رجوع نمایند. به وسیله شعر با یکدیگر مخاصمه کرده و بر هم مثل می زدند و بر هم فضل می فروختند ... .(1)
    پس شعر، در معنای ادبیات، نقش محوری در میان عرب داشت. به همین دلیل معجزه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله یعنی قرآن، از جنس شعر و ادب ( ولی بسیار فصیح تر و بلیغ تر و با معنا تر از آن ) می باشد. زیرا با توجه به روایات، معجزات پیامبران، متناسب با مقتضیات و شرایط زمانشان بوده است. چنانچه در دوران حضرت موسی علیه السلام ساحرین به واسطه عقل و داده های عقلی در سحر به اوج رسیده بودند. به همین دلیل با دیدن عصای حضرت موسی علیه السلام متوجه شدند که این کار ایشان بالاتر است از تمام آنچه آنها بدان از طریق عقل دست یافته بودند و به همین دلیل ایمان آوردند. در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز سردمداران ادب به این نتیجه رسیدند که سخنان ایشان از جنس داده های عقلی نبوده و به منبع دیگری وصل می باشد.

    اوضاع اقتصادی و تجاری

    در آن زمان تجارت معمولا از طریق راه ابریشم صورت می گرفت. لکن به دلیل اختلاف میان بیزانس و ساسانیان این راه بسته شد. به همین دلیل تاجران مجبور به پیمودن راه های دیگری بودند. یکی از آن راه ها، آب های اقیانوس هند و جاده بوخور بوده است. عربستان نیز که در میان این مسیر قرار داشت در زمینه تجارت پیشرفت نمود. اشراف قریش از راه تجارت به ثروت کلانی دست یافتند و وضعیت اقتصادی خوبی در حجاز حاکم گشت.
    در عربستان از یک طرف افکار زرتشتی، یهودی و مسیحی و از سوی دیگر اعتقادات حنیف که ادامه ادیان الهی و پیامبران بوده و عبدالمطلب و بعدها ابوطالب آن را استمرار بخشیدند وجود داشته است

    چنانچه به گزارش یعقوبی بازارهای عرب 10 تا بودند و در آن برای تجارت جمع می شدند و سائر مردم نیز در آن می آمدند و بر طبق قانون جان و مالشان در آن بازارها در امان بود.(2)
    افراد خونریزی چون اعراب، در بازارها امنیت را حاکم کرده بودند. اما به دلیل وجود بی عدالتی، فقر نیز در این جامعه وجود داشته است.




    اوضاع دینی و مذهبی

    در آن زمان در عربستان،‌ ادیان و باورهای دینی عرب به دلیل مجاورت با ادیان و ملت های گوناگون مختلف بود.
    بر طبق گزارش یعقوبی، آیین های عرب در زمان پیش از ظهور اسلام عبارت اند از : یهودیت، مسیحیت، ثنویت، بت پرستی و برخی دیگر از ادیان بوده است.
    گرایش مردم عرب به بت پرستی بر طبق گزارش اکثر منابع به دلیل امری وارداتی بوده است. فردی به نام عمرو بن لُحَّی آن را از شام وارد حجاز نمود. او از رومی ها بت پرستی را فراگرفت و بتی را از آن ها گرفته و به مکه آورد.
    جالب آن که در ادامه مطالب، یعقوبی، کارهایی را که توسط عبدالمطلب، بزرگ قریش، انجام شده را به شرح زیر نام می برد:
    ترک عبادت بت ها، یگانه پنداشتن خداوند، وفا به نذر، تعیین 100 شتر برای پرداخت دیه، عدم ازدواج با محارم، عدم ورود به خانه ها از پشت، قطع کردن دست دزد، نهی از کشتن دختربچه، مباهله، حرام کردن شراب، حرام کردن زنا، مجازات و حد زنا، قرعه (در مواردی که مشکلی پیش می آمد قرعه می انداختند)، عدم طواف کعبه به صورت عریان، به هنگام حج فقط از اموال پاک انفاق کردن، بزرگداشت ماه های حرام و . . .(3)
    در حقیقت عبدالمطلب زمینه سازی گسترده ای برای ظهور اسلام انجام داده و پیامبر صلی الله علیه و آله در خلأ کار خویش را شروع نکرده اند.
    پس در عربستان از یک طرف افکار زرتشتی، یهودی و مسیحی و از سوی دیگر اعتقادات حنیف که ادامه ادیان الهی و پیامبران بوده و عبدالمطلب و بعدها ابوطالب آن را استمرار بخشیدند وجود داشته است.
    اشراف قریش از راه تجارت به ثروت کلانی دست یافتند و وضعیت اقتصادی خوبی در حجاز حاکم گشت. چنانچه به گزارش یعقوبی بازارهای عرب 10 تا بودند و در آن برای تجارت جمع می شدند و سائر مردم نیز در آن می آمدند و بر طبق قانون جان و مالشان در آن بازارها در امان بود

    آیین حنیف


    برای رسیدن به سعادت انسان، تنها یک دین وجود دارد و به منظور استمرار آن همیشه پیامبرانی وجود داشته و به ابلاغ آن پرداخته اند. این دین، «آیین حنیف» نامیده می شود.
    حضرت آدم اولین کسی است که دین را برای انسان آورد. ابلاغ دین تا زمان نوح ‌علیه السلام ادامه داشت و سپس در دوره های بعد نیز ابراهیم، موسی، عیسی و حضرت محمد صلوات الله علیهم آن را به طور کامل تر بیان داشتند. در حقیقت از ابتدا تا کنون تنها یک دین وجود داشته و رفته رفته همان دین از سوی افراد مختلف با توجه به درک و فهم و نیازهای مردم هر عصر به تکامل رسیده است.
    در برخی روایات آمده است که حضرت عبدالمطلب و ابوطالب علیهماالسلام وارثان حضرت عیسی علیه السلام بوده اند. در حقیقت این دو تن نیز ادامه دهنده و مبلغ دین حنیف به حساب می آمدند.
    پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز پیش از آنکه به عنوان فرستاده از سوی خدا مبعوث شوند بر دین حنیف بوده و وارث ارثیه پیامبران پیشین بوده اند. پس از نزول وحی ایشان به دین اسلام مبعوث شده و راه گذشتگان را تکمیل کرده و به نهایت رسانیدند. ایشان مباحثی را اضافه نموده و بر روی تحریفات به وجود آمده در گذر زمان خط بطلان کشیدند.

    نتیجه سخن

    بطور خلاصه ویژگی های کلی جامعه عرب پیش از اسلام عبارتند از:
    1. وجود ادیان مختلف در عربستان: ادیان گوناگونی در شبه جزیره حضور داشته و آزادانه اعتقادات خویش را بیان می داشتند. در نتیجه فرصت برای بیان حرفی نو وجود داشت. در حالی که در اروپا و ایران تنها یک اعتقاد حاکم بود.
    2. فراهم بودن زمینه برای ظهور اسلام: افرادی چون عبدالمطلب و ابوطالب با وضعیت اقتصادی مناسب پشتوانه اسلام بودند.
    3. اطلاع رسانی مناسب: به دلیل فعال بودن معاملات تجاری، افراد از راه های دور متوجه اخبار و اطلاعات مناطق مختلف می شدند.

    پی نوشت:
    1- تاریخ یعقوبی، ج1، ص 262.
    2- یعقوبی، ج 1، ص270.
    3- تاریخ بیهقی، ج 2، ص 11.
    فرآوری: فاطمه سرفرازی
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



    ▐*^* ▐سفیر نور*ویژه نامه مبعث حضرت ختمی مرتبت, محمد مصطفی(ص) * ▐*^* ▐





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •