۞۞ کودکان در برابر مرگ...!! ۞۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۞ کودکان در برابر مرگ...!! ۞۞
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 23 , از مجموع 23
  1. #21
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    خلاصه مبحث

    معاد پنجمين اصل از اصول اعتقادي اسلام است. از منظر اسلام، انسان با مرگ نابود نمي شود، بلکه پس از مرگ هم زنده است. اما زندگي خود را در جهان ديگري متفاوت با اين جهان ادامه مي دهد. اهل بيت (عليهم السلام) مفهوم معاد را با استفاده از مثال هاي گويا براي مردم تبيين مي کردند؛ و همچنين براي اثبات امکان معاد از دو روش استفاده مي نمودند: الف) اثبات امکان معاد با بيان نمونه هايي محسوس از زندگي مجدد پديده هاي طبيعي؛ ب) بيان نمونه هايي از مرگ و زندگي مجدد برخي انسان ها به اثبات امکان معاد. اهل بيت (عليهم السلام) براي اثبات ضرورت و حتمي بودن معاد از سه روش اقامه ي دليل، دعوت عملي و رفع شبهات سود مي بردند و سپس به منظور آشنايي بيشتر با معاد به بيان ويژگي هاي زندگي پس از مرگ و ارتباط اعمال دنيوي و سرنوشت اخروي انسان مي پرداختند، اما از آنجا که انسان هميشه در معرض غفلت و فراموشي است، پيوسته مرگ و معاد را يادآوري مي کردند.



    ۞۞ کودکان در برابر مرگ...!! ۞۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  2. #22
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پي نوشت ها :


    1. پيش از ورود به بحث بايد به دو نکته توجه کرد. نخست اينکه غالباً ائمه (عليهم السلام) با عموم مردم سر و کار داشتند، نه با عده خاصي از آنان، به سخن ديگر، مخاطب آنان افرادي بودند که معمولاً در مجامع ديني و مذهبي حضور داشتند. بيشتر اين افراد را بزرگسالان تشکيل مي دادند و کودکان و نوجوانان تنها بخش اندکي از آنها به شمار مي آمدند. از اين گذشته، کودکان چندين در معرض ابتلا به بحث معاد و فروعات آن نبودند و به همين سبب، در سيره معصومان (عليهم السلام) به موارد نادري بر مي خوريم که اين موضوع را با کودکان در ميان گذاشته باشند. دوم اينکه در متون ديني درباره آموزش معاد و ايجاد و تقويت اعتقاد به آن، سيره فعلي (در مقابل سيره قولي) چنداني وجود ندارد.
    از اين رو در اين بحث ناچاريم به سيره هاي قولي آنان استناد کنيم و از نحوه بيان و طرح مطالب پيرامون معاد، يعني اينکه چه مسائلي را درباره معاد مطرح کرده اند، يا اين مطالب را چگونه مطرح کرده اند، يا در شرايط متفاوت با اين موضوع چگونه برخورد کرده اند و...، نکاتي راجع به آموزش معاد و ايجاد و تقويت اعتقاد به آن استخراج کنيم. گفتني است، اين موضوعات را از اين جنبه بررسي نمي کنيم که در سيره معصومان (عليهم السلام) چه دلائلي براي اثبات معاد و امکان آن مطرح شده است، يا معاد از ديد آنان چه مفهومي دارد، و يا زندگي در جهان آخرت چه خصوصيات و ويژگي هايي دارد؛ بلکه توجه ما عمدتاً به چگونگي طرح اين مطالب و دلائل اين چگونگي هاست و اينکه اين چگونگي ها چه آثار تربيتي اي دارند.

    2. و روي أنه مر الصادق بقوم و قد مات لهم ميت. فوقف عليهم و عزاهم، ثم قال لهم: يا هؤلاء، إن الموت ليس بکم بداً و لا إليکم انتهي؛ فهل کان ميتکم يسافر؟ قالوا نعم. قال: فعدوا هذا من بعض أسفاره؛ فإن قدم عليکم و إلا فأنتم قادمون (الفتال النيسابوري، ص 489).

    3. ألا و إنکم في يوم عمل لا حساب فيه، و يوشک أن تکونوا في يوم حساب ليس فيه عمل (مجلسي، 1404، ج 74، ص 190).

    4. إن الدنيا خلقت مزرعه يزرع فيها العباد الحلو و المر و الشر و الخير... (همان، ج 14، ص 314، روايت 17). عن الرسول (صلي الله عليه و آله و سلم): الدنيا مزرعه الآخره (احسائي، 1405، ج 1، ص 267).

    5. عن أبي رزين العقيلي قال: أتيت رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) فقلت: يا رسول الله، کيف يحيي الله الموتي؟ قال: أمررت بأرض من أرضک مجدبه، ثم مروت بها مخصبه؟ قال: نعم. قال: کذلک النشور (صالحي، 1414، ج 7، ص 141).

    6. عن أبي بصير، عن أبي عبدالله (عليه السلام) أن إبراهيم (عليه السلام) نظر إلي جيفه علي ساحل البحر تأکلها سباع البر و سباع البحر. ثم يثب السباع بعضها علي بعض، فيأکل بعضها بعضاً، فتعجب إبراهيم، فقال: «رب أرني کيف تحي الموتي». فقال الله له: «أولم تؤمن قال بلي ولکن ليطمئن قلبي قال فخذ أربعه من الطير فصرهن إليک ثم اجعل علي کل جبل منهن جزءا ثم ادعهم يأتينک سعيا و اعلم أن الله عزيز حکيم». فأخذ إبراهيم (عليه السلام) الطاووس والديک و احمام و الغراب. قال الله عزوجل: «فصرهن إليک»؛ أي قطعهن ثم اخلط لحماتهن و فرقها علي کل عشره جبال، ثم خذ مناقيرهن و ادعهن يأتينک سعياً. ففعل إبراهيم ذلک و فرقهن علي عشره جبال، ثم دعاهن، فقال: أجيبيني بإذن الله تعالي. فکانت يجتمع و يتألف لحم کل واحد و عظمه إلي رأسه و طارت إلي إبراهيم (مجلسي، 1404، ج 7، ص 36).

    7. قال الزنديق الصادق (عليه السلام): أني للروح بالبعث و البدن قد بلي و الأعضاء قد تفرقت؟ فعضو في بلده تأکلها سباعها، و عضو باخري تمزقه هوامها، و عضو قد صار تراباً بني به مع الطين حائط! قال: إن الذي أنشأه من غير شيء و صوره علي غير مثال کان سبق إليه، قادر أن يعيده کما بدأه (مجلسي، 1404، ج 7، ص 37).

    8. قال النبي: يا بني عبدالمطلب، إن الرائد لا يکذب أهله؛ و الذي بعثني بالحق لتموتن کما تنامون، و لتبعثن کما تستيقظون، و ما بعد الموت دار إلا جنه أو نار (مجلسي، 1404، ج 7، ص 47).



    ۞۞ کودکان در برابر مرگ...!! ۞۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  3. #23
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    9. لما عاد رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) من تبوک الي المدينه قدم إليه عمرو بن معدي کرب، فقال له النبي: أسلم يا عمرو، يؤمنک الله من الفزع الأکبر. قال: يا محمد، و ما الفزغ الأکبر؟ فإني لا أفزع. فقال: يا عمرو. إنه ليس کما تظن و تحسب، إن الناس يصاح بهم صيحه واحده فلا يبقي ميت إلا نشر، و لا حي إلا مات، إلا ماشاء الله؛ ثم يصاح بهم صيحه اخري، فينشر من مات و يصفون جميعاً و تنشق السماء و تهد الأرض و تخر الجبال هدا و ترمي النار بمثل الجبال شرراً، فلا يبقي ذو روح إلا انخلع قلبه و ذکر ذنبه و شغل بنفسه، إلا من شاء الله؛ فأين أنت يا عمرو من هذا؟ قال ألا إني أسمع أمراً عظيماً. فآمن بالله و رسوله و آمن معه من قومه ناس... (مجلسي، 1404، ج 21، ص 356).

    10. عن جابربن عبدالله قال: إن رسول الله... کان إذا خطب قال في خطبته: أما بعد فإذا ذکر السعه اشتد صوته و احمرت و جنتاه. ثم يقول: صبحتکم الساعه أو مستکم. ثم يقول: بعث أنا و الساعه کهذه من هذه، و يشير بأصبعيه (همان، ج 77، ص 122، روايت 23).

    11. لما نزلت هذه الآيه علي النبي «و إن جهنم لموعدهم أجمعين * لها سبعه أبواب لکل باب منهم جزء مقسوم»، بکي انبي بکاء شديداً (همان، ج 8، ص 303).

    12. جاء اُبي خلف، فأخذ عظماً بالياً من حائط ففته، ثم قال: يا محمد، إذا کنا عظاماً و رفاتاً أإنا لمبعوثون؟! فأنزل الله «من يحيي العظام و هي رميم * قل يحييها الذي أنشأها أول مره و هو بکل خلق عظيم» (همان، ج 7، ص 42).

    13. عن حفص بن غياث قال: شهدت المسجد الحرام و ابن أبي العوجاء يسأل أباعبدالله (عليه السلام) عن قوله تعالي: «کلما نضجت جلودهم بدلنهم جلوداً غيرها ليذوقوا العذاب»، ما ذنب الغير؟ قال: ويحک! هي هي و هي غيرها. فقال: فمثل لي ذلک شيئاً من أمر الدنيا. قال: نعم، أرأيت لو أن رجلاً أخذ لينة فکسرها، ثم ردها في ملبنها، فهي هي و هي غيرها (همان، ص 38).

    14. قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم): إني رأيت البارحه عجائب. قال: فقلنا: يا رسول الله و ما رأيت؟ حدثنا به فداک أنفسنا و أهلونا و أولادنا. فقال: رأيت رجلاً من أمتي قد بسط عليه عذاب القبر، فجاءه وضوؤه فمنعه منه؛ و رأيت رجلاً من امتي قد احتوشته ملائکه العذاب، فجاءته صلاته فمنعته منهم... (همان، ص 290).

    15. عن أنس بن مالک قال: سمعت رسول الله يقول: يا معشر المسلمين، شمروا فإن الأمر جد، و تأهبوا فإن الرحيل قريب، و تزودوا فإن السفر بعيد، و خففوا أثقالکم فإن وراءکم عقبه کؤوداً (همان، ج 74، ص 186).

    16. و أعلموا أنکم ميتون و مبعوثون من بعد الموت و محاسبون علي أعمالکم و مجازون بها؛ فلا تغرنکم الحياه الدنيا (همان، ص 296).

    17. و بعثه (صلي الله عليه و آله و سلم) إلي اليمن بعد غزوه تبوک في سنه العاشر، و عاش إلي أن توفي في طاعون عمواس بناحيه الأردن سنه ثمان عشره في خلافه عمر. و لما بعثه (صلي الله عليه و آله و سلم) إلي اليمن شيعه (صلي الله عليه و آله و سلم) و من کان معه من المهاجرين و الأنصار، و معاذ راکب و رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) يمشي إلي جنبه و يوصيه. فقال معاذ: يا رسول الله، أنا راکب و أنت تمشي؛ ألا اُنزل فأمشي معک و مع أصحابک؟ فقال: يا معاذ، إنما أحتسب خطاي هذه في سبيل الله. ثم أوصاه بوصايا - ذکرها الفريقين مشروحاً و موجزا في کتبهم - ثم التفت (صلي الله عليه و آله و سلم)، فأقبل بوجهه نحو المدينه، فقال: إن أولي الناس بي المتقون من کانوا و حيث کانوا علمهم کتاب الله و ذحسن أدبهم علي الأخلاق الصالحه، و أنزل الناس منازلهم خيرهم و شرهم و أنفذ فيهم أمرالله و لا تحاش في أمره و لا ماله أحدا؛ فإنها ليست بولايتک و لا مالک، و أد إليهم الأمانه في کل قليل و کثير، و عليک بالرفق و العفو في غير ترک للحق يقول الجاهل: قد ترکت من حق الله، و اعتذر إلي أهلک عملک من کل أمر خشيت أن يقع إليک منه عيب حتي يعذروک، و أمت أمر الجاهليه إلا ما سنه الاسلام، و أظهر أمر الإسلام کله صغيره و کبيره، وليکن أکثر همک الصلاه، فإنها رأس الإسلام بعد الإقرار بالدين، و ذکر الناس بالله و اليوم الآخر، و اتبع الموعظه؛ فإنه أقوي لهم علي العمل بما يحب الله، ثم بث فيهم المعلمين و اعبدالله الذي إليه ترجع، و لا تخفف في الله لومه لائم (همان، ص 127).

    منبع: کتاب سيره تربيتي پيامبر و اهل بيت (ع)



    ۞۞ کودکان در برابر مرگ...!! ۞۞
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞۞ احادیث امامان در مورد ظهور امام زمان (عج) ۞۞
    توسط حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* در انجمن آشنایی با امام عصرعج الله تعالی ظهوره
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: 24-08-1393, 01:32
  2. پاسخ: 50
    آخرين نوشته: 14-02-1392, 12:23
  3. ۞۞لباس در قرآن۞۞
    توسط ❁اولوالالباب❁ در انجمن تفاسير موضوعي
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 29-12-1390, 12:27
  4. ۞۞دانلود فايل فلش زيبا درباره حجاب۞۞
    توسط seyed yasin در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1390, 13:03
  5. ۞۞ آداب معاشرت ۞۞
    توسط محب فاطمه در انجمن فضائل اخلاقي
    پاسخ: 56
    آخرين نوشته: 17-08-1388, 14:47

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •