سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 40

موضوع: ║★║★║★║چهل حديث، سيره سجادی║★║★║★║

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    75
    نوشته
    915
    تشکر
    4,151
    مورد تشکر
    2,546 در 723
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    4

    پیش فرض



    31: امام و ايمان كامل

    عن اءبى جعفر محمد بن على (عليه السلام) قال:
    كان اءبى على بن الحسين (عليه السلام) يقول:
    اربع من كن فيه كمل ايمانه، و محصت عنه ذنوبه، و لقى ربه و هو عنه راض: من وفى لله
    بما جعل على نفسه للناس، و صدق لسانه مع الناس، و استحيى من كل قبيح عندالله و عند الناس، و حسن خلقه مع اءهله.


    امام باقر (عليه السلام) فرمود:
    پدرم امام على بن الحسين (عليه السلام) مى فرمود:
    هر كس داراى چهار ويژگى باشد، ايمانش كامل است، و گناهانش از او خواهد ريخت
    و پروردگارش را در حالى كه از او خوشنود است ملاقات خواهد كرد.
    1 - كسى كه حق مردم را بخاطر خدا اداء كند
    2 - با مردم راست سخن گويد
    3 - از زشتيهاى پيش خدا و مردم حياء و پرهيز كند
    4 - با خانواده اش با اخلاق خوب بر خورد كند.


    امالى مفيد، ص 299.



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-03-1392 در ساعت 04:30
    امضاء

  2. Top | #32

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    75
    نوشته
    915
    تشکر
    4,151
    مورد تشکر
    2,546 در 723
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    4

    پیش فرض



    32: ادب امام سجاد (عليه السلام)

    عن الباقر (عليه السلام) قال:
    قال على بن الحسين (عليه السلام) مرضت مرضا شديدا فقال لى اءبى (عليه السلام): ما تشتهى؟
    فقلت: اءشتهى اءن اءكون ممن لا اءقترح على الله ربى ما يدبره لى،
    فقال لى: اءحسنت ضاهيت ابراهيم الخليل صلوات الله عليه حيث قال: جبرئيل (عليه السلام): هل من حاجة؟ فقال: لا اقترح على ربى، بل حسبى الله و نعم الوكيل.


    امام باقر (عليه السلام) فرمود:
    امام على بن الحسين (عليه السلام) فرمود: من به مريضى شديدى مبتلا شدم پدرم بمن فرمود: چه چيزى ميل دارى؟
    گفتم: ميل دارم از كسانى باشم كه در مورد چيزى كه خدا برايم انديشيده، پيشنهادى نداشته باشم. (يعنى: راضى و خوشنودم به آنچه را كه خدا برايم پيش آورد)
    پدرم فرمود: آفرين بر تو كه شبيه ابراهيم خليل (عليه السلام) هستى كه وقتى جبرئيل به او گفت: آيا حاجتى دارى (هنگامى كه مى خواستند او را در آتش بيندازند) فرمود: پيشنهادى به پروردگارم نمى كنم او بهترين وكيل است و مرا كفايت مى كند.


    بحار الانوار، ج 46، ص 67.



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-03-1392 در ساعت 04:31
    امضاء

  3. Top | #33

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    75
    نوشته
    915
    تشکر
    4,151
    مورد تشکر
    2,546 در 723
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    4

    پیش فرض



    33: برخورد با بى ادب

    عن عبدالله بن مسكان قال سمعت اءبا جعفر (عليه السلام) يقول:
    ان اءبى كرم الله وجهه نظر الى رجل و معه ابنه، و الابن متك على ذراع العبد.
    قال (عليه السلام): فما كلمه على بن الحسين (عليه السلام) مقتا له حتى فارق الدنيا.


    عبدالله بن مسكان مى گويد: از امام باقر (عليه السلام) شنيدم كه مى فرمود:
    پدرم نگاهش افتاد به مردى كه پسرش همراهش بود و بر بازوى پدر تكيه كرده بود تا وقتى كه آن پسر زنده بود پدرم بخاطر بى ادبى پسر، با او صحبت نكرد.


    مشكاة الانوار، ص 165.



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-03-1392 در ساعت 04:31
    امضاء

  4. Top | #34

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    75
    نوشته
    915
    تشکر
    4,151
    مورد تشکر
    2,546 در 723
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    4

    پیش فرض



    34: برخورد امام (عليه السلام) با مادر

    قيل له (عليه السلام):
    انك اءبر الناس و لا تاءكل مع امك فى قصعة و هى تريد ذلك؟
    فقال (عليه السلام):
    اءكره اءن تسبق يدى الى ما سبقت اليه عينها فاءكون عاقا لها فكان بعد ذلك يغطى الغضارة بطبق و يدخل يده من تحت الطبق و ياءكل.


    به امام سجاد (عليه السلام) گفته شد:
    شما برترين مردم هستيد ولى با مادرتان در يك كاسه غذا نمى خوريد با اينكه او چنين مى خواهد.
    امام (عليه السلام) فرمود:
    من دوست ندارم دستانم به طرف چيزى دراز شود كه قلبش چشم مادرم به آن افتاده است و من عاق او شوم. پس از اين امام با طبقى روى كاسه سفالى را مى پوشاند و دستش را از زير طبق مى برد و غذا مى خورد.


    بحار الانوار، ج 46، ص 93 و بلاغة الامام على بن الحسين (عليه السلام) ص 214 باب سوم كلمات قصار.



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-03-1392 در ساعت 04:32
    امضاء

  5. Top | #35

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    75
    نوشته
    915
    تشکر
    4,151
    مورد تشکر
    2,546 در 723
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    4

    پیش فرض



    35: دقت امام (عليه السلام)

    عن اءبى عبدالله (عليه السلام) فى حديث اللقطة قال:
    و كان على بن الحسين (عليه السلام) يقول لاهله:
    لا تمسوها.


    امام صادق (عليه السلام) ضمن حديث اشياء پيدا شده فرمود:
    امام على بن الحسين (عليه السلام) به خاندانش مى فرمود: به اشياء پيدا شده دست نزنيد.


    وسائل الشيعة، ج 17، ص 348، ح 1.



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-03-1392 در ساعت 04:33
    امضاء

  6. Top | #36

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    75
    نوشته
    915
    تشکر
    4,151
    مورد تشکر
    2,546 در 723
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    4

    پیش فرض



    36: راه رفتن امام (عليه السلام)

    عن اءبى عبدالله (عليه السلام) قال:
    كان على بن الحسين (عليه السلام) يمشى مشية كاءن على راءسه الطير لا يسبق يمينه شماله.


    امام صادق (عليه السلام) فرمود:
    امام چهارم چنان با آرامش راه مى رفت مثل اينكه بالا سرش پرنده اى قرار دارد (كه نمى خواهد او حركتش را متوجه شود و پرواز كند) طرف راست او جلوتر از طرف چپش پيشى نمى گرفت.
    (امام صادق (عليه السلام) مى خواهد نهايت و قار و آرامش و ادب و تواضع امام سجاد (عليه السلام) را بيان كند.)


    مشكاة الانوار، 227.



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-03-1392 در ساعت 04:34
    امضاء

  7. Top | #37

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    75
    نوشته
    915
    تشکر
    4,151
    مورد تشکر
    2,546 در 723
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    4

    پیش فرض




    37: تعهد و خضوع امام (عليه السلام)

    كان (عليه السلام) يمر على المدرة فى وسط الطريق فينزل عن دابته حتى ينحيها بيده عن الطريق.

    امام چهارم (عليه السلام) هنگامى كه وسط راه به كلوخ پاره اى بر مى خورد از چهارپايش پياده مى شد و با دست مباركش آنرا از سر راه بر مى داشت.

    بحار الانوار، ج 46، ص 93.




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-03-1392 در ساعت 04:37
    امضاء

  8. تشكر

    ال یاسین (05-04-1391)

  9. Top | #38

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    75
    نوشته
    915
    تشکر
    4,151
    مورد تشکر
    2,546 در 723
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    4

    پیش فرض



    38: ياد كربلا

    عن اءبى عبدالله (عليه السلام) قال:
    البكاؤ ون خمسة: آدم و يعقوب و يوسف و فاطمة بنت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) و على بن الحسين (عليه السلام)
    ... فبكى على بن الحسين (عليه السلام) عشرين اءو اءربعين سنة، ما وضع بين يديه طعام الابكى...


    امام صادق (عليه السلام) فرمود:
    افراد زياد گريه كن پنج نفر بودند:
    حضرت آدم، يعقوب، يوسف، فاطمه دختر رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) و امام سجاد(عليه السلام)... كه امام بيست يا چهل سال گريه كرد، هيچ گاه غذا جلوى امام (عليه السلام) نگذاشتند مگر اينكه گريه كرد. (بخاطر ياد آورى جريان عاشورا و ظلمى كه بر اهل بيت (عليه السلام) روا داشته شد).

    بحار 82: 86 ح 33.


    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-03-1392 در ساعت 04:41
    امضاء

  10. تشكر

    ال یاسین (05-04-1391)

  11. Top | #39

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    75
    نوشته
    915
    تشکر
    4,151
    مورد تشکر
    2,546 در 723
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    4

    پیش فرض



    39
    : رواى شهامت

    عن الصادق (عليه السلام):
    ان زين العابدين بكى على اءبيه اءربعين سنة، صائما نهاره، قائما ليله، فاذا حضر الافطار جاء غلامه بطعامه و شرابه فيضعه بين يديه فيقول:
    كل يا مولاى، فيقول (عليه السلام):
    قتل ابن رسول الله (عليه السلام) جائعا، قتل ابن رسول الله (عليه السلام) عطشانا، فلا يزال يكرر ذلك و يبكى حتى يبل طعامه بدموعه، و يمزج شرابه بدموعه فلم يزل كذلك حتى لحق بالله عزوجل.


    امام صادق (عليه السلام) فرمود: امام زين العابدين (عليه السلام) چهل سال براى پدر بزرگوارش گريه كرد، در حالى كه روزش، روزه دار بود و شبش، شب زنده دارى مى كرد، هنگامى كه وقت افطار مى شد غلامش غذا و نوشيدنى براى او مى آورد و جلويش مى گذاشت و مى گفت: بخور، امام (عليه السلام) مى فرمود:
    فرزند رسول خدا (عليه السلام) گرسنه و تشنه شهيد شد اين جمله را تكرار مى كرد و گريه سر مى داد تا اينكه غذايش با اشك چشمش مخلوط مى شد او هموار اينطور بود تا اينكه به جوار رحمت حق شتافت.

    وسائل الشيعة، 2، 923.


    امضاء

  12. Top | #40

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    75
    نوشته
    915
    تشکر
    4,151
    مورد تشکر
    2,546 در 723
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    4

    پیش فرض



    40: برخورد با حيوان

    عن اءبى جعفر (عليه السلام) قال:
    لما مات على بن الحسين (عليه السلام) كانت ناقة له فى الرعى جاءت حتى ضربت بجرانها على القبر و تمرغت عليه و ان اءبى كان يحج عليها و ما قرعها قرعة قط.


    امام باقر (عليه السلام) فرمود:
    وقتى كه امام چهارم (عليه السلام) به شهادت رسيد داراى شتر سوارى بود كه در چراگاه بود از آنجا آمد و سر و گردنش را به قبر امام زد و به خاك غلطيد، و پدر بزرگوارش سوار بر او مى شد و حج انجام مى داد و هرگز به آن حيوان ضربه اى نزد.

    بحار الانوار 27: 168 ح 16.


    پایان



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-03-1392 در ساعت 04:45
    امضاء

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی