سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 44

موضوع: گرامیداشت سالروز شهادت چریک مجاهد دکتر چمران{ از این شهید والامقام هرچه میدونید بنویسید}

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض گرامیداشت سالروز شهادت چریک مجاهد دکتر چمران{ از این شهید والامقام هرچه میدونید بنویسید}








    به بهانه سالروز شهادت چریک مجاهد دکتر مصطفی چمران

    سی ام خرداد یاد اور شهادت مردی است که تاریخ هرگز او را از خاطر نخواهد برد . مردی که همچو مولایش علی شیر روز بود و عابد شب . عارفی وارسته و مجاهدی نستوه که عارفانه زیست و عاشقانه کوچ کرد
    .....


    در سی ام خرداد ماه 1360 یعنی یك ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله اكبر، چمران در جلسه فوق العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت الله اشراقی شركت و از عدم تحرك و سكون نیروهاانتقاد كرد و پیشنهاد های نظامی خود را از جمله حمله به بستان را ارائه داد. این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود كه در آن شركت داشت و فردای آن روز، روز غم انگیز و بسیار سخت و هولناكی بود.

    در سحر گاه سی و یكم خرداد 1360 ، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دكتر چمران بشدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. شهید چمران، یكی دیگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی كند . در لحظه حركت، یكی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: « همانند روز عاشورا كه یكایك یاران حسین (ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او(رستمی) هم به شهادت رسید و اینك خود او آماده حركت به جبهه است.»

    بطرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات كرد. برای آخرین بار همدیگر را دیدند وبه حركت ادامه دادند تا اینكه به قربانگاه رسیدند .

    چمران همه رزمندگان را در كانالی پشت دهلاویه جمع كرد، شهادت فرمانده شان را به آنها تبریك و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پر نور و چهره ای نورانی و دلی مالا مال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگرخدا ما را هم دوست داشته باشد، می برد.»

    خداوند ثابت كرد كه او را نیز دوست دارد و به سوی خود فرا خواند. چمران در آن منطقه در حین سركشی به مناطق و خطوط مقدم بر اثر اثابت تركش خمپاره های دشمن به شهادت رسید .

    ضمن عرض تبریک و تسلیت شهادت این بزرگ مرد تاریخ جهاد و شهادت ازهمه دوستان دعوت می کنم هرچه از این شهید والا مقام می دانند در این تاپیک بنویسند



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكرها 6

    قلب سلیم (31-03-1391), قیام (31-03-1391), لبیک (31-03-1391), مدير اجرايي (31-03-1391), نرگس منتظر (31-03-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (31-03-1391)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    قسم نامه مصطفي چمران


    علي گونه اي در سكوت


    سخن از عشق و خون ، ايثار و تقوي ، هنر و عرفان ، فهم و انديشه ، رحم و خشم ، شجاعت و فضيلت گفتن بدون مصداق عيني همان مفهوم شنيدن كي بود مانند ديدن را در ذهن تداعي مي كند و تجسم اين ويژگيها در انسان راستين كه صفات متعددي در او جلوه گر است ، به مفاهيم نور عينيت مي بخشد و شهيد دكتر مصطفي چمران مصداق عيني اين ويژگيهاي ارزشمند انساني بود .

    اگر غلو نباشد با توجه به اين كه معيار مقايسه با انسانهاي معمولي جامعه است دكتر چمران را مي توان مردي علي گونه اما در سكوتي مقدس توصيف كرد. شخصيتي كه خالصانه و براي خدا اما بي سروصدا و تبليغ و دور از هرگونه ريا و تزوير في سبيل الله در راه خدا و رسول خدا و انقلاب اسلامي ايران و ولايت امر از جان و انديشه مايه مي گذاشت .

    از آن جهت علي گونه است كه ما در اعتقاد عارفانه خود نسبت به امام علي (ع) او را مظهر شخصيتي چند بعدي مي دانيم . علي را در سكوت شبانگاهان كعبه مي بينيم كه زارزار مي گريد و در خلوت فقر يتيمان كه با اشكش غم از دل بيوه زنان و كودكان بي پدر مي شويد و در همان حال با شمشيري آخته بر دشمن مي تازد و با ذوالفقار دولبش به دشمن يورش برده با لبي كافر را و با لب ديگر منافق را به جهنم مي فرستد و چهره گلگون و خشم گرفته اش خورشيد افق را شرمنده مي سازد

    و او را مي بينيم كه با صلابتي ساده بر جامه خود وصله مي زند و از سويي مرد خطابه و قدرت بيان است و در اوج علم و دانش همه اعصار فرياد بر مي آورد كه بپرسيد از من آنچه مي خواهيد قبل از آن كه مرا نيابيد و علي را در شبهاي كوفه و نخلستانها مي بينيم كه در جامه عارفي پاكباز به دور از خشم صبحگاه جنگ چكاچك شمشيرها بر سر آستان حق مي نهد و اشك ريزان به مناجات حق بر مي خيزد .

    درباره علي سخن گفتن نه كار من نيست بلكه به قول جرج جرداق علي كوهي بلند است كه صعود بر آن به جز بر بال انديشه آن هم ناقص را امكان نيست .
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  5. تشكرها 5

    قلب سلیم (31-03-1391), قیام (31-03-1391), مدير اجرايي (31-03-1391), نرگس منتظر (31-03-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (31-03-1391)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    و چمران كه شاگرد و پيرو امام علي است از اين ويژگيها نه در آن حد بالا بلكه با معياري درخور يك فرد مومن برخوردار است از آنجا كه با او مدتي اگرچه كم در جبهه و در مجلس گذرانده ام و در جلسات متعدد خصوصي به سر كرده ام او را مردي علي وار اما در سكوت يافتم .

    چمران كه از لحاظ شجاعت و بي پروايي در نبرد زبانزد همه است و او را به خوبي مي شناسيم به طوري كه روزهايي ولو اندك را كه با او در خطوط جبهه در گردان مي گذراندم شاهد بودم كه چگونه حربه بر دوش در خط مقدم جبهه تن را سپر ياران كرده و با جان و انديشه به ياران امام جان مي بخشد . چه بگويم كه سخن گفتن و نوشتن نتوانم .

    از نظر علم كلاسيك در اوج تحصيلي روز بود و با عاليترين مدارج تحصيلي يعني دكتراي الكترومكانيك و فيزيك پلاسما فارغ التحصيل مي شود .
    از عرفان او و عشق و اخلاص او ، سخن گفتن را فرصتي بليغ مي خواهد ، او مرد شب و اشك بود .

    هرگز از خاطر نمي برم اشكهاي بر گونه غلطيده او را زماني كه از مظلومي سخن مي گفتيم و هيچ گاه از خاطر نمي برم چشمان گريان و قلب طپان او را وقتي كه سخن از مهدي (عج) به ميان مي آمد و گفتار به عرفان حق تعالي مي كشيد .

    به خوبي به خاطر دارم كه در جلسه اي با حضور استاد محمدتقي جعفري كه بحث از عرفان و فلسفه بود وقتي چمران لب به سخن گشود من مردي را ديدم كه گويي عارف زاده شده و فيلسوف مي زيد و استاد جعفري در هنگام سخن گفتن او سكوت مي كرد .

    قلب مهربان و متواضع او و خضوع عاشقانه او چون قدرتي جذاب هر انسان مخلصي را به سوي خود جذب مي كرد . چمران هنگامي كه قلم بر مي گرفت و خطوطي بر كاغذ نقش مي كرد خط زيباي او بيش از همه جلوه مي كرد و ناگاه در قالب اين خط زيبا اشعار و جملات اديبانه اي بر كاغذ نقش مي بست كه زيبايي خط را فراموش مي كردي گويا خورشيدي از پس ماه سر برآورده باشد .
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  7. تشكرها 6

    فاتح خیبر (31-03-1391), قلب سلیم (31-03-1391), قیام (31-03-1391), مدير اجرايي (31-03-1391), نرگس منتظر (31-03-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (31-03-1391)

  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    وي چنان در طراحي و هنر تصوير استاد بود كه خامه و تصوير در دست او بازيچه اي نبود . طرح هاي زيبا و پر معني او هنوز به يادگار مانده بود و پرده ديگري از چهره او را معرفي مي كند . به خاطر دارم شبي در دفتر كارش در نخست وزيري آن زمان كه وزارت دفاع را به عهده داشت و در حالي كه سخت مشغول رسيدگي به امور ارتش بود . پيرمردي در حالي كه يك تابلو بزرگ و رنگ آميزي شده در دست داشت به دفتر چمران وارد شد .

    چمران با تواضع خاص خود از او پذيرايي كرد و او را ستود و تشويقش كرد . پيرمرد كه نقاش پير و فرسوده اي بود و از سويي محتاج ، بر روي طرح ها و پرتره هايي كه چمران مي كشيد كار مي كرد و در آن شب هم آمده بود تا تابلويي را كه از روي طرح چمران تهيه كرده بود به دكتر نشان بدهد و دكتر چمران نه تنها به اين وسيله او را تشويق مي كرد و شخصيتش را حفظ بلكه با آن همه گرفتاري و مشغله به نقاش پير امكان مي داد كه با استفاده از طرح او احتياج خود را هم رفع كند .

    نمي دانم چه بنويسم از قلم زيباي او ، از هنر شعر و طرح او ، از تقوي و ايثار او ، از خلوص و عشق او و چشمان اشكبار او از چهره توفنده و خشمگين يا از تواضع و فروتني و يا از عرفان و شب زنده داري او چه بنويسم از مردي كه خود درخشيد و روشن كرد نه آن كه نورافكن هاي قوي او را بدرخشانند و قهرمان سازند . او مرد مقاومت و حماسه بود . مرد پايداري و از خودگذشتگي چه تأسف بار است از دست دادن مردي چون او و چه زيباست پيوند اينچنين عابدي با معبود و عاشقي با معشوق.

    آخرين بار در چند هفته قبل از شهادتش او را در منزل امام ملاقات كردم سر و صورت گردآلود از جبهه آمده بود تا گزارش كارش را به مراد و امامش بدهد . يكديگر را در آغوش گرفتيم و سخن از جنگ و عشق گفتيم اما در سكوت .

    خون پاك بر زمين ريخته او نه تنها تزلزلي در روحيه بازماندگان ما ايجاد نكرد بلكه چون سيلابي خروشان بنياد ظلم صدامي را برخواهد افكند زيرا كه مردان بزرگ همانگونه مي ميرند كه زندگي مي كنند . او علي گونه زندگي كرد و علي گونه مرد اما در سكوت ، سكوتي به عمق انديشه .


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  9. تشكرها 5

    فاتح خیبر (31-03-1391), قلب سلیم (31-03-1391), مدير اجرايي (31-03-1391), نرگس منتظر (31-03-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (31-03-1391)

  10. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    زخم زبانها را خواهم پذيرفت

    من باز یافته ام
    رقصي چنين ميانه ميدانم آرزوست
    آسمان شاهد باش كه در زير سقف بلند تو يك تنه با انبوهي كثير از تانكها و زره‌پوشها و سربازان كفر روبرو شدم، لحظه اي ترديد بدل راه ندادم و
    ذرّه اي از فعاليت شديد دست بر نداشتم، مثل ماهي در حال سرخ شدن از نقطه اي به نقطه ديگر مي غلطيدم و رگبار گلوله در اطراف من مي باريد، و من نيز به چهار طرف تيراندازي مي كردم، و سربازان كفر را بر خاك مي ريختم اي زمين تو شاهدي كه خون از بدنم جاري بود و با خاكهاي پاك تو گلي گلگون بوجود آورده بود، و من ابا نداشتم كه تا آخرين قطره خون، ‌خود را تسليم كنم.

    احساس مي كردم كه عاشوراست و در حضور حسين (ع) مي جنگم و او چابكي و زبردستي مرا تحسين مي كند، و تپش بي‌پايان من و از قرباني شدن در بارگاه عشق آگاهي دارد او ميداند كه چقدر به او عاشقم و چگونه حاضرم كه در راهش جان ببازم.

    شيشه را در بغل سنگ نگه مي دارد
    من بازيافته ام، من رفته بودم، من متعلق به خدايم, من ديگر وجود ندارم، مني و منيّتي ديگر نيست
    ديگر به كسي عصباني نخواهم شد، ديگر بنام خود و براي خودقدمي برنخواهم داشت، ديگر هوا و هوس در دل خود نخواهم پرورد، آرزو را فراموش خواهم كرددنيا را سه طلاقه خواهم نمود، همه دردها و شكنجه هاو زخم زبانها را خواهم پذيرفت...




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  11. تشكرها 5

    فاتح خیبر (31-03-1391), قلب سلیم (31-03-1391), مدير اجرايي (31-03-1391), نرگس منتظر (31-03-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (31-03-1391)

  12. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض






    مناجاتهای عارفانه دکتر چمران


    همراه شمع مي سوزم و به دنبال او اشك مي ريزم

    و با امواج دريا به بي نهايت مي روم

    و تا ستارگان دور آسمان صعود مي كنم

    و در كهكشان محو و نابود مي گردم...



    چه احساس عجيبي! چه تجربه زيبايي!

    چه نماز مقدسي! چه عبادت عميقي!

    چه عشق بازي سوزاني! چه شب قدري!

    چه معراج و صعودي و وحدتي!


    خدايا! تو را شكر مي كنم كه از قفس جسم آزادم كردي.

    از زير فشار كوههاي غم نجاتم دادي.

    از ميان طوفانهاي ظلمت و جهل و كفر بيرونم كشيدي.

    از گردابهاي خطرناك سقوط و ياس و پژمردگي نجاتم دادي.


    خدايا! تو را شكر مي كنم كه قلبم را با سوزش شمع هماهنگ كردي.

    ديدگانم را به قدرت اشك، حيات دادي.

    روحم را با وسعت آسمان بي پايانت به بي نهايت، اتصال دادي


    مرگ به سراغم مي آيد؛

    آن قدر آرام و مطمئن به او نگاه مي كنم

    كه گويي خضر پيغمبرم...


    ‌خدايا از من سندي اگر بطلبي قلبم را ارائه خواهم داد

    و اگر محصول عمرم را بطلبي، اشك را تقديمت خواهم كرد.


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  13. تشكرها 4


  14. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,816
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,719
    مورد تشکر
    177,953 در 52,592
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    « او (شهید چمران ) با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید )

    امام خمینی (ره)


    حضور چمران هنوز بر خاک جبهه ها پایدار است .
    هنوز خاک خوزستان , خطه کردستان ,
    کربلای ایران و جبهه لبنان خاطره هایی از آن عزیز در دل خود دارد.

    اویی که حکایت همت و عظمت ایمان و ژرفای خلوصش آوازه ماندگار تاریخ است .

    هنوز هم صدای چمران را می شود شنید.
    هنوز هم حضور چمران را در صحنه ها می توان دید.
    هنوز نجوای نیازش بر دلها طنین انداز است که می گفت :
    « خدایا! تو می دانی که تار و پودم با مهر تو سرشته است . »

    چمران آن بزرگمردی است که بزرگ زمان . اسوه ایمان ,

    حضرت امام (ره ) در شهادتش فرمود :
    « او (شهید چمران ) با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید)

    شهید چمران سالها بود که دل به ملاقات با حق بسته بود.
    سالها بود که خویش را مهیای لقائش ساخته بود.

    از پشت میز ریاست دل کنده و خاک جبهه را برگزیده بود.
    حرفهایش , حرفهای دنیایی نبود , رازها و نیازهایش

    در خلوت خویش با معبود شنیدنی است , آنگاه که می گوید :

    « خدایا تو را شکر می کنم که لذت معراج را بر روحم ارزانی داشتی
    تاگاه گاهی از دنیای ماده درگذرم و آنجا جز وجود ترا نبینم و جز بقا تو چیزی نخواهم . »

    آنگاه که خصم قصد ما کرد را یادت می آید
    آنگاه که خصم آمد تا خانه ما را بگیرد ,
    اما غافل از حضور پاسداران بیدار , و چمران و چمرانها بود.

    همان سعیدعزیز که گفت : « من آزاده ام , من از جهان دست برداشته ام .
    من از مرگ وحشتی ندارم و تا به ساعتی به آغوش مرگ فرو می روم . »
    رفت و تا آنجا رفت که سالها در انتظارش دردها کشیده بود

    می گفت : خوش دارم که در نیمه شبها در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم ,
    با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم .
    آرام , آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم .

    محو عالم بی نهایت شوم , از مرزهای عالم وجود در گذرم
    و در وادی فنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم . »

    و چه زود گریه های شبانه و عارفانه اش به ثمر نشست
    و دعاهای آسمانی اش به اجابت رسید.

    روحش شاد و راهش پر رهرو




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  15. تشكرها 5


  16. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    به نام خدا وند لوح و قلم حقیقت نگار وجود از عدم

    اینجا قلب میسوزد اشک میجوشد وجود خاکستر میشود و احساس سخن میگوید
    اینجا کسی چیزی نمیخواهد انتظاری ندارد ادعایی نمیکند
    فریاد زجه ای است که از سینه پر درد به آسمان طنین انداخته و سایه ای کمرنگ از آن فریاد ها بر این صفحات نقش بسته است
    چه زیباست راز و نیاز های درویشی دلسوخته و نا امید در نیمه های شب
    فریاد خروشان یک انقلابی از جان گذشته در دهان اژدهای مرگ.
    چه خوش است دست از جهان شستن دنیا را سه طلاقه کردن و از همه قید و بند اسارت حیات آزاد شدن
    بدون بیم و امید علیه ستمگران جنگیدن پرچم حق را در صحنه خطر و مرگ برافراشتن
    به همه طاغوت ها نه گفتن با سرور و غرور به استقبال شهادت رفتن
    جایی که انسان دیگر مصلحتی ندارد تا حق را برای آن کتمان نماید .
    آنجا حق و عدل همچون خورشید میتابد و همه قدرت ها و حتی قداست ها فرو میریزند
    و هیچ کس جز خدا، فقط خدا، سلطنت نخواهد داشت .
    خوش دارم از همه چیز و همه کس دل ببرم و جز خدا انیسی و همراهی نداشته باشم .
    خوش دارم که زمین زیر اندازم و آسمان بلند رو اندازم باشد و از همه زندگی و تعلقات آن آزاد گردم .
    خوش دارم مرا بسوزانند و خاکسترم را به باد بسپارند تا حتی قبری را از این زمین اشغال نکنم .
    خوش دارم هیچ کس مرا نشناسد هیچ کس از غم ها و درد هایم آگاهی نداشته باشد
    هیچ کس از راز و نیاز های شبانه ام نفهمد هیچ کس اشک های سوزانم را در نیمه های شب نبیند
    هیچ کس به من محبت نکند هیچ کس به من توجه ننماید
    جز خدا کسی را نداشته باشم جز خدا به کسی پناه نبرم .
    خوش دارم آزاد از همه قید و بند ها در غروب آفتاب بر بلندی کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده کنم .

    امضاء

  17. تشكرها 4


  18. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    گوشه ای از مناجات شهید چمران قبل ازشهادت

    " ای خدای بزرگ ، ای آنکه نمونه ی بزرگی چون حسین علیه السلام را به جهان عرضه کرده ای،
    ای آنکه برای اتمام حجت به کافران وجودت... سیاهی ها و تباهی ها را به آتش وجود حسین ها روشن نموده ای، ای آنکه راه پرافتخار شهادت را، برای آخرین راه حل انسانها باز کرده ای،
    ای خدا، ای معشوق من، ای ایده آل آرزوهای مردم عارف، به من توفیق ده تا مثل مخلصان و شیفتگان ، در راهت بسوزم و ازین خاکستر مادی آزاد گردم.
    ای حسین علیه السلام، من برای زنده ماندن تلاش نمی کنم و از مرگ نمی هراسم ، بلکه به شهادت دل بسته ام و از همه چیز دست شسته ام ، ولی نمی توانم بپذیرم که ارزشهای الهی و حتی قداست انقلاب بازیچه دست سیاستمداران و تجار ماده پرست شده است.

    قبول شهادت مرا آزاد کرده است، من آزادی خود را به هیچ چیز حتی به حیات خود نمی فروشم.

    خدایا ابراهیم را گفتی که عزیز ترین فرزندش را قربانی کند، و او اسماعیل را مهیای قربانی کرد...

    هنگامی که پدر کارد را به گلوی فرزندش نزدیک می کرد، ندا آمد دست نگه دار .
    ابراهیم آزمایش خود را داد، ولی اسماعیل هنوز به آن درجه تکامل نرسیده بود که قربانی شود، زمان زیادی گذشت تا قربانی کاملی که عزیزترین فرزندان آدم بود، به درجه ارزش قربانی شدن رسید، و در همان راه خدا قربانی شد و او حسین بود.
    خدایا تو به من دستور دادی که در راه تو قربانی شوم، فوراً اجابت کردم و مشتاقانه به سوی قرارگاه عشق حرکت کردم... اما تو می خواستی که این قربانی هر چه باشکوه تر باشد، لذا دوستانم را و فرزندم را و عزیزترین کسانم را به قربانی پذیرفتی... و مرا در آتش اشتیاق منتظر گذاشتی..."


    امضاء

  19. تشكرها 4


  20. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0


    پيام حضرت امام ‏خميني


    بمناسبت شهادت دكتر مصطفي چمران

    بِسْمِ ‏الله الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

    انالله وانّااليه راجعون



    شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به «ملاء اعلي»، دكتر مصطفي چمران را به پيشگاه ولي‏عصر ارواحنا فداه تسليت و تبريك عرض مي‏كنم. تسليت از آنرو، كه ملت شهيدپرور ما سربازي را از دست داد، كه در جبهه ‏هاي نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ايران، حماسه مي‏آفريد و سرلوحه مرام او اسلام عزيز و پبروزي حق بر باطل بود. او جنگجويي پرهيزگار و معلمي متعهد بود، كه كشور اسلامي ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت و تبريك از آنرو كه اسلام بزرگ چنين فرزنداني تقديم ملت‏ها و توده ‏هاي مستضعف مي‏كند و سرداراني همچون او در دامن تربيت خود پرورش مي‏دهد. مگر چنين نيست كه زندگي عقيده و جهاد در راه آن است؟

    چمران عزيز با عقيده پاك خالص غيروابسته به دستجات و گروه‏هاي سياسي، و عقيده به هدف بزرگ الهي، جهاد را در راه آن از آغاز زندگي شروع و به آن ختم كرد. او در حيات، با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازي زيست، و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد.

    هنر آن است كه بي‏هياهوهاي سياسي، و «خودنمايي»هاي شيطاني، براي خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف كند نه هوي، و اين هنر مردان خداست. او در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و يادش بخير.

    و اما ما مي‏توانيم چنين هنري داشته باشيم، با خداست كه دستمان را بگيرد و از ظلمات جهالت و نفسانيت برهاند.

    من اين ضايعه را به ملت شريف ايران و لبنان، بلكه به ملت‏هاي مسلمان و قواي مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم اين مجاهد عزيز، تسليت عرض مي‏كنم. و از خداوند تعالي رحمت براي او، و صبر و اجر براي بازماندگان محترمش خواهانم.

    اول تيرماه شصت

    روح ‏الله ‏الموسوي‏ الخميني


    امضاء

  21. تشكرها 4


صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی