امام حسن عسگری علیه السلام سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
امام حسن عسگری علیه السلام
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 24 , از مجموع 24
  1. #21
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن عسگری علیه السلام




    امام حسن عسکری می فرمایند :

    لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ.

    عبادت کردن به زیادی نماز و روزه نیست بلکه حقیقت عبادت زیاد در کار خدا اندیشیدن است

    (تحف العقول، ص448)
    امام حسن عسگری علیه السلام

  2. #22
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن عسگری علیه السلام




    امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:


    الاشراک فی‏النّاس، أخفی من دبیب النّمل علی المسح الأسود فی اللّیلة المظلمة

    شرک ورزیدن در میان مردم، از حرکت مورچه (که بسیار آرام و نامحسوس است) در شب تاریک بر روپوش سیاه، نهان‏تر است.



    مجمع البحرین، ج 2، ص 414.
    تحف العقول، ص 361؛ کشف الغمّه، ص
    امام حسن عسگری علیه السلام

  3. #23
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : امام حسن عسگری علیه السلام




    قال العسکری :

    (ان الوصول الی الله عزو جل سفر لایدرک الا بامتطاء اللیل)


    امام حسن عسکری می فرمایند :

    وصول به خداوند عزوجل سفری است که جزء با عبادت در شب حاصل نمی گردد .
    امام حسن عسگری علیه السلام

  4. #24
    عضو ماندگار
    محب الحسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    قضای حاجات
    نوشته : 661      تشکر : 2,047
    1,144 در 435 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب الحسین آنلاین نیست.

    پیش فرض امام حسن عسکری




    امام حسن عسكرى (ع ) در سال 232 هجرى در مدينه چشم به جهان گشود. مادر والاگهرش سوسن يا سليل زنى لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت را داشت ، تا حجت حق را آن چنان كه شايسته است پرورش دهد. اين زن پرهيزگار در سفرى كه امام عسكرى (ع ) به سامرا كرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت كرد.
    كنيه آن حضرت ابامحمّد بود.
    صورت و سيرت امام حسن عسكرى (ع )
    امام يازدهم صورتى گندمگون و بدنى در حد اعتدال داشت . ابروهاى سياه كمانى ، چشمهاى درشت و پيشانى گشاده داشت . دندان ها درشت و بسيار سفيد بود. خالى بر گونه راست داشت . امام حسن عسكرى (ع ) بيانى شيرين و جذاب و شخصيتى الهى با شكوه و وقار و مفسرى كم مانند براى قرآن مجيد بود. راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و بويژه براى اصحاب بزرگوارش - در ايام عمر كوتاه خود - روشن كرد.
    دوران امامت
    بطور كلى دوران عمر 29 ساله امام حسن عسكرى (ع ) به سه دوره تقسيم مى گردد: دوره اول 13 سال است كه زندگى آن حضرت در مدينه گذشت .
    دوره دوم 10 سال در سامرا قبل از امامت .
    دوره سوم نزديك 6 سال امامت آن حضرت مى باشد.
    دوره امامت حضرت عسكرى (ع ) با قدرت ظاهرى بنى عباس رو در روى بود. خلفايى كه به تقليد هارون در نشان دادن نيروى خود بلند پروازيهايى داشتند.
    امام حسن عسكرى (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانيد. زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمكار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را - بوسيله آن دو غلام - آزار بيشترى دهد، امّا آن دو غلام كه خود از نزديك ناظر حال و حركات امام بودند تحت تاءثير آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتارى گرائيده بودند. وقتى از اين غلامان جوياى حال امام شدند، مى گفتند اين زندانى روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم است و با كسى سخن نمى گويد.
    عبيداللّه خاقان وزير محمّد عباسى با همه غرورى كه داشت وقتى با حضرت عسكرى ملاقات مى كرد به احترام آن حضرت بر مى خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود مى نشانيد. پيوسته مى گفت : در سامره كسى را مانند آن حضرت نديده ام ، وى زاهدترين و داناترين مردم روزگار است .
    پسر عبيداللّه خاقان مى گفت : من پيوسته احوال آن حضرت را از مردم مى پرسيدم . مردم را نسبت به او متواضع مى يافتم . مى ديدم همه مردم به بزرگواريش معترفند و دوستدار او مى باشند.
    با آنكه امام (ع ) جز با خواص شيعيان خود آميزش نمى فرمود، دستگاه خلافت عباسى براى حفظ آرامش خلافت خود بيشتر اوقات ، آن حضرت را زندانى و ممنوع از معاشرت داشت .
    (از جمله مسائل روزگار امام حسن عسكرى (ع ) يكى نيز اين بود كه از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقاف شيعه ، به دست كسانى سپرده مى شد كه دشمن آل محمّد (ع ) و جريانهاى شيعى بودند، تا بدين گونه بنيه مالى نهضت تقويت نشود. چنانكه نوشته اند كه احمد بن عبداللّه بن خاقان از جانب خلفا، والى اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بيت رسالت ، نهايت مرتبه عداوت را داشت ).
    (نيز اصحاب امام حسن عسكرى ، متفرق بودند و امكان تمركز براى آنان نبود، كسانى چون ابوعلى احمد بن اسحاق اشعرى در قم و ابوسهل اسماعيل نوبختى در بغداد مى زيستند، فشار و مراقبتى كه دستگاه خلافت عباسى ، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود كه جناح مقابل را با سخت ترين نوع درگيرى واداشته بود. اين جناح نيز طبق ايمان به حق و دعوت به اصول عدالت كلى ، اين همه سختى را تحمل مى كرد، و لحظه اى از حراست (و نگهبانى ) موضع غفلت نمى كرد).
    (115)
    اينكه گفتيم : حضرت هادى (ع ) و حضرت امام حسن عسكرى (ع ) هم از سوى دستگاه خلافت تحت مراقبت شديد و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با ياران خاص و كسانى كه براى حل مشكلات زندگى مادى و دينى خود به آنها مراجعه مى نمودند - كمتر معاشرت مى كردند به جهت آن بود كه دوران غيبت حضرت مهدى (ع ) نزديك بود، و مردم مى بايست كم كم بدان خو گيرند، و جهت سياسى و حل مشكلات خود را از اصحاب خاص كه پرچمداران مرزهاى مذهبى بودند بخواهند، و پيش آمدن دوران غيبت در نظر آنها عجيب نيايد. بارى ، امام حسن عسكرى (ع ) بيش از 29 سال عمر نكرد ولى در مدت شش سال امامت و رياست روحانى اسلامى ، آثار مهمى از تفسير قرآن و نشر احكام و بيان مسائل فقهى و جهت دادن به حركت انقلابى شيعيانى كه از راههاى دور براى كسب فيض به محضر امام (ع ) مى رسيدند بر جاى گذاشت .
    در زمان امام يازدهم تعليمات عاليه قرآنى و نشر احكام الهى و مناظرات كلامى جنبش علمى خاصى را تجديد كرد، و فرهنگ شيعى - كه تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته هاى ديگر نيز مانند فلسفه و كلام باعث ظهور مردان بزرگى چون يعقوب بن اسحاق كندى ، كه خود معاصر امام حسن عسكرى بود و تحت تعليمات آن امام گرديد.
    در قدرت علمى امام (ع ) - كه از سرچشمه زلال ولايت و اهل بيت عصمت مايه ور بود - نكته ها گفته اند. از جمله : همين يعقوب بن اسحاق كندى فيلسوف بزرگ عرب كه دانشمند معروف ايرانى ابونصر فارابى شاگرد مكتب وى بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و كتابى را كه بر ردّ قرآن نوشته بود سوزانيد و بعده از دوستداران و در صف پيروان آن حضرت در آمد.
    شهادت امام حسن عسكرى (ع )
    شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260 هجرى نوشته اند. در كيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبداللّه بن خاقان گويد روزى براى پدرم (كه وزير معتمد عباسى بود) خبر آوردند كه ابن الرضا - يعنى حضرت امام حسن عسكرى - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد. خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه كرد. يكى از ايشان نحرير خادم بود كه از محرمان خاص خليفه بود، امر كرد ايشان را كه پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند. و طبيبى را مقرر كرد كه هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود، و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز براى پدرم خبر آوردند كه مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولى گرديده . پس بامداد سوار شد، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - كه عموما اطباى مسيحى و يهودى در آن زمان بودند - امر كرد كه از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضى القضات (داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علماى مشهور را حاضر گردان كه پيوسته نزد آن حضرت باشند. و اين كارها را براى آن مى كردند كه آن زهرى كه به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر نسازند كه آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنكه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه‍ ق ‍ آن امام مظلوم در سن 29 سالگى از دار فانى به سراى باقى رحلت نمود. بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد، زيرا شنيده بود كه فرزند آن حضرت بر عالم مستولى خواهد شد، و اهل باطل را منقرض خواهد كرد... تا دو سال تفحص احوال او مى كرد...(116)
    اين جستجوها و پژوهش ها نتيجه هراسى بود كه معتصم عباسى و خلفاى قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادى كه به حضرت رسول اللّه (ص ) مى پيوست ، شنيده بودند كه از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسكرى فرزندى پاك گهر ملقب به مهدى آخرالزمان - همنام با رسول اكرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد. بدين جهت به بهانه هاى مختلف در خانه حضرت عسكرى (ع ) رفت و آمد بسيار مى كردند، و جستجو مى نمودند تا از آن فرزند گرامى اثرى بيابند و او را نابود سازند.
    براستى داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم (ع ) و حضرت موسى (ع ) تكرار مى شد. حتى قابله هايى را گماشته بودند كه در اين كار مهم پى جويى كنند. امّا خداوند متعال - چنانكه در فصل بعد خواهيد خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ كرد، و همچنان نگاهدارى خواهد كرد تا ماءموريت الهى خود را انجام دهد.
    بارى ، علت شهادت آن حضرت سمى مى دانند كه معتمد عباسى در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد از كردار زشت خود پشيمان شد. بناچار اطباى مسيحى و يهودى كه در آن زمان كار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند، بويژه در ماءموريت هايى كه توطئه قتل امام بزرگوارى مانند امام حسن عسكرى (ع ) در ميان بود، براى معالجه فرستاد. البته از اين دلسوزيهاى ظاهرى هدف ديگرى داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود.
    بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسكرى (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت . و از هر سوى صداى ناله و گريه برخاست . مردم آماده سوگوارى و تشييع جنازه آن حضرت شدند.
    ماجراى جانشين بر حق امام عسكرى
    ابوالاديان مى گويد: من خدمت حضرت امام حسن عسكرى (ع ) مى كردم . نامه هاى آن حضرت را به شهرها مى بردم . در مرض موت ، روزى مرا طلب فرمود و چند نامه اى نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود: پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهى شد و صداى گريه و شيون از خانه من خواهى شنيد، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود.
    ابوالا ديان به امام عرض مى كند: اى سيد من ، هرگاه اين واقعه دردناك روى دهد، امامت با كيست ؟
    فرمود: هر كه جواب نامه مرا از تو طلب كند.
    ابوالاديان مى گويد: دوباره پرسيدم علامت ديگرى به من بفرما.
    امام فرمود: هر كه بر من نماز گزارد.
    ابوالا ديان مى گويد: باز هم علامت ديگرى بگو تا بدانم .
    امام مى گويد: هر كه بگويد كه در هميان چه چيز است او امام شماست .
    ابوالاديان مى گويد: مهابت و شكوه امام باعث شد كه نتوانم چيز ديگرى بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتى به در خانه امام رسيدم صداى شيون و گريه از خانه امام بلند بود. داخل خانه امام ، جعفر كذاب برادر امام حسن عسكرى را ديدم كه نشسته ، و شيعيان به او تسليت مى دهند و به امامت او تهنيت مى گويند. من از اين بابت بسيار تعجب كردم پيش رفتم و تعزيت و تهنيت گفتم . امّا او جوابى نداد و هيچ سؤ الى نكرد.
    چون بدن مطهر امام را كفن كرده و آماده نماز گزاردن بود، خادمى آمد و جعفر كذّاب را دعوت كرد كه بر برادر خود نماز بخواند. چون جعفر به نماز ايستاد، طفلى گندمگون و پيچيده موى ، گشاده دندانى مانند پاره ماه بيرون آمد و رداى جعفر را كشيد و گفت : اى عمو پس بايست كه من به نماز سزاوارترم .
    رنگ جعفر دگرگون شد. عقب ايستاد. سپس آن طفل پيش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوى امام على النقى عليه السلام دفن كرد. سپس ‍ رو به من آورد و فرمود: جواب نامه ها را كه با تو است تسليم كن . من جواب نامه را به آن كودك دادم . پس (حاجزوشا) از جعفر پرسيد: اين كودك كه بود، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمى شناسم و هرگز و را نديده ام .
    در اين موقع ، عده اى از شيعيان از شهر قم رسيدند، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند، مردم به جعفر اشاره كردند. چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسيدند: بگو كه نامه هايى كه داريم از چه جماعتى است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببينيد مردم از من علم غيب مى خواهند! در آن حال خادمى از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت :
    اى مردم قم با شما نامه هايى است از فلان و فلان و هميانى (كيسه اى ) كه در آن هزار اشرفى است كه در آن ده اشرفى است با روكش طلا.
    شيعيانى كه از قم آمده بودند گفتند: هر كس تو را فرستاده است امام زمان است اين نامه ها و هميان را به او تسليم كن .
    جعفر كذاب نزد معتمد خليفه آمد و جريان واقعه را نقل كرد. معتمد گفت : برويد و در خانه امام حسن عسكرى (ع ) جستجو كنيد و كودك را پيدا كنيد. رفتند و از كودك اثرى نيافتند. ناچار (صيقل ) كنيز حضرت مام عسكرى (ع ) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اينكه او حامله است . ولى هر چه بيشتر جستند كمتر يافتند. خداوند آن كودك مبارك قدم را حفظ كرد و تا زمان ما نيز در كنف حمايت حق است و بظاهر از نظرها پنهان مى باشد.
    (117) درود خداى بزرگ بر او باد.
    سخنان امام حسن عسكرى (ع )
    1 - دو صفتى كه برتر از آن چيزى نيست :
    ايمان به خداوند عالم و كمك و نفع رساندن به برادران دينى ات .
    2 - هيچ عزيز و صاحب اقتدارى حق را ترك نكرد مگر آنكه ذليل و خوار شد و هيچ ذليلى به حق تمسك نكرد مگر آنكه عزيز شد.
    3 - چه بد بنده اى است آنكه دو رو باشد، و نسبت به برادران دينى خود دو زبان داشته باشد. در حضور، آنها را بستايد و از آنها تعريف كند و در غياب از آنها مذمت و نكوهش نمايد و غيبت نمايد. اگر همان برادر دينى به او بخشش كند حسد ورزد، و اگر مبتلا شود خيانت نمايد.
    4 - خشم و غضب كليد همه زشتى هاست .
    5 - پارساترين و پرهيزكارترين مردم آن كسى است كه حرام را ترك كند.
    6 - شرك به خدا در مردم مخفى تر است از راه رفتن مورچه بر سنگ سياه در شب تاريك .
    7 - خدا و مرگ را پيوسته به ياد آوريد و بر تلاوت قرآن و درود بر پيغمبر (ص ) مواظبت كنيد.
    8 - عبادت تنها به روزه گرفتن و نماز گزاردن نيست بلكه در اين است كه درباره آثار عظمت حق و عالم خلقت تفكر كنيد.
    (118)
    امام حسن عسگری علیه السلام

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •