سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: علایم ظهور از زبان امام صادق- روحی فداه-(حتما بخوانید)

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    تیر 1391
    شماره عضویت
    3187
    نوشته
    11
    تشکر
    1
    مورد تشکر
    18 در 8
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض علایم ظهور از زبان امام صادق- روحی فداه-(حتما بخوانید)

    علایم ظهور از زبان امام صادق (وسفارشات وجود مبارکشان به شیعیان)

    سند : الروضة الكافي / ترجمه رسولى محلاتى، ج‏1، ص: 54

    آيا ندانسته‏اى كه هر كه چشم براه دولت ما باشد و بر آزار و ترسى كه مى‏بيند شكيبائى ورزد فرداى قيامت در زمره ما محشور گردد؟
    پس هر گاه ديدى كه حق مرده، و (حق‏جويان و) اهل حق از ميان رفتند و ديدى كه ستم همه شهرها را فرا گرفته، و ديدى كه (دستورات) قرآن كهنه شده و چيزهائى كه در آن نيست در آن پديد شده، و (آيات آن) طبق دلخواه توجیه و تفسیر شده، و ديدى كه و دین آئين زير و رو گشته چنانچه آب زير و رو شود، و ديدى كه اهل باطل بر اهل حق بزرگى جويند، و ديدى كه شر و بدى آشكار است و از او نهى نشود و هر كه بد كند او را معذور دانند، و ديدى كه فسق وبذهکاری آشكار گرديده،و دیدی.............، و ديدى كه شخص مؤمن مهر بر لب زده و سخنش را نپذيرند، و ديدى كه شخص فاسق دروغ گويد و كسى دروغ و افترايش را بر او باز نگرداند، و ديدى كه (بچه) كوچك (مرد) بزرگ را خوار شمارد، و ديدى كه قطع رحم كنند، و ديدى هر كه را به كار بد بستايند خوشحال گردد و سخن گوينده را به او باز نگرداند و ديدى كه پسر بچه همان كند كه زنان كنند، و ديدى كه زنان با زنان تزويج كنند، و ديدى كه مدح و ثنا (و تملق و چاپلوسى) بسيار گردد، و ديدى كه مرد مال خود را در غير راه اطاعت خدا خرج كند و كسى از كار او جلوگيرى نكند و دستش را نگيرند، و ديدى كه چون شخصى كوشش مؤمن را (در اطاعت خدا) بيند از كوشش او به خدا پناه برد، و ديدى كه همسايه همسايه دیگر را آزار دهد و مانعى براى او در اين كار نيست، و ديدى كه كافر خوشحال است از آنچه در مؤمن مى‏بيند و شاد است از اينكه در روى زمين فساد و تباهى بيند، و ديدى كه شراب را آشكارا بنوشند و براى نوشيدنش‏
    گرد هم برآيند كسانى كه از خداى عز و جل نمى‏ترسند، و ديدى كه امركننده به معروف خوار است، و فاسق در آنچه خدا دوست ندارد نيرومند و ستوده است، و ديدى كه اهل قرآن و تفسير خوارند و هر كه آنان را دوست دارد نيز خوار است، و ديدى كه راه خير بسته شده و به راه شر و بدى رفت و آمد گردد، و ديدى كه خانه كعبه تعطيل شده و دستور به نرفتن آن ميدهند، و ديدى كه مرد به زبان گويد آنچه را عمل بدان نكند، ودیدی .........................، و ديدى زنان نيز چون مردان براى خود انجمنها ترتيب دهند، و ديدى در فرزندان عباس كارهاى زنانگى آشكار شد و خضاب كنند و سر را شانه زنند و موهای خود را بلند کنند چنانچه زن براى شوهر خود خضاب كند، و ..................، و پولدار عزيزتر از مؤمن باشد، و ربا آشكار شود و بر آن سرزنش نشود، و ...................، و ديدى بيشتر مردم و بهترين خانه‏ها آن باشد كه با زنان در هرزگى آنها كمك كنند، و ديدى كه مرد باايمان غمناك و پست و خوار گردد، و ديدى كه بدعت و زنا آشكار گردد، و ديدى كه مردم بشهادت ناحق اعتماد كنند، و ديدى كه حرام حلال شود و حلال حرام گردد، و ديدى كه دين به رأى تعيين شود و قرآن و احكام آن تعطيل گردد، و ديدى كه از روى گستاخی و جسارت بر خدا مردم براى انجام كار بد انتظار آمدن شب را نكشند، و ديدى كه مؤمن نتواند كار بد را انكار كند جز به دلش، و ديدى كه مال كلان در
    مورد خشم خداى عز و جل خرج شود، و ديدى كه زمامداران به كافران نزديك شوند و از خوبان دورى گزينند، و ديدى كه فرمانروايان در داورى رشوه گيرند، و ديدى كه حكومت و فرمانروائى در مزايده قرار گيرد، و ديدى كه خويشاوندان محرم را نكاح كنند و به همان ها اكتفا كنند، و ديدى كه بصرف تهمت و سوء ظن مردم را بكشند، و در باره ....................، و ديدى كه زن بر مرد خود مسلط شود و كارى را كه مرد نميخواهد انجام دهد و بشوهر خود خرجى ميدهد، و............، و بخوراك و نوشيدنى پستى تن در ميدهد، و ديدى كه سوگندهاى دروغ به نام خدا بسيار گردد، و قمار بازى آشكارا شود، و شراب را بدون مانع علناً بفروشند، و ديدى زنان خود را در اختيار كافران گذارند، و ديدى ساز و ضرب علنى گردد و بر سر كوچه و بازار آشكارا زنند و كسى از آن جلوگيرى نكند و كسى جرأت جلوگيرى آن را ندارد، و ديدى مردم شريف را خوار كند كسى كه مردم از تسلط و قدرتش ترس دارند، و ديدى كه نزديك‏ترين مردم به فرمانروايان كسى است كه به دشنام گوئى ما خانواده ستايش شود، و ديدى هر كس ما را دوست دارد دروغگويش دانند و شهادتش را نپذيرند، و ديدى بر سر گفتن حرف زور و ناحق مردم با همديگر رقابت كنند، و ديدى كه شنيدن قرآن بر مردم سنگين و گران آيد و در عوض شنيدن چيزهاى ناروا براى آنها آسان و مطلوب است، و ديدى كه همسايه همسايه را گرامى دارد از ترس زبانش(یعنی می ترسد که او را لو دهد)، و ديدى حدود خدا تعطيل شده و در آن طبق دلخواه خود عمل كنند، و ديدى كه مساجد طلاكارى و نقاشى شود، و ديدى راستگوترين مرد پيش آنها كسى است كه‏به دروغ افتراء بندد، و ديدى كه شر و سخن چينى آشكار گردد، و ديدى كه ستمكارى شيوع يافته، و ديدى كه غيبت را سخن خوش مزه و نمكين شمارند، و مردم همديگر را بدان مژده دهند، و ديدى كه براى غير خدا به حج و جهاد روند، و ديدى كه سلطان به خاطر كافر مؤمن را خوار كند، و ديدى كه خرابى بر آبادانى چيره گشته، و ديدى كه زندگى مرد از كم فروشى اداره مى‏شود، و ديدى خونريزى را آسان شمارند (و اهميتى در نظر مردم ندارد)، و ديدى كه مرد براى غرض دنيائى رياست مي طلبد و خود را به بدزبانى مشهور مي سازد تا از او بترسند و كارها را به او واگذارند، و ديدى نماز را سبك شمارند، و ديدى كه مرد مال بسيار دارد و از وقتى كه آن را پيدا كرده زكاتش را نداده، و ديدى كه گور مرده‏ها را به شكافند و آنها را بيازارند و كفنهاشان را بفروشند، و ديدى كه آشوب بسيار است، و ديدى كه مرد روز خود را به نشئه (شراب) به شب برد و شب را به مستى صبح كند و به وضعى كه مردم در آنند اهميت ندهد، و ديدى كه حيوانات را نكاح كنند، و ديدى كه حيوانات همديگر را بدرند، و ديدى كه مرد به نماز خانه خود رود و چون برگردد جامه در تن ندارد، و ديدى دل مردم سخت و چشمانشان خشك شده و ياد خدا بر آنان سنگين آيد، و ديدى كسبهاى حرام شيوع يافته و بر سر آن رقابت كنند، و ديدى كه نماز خوان براى ريا و خودنمائى نماز مي خواند، و ديدى كه فقيه براى غير دين مسأله مى‏آموزد و طالب دنيا و رياست است، و ديدى كه مردم با كسى هستند كه پيروز شود، و ديدى كه هر كس روزى حلال مي جويد مورد سرزنش و مذمّت قرار مي گيرد و جوينده حرام مورد ستايش و تعظيم قرار ميگيرد، و ديدى كه در حرمين (مكه و مدينه) كارهائى كه خدا دوست ندارد انجام گيرد، كسى از آنها جلوگيرى نكند و ميان مردم و انجام آنها كسى مانع نشود، وديدى كه ساز و آواز در حرمين آشكارا گردد، و ديدى كه اگر كسى سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند ديگران او را نصيحت كنند و بگويند: اين كار بر تو لازم نيست، و مردم به همديگر نگاه كنند (و هم چشمى كنند) و به مردم بدكار اقتداء كنند (و باصطلاح امروز مدپرستى شايع گردد) و ببينى كه راه خير و طريقه آن خالى است و مشترى ندارد، و ديدى كه مرده را به مسخره گيرند و كسى براى مرگ او غمناك نشود، و ديدى كه هر سال بدى و بدعت تازه بيش از گذشته پيدا شده، و ديدى كه مردم و انجمنها پيروى نكنند مگر از توانگران، و ديدى كه به فقير چيز دهند در حالى كه به او بخندند و براى غير خدا به او ترحم كنند، و ديدى كه نشانه‏هاى آسمانى پديد آيد ولى كسى از آن هراس نكند، و ديدى كه مردم بر هم بجهند چنانچه حيوانات بر هم مي جهند و هيچ كس از ترس كار زشتى را انكار نكند، و ديدى كه مرد در غير اطاعت خدا زياد خرج كند ولى در مورد اطاعت از كم هم دريغ دارد، و ديدى ناسپاسى پدر و مادر آشكار گشته و پدر و مادر را سبك شمارند و حال آنها در پيش فرزند از همه بدتر باشد و فرزند خوشحال است كه بآنها دروغ بندد، و ببينى كه زنها بر حكومت غالب گشته و هر كارى را قبضه كنند، و كارى پيش نرود جز آنچه طبق دلخواه آنان باشد، و ديدى كه پسر بپدر افتراء زند و به پدر و مادر خود نفرين كند و از مرگشان خوشحال شود.
    و ديدى اگر روزى بر مردى بگذرد كه در آن روز گناهى بزرگ نكرده باشد مانند هرزگى يا كم‏فروشى يا انجام كار حرام يا ميخوارگى آن روز گرفته و غمناك است و خيال كند كه روزش به هدر رفته‏و عمرش در آن روز تلف شده، و ديدى كه سلطان خوراك را احتكار كند، و ديدى كه حق خويشاوندان پيغمبر (خمس) به ناحق تقسيم شود و به دان قمار بازى كنند و ميخوارگى كنند، و ديدى با شراب مداوا كنند و براى بيمار نسخه كنند و بدان بهبودى جويند، و ديدى كه مردم در مورد ترك امر به معروف و نهى از منكر و بى‏عقيده‏گى بدان يكسان شوند، و ديدى منافقان و اهل نفاق سر و صدائى دارند و اهل حق بى‏صدا و خاموشند، و ديدى كه براى اذان گفتن و نماز پول گيرند، و ديدى كه مسجدها پر است از كسانى كه ترس از خدا ندارند، و براى غيبت و خوردن گوشت مردم حق (بوسيله غيبت) به مسجد آيند و در مسجدها از شراب مست‏كننده توصيف كنند، و ديدى كه شخص مست كه عقل از سر او بر اثر مستی رفته بر مردم پيشنمازى كند و به مستى او ايراد نگيرند، و چون مست گردد گراميش دارند و از او ملاحظه كنند و بدون بازخواست او را رها كنند و او را بمستيش معذور دارند، و ديدى هر كه مال يتيمان به خورد شايستگى او را بستايند، و ببينى كه داوران به خلاف دستور خدا داورى كنند، و ديدى كه زمامداران از روى طمع خيانتكار را امين خود سازند، و ديدى ميراث (يتيمان) را فرمانروايان به دست مردمان بدكار و بى‏باك نسبت بخدا داده‏اند (تا مقدارى را بآنها دهند و ما بقى را خود بالا كشند) از آنها حق و حسابى بگيرند و جلوى آنها را رها كنند تا هر چه ميخواهند در آنها انجام دهند، و ببينى كه بر فراز منبرها مردم را به پرهيزگارى دستور دهند ولى خود گوينده آن به دستورش عمل نكند، و ديدى كه وقت نمازها را سبك شمارند، و ديدى كه صدقه را بوساطت ديگران به اهلش دهند و بخاطر رضاى خدا ندهند بلكه روى درخواست مردم و اصرار آنها بپردازند، و ببينى كه تمام غم و اندوه مردم در باره شكم و عورتشان است، باكى ندارند كه چه بخورند و با چه نكاح كنند، و ببينى كه دنيا بآنها روى آورده، و ببينى كه نشانه‏هاى‏ حق مندرس و كهنه گشته. در چنين وقتى خود را به یاد اور و از خداى عز و جل نجات بخواه و بدان كه (در چنين وضعى) مردم مورد خشم خداى عز و جل قرار گرفته‏اند و خداوند به خاطر كارى است كه بآنها مهلت داده، مراقب باش و كوشش كن تا خداى عز و جل تو را بر خلاف آنچه مردم در آنند مشاهده كند تا اگر عذاب بر آنها نازل گردد و تو در ميان آنها باشى به سوى رحمت حق شتافته باشى و اگر جدا شوى آنان گرفتار شوند، و تو از روش آنان و بى‏باكى آنها نسبت به خداى عز و جل بيرون باشى، و بدان كه به راستى خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نكند، و همانا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است

  2. تشكرها 3

    فاتح خیبر (16-04-1391), قیام (16-04-1391), مدير اجرايي (17-04-1391)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی