داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 52
  1. #11
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض








    دعاى آن حضرت در مهمات و سختيها




    لتبلون فى اموالكم و انفسكم
    (24) .
    البته شما را به مال و جان آزمايش خواهند كرد...


    فـقـد ضـقـت لمـا نـزل بـى يـارب ذرعـا، و امـتـلات بـحـمـل مـا حـدث عـلى هـمـا، و انـت القـادر عـلى كـشـف مـا مـنـيـت بـه و دفـع مـا وقـعـت فـيه ، فافعل لى ذلك و ان لم استوجبه منك ، يا ذالعرش العظيم (25).
    پـس اى پـرودگـار! به آنچه به من رسيده طاقت ندارم ، و به آنچه رو آورده پر از غم و اندوه گشته اند، و تو بر دفع غم و اندوهى كه به من گرفتار و دفع آنچه در آن افتاده ام توانايى . پس آن گرفتارى را از من دور كن اگر چه از جانب تو شايسته آن نباشم اى صاحب عرش و تخت بزرگ .


    24- اصول كافى ، كتاب الدعا
    25- ال عمران : 186




    داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-03-1392 در ساعت 05:14

  2. #12
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    پناه بردن به خدا



    و اما ينزغنك من الشيطان نزغ فاستعذ بالله انه سميع عليم
    (28) .
    و هرگاه وسوسه اى از شيطان به تو رسد، به خدا پناه بر، كه او شنونده و داناست .



    اللهـم انـى اعـوذبـك مـن هـيـجـان الحـرص ، و سـورة الغـضـب و غـلبـة الحـسـد، و ضـعـف الصبر

    (29) .
    بـار خـدايا به تو پناه مى برم از حرص و آز و تندى غضب و خشم و تسلط حسد و رشك و سستى صبر و شكيبائى .


    و مـباهات المكثرين ، و الازراء بالمقلين ، و سوء الولاية لمن تحت ايدينا و ترك الشكر لمن اصطنع العارفة عندنا
    (30) .
    و پناه مى برم به تو از به خود نازيدن ثروتمندان ، و خوار شمردن فقرا و نيازمندان ، و بـدرفـتـارى بـا زيـردسـتان (زن ، فرزند، شاگرد، خدمتگزار، و پيران ) و شكر بجا نياوردن از كسى كه به ما نيكويى كرده .


    پناه به خدا از خصلتهاى بد

    مـردى از امـام سـجـاد (عـليـه السـلام ) سـوال كـرد كـه كـدام عـمل نزد خداوند بهتر است ؟ آن حضرت فرمودند:
    هيچ عملى بعد از معرفت و شناختن خدا و رسـولش ، بـهـتـر از بـغـض و دشـمنى دنيا نيست و براى شعبه هاى بسيار از گناهان و نافرمانيهاى خداست :

    اول : تكبر، و نافرمان شيطان بود زمانى كه مخالفت و گردن فرازى نمود و از كافران گرديد.

    دوم : حـرص است ، كه نافرمان آدم و حوا بود زمانى كه خداوند آنها را در بهشت آزاد قرار داد ليـكـن فـرمـود بـه ايـن درخـت نزديك نشويد كه از ستمكاران مى گرديد. پس آدم و حوا چـيـزى را گرفتند كه بدان محتاج نبودند. سپس اين خصلت تا روز قيامت در اولاد آدم رخنه كرد.


    سـوم : حـسـد اسـت ، كـه نـافـرمـان پـسـر آدم ، قـابـيـل ، بـود زمـانـى كـه بـه برادرش ‍ هابيل حسد برد و او را كشت و سپس از اين نافرمانى و گناه ، دوستى زنان و دوستى دنيا و دوسـتـى ريـاسـت و دوسـتـى سـخـن چـيـنى و دوستى مقام و ثروت (از راه حرام ) منشعب و جدا گرديد. و اين هفت خصلت در دوستى دنيا جمعند.

    از ايـن رو پـيـغـمـبـران و معصومين (عليه السلام ) و جانشينان آنان ، علما و دانشمندان دينى فـرمـودند دوستى دنيا سر منشا هر خطا و گناه است و سپس دنيا بر دو گونه است : دنياى رساننده و دنياى ملعون يعنى دنيايى كه آدمى را به طاعت و بندگى خدا مى رساند به قـدر كـفـاف ، كـه آن مـمـدوح و پسنديده است و دنيايى كه بيش از مقدار كفاف و زيادتر از احتياج است و آن مايه لعنت و دورى از رحمت خداوند است


    داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه

  3. #13
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    آرزو داشتن به آمرزش



    و استغفروا ربكم ثم توبوا اليه ان ربى رحيم و دود
    (32) .
    و از خدا آمرزش طلبيد و به درگاهش توبه و بازگشت كنيد، كه او بسيار مشفق و مهربان است .



    اللهـم صـل عـلى مـحـمـد و اله ، و صـيرنا الى محبوبك من التوبه و ازلنا عن مكروهك من الاصرار

    (33) .
    بـار خـدايا بر محمد و آل او درود فرست ، و ما را به توبه و بازگشت كه پسنديده تو است باز گردان ، و از اصرار (بر گناه ) كه آن را نمى پسندى دور گردان .


    فـايـدنـا بـتـوفـيـقك ، و سددنا بتشديدك ، و اعم ابصار قلوبنا عما خالف محبتك ، و لا تجعل لشى ء من جوار حنا نفوذا فى معصيتك
    (34) .
    پس ما را به توفيق خود كمك كن و با هدايتت به راه راست استوارمان دار. و ديده دلهامان را از آنچه خلاف دوستى توانست كور گردان و هيچكدام از اعضاى ما را در معصيت و نافرمانيت فرو مبر.

    عالم بى عمل

    مردى از امام سجاد (عليه السلام ) سوال كرد كه منافق كيست ؟ امام فرمود: آن كسى است كه از كـارى نـهى و جلوگيرى نمايد، ليكن خودش آن كار زشت را انجام دهد و سپس فرمان دهد بـه آنـچـه خـود نـمى كند. و چون به نماز ايستد اعتراض كند. ابو حمزه كه اين داستان را نقل مى كند سوال كرد كه اعتراض چيست ؟


    امـام فـرمـود: صـورت بـه راست و چپ گردانيدن است و چون ركوع نمايد خود را مانند زمين خـوردگـان بـه زمـيـن انـدازد (يـعـنـى پـس از ركـوع بـدون تـوقـف بـه هـمـان حال به سجده رود) روزش را شب كند و اندوهى جز خوردن شام و غذا ندارد با اينكه روز هم روزه نـبوده ، و چون بامداد نمايد اندوهى جز خوابيدن ندارد با اينكه شب را بيدار نبوده ، و اگـر حديثى يا چيزى گويد دروغگو است ، و اگر نزدش چيزى به امانت گذارند خيانت نـمـايـد، و اگـر از نـظـرش پـنـهـان بـاشـى غيبت و بدگويى نمايد و اگر وعده دهد وفا ننمايد
    (35) .




    31- اصول كافى ، كتاب ايمان و كفر.
    32- سوره هود، آيه 90
    33- صحيفه سجاديه دعاى شماره 9
    34- همان
    داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه

  4. #14
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دعاى آن حضرت در پناه بردن به خداى تعالى



    فاذا قرات القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم (36) .
    هنگامى كه قرآن مى خوانى از شر شيطان مطرود به خدا پناه بر.


    اللهم ان تشا تعف عنا فبفضلك و ان تشا تعذبنا فبعدلك (37) .
    بار خدايا اگر بخواهى از ما بگذرى از فضل و احسان تو است (نه شايستگى ما) و اگر بخواهى ما را به كيفر رسانى از عدل و دادگرى تو است (نه ستم بر ما).

    فـسـهـل لنـا عفوك بمنك و اجرنا من عذابك بتجاوزك فانه لا طاقه لنا بعدلك و لا نجاة لاحد منا دون عفوك (38) .
    پس به نعمت (بى پايان ) خود بخششت را بر ما آسان فرما، و به گذشت ، ما را از كيفر رهـايـى ده ، زيـرا مـا را تـوانـايـى دادگـرى تـو نـيست و بى عفو و بخششت هيچيك از ما را رهايى از عذاب نيست
    .

    لطف خداست

    امام سجاد (عليه السلام ) خدمتكار خود را دو مرتبه صدا زد و او جواب نداد در مرتبه سوم حـضرت فرمودند: فرزندم آيا صداى مرا نشنيدى ؟! گفت : شنيدم . فرمود: پس چرا جواب ندادى ؟ گفت : چون ترسى نداشتم و احساس امنيت كردم . امام سجاد (عليه السلام ) فرمود: سـپـاس خـدايـى را كـه مـمـلوك و خدمتكار مرا اين گونه قرار داده كه از من در امان است و در دل خود نسبت به من هراسى ندارد
    (39) .



    36- سوره نحل ، آيه 98
    37- صحيفه سجاديه دعاى شماره 10
    38- همان
    39- بحارالانوار، ج 46، ص 56
    داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه

  5. #15
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دعاى آن حضرت در طلب عاقبت به خيرى



    تـلك الدار الاخـرة نـجـعـلهـا للذيـن لا يـريـدون عـلوا فـى الارض و لا فـسادا و العاقبة للمتقين
    (40) .
    آرى ، اين سراى آخر تو را (تنها) براى كسانى قرار مى دهيم كه اراده برترى جويى در زمين و فساد را ندارند، و عاقبت نيك براى پرهيزگاران است .



    يـا مـن ذكـره شـرف للذاكـريـن ، و يـا مـن شـكـره فـوز للشـاكـرين و يا من طاعته نجاة للمـطـيـعـيـن ، صـل عـلى مـحـمـد و اله ، و اشـغـل قـلوبـنـا بـذكـرك عـن كـل ذكـر، و السـنـتـنـا بـشـكـرك عـن كـل شـكـر، و جـوار حـنـا بـطـاعـتـك عـن كل طاعة

    (41) .
    اى آن كه ياد او براى ياد كنندگان شرافت و بزرگى است . و اى آن كه سپاسگزارى او سپاسگزاران را پيروزى است . و اى آن كه فرمانبردارى او فرمانبرداران را رهايى است . بـر مـحـمـد و آل او درود فـرسـت و دلهاى ما را به ياد خود از هر يارى و زبانهامان را به سپاس خود از هر سپاسى و انداممان را به طاعت خود از هر طاعتى به كارآر.


    انك رحيم بمن دعاك ، و مستجيب لمن ناداك
    (42) .
    تويى كه به هر كه تو را بخواند مهربانى و تقاضاى هر كه تو را صدا بزند اجابت كننده اى .


    (امام صادق (عليه السلام ) فرمود: هر كه ده بار بگويد: يا الله ! به او گفته مى شود لبيك ما حاجتك يعنى البته به خواسته ات مى رسى . حاجتت چيست ؟)



    عاقبت به خيران

    ابو حمزه ثمالى گويد: از امام سجاد (عليه السلام ) شنيدم فرمودند: وقتى كه روز قيامت مـى شـود، خـداوند تمام انسانها را از آغاز تا انجام در يك سرزمين جمع مى كند، سپس منادى حـق نـدا مـى كند: كجايند صاحبان فضليت ، از شما جمعيتى از مردم بر مى خيزند، فـرشـتـگان با آنان ملاقات مى نمايند و به آنها مى گويند فضيلت شما چيست ؟ آنان در پاسخ گويند: كنا نصل من قطنا، و نعطى من حرمنا و نعفو عمن ظلمنا.

    1 - مـا در دنـيا با آنان كه قطع رابطه با ما مى كردند، رابطه بر قرار مى نموديم (يا صله رحم مى كرديم ).
    2 - و به آنان كه ما را از نعمتها محروم مى ساختند، عطا مى نموديم .
    3 - كـسـانـى را كـه به ما ستم مى نمودند مى بخشيديم (منظور ستمهاى جزيى بين افراد مومن است ).



    در ايـن هـنـگـام منادى حق به آنها مى گويد: راست گفتيد.
    پس وارد بهشت شويد



    40- قصص - 83
    41- صحيفه سجاديه دعاى شماره 11
    42- همان
    43- وسائل الشيعه ، جلد 8، ص 521
    داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه

  6. #16
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دعاى آن حضرت در اقرار به گناه



    قال رب انى اعوذ لك ان اسئلك ما ليس لى به علم و الا تغفرلى و ترحمنى اكن من الخاسرين (44) .
    (نوح عرض كرد) بار الها پناه مى برم به تو كه ديگر چيزى كه نمى دانم هيچ تقاضا نكنم و اكنون اگر گناه مرا نبخشى و ترحم نفرمايى من از زيانكارانم .
    اللهم انه يحجبنى عن مسئلتك خلال ثلاث ، و تحدونى عليها خلة واحدة
    (45) .


    بار خدايا سه خصلت ، مرا از درخواست از تو مى دارد و يك خصلت مرا بر آن مى دارد.

    يـحـجـبـنـى امر امرت به فابطات عنه و نهى نهيتنى عنه فاسرعت اليه ، و نعمة انعمت بـهـا عـلى فـقـصـرت فـى شـكـرهـا و يـحـدونـى عـلى مـسـئلتـك تـفـضـلك عـلى مـن اقـبـل بـوجـهـه اليـك و وفـد بـحـسـن ظـنـه اليـك ، اذ جـمـيـع احـسـانـك تفضل و اذ كل نعمك ابتداء(46) .

    (آن سـه عـبـارت اسـت از) امرى كه به آن فرمان دادى و من در بجا آوردن آن درنگ كردم ، و كـارى كـه مـرا از آن نهى نمودى و من بسوى آن شتافتم ، و نعمتى كه به من بخشيدى و من در سـپـاسـگـزاريش كوتاهى نمودم . اما آنچه مرا بر درخواست از تو ترغيب مى كند احسان تـوست به آنكه با نيت پاك به تو روى آورده ، و از طريق خوش گمانى به درگاه تو آمـده زيـرا كـه تـمـام احـسـانهايت از روى تفضل است و نعمت هايت همه بى سبب و بدون سر آغاز.


    ترس از خدا، اقرار به گناه


    ابـو حـمـزه ثـمـالى از حـضـرت امـام سـجـاد (عـليـه السـلام ) نـقـل كرد كه آن جناب فرمودند: مردى با زن خود به كشتى نشست . كشتى در اثر امواج در هـم شـكسته شد. از مسافرين غير همان زنى كسى نجات نيافت . خود را به تخته پاره اى چسباند تا به جزيره اى رسيد.

    در آن جـزيـره مـرد راهـزنـى بود كه از هيچ معصيتى خوددارى نداشت . اتفاقا با او مصادف گـرديـد. چـشـم راهـزن بـه زنـى تـنـهـا و بـى مـانـع افـتـاد، هـيـچ احـتـمـال نـمـى داد كـه در جزيره زنى ببيند. با تعجب پرسيد تو از آدميانى يا از جنيان ؟ جـواب داد از بـنى آدمم . راهزن به خيال خود وقت را غنيمت شمرده بدون اينكه كلمه اى از او پـرسـش كـنـد، قـصد دست درازى به او كرد. در اين هنگام چشمش به آن زن افتاد. ديد چنان لرزه اندامش را فرا گرفته كه مانند درختان تكان مى خورد.


    پرسيد از چه مى ترسى ؟ با سر اشاره به طرف آسمان نموده گفت : از خدا مى ترسم . سوال كرد آيا تا كنون چنين پيشامدى برايت رخ داده كه به عملى نامشروع تن دهى ؟ گفت : به عزت پروردگارم سوگند هنوز چنين كارى نكرده ام .

    صـحـبـتهاى زن و رنگ پريده اش ، اثرى شايسته در آن راهزن نمود و گفت : تو تا كنون چـنـيـن كارى را نكرده اى و اين بار هم به اجبار من با نارضايتى تن در مى دهى ، به همين دليل اينطور مى ترسى . به خدا سوگند من از تو سزاوارترم به اين گونه ترسيدن . از جـا حـركـت كـرده مـنـصـرف شـد، بـه سـوى خـانه و خانواده خود برگشت و از گناهان گذشته توبه نمود.

    در راه مصادف با راهبى شد. مقدارى با هم راه پيمودند. حرارت آفتاب بر آنها تابيد. راهب گـفـت : جـوان ! خـوبـسـت دعـا كـنـى خداوند ما را بوسيله ابرى سايه اندازد كه از حرارت خورشيد آسوده شويم .

    جـوان بـا شـرمندگى اظهار داشت : مرا در نزد خدا كار نيكى نيست كه جرات تقاضا داشته بـاشـم . راهـب گـفـت : پـس مـن دعـا مـى كـنـم ، تـو آمـيـن بـگـو! جـوان قبول كرد. راهب دست نياز دراز كرده و از خداوند خواست سايه اى از ابر بر آنها بياندازد، جوان آمين مى گفت ، چيزى نگذشت كه مقدارى از آسمان را ابر فرا گرفت . آن دو در سايه ابر به راه خود ادامه دادند. بيش از ساعتى راه نپيمودند، تا بر سر دو راهى رسيدند و از هم جدا شدند.

    جوان از يك طرف و راهب از جاده ديگر، يك مرتبه راهب توجه كرده ديد ابر به همراه جوان مـى رود. بـه او گـفـت اكـنون معلوم شد تو از من بهترى . آمين تو مستجاب شد نه دعاى من . بـايـد داسـتـان خـود را بـرايـم شـرح دهـى . جـوان داسـتـان زن را بـرايـش مفصل بيان كرد.

    فـقـال غـفـرلك مـامـضـى حـيـث دخـلك اخـوف ، فـانـظـر كـيـف تـكـون فـيـمـا تستقبل (47) .
    خدا بواسطه همان ترسى كه ترا فرا گرفت گناهان گذشته ات را آمرزيد اينك متوجه باش در آينده خود را از خطا نگهدارى .





    44- سوره هود، آيه 47
    45- صحيفه سجاديه دعاى شماره 12
    46- همان
    47- اصول كافى ، ج 2 ص 70
    داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه

  7. #17
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دعاى آن حضرت در درخواست حاجتها



    الحـمـدلله الذى وهـب لى عـلى الكـبـر اسمعيل و اسحق ان ربى لسميع الدعاء
    (48) .
    سـتـايـش خـداى را كـه بـه مـن در زمـان پـيـرى دو فـرزنـدم اسـمـاعـيـل و اسـحاق را عطا فرمود: ( و در خواست مرا اجابت كرد) كه پروردگار من البته دعاى بندگان را خواهد شنيد.



    و يا من لا تنقطع عنه حوائج المحتاجين

    (49) .
    و اى آن كه حاجتهاى نيازمندان از او قطع نمى شود.
    و من حاجتى يا رب ...
    فـضـلك انـسـنـى و احـسـانك دلنى ، فاسالك بك و بمحمد و اله صلواتك عليهم ، ان لا تردنى خائبا
    (50) .

    و از جـمـله حـاجـت و خـواسـتـه من اى پروردگار...(و حاجت خود را به ياد مى آورى سپس به سجده مى روى و در سجده مى گويى ):
    فضل و بخشش تو مرا (از گرفتاريها) آرام نموده ، و احسان تو مرا (بدرگاهت ) راهنمايى كـرده ، پـس از تـو در خـواسـت مـى نـمـايـم بـه حـق خـودت و بـه حـق مـحـمـد و آل او كـه درودهـاى تو بر ايشان باد، مرا نوميد بر نگردانى (امام صادق (عليه السلام ) چيزى كه بنده را به پروردگارش نزديكتر مى كند. آن است كه در سجده باشد).

    قبول حاجت

    عـبـدالله بـن زيـاد اسـتـانـدار عـراق ، و عـامـل يـزيـد در كـشـتـار خـونـيـن عـاشـورا، در سـال شـهـادت امـام حـسـيـن (عـليـه السـلام ) 33 سـال داشـت و در سن 39 سالگى در روز عاشوراى سال 67 هجرى قمرى بدست ابراهيم فرزند رشيد مالك اشتر، در جنگ مختار با دشمنان به جهنم واصل شد.
    مـخـتـار سر نحس او را به مدينه براى امام سجاد (عليه السلام ) فرستاد. وقتى سر ابن زيـاد را بـه حـضـور امـام سـجـاد (عـليـه السـلام ) آوردنـد، آن حـضـرت مـشـغـول غـذا خـوردن بود، سجده شكر به جا آورد فرمود: روزى كه ما را به صورت بر ابـن زيـاد وارد كردند او غذا مى خورد. من از خداوند درخواست كردم كه از دنيا نروم تا سر او را در مـجـلس غـذاى خـود مـشـاهـده كـنـم ، هـمـانـگـونـه كـه سـر پـدر بـزرگـوارم مـقـابـل او بـود و غـذا مى خورد. خداوند به مختار پاداش خير دهد كه از ما خونخواهى نمود. سپس به اصحاب فرمود: شكر خدا كنيد.
    و بـعـضـى نـقـل كـرده انـد: شـخصى پرسيد امروز در غذاى ما حلوا نيست ، امام سجاد (عليه السـلام ) فـرمـود: امـروز زبان ما شاد بودند و چه حلوايى شيرين تر از نظر كردن به سر دشمنان ما
    (51)



    48- سوره ابراهيم ، آيه 39
    49- صحيفه سجاديه دعاى شماره 13
    50- همان
    51- تتمه المنتهى ص 62
    داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه

  8. #18
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دعاى آن حضرت براى دادخواهى ازستمگران



    و تقسطوا اليهم . ان الله يحب المقسطين
    (52) .
    بـلكـه بـا آنـهـا بـه عـدالت و انـصـاف رفـتـار كـنـيـد كـه خـدا مـردم دادگـر (بـا عدل و داد) را بسيار دوست دارد.



    و يا من قربت نصرته من المظلومين
    .
    و اى آن كه يارى او به ستم رسيدگان نزديك است . (به زودى آنها را يارى خواهد نمود.)
    اللهـم فـصـل عـلى مـحـمـد و اله ، وخـذ ظـالمـى و عـدوى عـن ظـلمـى بـقـوتـك و افلل حده عنى بقدرتك و اجعل له شغلا فى يليه ، و عجزا عما يناويه
    (54) .
    بـار خـدايـا بر محمد و آل او درود فرست ، و ستم كننده و دشمن مرا به قدرت خود از ستم بـر مـن بـازدار. و بـا توانايى خود دشمنى او را از من بشكن و براى او كارى كه در خور اوسـت قرار ده (تا به آن مشغول شده و از من چشم بپوشد). و او را در برابر كسى كه با او دشمنى مى كند ناتوان گردان

    دادرسى مظلومان

    سـعـد بـن قيس همدانى گويد: در زمان خلافت اميرالمومنين (ع ) روزى او را در كنار ديوارى ديـدم . عـرض كـردم : اى امـيـرالمـومـنين چرا در اين هنگام كه هوا گرم و زمان استراحت است . بيرون آمدى ؟

    حـضـرت فـرمـود: بـيـرون نـيـامـدم مگر اينكه مظلومى را يارى دهم يا به فرياد دادخواهى رسـيـدگـى كـنـم در ايـن هـنـگام بود كه زنى به سوى او آمد كه ترس و وحشت او را فرا گرفته بود نمى دانست به كجا مراجعه كند. نزد امام ايستاد و گفت : اى اميرالمومنين همسرم به من ستم و تعدى كرده و قسم ياد كرده است كه مرا كتك زند. شما با من بيا و ما را صلح بده .


    حـضـرت سـرش را پايين انداخت و پس از لحظه اى سر بلند كرد و فرمود: والله مى روم تا اينكه مظلوم حقش را راحت و با قطعيت بگيرد. منزلت كجاست ؟ آن زن گفت : فلان جاست . امام (عليه السلام ) با او حركت كرد تا به منزلش رسيدند. زن گفت : اينجا خانه ماست .

    حضرت كنار درب منزل ايـسـتـاد و بر اهل خانه سلام كرد در اين هنگام جوانى كه پيراهن بلند و رنگارنگ پوشيده بود از خانه بيرون آمد.
    امـام (عـليه السلام ) به او فرمود: از خدا بترس و تقوى پيشه كن ، تو همسرت خودت را ترسانده اى ؟ جوان گفت : مسائل خانوادگى ما چه ربطى به شما دارد؟ به خدا قسم او را به خاطر سخن تو به آتش مى كشم .


    امـام (عـليه السلام ) همواره شمشير خود را به همراه داشت . در اين هنگام كه جوان گستاخى كرد ضربه شمشير حضرت را احساس كرد. آنگاه به او فرمود: من به تو امر بعمروف و نهى از منكر مى كنم و تو رد مى كنى ؟ همين الان توبه كن و گر نه تو را خواهم كشت .

    مردم به خدمت حضرت رسيدند و اطراف او جمع شدند.
    جوان جسور كه طرف خود را شناخته بود و وحشت زده شده بود. عرض ‍ كرد: يا اميرالمومنين مـرا بـبـخش خداوند تو را مورد بخشش خود قرار دهد. به خدا قسم فرش زمين خواهم شد تا همسرم پا بر روى من گذارد در اينجا بود كه امام (عليه السلام ) به همسرش فرمود: به منزل وارد شود و شوهردارى كند و با خود اين آيه را تلاوت مى فرمود:
    لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدفه او معروف او اصلاح بين الناس .
    خـيـرى در سـخـنـان آنـان نيست مگر كسى كه امر به صدقه يا كار خير كند يا بين مردم را اصلاح نمايد
    (55) .

    حمد خدايى را كه بوسيله من بين زن و مردى را اصلاح كرد
    (56) .



    52- سوره ممتحنه ، آيه 8
    53- صحيفه سجاديه دعاى شماره 14
    54- همان
    55- نساء - 114
    56- سفينه البحار - ج 2 - ص 321
    داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه

  9. #19
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دعاى آن حضرت هنگام بيمارى



    امن يجيب المضطرى اذا دعاه و يكشف السوء
    (57) .
    يا كسى كه دعاى مضطرى را اجابت مى كند و گرفتارى را برطرف مى سازد...



    اللهم لك الحمد على مالم ازل اتصرف فيه من سلامه بدنى ، و لك الحمد على ما احدثت بى من عله فى جسدى
    .
    بار خدايا ترا سپاس بر تندرستى تن من كه هميشه از آن برخودار بوده ام و ترا سپاس بر بيمارى كه (نيك ) در بدنم پديد آورده اى .


    فـمـا ادرى ، يـا الهـى ، اى الحـاليـن احـق بالشكرلك ، و اى الوقتين اولى بالحمد لك
    (59) .
    اى خـدا مـن ! نـمى دانم كه كداميك از اين دو حال براى شكر به درگاهت سزاورتر است ، و كداميك از اين دو وقت براى حمدت شايسته تر؟

    امام سجاد و جذاميها

    در مـديـنـه چـنـد نـفـر بيمار جذامى بود. مردم با تنفر و وحشت از آنها دورى مى كردند. اين بـيـچـارگـان بـيـش از آن انـدازه كه جسما از بيمارى خود رنج مى بردند، روحا از تنفر و انـزجـار مـردم رنج مى كشيدند. و چون مى ديدند ديگران از آنها تنفر دارند خودشان با هم نشست و برخاست مى كردند.



    يـك روز هـنـگـامـى كه دور هم نشسته بودند غذا مى خوردند، على بن الحسين زين العابدين (عـليـه السلام ) از آنجا عبور كرد. آنها امام را به سر سفره خود دعوت كردند. امام معذرت خـواسـت و فـرمـود: من روزه دارم ، اگر روزه نمى داشتم پايين مى آمدم ، از شما تقاضا مى كنم فلان روز مهمان من باشيد.


    اين را گفت و رفت . امام در خانه دستور داد، غذاى بسيار عالى و مطبوع پختند. مهمانان طبق وعـده قـبـلى حـاضـر شـدنـد. سـفـره اى مـحترمانه برايشان گسترده شد. آنها غذاى خود را خوردند و امام هم در كنار همان سفره غذاى خود را صرف كرد
    (60) .



    57- نمل - 62
    58- صحيفه سجاديه ، دعاى شماره 15
    59- همان
    60- وسائل جلد 2، ص 457
    داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه

  10. #20
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1396
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دعاى آن حضرت براى درخواست بخشش گناهان



    هـو الذى يـقـبـل التـوبـه عـن عـبـاده و يـعـفـوا عـن السـيئات و يعلم ما تفعلون
    (61) .
    و اوست خدايى كه توبه بندگانش را مى پذيرد و گناهانشان را مى بخشد و هر چه كنيد مى داند.



    انـا الذى او قـرت اخـطـايا ظهره و انا افنت الذنوب عمره و انا الذى بجبهله عصاك و لم تكن اهلا منه لذاك
    .
    منم آنكه خطاها پشتش را سنگين كرده ، و منم آنكه گناهان عمرش را بسر رسانده عمر را در گناهان گذرانده و منم آنكه با نادانى انديشه نكردن در پايان كار ترا نافرمانى كرده و حال آنكه تو شايسته نافرمانى او نبودى .

    كـل ذلك حـيـاء مـنـك لسـوء عـمـلى و لذك خـمـد صـوتـى عـن الجـار اليـك و كل لسانى عن مناجاتك
    .
    هـمـه ايـنـهـا شـرمندگى از تو است براى بدرفتاريم و از اينرو صداى تضرع و زاريم بدرگاهت گرفته و زبان راز و نياز با تو كند گرديده است .

    گذشت امام سجاد (عليه السلام )

    شخصى پيش امام زين العابدين (عليه السلام ) آمد و هر چه به دهنش آمد به آن بزرگوار ناسزا گفت ولى آن حضرت در جوابش چيزى نفرمود موقعى كه آن شخص رفت ، امام سجاد (عليه السلام ) متوجه اهل مجلس شد و فرمود: شنيديد كه اين مرد به من چه گفت : اكنون من دوست دارم كه همه با هم نزد او رويم و من جواب ناسزاهاى او را بگويم .
    حـضار مجلس جواب دادند، مانعى ندارد، ما هم مايل بوديم كه شما جواب او را مى داديد، امام سـجـاد (عـليـه السـلام ) نـعـليـن هـاى خـود را پـوشـيـد و حـركـت كـرده و در حال حركت اين آيه شريفه را تلاوت مى فرمود:
    و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس و الله يحب المحسنين


    (64) .

    مـرمـان بـا تـقوا آن افرادى هستند كه غيظ و غضب خود را فرو مى برند (و نسبت به خطاى مردم ) عفو و بخشش مى كنند و خدا نيكوكاران را دوست مى دارد.
    وقتى آن حضرت اين آيه را تلاوت فرمود، همراهان حضرت مى گويند: ما فهميديم كه آن بـزرگـوار بـه آن شـخـص بـدگـويـى نـخـواهـد كـرد. هـمـيـن كـه نـزديـك منزل آن مرد رسيديم ، امام وى را صدا زد و فرمود: بگوييد على بن الحسين آمده ، وقتى آن شخص دريافت كه حضرت زين العابدين (عليه السلام ) آمده گمان كرد آن بزرگوار در صدد انتقام است لذا خود را براى دفاع آماده نمود!


    موقعى كه چشم امام (عليه السلام ) به وى افتاد فرمود: اى برادر تو نزد من آمدى و چنين گـفـتـى ، اگـر آنـچـه به من گفتى درباره من صدق مى كند، از خدا مى خواهم مرا بيامرزد! اگـر آنـچـه بـه مـن نسبت دادى در وجود من نباشد،خدا تو را بيامرزد! همين كه آن شخص اين سخنان را از امام (عليه السلام ) شنيد، ديدگان آن بزرگوار را بوسيد و گفت ، آنچه كه مـن دربـاره شـمـا گـفـتـم در وجـود تـو نـيـسـت ، بـلكه من خودم به گفته هايم سزاوارترم
    (65) .



    61- سوره شورى ، آيه 35
    62- صحيفه سجاديه : دعاى شماره 16
    63- همان
    64- سوره آل عمران ، آيه 134
    65- ستارگان درخششان ، ج 6 ص 27 - بحارالانوار، ج 46 ص 55
    داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •